سه ماه بود مرتکب جرمی به نام سرایش شعر نه شده بودم ؛اما دیدم دوستم جناب شبروز هر روز عزل   ناب و نیکو می سراید .و حسدم آمد. از باب حسد اینک مرتکب جرم مکرر شدم .

محتاج

عزل

تا زنده ام زندگی هر برهه عزت است  + شکر خدا که یار ورفیقم  منا عت است

هرلحظه ئی که رنج جهان آشکار شد =  آغاز انقلاب و نمادی قیامت است

کام دلم  زدهرگرفتم به زور خویش  = این راهکار تابعی نوعی حذاقت است

من از فراز ء درد جهان شکوه کی کنم =  در ذره ذره قطره خونم شجا عت است

تقدیر من اسیر به تدبیر من شده  = در قید آن نیم که یقینن  حما قت است

بزم جهان بکام همه ساز گار نیست = بد روز نیست آنکه به ذهنش فراست است

دیروز ما که زندگی رنگ بهار داشت =فردای ما بهار مکررضیافت است   

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 10:36 | نویسنده : سیرو س احمد |
ما به گزینش یک راهکار مجبوریم
تفسیر : محتا ج
یکی از آسیب های جد ی جنگ آنست که توا نا ی تمکین به عقلا نیت و قا نون مدار ی را از شهروندان سلب میکند و در
معا وضه آن عنصر تند رو ی , اتکا به احسا س گرا ی ,قضا وت وبینش ها ی عا طفی را در نحوه شخصیت و شگرد ,دید شهروندا ن تلقین میکند .در اکثر کشور ها ی که    جنگ
بر ای چند سا ل متوا تر تسلط دا شته دو لت ها ی پسا از جنگ
 برا ی حل این دشوار ی بر نا مه ها ی ویژه برای کاهش و رفع مشکلا ت فزیو لو ژیکی مرد م وضع و تطبیق کرد ه اند .
دو مین انتخا با ت در افغانستا  ن زما نی صورت گرفت که از یک سو قوتهای جا معه جها نی در حا ل رجعت به کشور ها ی خود بوده و از جا نبی با حضور این نیرو ها افغانستا ن موفق به تا مین امنیت در جریا ن 13 سال اخیر نه شد.
دور اول انتخا با ت با همه فراز ها و فرود ها ی که داشت با مشا رکت مردم پا یا ن یا فته و مرد م با این اقدا م مهم در واقع به جریا ن های تند رو "نه" گفتند . اما به دلیل تعدد نامزدان متأ سفا نه دور او ل بی برند ه با قی ما ند.
دور دوم هم با دنیا ی گرفتار ی مظا هر نا امنی بر گزار گردیده و بعد از ختم آن مشکلا ت فروا نی میا ن دو کا ندید "آقای اشرف غنی احمدز ی و آقای داکتر عبدالله ظهور کرد .
یکی از مشکلا ت قا بل تو جه  به بن‌بست رسیدن، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرد و جنا ح های برنده با واکنش های شتای زده به موقف های نسبتن از هم گسیخته مبادر ت کردند .این تفا وت دید گاه  زمینه را برای آن هموار کرد تا مقا مات سازما ن ملل و امریکاه در این مورد به وا کنش های مشا به
مبا در ت کنند.
روز گذشته یان کوبیش فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان در جلسه‌ای با حضور مقامات دولتی، قضایی و کمیسیون انتخابات افغانستان در کابل شرکت کرد و پیشنهاد داد که برای حل اختلاف کنونی، هشت هزار صندوق رای مورد بازرسی قرار گیرد. در صورت قبول این پیشنهاد، حدود ۴۳ درصد کل آرا در انتخابات دور دوم بار دیگر بازرسی و شمارش می‌شود,بدین ترتیب در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد بخش مهمی از نتایج آرای دور دوم (حدود سه میلیون و پجنصد هزار رای، معادل ۴۳ درصد از آرای کل ماخوذه) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
همزمان ایمل فیضی سخنگوی حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان گفته است نشست امروز از سوی سازمان ملل متحد پیشنهاد شده بود و آقای کرزی نیز با برگزاری چنین نشستی در ارگ توافق کرد.ناظران اتحادیه اروپا در خبرنامه خود همچنین گفته‌اند آمار منتشر شده از سوی کمیسیون انتخابات نشان می‌دهد که ۲ تا ۴ میلیون رای باید بررسی شود.
 جان کری که دو شب پیشتر وارد کابل شد، گفته است که این بن‌بست، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرده و از مقام‌های این کشور خواسته تا با تمرکز بیشتر بر روی بررسی روند شمارش آرا، مشروعیت انتخابات را تضمین کنند.
تا هنوز جزییات دیدار آقای کری با عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی دو نامزد دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان منتشر نشده اما سخنگویان هر دو تیم انتخاباتی در گفت‌وگو با رسا نه ها این دیدارها را مثبت ارزیابی کرده‌اند.
با تو جه به مشکلا ت که فشرده آن گفته شد , ما در یک جا معه پسا از بحرا ن قرار داریم , و یکی از نیا ز ها ی مهم ما مکث در حول و حوش طرزتفکر و دید گاه جا معه جنگ زده است , و نیاز آنست تا اقدا مات ما در جهت ایجا د اعتما د به مرد م معطوف گردد, و حتا دنیا نسبت به تبعأت سو این دشوار توجه فر ما ید.
هم اکنون توجه مرد م و جها ن به این رویداد   متمر کزبوده  و حل ا ین رویدا د یکی از او لویتها ی مهم  دنیا و مردم افغانستان بود ه , با تو جه به منا فع که کشور های ذید خل و دولتمردا ن و اهل بصیرت و سیا ست دارند برای برون رفت از این وضع تلا ش و تمر کز جد ی نما یند .
زیرا در شرایط کنونی نها ی تدبیر و راهکار که برا ی مرد م و دست اند کا ران سیا ست باقی ما ند , گزینش سیا ست مدارا ,تعا مل و تفاهم میبا شد .
بدو ن شک ما در وضعیت کنون با توصل به هیچ راهکار ی به هد ف نخوا هیم رسید و نها ی ترین راهکا ر گزینش سیا ستی بر مبنای سیا ست حفظ دیالوگ سیاسی ,انعطاف پذیری و قرائت رویداد با دید تازه و تمرکز بر اصل تعا مل و تفا هم میبا شد.


 



تاريخ : شنبه بیست و یکم تیر 1393 | 16:27 | نویسنده : سیرو س احمد |

آیا خود مختار ی به منفعت بدخشا ن است ؟

یکی از دوستان در نمایه سایبر ی خود نوشته است که بد خشا ن باید خود مختار ی خود را کسب کند . کسب خود مختا ری برای بد خشان در شعار و ادله کا ر سخت نیست , اما اگر پیرا مون امکا نات , شرا یط وضعیت جغرافیایی ,عوا ید و تولیدات بدخشا ن مکث اند کی گردد , فکرمیکنم در اوضاع و شرا یط موجود این شعار نوعی نا شناختی از شرایط کشور های منطقه ,بدخشا ن و  سایر نگرشهای است که با منا فع اکثریت بد خشا ن سخت در تعا رض اند. اگر هرا ت , جلا ل آباد ,قندهار و مزار این داعیه را آغاز کنند بی منا سبت نیست . چون این ولایا ت اکثر با کشورهای مرز و همجوار ی دارند که سالیانه به ارزش ملیاردها  افغانی از مدارک محصول گمرکی  به عوا ید ملی کشور  افزوده میشود .

اما بد خشان تنها با تاجکستان مرز ترانزیتی در مسیر رود خا نه آمو داشته , و تا جکستان از نگاه اقتصادی در ردیف کشور های کم بضاعت شمرده میشود. و چین به دلایل حضور جر یانهای رادیکالی از قرابت با بد خشا ن به شده نفرت داشته و به خوبی میداند , در این معا مله کساد فرا وا نی را کسب خوا هد کر د .

 



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد 1393 | 16:33 | نویسنده : سیرو س احمد |

معرفی کتاب

نوروز جشن جهانی جشن باستا نی حوزه تمدنها نا م کتاب است که اخیر ن محتوا ی آن به همت دانشمند شناخته شده کشور آقای داکتر شمس الحق آریانفر تد وین و پژوهش و بنگاه انتشارات میوند {بام } آنرا به حله ئی چا پ آراسته است . در مورد پیشینه و سر گذشت نوروز تا اکنون نوشته ومقا لا ت گونه گون به زیور چا پ آراسته شده، اما محتوا ی که حا مل آگا هی و اطلا عات گسترده  و جا مع در باره پیشینه ، تا ریخ و سیر تکوین نوروز با شد به آذین چا پ آراسته نه شده بود .

در آغاز سا ل 93که کشور ها ی عضو نوروز به دعوت آقای کرزی به کا بل آمد ند ، علاقه داشتم این کتاب ارجنا ک به آذین چاپ آراسته و برای مهما نا ن هدیه گردد . اما هر بهانه و دشوار ی که در راه رفتنش به سوی ماشین چاپ پیش آمد ، کتا ب بی زبان نتوا نست در موقع معین چا پ گردد .

  قلبن دلهره داشتم که واقعن من در امر چا پ این اثر پژوهشی تلاش   بجا و موثر انجا م ندادم ،‌اما از بخت خوش  چند روز پیش دیدم که کتا ب به آذین چا پ آراسته شد و با قطع خشتی نسبتن زیبا در بازار کتا ب حضوریا فته است .

در نخست ،سیر تاریخی نو روز و انگیزه ء ما ند گا ری آن از زاویه ها ی گونه گون به پژوهش گرفته شده و نویسنده با مراجعه به سر چشمه ها ی گونه گون تعریف و تصویر پژوشگرانه ئی از تکوین و پیدا یش نو روز ارائیه کرده است .

در بخشی از کتا ب به باور های تا ریخی به استناد این اسطوره که کیومرث نخستین انسا ن و فر ما ن روای آریا ئی بود که نو روز را به مثابه روز زایش و زندگی تازه بر سمیت شنا خته ،و یا هم در همین روز جغرافیای تحت قیمومیتش را بین فرزندان خود تقسیم کرد ، اطلا عات تازه ئی را در محتوا ی خود دارد .

افزون بر باور های تاریخی که بیشتر منبعث و متأ ثر از اسطوره اند ، بر باور های دینی مکث محقق داشته و با آوردن نقل قول ها ی مستقیم از البیرونی به شرح این رویداد می پر دازد ." گفتند نا م این روز هر مزد است و هر مزد نا م آفرید گار است . گفتند در این روز تهمورث بر دیوان که برکت را برده بودند پیروز شد آیین ستاره پرستی را زایل کرده و دین قدیم را جا ری ساخت."

این اسطوره به تإ سی از هرروایت و حکا یت که باشد تا هنوز در بر خی روستا های افغانستان ارج گزاری و برگزاری آن معمول و مروج است . یکی از دو ستانم که چندی پیش از بد خشا ن به کا بل آمده بود ، سر گذشت شنیدنی از سفر خویش که مدت یکماه پیا ده آمده بود ، داشت .

دوستم حکا یت کرد که در هنگا م سفر به دلیل بسته بوده راه ها مجبور شدم از راه ولسوالی درواز تا بدخشا ن بیا یم ،در مسیر را ه در دهکده ئی به نام" ماه نو" مهمان یک دوستم در روز سوم سال نو بودم . اتفا قن در چار سوء باغش جشن و بزم زنانه بر پا بود . علت بر گزاری مراسم را از دوستم استسفار کردم گفت: در این روز زنان به ختم و خیرات و بزم مبادرت میکنند و بعد از پا یان بزم برسم نیاکان دعا میکند که دیوان و پریان بلاو نکبتی را بر سر فصل ها نیا رند و از خدا وند میخواهند که سال پر بار و برکت را نصیب شان کند . ارج گزاری و بر گزاری از سال نو با این شگرد و شیوه به هر مناسبت که باشد به معنای پیوند این مراسم با آیین ها ی گذشته شمرده میشود.

 

                                                                                                  



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 | 15:39 | نویسنده : سیرو س احمد |

خشم و خوف

آفتاب از کمر آسمان رو به سوی افول نهاده بود ، وتعفن باروت فضای پیرامون ما را در اسارت داشت ، در سیمای سر بازان آثار تعب ، رخوت و ترس به روشنی دید میشد ، گا ه، گا هی صدای انفجار راکت و هوا پیما های میگ و سو 27 در آسمان وزمین ارغنداب پیدا می شد. اما در میان صفوف پیاد ه نظام این سو و آن سوء خط آرامشی به گسترد گی آرامی تلا طم پیش از توفان حا کم بود .

در چنین فضای بدون شک سربازان حق داشتند خوا ب کنند ، مصروف نان ونمازباشند و برخی هم از باغ ها ی پیرامون خود میوه بخورند و گروهی مصروف وظایف گزمه و نگهبا نی باشند .

اما این آرامی کوتا ه بود ، ویکباره از میا ن باغها ، جویها ، درختا ن و اراضی به شدت تگرگ کلا شینکوف ، راکت آر پی جی هفت ، توپ بی پسلگد و راکت ها ی میزایل نوع بی ایم 12 بالای نیرو های ما آغاز شد ، در این فضا آنچه که بیش از هر رخدادی توجه ما را به خود معطوف کرده بود ، یافتن سنگر مستحکم و یا راه رجعت به موقعیت مناسبتر بود .

اراضی ارعندا ب :

ارغنداب یکی از ولسوا لی های سر سبز و جنگلزار است که نهر شا هی اکثر این ولسوالی را سیرآب میکند ، مو جودیت و احداث بند" داله" کمک بزرگی برای سر سبزی و تربیت انوا ع درختا  ن مثمر و غیر مثمر را مسا عد کرد ه است .

اما وجود چنین جنگلزار برای هر مها جمی بزرگترین سد در راستای تسخیر هدف بود ،و در واقع هر جویچه انگور محکمترین موضع بتونی برای کسی شمرده میشود که در عقب آ ن قرار دارد . بر مبنای تیوری تعرض در اراضی جنگلزار فعالیت قوا ی

میکا نیزه به شدت آسیب پذیر بوده و به قول انگلیسها  "هر تانکی ازتعرض در اراضی مسکونی و جنگلزار نفرت دارد" .

با استفاده از چنین فر صتی مخالفان شدید ترین تهدید را برای قوای که در حا ل تعر ض بودند ، می توانستند به بار آورند ، زیرا ضعف مورال ، نا بلدی سر بازان به اراضی وگستر دگی جبهه تهدید های جدی بود که در فر صت کو تا ه  دشوار بود به نقطه قوت تبدیل گردد ، و کوتا ه ترین تاکتیک در این جنگ مصروف سازی ،رجعت به موقیعت منا سبتر و اتخاذ پالیسی تازه برای کشا نیدن مخالفان به اراضی هموار بود ، تا با کشف نقاط آتش آنها را تهدید و موقیعت مناسبتر کسب کرد.

لهذا موج رجعت توأم با ترس و تهدید آغاز شد و من بهترین گزینه برای رجعت داخل شدن به نهر را برای مصوءنیت سر بازانم دانستم ،لهذا تما م قوتهای خود را در شش تیم تنظیم ، و هر تیم موظف بود تا رجعت تیم همجواررا که با  تهدید نزدیک رو در رو است  مصروف ساخته و زما نیکه تیم رجعت کننده موقیعت مناسب اتخاذ کرد ،تیم اولی دیگر را حمایه و به این وسیله داخل نهر شده و تا دامنه کوهی که مشرف بر زیارت با با ی ولی است   رجعت ادامه یابد .

و این تا کتیک در آنروز بسیار موثر بود ، وسر بازا ن من بدون تلفات به موقعیت مناسب که من در ذهن داشتم رجعت نمودند و

سا عت دو نیم بجه    جر یا ن رجعت پایان یافت .

 من موضو ع را با اجرأ ت که صورت گرفته بود به ِژنرال اسک گزارش کردم ،  جنرال اسک از وضعیت قوتها ی همجوار از من  استسفار کرد ، من که از وضعیت قوت همجوار آگا هی نداشتم ، وقت خواستم و شتابناک در جستجوی فرمانده کندک 53 شدم .

در نزدیک نهر موتر کراز روسی توقف بود ، یکی از نگهبا نان گفت : در سیت موتر فر مانده مصروف خوردن غذا است ، نزدیک شدم دیدم مردی که دریشی بها ری کوماندوی بر تن دارد در سیت موتر در دستش کنسرو لوبیا سپید است و با حرص آنرا میخورد ،  احوا ل پرسی کردم و گفتم فرما نده قول اردو از وضعیت شما از من پر سا ن کرد . در سیما و چشما نش که آثار خشم و خوف یکجا شده بود ،گفت :" نباشد خیر است  هفت نفر شهید و چار زخمی داریم "

و من از آنروز به این سو معنای خیرت را با بار معنای کا ربر دیش در جبهه جنگ دانستم .

منبع : یاد داشتهای شخصی ام

بقیه دارد



تاريخ : سه شنبه بیستم خرداد 1393 | 11:56 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

قطعه

زندگی مضمون عشق و آروز ست

زندگی با آرزو راه نکوست

زندگی با آرزو عیش و نشاط

زندگی بی آرزو شبه ممات

زندگی با آرزو عیش بزرگ

آرزو باید بود خیلی سترگ

در پی یک آرزو باید دوید

در میان خس وگل باید خزید

تا به وفق تو شود دنیای دون

ورنه در حسرت گدازی با جنون



تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393 | 13:16 | نویسنده : سیرو س احمد |

 او با ما؛ بخا نه ما  آمد اما سلا م نداد

تفسیر بر خبر

محتا ج

"باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سفری غیرمنتظره، شبانه وارد فرودگاه هوایی بگرام در شمال کابل شده است.

براساس گزارشها او برای نظارت بر روند فعالیت نیروی نظامی آمریکا به افغانستان رفته و برنامه ای برای دیدار با مقامات افغان ندارد.

کاخ سفید در بیانیه ای در مورد عدم برنامه دیدار باراک اوباما با مقام های دولت افغانستان نوشت: "همانطور که گفته ایم، برنامه ای برای ملاقات دو جانبه با  کرزی یا دیدار از کاخ ریاست جمهوری وجود نداشت. رئیس جمهور احتمالا در روزهای آتی تلفنی با ریس جمهور کرزی صحبت خواهد کرد و همچنین چشم انتظار همکاری با رئیس جمهور بعدی افغانستان پس از تکمیل روند انتخابات است.

ارگ ریاست جمهور ی  در بیانیه ای نوشته بود که دولت  حاضر است در ارگ ریاست جمهوری از رئیس جمهور آمریکا یک پذیرایی "گرم" به عمل آورد اما قصد ندارد برای دیدن او به بگرام برود.

آقای اوباما ساعاتی پس از ورودش به پایگاه هوایی بگرام برای نیروهای آمریکایی مستقر در این پایگاه سخنرانی کرد.

او گفت به اینجا (بگرام) آمده است تا از نیروهای آمریکایی که هزاران فرسنگ دور از آمریکا برای کشور شان خدمت می‌کنند تشکر کند." نقل قول از سا یت فارسی بی بی سی

دید گاه که در این بخش به بررسی و تحشی گرفته میشود ، چکیده دید گاه یک افغان که بیشتر محور دیدش بر حول وحوش رویداد ها ی خبر ی معطوف است ، میبا شد . سفر آقا ی او با ما به افغا نستا ن در بحبوحه کار زار   دور  دوم انتخا بات میتواند توجیها ت فروانی را برای ذهن من عا ید نما ید . زیرا این سفر به هر بها نه و منا سبت که با شد از دید من ,گرم تر ین مناسبتش همپیوند با رویداد ها ی داغ کنونی جا معه ما ست که در حا ل شکل گیر ی و باز کرد ن با ب تا زه اند .

امریکا یها در افغا نستا ن در فرایند 13 سا ل اخیر همکا ریها ی فرا وا نی را انجا م  داد ه اند ، از دید اکثر مرد م افغا نستا ن آنچه را که امروز ما د رافغانستا ن به نا م دموکراسی، آزادی بیا ن و باز سا زی کشور ویرا ن شد ه شا هد هستیم ، به حما یت مستقیم امریکا بود ه و در راستا ی روحیه تشر یک مسا عی برا ی سا یر کشور ها نقش مو ثر را  دا شته است .

از جا نبی این کشور با همه توا نای و امکا نا ت نظا می اش تا هنوز موفق نه شده است ،فعالیت ها ی تخریبی  سا زما نها ی رادیکا ل از جمله سا زما ن القاعده را  از بین ببرد .

ممکن یکی از عوا مل کند ی مبارزه با سازما نها ی رادیکا ل ظهور چالش ها ی جدی د رخا ور میا نه ، افریقا و کشور ها ی جنوب آسیا با شد ، اما جد ی تر ین چا لش دشوار یها ی اقتصا د ی است که در جر یا ن هشت سال گذشته دامنگیر اقتصاد ملی امریکا بود ه و در این مد ت ما یه نگرا نی برای امر یکا شده است .

لهذا برای امریکا یها از بین برد ن اسا مه به معنا ی حل مشکل اصلی بود ه و در جریا ن یک سال اخیر دو لت امریکا مساله افغانستا ن را تا حدی کم اهمیت دا نسته است . اما انکشا فا ت  و موضعگیر ی ها ی اخیر چین و روسیه تا حد ی دید گا ه

 امر یکا را نسبت به رویداد ها ی افغانستا ن گر م سا خته وشک نیست  که امریکا در پیوند با رویداد ها ی منطقه به راهبرد تا زه نیا ز داشته با شد .  زیراچا ق شدن چالش ها ی افغا نستا ن د رآینده نه تنها سبب ایجاد نگرا نی برای کشور ها ی دخیل است ، بلکه تبعأ ت منفی این فرایند متوا ند د رآینده محسوس با شد .

لهذا گر می و حفظ روا بط افغانستا ن با کشور ها ی ذید خل نیاز جدی متقا بل بود ه و دست آورد ها ی آیند ه منوط و منحصر بر اینگو نه پیوند ها ست .

اما سفر آقا ی او باما در یک شرا یط حسا س و سر نوشت سا ز به افغانستا ن  افزو ن بر آنکه اهمیت سیاسی خود را دارد ، در متن و محتوا ی آن پیا م ها ی گفته و نا گفته فروا نی مرموز است .  شایسته آن بود ریس جمهور امر یکا بتأ سی از عرفها ی پذیرفته دپلو ما تیک حد اقل سر ی به کا بل میزد ، اگر سر با زا ن امریکا ی با نیروها ی سازما نهای رادیکا ل مصروف مبارزه اند ، حد اقل مردم افغانستا ن هم به مثا به متحد استراتیژک آرزو داشتند ، یک مصا حبه ء دست گرمی و کوتا هی با مهما ن خود داشته با شند . در عرف و فر هنگ افغانها در چار سوی درب منزل صا حب خا نه گشتن و کوتاه پرسشی از او نکردن میتواند تدا عی کنند ه مفا هیم گو نه گون با شد .

این اقدا م میتوا ند بزرگ منشی و تگ محور ی مهما ن نا خوا نده با ر معنا ی بد هد ، این کنش میتواند به معنا ی بی التفاتی به حالت صا حب خا نه با شد و این هنجا  رنا هنجار میتوا ند در تعا بیر و تفا سیر گونه گون معنا و تو جیه شود .

ودها تفا سیر و تعا بیر ی که  نقب زدن به محتوا ی آنها با ر کج معنا ی دارد . و عرف معروف آنست که مهما  ن معمولن بر صا حب خا نه وقتیکه وارد  منزل میشود سلا م میدهد ، اما اوبا ما به خا نه ماآمد و بر صاحب خا نه سلا م نداد .



تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 13:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

نکته

اگر انگیزه و علا یق ود لبستگی را نسبت به آنچه که ما به حیث ارزش میشنا سیم ،  از ذهن و ضمیر خود یکسو نهیم زندگی با همه سبزی و زیبایش در یک برهه بی معنا میشود . ایده ها و باورها در وا قع زندگی ما را معنا دار و زیبا میسا زند ،هما ن با ور ایما ن که گلخن را بر ابراهیم گلستا ن و عار حرا را برای پیا مبر مصؤن ترین مکان برای نجا تش از تهد ید دشمنا نش سا خت .

وا قیعت آن بود که در زمان حضور ابرا هیم در ژرفنا ی آتش ، آتش هما ن خصو صیت سوزند ه و داغ  همیشگی خود را داشت، و عار حرا هم در آن حد ی مصؤ ن نبود که مطمین تر ین ابزار نجا ت برا ی پیا مبر شمرده شود ، اما ایما ن ابراهیم آتش را ازگلخن به گلستا ن و باور  پیا مبر عار حرا را به دژ که مبرا از تهدید است تبدیل کرد .

آینده ما در واقع فشرده مجموعه باور و ایما ن است که امروز ما نسبت به زند گی داریم ، و این با ور ایما ن برای فردا ی ما زیر

 سا خت زندگی ،کا مروا ی و نا کا می ما خوا هد شد .

اگر به خوشبختی فردا شیفته هستیم بیا یید همین امرو ز با پر ورش با ور و ایما ن مثبت برای فردا فضا ی سبز و  پر سعا دت بسازیم . در غیر آن فردای ما سر شار از نکبت و کابو س خوا هد بود .



تاريخ : شنبه سوم خرداد 1393 | 9:3 | نویسنده : سیرو س احمد |
مصا حبه با مادرم
یاد رو ز ها ی گرمی که جوا ن بود م و تهیه خبر ،گزار ش و مصاحبه مهمترین مشغله زند گی من بود ، از خوا ب که بیدار می شدم به این فکر بود م که امروز جهت شکار یک رو یداد چا ق که بتوا ند اغذیه تا زه برای صفحه روز نا مه با شد ، از کجا خبر ، گزار ش و مصا حبه تهیه کنم ، با عشق و شیفتگی گا هی مجا ل مصا حبه با شخصیت ها ی حکمی و حقو قی و گا هی با مرد ه شور ها و گاهی با قبر کن و گاهی هم با فر ماند ها ن جنگ و خدا یان تفنگ را میا فتم .
اکنون که پیر م با مادر مصا حبه میکنم . یک مصا حبه ویژه و استثنا ی ، زیرا در تا ریخ رو ز نا مه نگار ی تا هنوز هیچ خبر نگاری با مادر خود مصا حبه نکرده است . لهذا من امروز پا ی صحبت مادر م می نشینم و با پر سش ها ی نا متعا رف و غیر معمول از مادر م میپرسم .
ما در سلا م !
پرسش:        روی کدا م انگیزه مرا به دنیا آور دی ؟
پا سخ :       انگیزه را نمی شنا ختم اما رو ی جبر و عشق که بزند گی داشتم .
پرسش :      کدا م عشق ؟
پا سخ :     عشق که بر مبنا ی نیا ز نا متعا رف و مجهول بود و در آ نزمان تعریف نداشت .
پر سش :   اکنون کمی در باره بار معنای وا ژه مادر، دید خود را بگو !
پاسخ :    واژه های مادر ، مربی و پیا مبر با هم مترا دف و بار معنا ی مشتر ک دارند ،در هنگا میکه عشق سبب ساز وصلت شد واژه ما در با ر معنا ی کنون را نداشت .اما هنگا میکه مادر استعداد خودرا در تولد همنوع تجر به کرد دریا فت که مهم تر ین
ما موریت زند گی را خدا برای ما در ، مر بی و پیا مبر داد ه است . اگر ما در نتواند در شنا خت و تعریف این ما موریت موفق شود مادر نیست .
پرسش :       پس این موجود اگرما موریت خود را نداند چیست وکیست ؟
پاسخ :         این موجو د آدم است و آدم از واژه ادیم ترکیب شده و با ید پیرامون بار معنایش خود ت فکر کنی .
پرسش :      مادر پیرا مون ما موریت موفقا نه و یا...خود چه نظر داری ؟
پاسخ :       پسرم شایسته آنست که تو خود ت در مورد این موضوع اندکی فکر کنی ، اگر در محیط پیرا مونی ، خا نوا ده و جا معه انسا ن خیر و نیکو کار هستی، به درستی بدا ن که ما موریت من موفقا نه است ، و اگر نتوا نسته ام تو را برای جامعه عضو فعال و مدبر تر بیت کنم ، در گور رنج خوا هم برد ، و زیر بار مسوو لیت ما دری در دو جها ن مورد موا خذه خوا هم بود .



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 | 5:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

 فردا میزا ن دلبستگی شهر ما به کتا ب محک میشود ، و شهر  کابل به بهانه روز کتاب ، گرایش و دلبستگی شهر وندا ن خود را به فر هنگ به آزمو ن میگیرد . ما منتظر استفاد ه از دیدار کتا ب دو ستان به بهانه بازدید از نمایشگاه هستیم .  زمان 4عصر : مکان پارک تیمور شاهی  .



تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 14:45 | نویسنده : سیرو س احمد |
براساس آمار رسمی درحال حاضر ۱۹ هزار زندانی درسراسر افغانستان وجود دارد که نزدیک به هزار تن آنها زنان هستند.



تاريخ : چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 | 8:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

در اثر رانش زمین بتاریخ 12 ثور 2700 تن در بدخشان در متن خاک فرو رفت ، ولسوالی ارگو که یکی از ولسوا لیهای بدخشا ن است در جریا ن یک قرن اخیر چنین تجربه هولنا ک و خانمان سوز را هر گز تجربه نکرده بود. در اوایل وقوع رویداد انتظار میرفت شمار قربانیا ن این حادثه بیش از 200 تن نباشد ، آما ر تازه حاکی از آن است که شما ر تلفات بیش از 2700 تن بو ده و انتظار... میرود این رقم د رحال بلند رفتن با شد.
ولسوا لی ارگو یکی از ولسوالیهای است که فقر بیکاری بر سر نوشت مردمش مسط بود ه و اکثر جوا نا ن این ولایت برای کار یا به کشور های همسایه مانند ایران و پا کستان و بر خی از جوا نان آن مصروف اشتغال در ارگو هستند .
سه هفته پیش زمانیکه شب هنگام از بد خشا ن به صوب کابل می آمدم تیل موترم سا عت سه و نیم شب در این منطقه خلا ص شد ، اتفا قن در مسیر راه در حال که باران به شدت جریا ن داشت ، نظرم را د رجوار سرک تانک تیلی به خود معطوف داشت .
هنگا میکه موترم را درجوار یکی از ذخیره ها ی تیل ایستاد کردم مرد میا نه سالی از اطاق برون شد و تیل مورد ضرو رتم را د رتانکی انداختم.
مرد محاسن سفید اصرار داشت که شما مهمان هستید ، و با لا ی ما حق دارید خیر است پولش مهما نی شما .
یاد م آمد که در امان التوا ریخ خوانده بودم که اگر در بدخشا ن کسی از مهمان پول بگیرد بد ترین کا ر را کرده است ، و در فرهنگ بدخشا نیها زشت ترین کار گرفتن پول از مهما ن است این مردم با وجود آنکه فقیر و نادار اند اما د رمنا عت و مهمان نوازی شهره د راما ن التوا ریخ .
بعد از آنکه پو ل او را تا دیه کردم از مرد پرسیدم د ر بدخشا ن جوان نیست که اکثر کار های شا قه را پیر مردا ن انجا م میدهند . مرد گفت: راستی جوا نا ن بدخشا ن اکثر مصروف خدمت سر باز ی در پکتیا ، قند ها ر ،کنر و ... سا یر منا طق کشور اند ، و اگر شب هنگام د رجاده های شهر کابل شما تردد داشته باشید اکثر سر بازان که د رداخل شهر مصروف تا مین امنیت اند بد خشا نی اند .
ودر حادثه کنر اکثر کشته شده گان سر با زان بد خشا نی بودند ، و قرار حکا یت یک دو ستم که ما موریت بررسی رویداد کنر را داشت تنها یک سر باز بدخشا نی مقا ومت کرد و تا آخیر ین گلوله مردانه وار با دشمنا ن کشورش جنگید .
اکنون بد خشا ن سخت زخمی است 2700 تن باشند گا ن برا ی همیش در دل خا ک فرو رفته اند و باز ماند گا ن زخمی شان به التیا م و تداوی وتیمار داری اشد نیاز دارند .
مردمی که با صداقت و استواری در برابر رویداد سپید و سیاه ها همیشه ایستاد ه اند و امروز به دستگیر ی من شما نیاز دارند . اما با دریغ حتا رسانها د داخلی ربرابر یک رویداد با این بزرگی سکوت اند و میخواهند ، از آمار و ارقا م استفا ده کنند که رسا نها ی خارجی آنرا باز تا ب میدهند . من امروز در تلویزیون ملی شاهد نشر مجد د رویداد پنجشیر بودم ، رویداد که از نگا ه خبری نشخوار و باسی شده اما بر خی دست اند کا ران نمیدانم به تأ سی از کدا م مصلحتی هر سر ساعت آنرا دو بار ه بازتا ب میدهند ، و فاجعه بد خشا ن با همه گستردگیش هم چنا ن تا هنوز اغذیه چاقی برای رسانها ی افغانستا ن نیست .



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 20:45 | نویسنده : سیرو س احمد |

آبی میرزا یا دختر مالستانی؛ نگاهی به موسیقی محلی افغانستان

اطلاعات، سواد نیست / سواد، خرد نیست / خرد، حقیقت نیست / حقیقت، زیبایی نیست / زیبایی، عشق نیست / عشق، موسیقی نیس/ موسیقی بهترین است.

اگر بخواهیم به عمق این گفته فرانک زاپا، موسیقی دان آمریکایی، پی ببریم شاید بهترین راه گوش سپردن به ساز و آواز صفدر خیرعلی باشد که زیر درخت باغی نشسته و می خواند: "عجب چشمی سیایی باز داری/ عجب مژگانی تیرانداز داری " و چنان دمبوره (نوعی تنبور افغانی) می زند که خیال می کنی از سیاره ای دیگر آمده و همه چیز این موسیقی زمینی را از بالا دیده است.

در این مقاله قصد دارم تعدادی از هنرمندان معاصر افغانستان را معرفی کنم که به ریشه هایشان متصل ماندند و آثارشان در قالب موسیقی اصیل دسته بندی می شود. بعضی از آنها اسطوره شده اند و بعضی کماکان ناشناسند.

صفدر مالستانی

صفدر مالستانی

صفدر مالستانی هم مانند صفدر خیرعلی از نوازندگان دمبوره و قیچک بود که یکی دو سال پیش درگذشت.

صفدرعلی مالستانی نقش مهمی در رشد موسیقی هزارگی افغانستان دارد و قصه های جالبی پیرامون او هست که مهمترین آنها ماجرای آبی میرزا است.

آبی میرزا یا دختر مالستانی نام خواننده ای است که در میان هزاره های افغانستان بسیار مشهور است. صفدر مالستانی سالها ساز می زد و آبی میرزا می خواند و ترانه ها کاست می شد و به بازار می آمد. این دو از همه فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی افغانستان گذر کردند و از حمله روس ها و ویرانگری فرهنگی طالبان جان سالم به در بردند. ترانه های شیرین آبی میرزا را جوان های افغان همه جا زمزمه می کردند و عاشقش بودند تا اینکه صفدر در سال ۱۳۹۱ شمسی درگذشت و عده زیادی گفتند که آبی میرزا خود صفدر بوده است که با صدای زنانه می خوانده است.

او صدای زیر و زیبا داشت و چون صدایش زیر و باریک و زنانه بود، آبی میرزا را خلق کرد و هنوز هم اکثر مردم آهنگ هایش را به نام آهنگ آبی میرزا می شنوند.

با اینکه بسیاری معتقدند که خواننده زن خوش صدای آثار مالستانی خود اوست اما هنوز هم کسانی هستند که تصور می کنند آبی میرزا زنده است و حتی می گویند که این زن زیبا که صفدر همه عمر عاشقش بوده هم اکنون در قریه نوده زندگی می کند.

به نقل از سایت زیر و بم که به موسیقی افغانستان می پردازد آبی میرزا اینگونه توصیف شده است:

عکس منتسب به دل آرام آغی معروف به آبی میرزا

دل آرام آغی معروف به مادر میرزا در سال ۱۹۲۹ در مالستان غزنیبه دنیا آمد.

او در اوایل فقط آواز می خواند ولی آرام آرام به نواختن دمبوره و غیچک هم پرداخت. با این که از طرف خانواده و مردم مذهبی آن دیار تحت فشار بود، ولی سرودن و نواختن را دنبال کرد و نامش بر سر زبانها افتاد.

آواز دلکش و آفریده های زیبایش توجه بیشتر هنرمندان هزاره را به خود جلب نمود تا جایی که عده زیادی از هنرمندان به اجرای آهنگهایش پرداختند و از وی پیروی کردند. در نتیجه این آهنگها به سبک مادر میرزا شهرت پیدا کرد. با گذشت ایام شهرت دل آرام بیشتر شد و مردم از جاهای دور به دیدن او به مالستان آمدند. این باعث شد تا او از منطقه رانده شود.

و بد اندیشان در جامعه با اتهام بستن به او راهی زندانش کردند. او در زندان آواز می خواند تا اینکه رئیس زندان متوجه هنر آوازخوانی او شد وگفت: "این صدا نباید در زندان بماند" و او را آزاد کرد که به مالستان باز گردد.

آبی میرزا به زادگاهش برگشت و هنوز به زندگی کردن در مالستان وفادار است و در کنار دوستان و اقارب خود در قریه "نو دِه" تهی دست و دل شکسته به سر می برد. او اکنون هشتاد و دو سال عمر دارد و به نظر می رسد که امروز توان آواز خوانی و نواختن دمبوره را ندارد. کسانی که با هنر آبی میرزا آشنایی ندارند برخی از آهنگ های او را به صفدر مالستانی نسبت می دهند. با نبود امکانات در آن روزگار و آن دیار آواز و موسیقی زیادی از وی به یادگار نیست تنها آوازهای پراگنده از وی در دست اند که با صدای صفدر مالستانی باز خوانی شده اند.

به هر حال چه آبی میرزا باشد و چه نه، آنچه در دست ماست آثاری به جا مانده از صفدر مالستانی، استاد دوتار و دمبوره شمال افغانستان است.

بازگل بدخشی

بازگل بدخشی

نامش در جوانی آدینه بود. سواد نداشت و چوپانی می کرد ولی به نوازندگی و خوانندگی علاقه داشت. سی ساله بود که در مهمانی شهردار وقت بدخشان برای نخست وزیر شاه محمود خان و مسئولین دولتی، هنرنمایی کرد و همین باعث شد که به او نام بازگل را بدهند.

بازگل چون در کوه دشت بزرگ شده بود موسیقی را به طور حسی درک می کرد و آثارش بازتابی از فرهنگ کهن بدخشان است که دست نخورده به ما رسیده است. او خودش شعر می گفت و قطعاتش را تنظیم می کرد و مهمترین مهارتش این بود که اشعار داستانی را درقالب موسیقی جا می داد. "عرب بچه" و "مغول دختر" از معروفترین آثار اوست. بازگل جز اولین کسانی است که موسیقی تمثیلی را به شکل چند آوازی ارائه می داد و اجرای افسانه تاریخی "مغول دختر" که از زبان بازیگران زن و مرد و پیر و جوان روایت می شود، یکی از نمونه های عالی کار اوست.

بازگل اشعار عاشقانه هم می سرود و رباعیات عارفانه هم دارد . به سبک کار او و آثارش که بیشتر در مقام های "چهارگاه" و "شــور" اجرا شده اند موسیقی بدخشی گفته می شود و معدود جوان هایی هستند که راه او را می روند

بازگل در سال ۱۳۸۸ شمسی در روستای چنارگنجشکان ولایت بدخشان درگذشت.

بنگیچه

بنگیچه تاشقرغانی، که به جرم نوازندگی به قتل رسید

محمد جان مشهور به بنگیچه تاشقرغانی از نوازندگان به نام افغانستان است. او سازهای مختلفی می زد ولی با ساز دایره به شهرت رسید. بنگیچه در سال ۱۳۵۶ اولین آهنگش را در رادیو کابل ثبت کرد و در سال ۱۹۷۸ هنگامیکه تلویزیون تازه در افغانستان راه اندازی شده بود چند اجرای تلویزیونی انجام داد و بیش از پیش معروف شد. همین شهرت کار دستش داد و دو سال بعد در سال ۱۹۸۰ به دست عده ای افراطی به جرم هنرمند بودن به قتل رسید.

نوارهای زیادی از آهنگهای بنگیچه باقی است که زلزله تاشقرغان و بزکشی از آن جمله است.

بنگیچه طبع شاعری داشت و اشعاری عرفانی در قالب غزل می سرود. او با خواننده ای به نام ماری مهتاب هم اجراهایی دارد که می توان گفت اولین اجراهای ثبت شده در افغانستان است که در آن زن و مرد دوصدایی می خوانند. بنگیچه بعدها این مسیر را ادامه داد و با خوانندگان زن افغان از جمله گل غوتی، فرزانه، عایشه، و نجیبه هم آثاری تولید کرد.

گفته می شود که بنگیچه بسیار شوخ مزاج و خنده رو بود ولی عمیقا از افراطی گری و زورگویی متنفر بود و نظراتش را با صدای بلند اعلام می کرد. او ۵۲ ساله بود که کشته شد.

استاد گدا محمد هروی

استاد گدا محمد هروی

استاد گدا محمد معروفترین شاگرد کریم هروی است. کریم هروی در نوازندگی دوتار متبحر بود و با سازهای رباب، چهار تار, دلربا, سنتور و طبله هم آشنایی کامل داشت. استاد گدا محمد دروس مربوط به دوتار را از کریم هروی آموخت و سپس آن را ارتقا داد. شیوه دوتار نوازی او به دوتار نوازان جنوب خراسان خیلی نزدیک است. او در طول فعالیت هنری پنجاه ساله خود در کابل و هرات برای اجرای کنسرت به پاریس، لندن و سوییس هم سفر کرد و از این رو اعتباری بسیار بیشتر از یک نوازنده محلی دارد. مجموعه‌ای از آهنگ‌های او که با رحیم رباب‌نواز هم‌نوازی کرده در رادیو فرانسه و سویس به ثبت رسیده و توسط جان بیلی، استاد دانشگاه لندن، در انگلستان منتشر شده است.

موسیقی سنتی افغانستان را نمی شود در یک نوشته کوتاه به طور کامل معرفی کرد ولی آنچه مسلم است این است که افغانستان هم به مانند بسیاری از کشورهای قدیمی دیگر با هر قدمی که به دنیای مدرن نزدیکتر می شود از فرهنگ کهن خود جا می ماند. با این حال بدون شک در گوشه و کنار این کشور بزرگ نوازندگان فراوانی هستند که همه چیزشان موسیقی است و فرصت تبلیغات ندارند و کسی از آنها خبر ندارد.



تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 | 18:35 | نویسنده : سیرو س احمد |
من از شرایط شاکی نیستم
اکثردوستا ن خود را که می بینم از زند گی شا کی اند و این وا ژه ها به مثابه پرمصرف ترین واژه در پیام آنها بازتاب می یابد .
لعنت به این زندگی که ما داریم ، شرایط و ضعیت چگونه میشود ؟ چه شرا یط پیش آمده ، رفا قت نما نده و غیره.
اما از دید من ، ما بهترین زند گی را داریم ، همین اکنون که من شاهد طلوع آفتاب و شادابی کابل د ربهار هستم اگر از این موهبت لذت نبرم و خدا را شکر نگو...یم جفای بزرگی در حق خود کرده ام . و در واقع لطف بزرګ خدا را فرا موش نموده ام .
بهبود شرا یط به همت تصمیم و ارداه من تو نیا ز دارد ، بیا شرایط مسوولیت پذیری و مساعی هدفمند را در حوزه کا ر تربیت کودکان و روابط محیط پیرا مونی را سر براه بسا زیم بقیه امور تنظیم میشود .
من بد ترین شرایط را در زندګی تجربه کرده ام ، اما به استمداد تلاش و تکا پو به شرایط خوب تغیر یا فته اند .
من در رفاقت خود با شما صادقم آیا شما مرا درک کرده اید.؟


تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 | 16:23 | نویسنده : سیرو س احمد |
نقش بازندها در دو ر دوم انتخا با ت در تعین تکلیف برندها
دور اول انتخا با ت مهم ترین رودیدا د سیاسی درتعین سر نو شت مرد م افغانستان شمرده میشد، اما این رویداد با همه اهمیت
سیا سی که داشت به انګیزه عدم موفقیت یکی از نامزد ها نتوا ست در تعین تکلیف سیا سی مر دم افغا نستان نقش تا ثیر ګزار از خود بجا ګزارد تعدد نامزدا ن، مشکلا ت نا امنی در برخی منا طق و ممکن تاثیر گزاری مو لفهء تقلب جد ی ترین چا لش بود که منحیث ما نع تعریف شده عامل به دور دو م کشانیدن روند انتخا با ت شد.
اکنون که دور رسیدگی به شکا یت نامزدا ن شا کی آغاز شده است دشوار است با رسیدگی به آرای مشکوک بتوان برند ه اصلی را مشخص کرد.
لهذا به دو ر دوم رفتن انتخا بات یک امکا ن حتمی بود ه و در این دور دو نا مزد که قرار است به آرای مردم بازگشت نمو ده وبا شور انگیزه بیش از پیش شا مل کار و زار رقابت شوند .
تهدید های احتمالی پیش رو ی انتخا با ت دور دو م :
= مشکلا ت امنیتی
=کاهش انگیزه مشا رکت برای مردم
= نقش کمرنگ جا معه جها نی
ابها ما ت بی شمار در مورد بیطرفی کمیسون انتخا با ت
و تاثیر گزاری مشارکت تیم های بازنده
نقش تاثیر گزار تیم ها ی بازنده:
در صورت رفتن انتخا بات به دور دوم بیش از هر مولفه یی تیم های بازند ه در شکست و پیروز ی کا ندیدا یی برنده تاثیر گزار خواهد بود .
در این میان نقش آقای سیاف و آقای رسول منحیث پروسه تا ثیر گزار میتواند در فرایند پیروز ی و شکست هر دو تیم تا ثیر گزار جدی باشد. اگر مولفه عنصر قومی و اتنیکی تاثیر گزار در کار و زار ایتلا ف ها باشد ، بدون شک موقف آقای رسول و سیاف از همین اکنون رو شن است . و اگر آقای سیاف با تعهدا ت گذشته خود مبنی بر تدا وم همکا ری با داکتر عبدالله مصدا ق عملی پیدا کند در این صورت چانس برنده شدن داکتر عبدالله از پیش روشن بوده و تردیده در برنده شدن برای تیم آقای عبدالله با قی نمی ماند.
اما نا گفته پیدا است که به انگیزه بودن ابتکار عمل با کمیسون انتخا با ت این نهاد میتواند باز ی کوچک و بزرگی را به نفع یکی از کاندید ها ایفا کند.
اما از آنجا که اکثر مسایل در فرآیند دور اول انتخا بات برای مردم روشن شده است نهایت جسارت در کار است تا کمیسون به صورت مستقیم به نفع یکی از این تیم ها روند تاثیر گزار داشته با شد.
افزون بر این مسایل تردید آقای رسول در روند موضعیگری های گذشته اش این احتمال را تقویت میکند که در فر جام با آقای غنی قرابت پیدا کند .



تاريخ : چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 | 21:1 | نویسنده : سیرو س احمد |
  انسا ن که نتواند در محیط پیرامونی خویش قدرت تأ ثر گزاری ،تعریف از شخصیت وتوانا ی جوشش خود را با محیط اثبا ت کند ، در واقع امکان تعرف خود را ندارد.

تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 20:22 | نویسنده : سیرو س احمد |

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم رفت


آقایان عبدالله و احمدزی در دور دوم انتخابات با هم رقابت خواهند کرد

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان با اعلام نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری گفته که هیچ یک از نامزدها برنده نشده و دور دوم انتخابات با شرکت عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی برگزار خواهد شد.

یوسف نورستانی آمار کامل نتایج اولیه را در حضور ناظران انتخاباتی و خبرنگاران اعلام کرد که براساس آن آقای عبدالله (۴۴.۹) رای درصد و آقای غنی (۳۱.۵) رای درصد کل آرا را کسب کرده‌اند.

براساس قانون، نامزدی که بیش از ۵۰ درصد آرا را به دست آورد، برنده شناخته می‌شود. حالا که آرای هیچ یک از نامزدها به این میزان نرسیده، دور دوم انتخابات با شرکت دو نامزدی بیشترین آرا را به دست آورده‌اند، در روز هفتم جوزا/خرداد برگزار خواهد شد.

با وجود این، درصدی اعلام شده، نهایی نیست و کمیسیون شکایات انتخاباتی تا کمتر از بیست روز دیگر فرصت دارد که به شکایت‌های احتمالی نامزدها درباره این نتایج رسیدگی کند و به این ترتیب احتمال تغییر نتایج اولیه انتخابات منتفی نیست.

در زمان شمارش نتایج اولیه انتخابات آرای صدها صندوق باطل اعلام شد. ابتدا در ولایت غربی هرات حدود صد هزار رای از سوی دفتر ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی باطل اعلام شد و به دنبال آن، دفتر مرکزی این نهاد از ابطال هزارها رای دیگر خبر داد.

رسیدگی به شکایت‌ها در خصوص تقلب و تخلف در شانزدهم حمل/فروردین پس از اعلام نتایج اولیه آن هم ادامه خواهد یافت.

به دنبال رسیدگی به این شکایت‌ها، نتایج نهایی انتخابات در ۲۴ ثور/اردیبهشت اعلام خواهد شد. اگر با اعلام نتایج نهایی تغییر عمده‌ای در نتایج انتخابات نیامد، دور دوم انتخابات دو هفته بعد از آن برگزار می‌شود.

این دومین بار است که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم کشیده می‌شود. در انتخابات سال ۱۳۸۹ نیز انتخابات میان حامد کرزی و عبدالله عبدالله به دور دوم کشیده شد اما آقای عبدالله از شرکت در دور دوم انصراف داد.

در انتخابات اول رقیبان آقای کرزی پیروزی او را پذیرفتند، اما در انتخابات دوم که با بررسی ادعاهای تقلب، آرای آقای کرزی به زیر پنجاه درصد سقوط کرد، عبدالله عبدالله رقیب او به دلیل پذیرفته نشدن شرایطش، از شرکت در دور دوم انتخابات انصراف داد.

آقای عبدالله می‌گفت که مدیران ارشد کمیسیون انتخابات در تقلب‌ها دست دارند و باید از مقام‌های خود برکنار شوند، اما آقای کرزی که در آن زمان همزمان با رقابت در انتخابات، در مقام ریاست جمهوری بود، این درخواست او را نپذیرفت.

هنوز جزئیات بیشتری درباره نتایج اولیه انتخابات اعلام نشده است. اما براساس ۸۲.۵۹ درصد این نتایج، نشان می دهد که آقای عبدالله در ولایت عمده ای مانند کابل، هرات و بلخ پیشتاز است و اشرف در چند ولایت مهم دیگر از جمله ننگرهار و هلمند. در ولایت پرجمعیت قندهار زلمی فرد اول است.

پنج نامزد دیگر در هیچ یک از ولایت‌ها به مقام اول نرسیده‌اند.



تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 18:51 | نویسنده : سیرو س احمد |
  Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 به بهانه روز کتاب

محتا ج

یو نسکو سوم حمل را که مصادف با 23 اپریل است به عنوا ن روزجها نی کتا ب و حق مولف در سال 1382 اعلام کرد. تعین این روز نخستین بار تو سط نا شرا ن بین المللی و دو لت هسپانیه به 28 مین اجلا س کنفرانس یو نسکو پیشنهاد شد.

در پیشنهاد که عنوا نی فدراسیون تهیه شده بود حق مو لف نیز در آ ن افزوده شد ، لهذا هنگا میکه نا شرا ن در این روز کتا برا به مخاطبان میفرو شند دسته گل سرخ را ضمیمه کتا ب به مشتر ی هدیه میدهند.

هدف از نا مگذاری این روز جلب تو جه سا زمانها ،انجمن ها ی دو لتی و نهاد های مدنی و خصوصی به آسا ن ترین روش برای کسب دانش بود. زیرا انسا ن به محتوا ی کتا ب نیاز مهم و حیا تی داشت و زند گی انسا ن بدون کتا ب ارزش محتوایی نداشت.

چر ا روز جها نی کتاب برای انسا نها مهم است؟

انسان ها به استمدا د حافظه مشترک صا حب خرد جمعی ، درک درست و آگاهی پخته از گذشته ، حال و آینده میشوند. اگر این حافظه مشترک از میا ن روابط انسا نها حذف گردد ، زندگی انسا نها پو یندگی ،بالندگی و جویندگی خود را از دست میدهد . دانشمدان کتا ب را ساده ترین وسیله پیوستگی میان گذشته ،حال و آینده میدانند و در واقعیت امر کتا ب کهن ترین وسیله است که اارتباط انسانهای گذشته ، حال و آینده را با هم گره میزند. و اگر کتا ب را از متن زندگی و جوامع بشری حذف کنیم زندگی بر میگردد به دوران که ما آن را اسطوره میدانیم .

نقش کتا ب بعد از ظهور سایبر :

سی سال پیش زما نیکه تکنا لوژی سایبر فضای زندگی بشر را اشغال کرد ، اکثر دانشمندا ن به این فر ضیه باور داشتند که با تو جه به ممیزه های جذاب که فضای سایبر دارد , در آینده نه چندان دور کتاب نقش محوری خود را به مثابه سند مکتوب از دست میدهد .

و محتوای کتاب خانه ها در لایه های دیسک ، میموری ،فلاپی ،سی دی و آردیسک و فلش جا بجا خواهد شد. اما این فرضیه بعد از گذشت سه دهه به کرسی یقین ننشست و امروز هم محتوا ی کتاب ها با صلابت بیشتر در قفسه  کتابخانه ها حاکم وحاضر است.

و از جا نبی ظهور رسا نه های دیجتال نتوا نست وسیله موثر ی در جهت پیشرفت زند گی انسان در قرن بیستم نقش ایفا کند ، و به همین استناد کتا ب  بهترین وسیله پیشرفت جهان تا هزاره سوم شناخته شد.

صنعت تو لید کتا ب در کشور ما :

یک قرن و اند ی است ما شا هد صنعت چا پ در کشور هستیم ، ما همزمان با وارد شدن ما شین چاپ، به هند بریتانوی بیش از پاکستان و ایران موفق شدیم نخستین  ما شین خانه چاپ را در کابل وارد کنیم ، و با چا‎پ نشریه وزین شمس النهار ،سراج الاخبار، روز نا مه اصلاح و روز نا مه انیس پیشتاز کار رسا نه یی در کشور باشیم.  اما شا هد انکشاف و توسعه صنعت چاب  به هر بهانه یی که بود  نبودیم و د رمیا ن کشور های منطقه صنعت چاپ  در افغانستا ن وضعیت خوبی کسب نکرد.

اما در سیزده  سال اخیر این صنعت با آهستگی رشد داشته و جامعه ما به انگیزه فقر فرهنگی تا هنوز به اهمیت آن واقف نه شده است.

وضعیت نشرکتا ب در افغانستان:

بر مبنای آمار که در دست دارم در شهر کابل 28 ناشر فعالیت نشراتی دارد ،از جمع این 28 نا شر تنها ده تن جواز نشرا ت داشته دیگران بدون جواز نشرا تی خود سرانه مصروف این کا راند.

این نا شران که آقای داکتر  عازم را  از میان خود رییس گزیده اند، نسبت به گذشته هماهنگی بهتر داشته و در برخی امور با هم تشریک مساعی و هما هنگی خوب دارند .

ناشران فعال تر  :

 آقای عازم ، داکتر حسینی ، نعمانی ، استاد سعید ، آقا ی امیر ی و انتشا رات تاک  در سه سال که با آنها ارتباط دارم با روحیه عشق بکار ، شناخت نیاز بازار و آینده نگری فعالیت مثبت و مثمر دارند .این نا شران ممکن تا حدی به سرحد خود کفای رسیده و در بازار کتاب حضور فعال و خوب دارند. در نمایشگا های داخلی و خارجی سهم خوبتر داشته و با نوعی روحیه رقابت با کشور های همسایه در تقلای کسب موقعیت مناسب برای کتا ب افغانستا ن استند.

مشکلا ت نا شران :

نداشتن یک مکان مناسب در شهر کا بل

نبود هما هنگی در فعالیت های نشراتی

نداشتن مقرره نشر کتا ب

نداشتن جواز نشراتی

عدم استفا ده از آی ایس بی این نمبر

دادن مالیات به دو لت {زیرا برخی ناشران تا هنوز به حد خود کفا یی نرسیده اند.} 

نبود ارتباط مستمر با اتحادیه ناشران بین المللی

راه حل مشکلات نا شران :

مشخص کردن یک جا ی منا سب  از طرف دولت  و اعمار آن توسط نا شران

ایجاد هما هنگی با انجمن بین المللی ناشران

تنظیم مقرره نا شران

توزیع جواز کار برا ی نا شران

تفکیک نا شر و کتا ب فروش

جلو گیری از تولید کتاب قا چا قی در کشور ها ی همسایه

و ایجاد اجلاس کاری میان ناشران به صورت منظم

موقعیت تولید کتا ب  افغانستان در میان کشور ها ی همسایه :

جنگ های متوا تر بدون شک به مثابه آفت روانی افکار عمومی را با نحوی   بیم و نا امیدی نسبت به زندگی رو در رو کرده است.بازار کتا ب در داخل کشور جا یگاه خوب ندارد جهت بیداری و زنده کردن روحیه التفات نسبت به محتوا ی کتاب با کار رسانه یی ،فرهنگی و حتا از طریق منابر و مساجد اشد نیاز است . افغانستا ن تا هنوز موفق شده در نمایشگاه بین المللی کتا ب تهران ، تاجکستان و ترکمنستان مشارکت فعال داشته باشد.به انگیزه فضای باز ما از نگاه تولید محتوا متفاوت جایگاه خوب داریم. اما تا هنوز موفق نه شده ایم به صورت   استندرد نیاز های مهم جامعه را تعریف و باز شناسی کنیم.لذا در حوزه نشر کتاب ادبیات کودک ،علمی ،مدیریتی و تا ریخی نتوا نسته ایم به شنا سایی اهداف بزرگ موفق شویم .

ما برای نها دینه کردن صنعت تو لید به چند اصل مهم باید تو جه کنیم :

چاب کتابهای که نیاز زمان اند .

برای بیدار افکار عامه کار جدی صورت گیرد.

و از میتود تشویق و انتقاد سازند ه استفاده موثر صورت گیرد.

کتا بهای خوب که در سه سال اخیر چاب شده اند .

من از طریق فیسبوک و روابط شخصی که با اهل مطالعه دارم این چند کتا ب از دید آنها قابل تو جه است.

در عرصه تاریخ :

تا ریخ بیهقی ، تذکر انقلاب ، سراج التواریخ و امان تواریخ و...

در عرصه ادبیات:

حدیقته الحقیقه ، منشات جامی ادبیات در ی در دوره عزنویان، صورتگران معا صرو...

در عرصه اجتماعی :

درسهای ممنوع ،رها د رباد ،بگزار نفس بکشم و...

پیا م و نتیجه:

هما نطو ری دنیای توسعه یافته به استمداد محتوا ی کتا ب در راستای توسعه پیشگام شده است، افغانستان هم به مثابه عضو این دهکده به رشد صنعت تولید کتاب با درنظر داشت نیاز زمان باید خود را همآهنگ سازد.حمایت دولت در این راستا میتواند مشکلات مسیر را ه را یکسو نموده واز جا نبی  همآهنگی میان  نا شران و تقسیم وظایف چاپ برای هر ناشر میتواند سرآغاز یک کار استندرد باشد .

 باید هر نا شر در زمینه خاص مصروف فعالیت بوده ، به طور نمونه اگر یک نا شر با دید تخصصی در حوزه نشر کتب تاریخی تجربه و استعداد کار ی داشت ، نا شر دیگر د رحوزه ادبیات و دیگري در حوزه جا معه شناسی دست بکار شود . از تو لید کتا ب به صورت قاچاق جدا جلو گیر شده و نا شرا ن با همآهنگی در راستای وضع محدویت با این اقدام مبارزه کنند .برای نها دینه ساختن این صنعت باید به وضع مقرره و لوایح جامع مبادرت کرده تا در آینده ما شاهد پراکندگی د رکار ها نباشیم.

 

 

  

 

 

    



تاريخ : جمعه پنجم اردیبهشت 1393 | 0:29 | نویسنده : سیرو س احمد |


تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 18:24 | نویسنده : سیرو س احمد |

رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان: شک دارم دور اول برنده‌ای داشته باشد

نتایج ابتدایی صد درصد آرای شمرده شده انتخابات شانزدهم حمل قرار است روز شنبه اعلام شود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتایج اولیه ۸۲.۵۹ درصد آرای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام کرده که بر اساس آن عبدالله عبدالله با کسب ۴۳.۷ درصد رای همچنان پیشتاز است.

اشرف غنی احمدزی نامزد دیگر انتخابات ریاست جمهوری که تا حالا در مقام دوم قرار دارد، از میان حدود نود درصد آرای شمرده شده اولیه ۳۲.۹ درصد رای کسب کرده است.

به همین ترتیب زلمی رسوال با کسب ۱۱.۷ درصد، عبد‌ رب‌ الرسول سیاف با ۷ درصد، قطب الدین هلال با ۲.۸ درصد، محمد شفیق گل آغا شیرزی با ۱.۶ درصد، محمد داوود سلطانزوی با ۰.۵ درصد و هدایت امین ارسال با ۰.۲ درصد به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.

دور اول برنده‌ای نخواهد داشت؟


رئیس کمیسیون مستقل انتخابات اگرچه با احتیاط اما گفت او شک دارد که انتخابات در دور اول برنده ای داشته باشد.

آنچه تا کنون اعلام شده نتیجه حدود ۸۲ ممیز ۵۹ درصد آراء شمرده شده است. و حدود هفده درصد هنوز شمرده نشده است.

به این معنی که حدود یک میلیون رای هنوز شمرده نشده است و تا کنون پیشتاز ترین نامزد این انتخابات ۴۳.۷ درصد آراء را از آن خود کرده است.

یک محاسبه سرانگشتی و ساده نشان می‌دهد که دشوار است حتی پیشتاز ترین نامزد این دور بتواند پنجاه درصد آراء به علاوه یک رای را در دور اول بدست آورد.

از آنجایی که نامزد پیشتاز ۴۳.۷ در صد آراء را از آن خود کرده است. برای برنده شدن نیاز دارد حد اقل پنجاه درصد از حدود یک میلیون آراء شمرده نشده را از آن خود کند.

بیش از از هشتاد درصد آراء شمرده شده نشان می دهد که کسی پنجاه درصد رای را از آن خود نکرده بنا بر این بعید به نظر می رسد که نامزدی بتواند در حدود ۲۰ درصد آراء شمرده ناشده بیش از ۵۰ درصد یا حد اقل پنجاه در صد را از آن خود کند.

شاید با چنین محاسباتی است که آقای نورستانی رئیس کمیسیون انتخابات می گوید: شک دارد کسی در دور اول برنده انتخابات شود.

کمیسیون انتخابات برای برگزاری دور دوم آماده است. اما آیا اراده سیاسی برای انجام چنین کاری وجود دارد؟ این جدی ترین سوال پس از انتخابات است که هنوز پاسخ روشنی ندارد.

محمد یوسف نورستانی، رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان گفت که این درصدی حاصل شمارش بیش از پنج میلیون و هشتصد هزار رای است.

رئیس کمیسیون انتخابات افزود: "شک دارم که در مرحله اول یکی از نامزدان برنده انتخابات باشد."

آقای نورستانی گفت که تا دو روز دیگر بیش از ۱۷۰۰ محل رای‌گیری تفتیش و ۷۸۹ محل دیگر در سراسر افغانستان بازشماری می‌شوند و انتظار دارند نتایج ابتدایی صد درصد آرا روز شنبه اعلام شود.

او گفت که تمام مراحل شمارش آرا، زیر نظر ناظران، نمایندگان نامزدان و اعضای جامعه مدنی انجام خواهد شد و کمیسیون از شفافیت در کار خود به رسانه ها و مردم افغانستان اطمینان می‌دهد.

بر اساس جدول زمانبندی شده انتخابات افغانستان، قرار بود نتایج ابتدایی کل آرای شمرده شده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان امروز پنجشنبه ۴ ثور/اردیبهشت اعلام شود اما دو روز به تاخیر افتاد.

سریر احمد برمک، از اعضای این کمیسیون اخیرا به بی‌بی‌سی گفته بود که دلیل تاخیر در اعلام نتایج ابتدایی ۱۰۰درصد آرای انتخابات شانزدهم حمل، "ادامه بررسی اسناد انتخاباتی" و تعطیلی روز جمعه است.

پیش از این مسئولان در کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان گفته بودند که حدود نود درصد آرای انتخابات شانزدهم حمل شمرده شده و آماده اعلام به رسانه‌ها است.

نتایج ابتدایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تا حالا در سه مرحله و به صورت قسمی اعلام شده است.

نتایج ابتدایی ۸۲.۵۹ درصد آرا

afghan election
  • عبدالله عبدالله، ۲ میلیون و ۵۶۴۲۸۴ رای - ۴۳.۷%
  • اشرف‌غنی احمدزی، ۱میلیون و ۹۲۷۱۵۳ رای - ۳۲.۹%
  • زلمی رسول، ۶۵۲ هزار و ۱۱۶ رای - ۱۱.۷%
  • عبدرب‌الرسول سیاف، ۴۹۹ هزار و ۸۷۹ رای - ۷%
  • قطب‌الدین هلال، ۱۶۵ هزار و ۵۶۷ رای - ۲.۸%
  • گل‌آغا شیرزی، ۹۶ هزار و ۴۰۷ رای - ۱.۶%
  • داوود سلطانزوی، ۲۷ هزار و ۳۱۲ رای - ۰.۵%
  • هدایت امین ارسلا، ۱۳ هزار و ۷۲۶ رای - ۰.۲%

مجموع آرای شمرده شده: ۵ میلیون و ۸۵۷ هزار و ۴۴۲ رای

کمیسیون انتخابات ابتدا کلیک ده درصد این نتایج شامل پانصد هزار رای از ۲۶ ولایت افغانستان را یک هفته بعد از روز رای‌گیری اعلام کرد که عبدالله عبدالله با ۴۱.۹ درصد و اشرف غنی احمدزی با ۳۶.۷ درصد پیشتاز معرفی شدند.

در مرحله دوم اعلام نتایج قسمی، مسئولان کمیسیون انتخابات کلیک پنجاه درصد آرای شمرده شده را در ۳۱ حمل اعلام کردند که ۴۴.۴ درصد آن را عبدالله عبدالله و ۳۳.۲ درصد آن را اشرف غنی احمدزی نامزدان پیشتاز انتخابات ریاست جمهوری به خود اختصاص دادند.

بر اساس تقویم انتخاباتی افغانستان، پس از اعلام ابتدایی مجموع آرا انتخابات ریاست جمهوری، کمیسیون شکایات انتخاباتی ۲۰ روز وقت دارد تا به شکایت‌های انتخاباتی رسیدگی کند و نتیجه نهایی باید در ۲۴ ثور اعلام شود.

در همین حال طبق قانون اساسی افغانستان، اگر هیچ یک از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری نتوانند بیشتر از ۵۰ درصد آرا را بدست آورند، انتخابات میان دو نامزدی‌که بیشترین آرا را بدست آورده‌اند، به دور دوم کشیده خواهد شد.



تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 18:11 | نویسنده : سیرو س احمد |
عقل ، زبان ،فرهنگ و اقتصاد ملکیت جهانی همه ابنای بشر است ، هما نطوری که افلا طون با نی فلسفه ، زردتشت بانی وحدا نیت و تصوف وحدت الو جودی و شیخ الشراق بانی تصوف اسلا می است ، بشریت در مصرف و استفاده طرز دید افلا طون ،زرتشت و شیخ الشراق در فرایند تا ریخ درحد بضاعت و عقل وخود استفا ده کرده است . به صورت نمونه مولوی یک فقیه خراسانی است اما هنگا میکه حوزه تفکرش در تعریف تصوف جها نی میشود , مصرف کننده تولید اندیشه او همه جهان میشود .و بدون تعصب و بد بینی هنگا میکه در سال 2000 مثنوی به زبان انگلیسی در پنجهزار شمارگان به آذین چا پ آراسته میگردد. از زمرهء بر فروش ترین کتاب سال شمرده میشود . اما در کشور های نا توسعه یافته یا جهان سوم که  تعصب و یک سو نگری در برخی هنجار های کج اندیش  منهمک شده محتوا ی کتا ب را میسوزند و بر ریش وقیافه اهل تفکر استهزا میکنند. امید وارم در افغانستا ن روز برسد که به استثنای محتوا های که بی حر متی در برابر افراد و اشخاص است دیگر همه محتوا ها بدون تعصب مورد استفاده همه مخا طبان قرار گیرد.

تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 14:16 | نویسنده : سیرو س احمد |

دیروز سلاح چر کین و آهنینم را از دوشم با شدت به زمین انداختم ، و بجایش سلاحی را به نا م دیوان اقبال ،شمس ؛سعدی ،حافظ ؛ اناتول فرانس , جک لندن ؛گورکی ّپوشکین ؛ شرح تعرف ؛بیدل الکسس کا رل و.... بدوش گرفتم . امروز از برکت این سلاحها بساطی کوچکی برای خود تدارک کرده ام که در متن آن نام و نان و آرامش به وفرت یافت میشود.و 24
ثور مصادف با هفته کتاب و کتابخوانی و رسانه ها در افغانستان است . در تقویم "گهنامه" افغانستان این هفته را
دو لت به رسیمت شناخته و قرار است نمایشگاه کتاب در این هفته در کابل بر گزار گردد.در افغانستان به دلیل تداوم بحران، بازار کتاب به شدت آسیب دیده و در چند سال گذشته با تقبل تلاش های مستمر کتاب افغانستان به بازار جهانی را یافت . همین اکنون ده ناشر از افغانستان در نمایشگاه کتاب در تهران حضور داشته و کتب متعددی در حوزه فرهنگ ،تا ریخ ،اقتصاد وسیاست در این نمایشگاه امکان حضور را یافته است .در سال 1389 کتاب افغانستان در نمایشگاه تهران در میان بیش از هفتاد کشور مقام نخست را به دلیل فروش کسب کرد .در سال 92کتاب افغانستان در نمایشگاه بین المللی کتا ب در عشق آباد حضور فعال داشت و افغانستان با کسب لوح تقدیر در میان کشور های اشتراک کننده جایگاه ستودنی را از آن خود کرد .
به انگیزه تنوع تولید افغانستان در میا ن کشور های منطقه جایگاه خا ص خود را دارد ، بر مبنای آمار اراییه شده در جریان 13 سال اخیر 17 هزار عنوان کتاب در زمینه های گونه گون به آذین چاّپ آراسته شده است .
از کتابهای پر مخاطب و مهم به صورت نمونه میشود از چاپ امان التواریخ در هفت جلد که محتوا ی آن از زمان کیو مرث تا عبد الرحمن خان ُ؛[دو جلد آن چاپ شده] تاریخ بیهقی ؛ بگزار نفس بکشم ؛ رها در باد و رمان باد بادک باز ؛منشأ ت جامی ؛حدیقته الحقیقه ؛ فرهنگ کابل باستان یاد کرد.با وجود این تلاش ها فرهن کتا بخوانی تا هنوز در افغانستان کم رنگ بود و حتا برخی نهاد های دو لتی مانند شهر داری کابل در جهت حل مشکلات ناشرا ن تو جه صادقانه ندارند.لازم به یاد آوریست که فعالیتهای آقای عازم رییس انتشارا ن عازم آقا ی داکتر حسینی ؛ آقای امیر ی و آقای سعید در خور ستایش و تحسین بوده و برای تشویق سایر ناشرا ن نیکو ست تا فعالیتهای این ناشران مورد ستایش قرار گیرد. امید وارم سایر سلا ح بدستان که اسلحه را برای ویرانی کشور بدوش دارند آنرا یکسو انداخته و به استمداد کتاب در تقلای گرم کردن خوان و نام خود شوند.



تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 12:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

Muhtaj2009@yahoo.com

سلام ! لطفن اعداد2009 را با الفبای انگلیسی بنوسید.

Behroz paayadar



تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 17:4 | نویسنده : سیرو س احمد |

نتایج حدود پنجاه درصد آراء در انتخابات افغانستان اعلام شد


اگر هیچ یک از نامزدها نتوانند پیروزی قطعی داشته باشند، دور دوم انتخابات با شرکت دو نامزد پیشتاز برگزار خواهد شد

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتایج اولیه شمارش نزدیک به ۵۰ درصد آراء شمرده شده را اعلام کرد. که بر اساس آن عبدالله عبدالله با کسپ ۴۴.۴ درصد پیشتاز است.

احمدیوسف نورستانی رئیس این کمیسیون در یک نشست خبری گفت که این آرا شامل ۴۹.۶۷ درصد نتایج انتخابات ریاست جمهوری شانزدهم حمل/فروردین می شود و اشرف غنی احمدزی با ۳۳.۲ درصد در ردیف دوم قرار دارند.

همچنین زلمی رسول ۱۰.۴ درصد، عبدرب الرسول سیاف ۷ درصد، قطب الدین هلال ۲.۷ درصد، محمدشفیق گل آقا شیرزی ۱.۶ درصد، محمدداوود سلطان زوی ۰.۵ درصد و هدایت امین ارسلا ۰.۲ درصد آراء را به خود اختصاص داده اند.

پیش از این روز ۲۴ حمل کمیسیون کلیک ده درصد از نتایج انتخابات ۲۶ ولایت از ۳۴ ولایت کشور را اعلام کرده بود که شامل بیش از پنجصد هزار رای از حدود هفت میلیون رای می‌شد.

از آن جمله ۴۱.۹ درصد آرا به عبدالله عبدالله اختصاص یافت که او را در صدر و ۳۷.۶ درصد دیگر آرا اشرف غنی را با فاصله زیاد از سایر نامزدها در جایگاه دوم قرار داد.

زلمی رسول تنها ۹.۸ درصد آرای ده درصدی را گرفت و پنج نامزد دیگر عبدرب الرسول سیاف، قطب‌الدین هلال، محمدشفیق گل‌آغا شیرزی، داوود سلطان‌زوی و هدایت امین ارسلا به ترتیب در ردیف پنجم تا هشتم قرار گرفتند.

اعلام این ده درصد نتایج مقدماتی با استقبال دو نامزد پیشتاز قرار گرفت اما شش نامزد دیگر از آن اعلام نارضایی کردند. در حالی که کمیسیون انتخابات از نامزدها خواست که آرامش خود را حفظ کنند و منتظر اعلام همه نتایج باشند.

مدیران کمیسیون انتخابات گفته‌اند هر بار که نتایج قسمی انتخابات اعلام می‌شود، ممکن است درجه‎بندی نامزدها تغییر کند و به این دلیل، هر نوع ادعایی در مورد وضعیت نتایج پیشداوری محسوب می‌شود.

همزمان با شمارش و اعلام تدریجی نتایج انتخابات، رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی، بازشماری، بازرسی و قرنطینه کردن آرای "مشکوک" هم جریان دارد.

کمیسیون انتخابات صدها صندوق حاوی "آراء مشکوک" را بازشماری و بازرسی کرده است

دیروز کمیسیون از بازشماری حدود ۵۰۰ صندوق و بازرسی بیش از ۵۰۰ صندوق از هزار صندوق دیگر خبر داد.

کمیسیون شکایت‌های انتخاباتی گفته که صدها شکایت مهمی دریافت کرده که اثبات آنها می‌تواند بر وضعیت نتایج انتخابات اثر بگذارد.

با این حال، پیش‌بینی نتایج انتخابات بسیار دشوار است - هرچند براساس گزارش‌های غیررسمی، عبدالله عبدالله و اشرف در این انتخابات پیشتازند و آنها گفته‌اند که اگر این انتخابات برنده قطعی نداشته باشد، برای رفتن به دور دوم انتخابات آمادگی دارند.

آخرین بخش نتایج اولیه انتخابات روز چهارم ثور/اردیبهشت و نتایج نهایی آن بیست روز پس از آن اعلام می‌شود.

یوسف نورستان رئیس کمیسیون انتخابات تاکید کرد که نتایج شمارش کامل آراء را مطابق جدول زمانی کمیسیون در چهارم اردیبهشت اعلام کند.

براساس تقویم انتخابات، اگر هیچ یک از نامزدها نتواند ۵۰ درصد به علاوه یک رای به دست آورد، دور دوم انتخابات روز هفتم جوزا/خرداد برگزار خواهد شد.

نتایج اولیه ۴۹.۶۷ درصد انتخابات ریاست جمهوری (آرای صحیح)

نامزد تعداد آرا درصد
عبدالله عبدالله ۱۵۳۶۱۳۳ ۴۴.۴
اشرف غنی احمدزی ۱۱۴۶۲۵۱ ۳۳.۲
زلمی رسول ۷۹۳۰۳۵ ۱۰.۴
عبدرب الرسول سیاف ۲۴۱۰۱۴ ۷.۰
قطب الدین هلال ۹۴۵۵۶ ۲.۷
محمدشفیق گل آغا شیرزی ۵۵۷۷۸ ۱.۶
داوود سلطان زوی ۱۶۹۰۸ ۰.۵
هدایت امین ارسلا ۸۳۶۸ ۰.۲
مجموع ۳۴۵۶۹۱۰ ۱۰۰%


تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 18:54 | نویسنده : سیرو س احمد |

عبدالله و غنی پیشتاز نتایج مقدماتی انتخابات افغانستان

منبع: کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتیجه شمارش ۱۰ درصد از آرای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام کرد.

بر اساس آمار اعلام شده، عبدالله عبدالله، وزیر خارجه پیشین و رهبر اپوزیسیون و به دنبال او اشرف غنی احمدزی، وزیر مالیه/دارایی پیشین، دو تن از هشت نامزد شرکت کننده در انتخابات ۵ آوریل، تا کنون بیشترین رای را از آن خود کرده‌اند.

مقامات کمیسیون انتخابات افغانستان روز یک‌شنبه ۲۴ حمل/فروردین در یک نشست خبری در کابل اعلام کردند که از مجموع ۱۰ درصد آرای شمرده شده، عبدالله عبدالله ۴۱.۹ درصد و اشرف غنی ۳۷.۶ درصد را به دست آورده‌اند.

بر اساس همین آمار، زلمی رسول وزیر خارجه پیشین ۹.۸ درصد و عبدالرب رسول سیاف، از رهبران جهادی افغانستان ۵.۱ درصد آرا را به خود اختصاص داده‌اند.

این نتایج از شمارش حدود ۵۰۰ هزار رای ریخته شده به صندوق‌ها در ۲۶ ولایت افغانستان به دست آمده است.

آرای ۸ ولایت بدخشان، بغلان، غور، نورستان، دایکندی، پکتیکا، وردک و غزنی در نتایجی که امروز اعلام شده، محاسبه نشده است.

یوسف نورستانی، رئیس این کمیسیون گفت که این نتایج، ممکن است پس از بررسی شکایت‌های انتخاباتی و شمارش مابقی آرا، تغییر کند.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 17:49 | نویسنده : سیرو س احمد |
  درک من از زندگی  افکار و ایده های  خوب زندگی  در نو جوانی تولد میشوند ، در اوجنا ی جوانی پرورش وتکامل می یابند  و در پیر ی با پیرو ی از  این ایده و افکار  زند گی ،انسا نهای خوشبخت با آسود گی و  خوشبختی پایا ن می یابد .

تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 3:26 | نویسنده : سیرو س احمد |
 

قلمرو شعر و رمان
"بحث از چیستی شعر، بحث دشوار و به اعتباری غیر ممکن می باشد چراکه تا کنون که به اندازهء عمر آدمی- که از پیدایش شعر می گذرد- تعریف جامع و مانعی از آن صورت نگرفته است، برای همین شماری آمده اند بسیاری از آثاری را که به زعم سر ایندگان آن، شعر محسوب می شده اند، از قلمرو شعر بیرون ساخته اند، و برخی بر عکس؛ آثاری را که سرایندگان آن، آنها را در قالب نثر ارائه داده اند، شعر به شمار آورده اند؛ و بعضی هم تفکیک مرز شعر و نثر را کار نادرست خوانده اند"

در کهن ترین کتاب که در ادبیات فارسی در مورد چیستی شعر بحث موجز و ماند گار بجا ماند ازشمس قیس رازی در کتاب" المعجم فی معایر اشعار العجم" است قیس در باره تعریف شعر میگوید : " شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی،"در این تعریف چهار عنصر در شعر حضور و ایستلا ی گسترده دارد مانند اندیشه، وزن، قافیه، زبان.

خواجه نصیر الدین طوسی که در علم کلام و عروض تبحر دارد از دید او" شعر در عرف منطق، کلام مخیل است و در عرف متاخران، کلام موزون مقفّی...اما قدما شعررا کلام مخیل گفته‌اند و اگر چه موزون حقیقی نبوده است و اشعار یونانیان بعضی چنان بوده است و در دیگر لغت قدیم مانند عبری و سریانی و فرس هم وزن حقیقی اعتبار نکرده‌اند" اگر به تا ریخ تو لد شعر نگاه عمیقر تر شود ارسطو و افلاطون دو مرد خرد ورز یونان هم در باره شعر نکات نغز و زیبا دارند .

سقراط و افلاطون هردو شعر را نتیجه الهام می‌دانستند،اما ارسطو نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای ادب و شعر و آفرینش‏های ادبی کشف کند. بر اساس تعاریف سنتی، «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آنها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند شعر،کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است، اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد.

 این تعریف در مورد محتوای وزن و مضمون شعر امروز مصدا ق نداشته و شعر عصر ما دو عنصر شعری، یعنی وزن و قافیه را دیگر به رسیت نمی شناسد. بادر نظر داشت همین دشواری اساتید ادب امروز در تقلای وضع تعریف جامع برای شعر اند ، و استا د محمد رضا شفیعی کد کنی این تعریف را اراییه میکند: شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.

 با دید عمیق تر هردو نگرش که در مورد شعر اراییه شده اند با هم تلمیح و تلفیق شوند شعر امروز با توجه به فرم و محتوای که دارد باید ،ظرف گستردهء است برای بیا ن احسا س و تخیل، تا شاعر به استمداد زمان ،تجربه و شناخت ما هیت و خصوصیت یک رویداد را به تصویر بکشد ، معنا ، مفهوم و لطف هر شعر وابسته به نگرش ،تسلط و در ک شاعر از محتوا و متن رویداد ی است ، که شاعر با دید برتر ا زدیگرآ ن به کشف تعریف و تبین آن رویداد موفق شده است. شعر فارسی به دلیل تقلید ، تابعیت و اعتیاد شاعر به وام گیر ی از کار تکرار و ونشخوار تجربه دیگرا ن پخته تا ثیر گزار و ماند گار شده است.

مشکلا ت شعر فارسی:

فضای اختنا ق حضور نیرو مند استبداد با عث انفعال و تداوم شعر فا رسی شده ، اما به انگیزه فضای تنگ شاعر موفق نه شده است تمام عنا صر زند گی را در فرم شعر بازتا ب دهد ،از همین سبب در فرآیند تا ریخ مرد م بیشتر از شعر به خواند ن افسانه ، قصه و بعد رمان اشتیاق داشته اند.

یکی از انگیزه ها ی عوا م پذیری شهنامه ُ مولوی و سعدی همین مولفۀ بود ه است ، وقتیکه عوا م مخاطب  در فضای شعر بیدل ، حا فظ وسنا یی فضای شنا خت را محدود می یابد مجبور میشود دست بدامن قصص ،مثنوی و عطار بزند.

حکام  تما میت  خواه فضای  زندگی را تنگ و محدود است ، شا عر برای بیا ن واقعیت مجبور است دست به دامن امثال ،حکم و استعاره بزند و شرح بسا از رویداد های تلخ را در فرم شعر با استمداد سمبول برای مخا طب برساند . در چنین فضایی، مخا طب شاعر محدو د میشود و مشخص کسا نی به شناخت واستفاده ، بدامن شعر دست میزنند که از فنون و

صنا عات شعر اگا هی ویا با شاعر تجربه مشترک دارند .

عطف توجه فردوسی به شهنامه سرا یی و روی گردانیش از فرم غزل، مخمس ،قصیده و...و ایجاد اثر ماند گاری بنام شهنامه که شباهت فراوان به رمان امروز دارد ناشی از همین واقیعت است .شهنامه فردو سی رما ن است ، و این عناصر رمان گونه با عث بایداری ، استواری و پر مخا طبی شهنا مه شده است. اگر شرح رویداد ها به تا سی از اسطوره ، افسا نه و قصه در شهنا مه نمیبود ، شهنامه جایگا ه بلند ی امروز در میا ن مخا طبا ن خویش نمی یافت ، و چنین برداشتی در مورد مثنوی مصدا ق روشن دارد ، قصه در مثنوی غایه تبین و تعریف رویداد است ،اگر جوهر و ذات قصه در غایه سرایش مثنوی نمیبود ، مثنوی مانند عزلیات شمس مخا طب محدود می یافت .

 با تو جه به این برداشتها از قرنها به این سو ،شعر دیگر پا سخگو ی نیاز ها ی زما ن نیست و مو لوی با درک و شناختی که از مخا طب خود دارد برای تفسیر و تبین هدفش بهترین گزینه برای بیدار و هشیار ی مخا طب فرم مثنوی را می گزیند ، زیرا فضای که د رگستره مثنوی وجود دارد ، مولوی میتواند پیام خود را از همین روزن باز و گسترده برای ما تعریف کند. مو لو ی می داند که شعر دیگر نمیتواند تعریف گر درد اجتماع و ما با شد .مولوی فکر میکند که شعر سنت است که د رمحتوا یش برای بیدار ی و هشیاری مردم کا ر گسترده ممکن نیست و دشواری ها ی فرم شعر را با دقت ارزیا بی و حلا جی میکند . در تما م دیوان شمس مخا طب شا عر فرد است و شاعر با من اجتماع نه قرابت دارد و نه همدردی و این تک نگر ی سبب آن میشود که ، که مو لوی به طرح تخلیق شخصیتها ی گونه گون مو فق نشود ، و مخا طب او فقط شمس باشد. همین محدو دیت در فروم شعر مو لوی را

 نا گزیر میسازد به دلیل نبودن ظرفیت گسترده در شعر حق بیا ن و تبین رویداد ها را به مثنوی بدهد.

امروز این واقعیت آشکا ر شده است شعر"غزل" تک بعد ی و تک خردی حرکت میکند ، عدول نیما از دایره اوزان همین مشکل بود ،نیما این دشوا ری را شنا خت و در شکستن آ ن تلا ش کرد.

بحران قدرت اقناعی غزل

درغر ب از قرنها به این سو شعر پاسخگوی نیاز زمان نیست ، اما رمان از دید غربیها فضا ی گسترد ه تر دارد، شعر پیش مدرن فضا ی محدو د دارد ، نیما این دشواری را در ک کرده و برای شکستن قلا ده های به نا م قافیه سخت تقلأ میکند .برای آنکه نیما از زمان و مکان تصویر باز و برهنه بدهد؛ به شکستن عروض و قافیه مبادر ت میکند و با اراییه شعر بی قافیه و بی وزن میخوا هد تصویر را که از مکان و زمان ارایه میکند حا مل خصوصیا ت زمان و مکا ن با شد.

و به این وسیله به کنکا ش د رعمق وا قعیت مبادر ت کند چون هنر مند با روح شکا ک و جستجو گر خود در می یابد که ، انسا ن ما حولش به وقوف آگا هی و شنا خت گسترده تر از محیط مکا ن و زمان نیا زدارد . آنچه را که شعر در گذشته برا ی آگا هی مخا طب ارا یه کرده نتوا نسته حس جستجو گر مخا طب را اشبا ع کند ، و انسا ن به دید نو و درک تا زه از محیط و پیرا مون خود نیاز دارد ، قدرت اقنا عی شعر یک نوع سنت استبداد ی است ، این قدرت توانا ی استدلا ل را

محدو د میکند.

در شرایط کنونی مردم گرایش بیشتر به دال و مدلو ل دارند. اذها ن تنبل علا قه دارند با امثال و حکم مخا طب را اشباع بسازند.

شعر مال جا معه استبداد زده است ، چون ابزار کار شاعر ایمأ ، سمبول و استعاره است ، ودر این فرم شاعر میتواند برخی درد ها ی مر موز را با بیان در فرم ایمأ برای مخا طب که با او تجربه مشترک دارد برسا ند و به این وسیله دلش را تهی از درد کند.

مشکل این گونه کار این است که در ک شاعر با ابزار شعربرای بیان اندیشه بسته ،محدود وگذراست ،اما رمان نوع ادبی فرامرزدردنیا است. رمان بعد از تکا مل شعر آعا ز میشود. رمان موفق به تعریف جزییات رویدا د با رنگهای تما شایی و عمیق است ،و تبین و مکث در حول جزییا ت رویدا د برای مخاطب مجال مکث در شناخت رویداد را میدهد ، که متآ سفانه این فضا و جو در فرم شعر و آنهم غزل دشوار است.

در شعر غزل دو من است من راوی و من مخاطب . اما در رمان تعدد من وما و ایجاد جو حضور برای ما ساده است ، عشقر ی شاعر ی که امروز خواند ن شعرش برای همه صاحب لطف و جذابیت است با درک خا ص که از پیرامون خود دارد ، در جستجوی ایجاد فضأ گسترده برای" ما "ست و همین خصوصیت شعر عشقری را صاحب مخا طب فراوان کرده است. اگر مخاطب عشقری به من محدود میشد عشقری هم مانند شاعران معاصر ما مخاطب محدود می یافت . غزل عشقر ی مانند رمان بجای من از ابزار ما استفاده کرده و به این وسیله برای غزلش جایگاه رمان را داده است .

هر چند او آگاهانه به این کار مبادرت نمیکند ، با تو جه به ارتباط نزدیکی که با حول و حوش خود دارد برای شعرش ظرفیت فوق العا ده گسترده میسازد و اعلام موجودیت این نوع سبک سبب ما یه وبار متعدد منعای برای شاعر چون عشقری میشود ، و به این وسیله حضور نیرو مند خود را در عصر خود تسجیل میکند.

عشقر ی در دو مصرا ع با مها رت موفق به تعریف و تبین اشیأ گو نه گون میشود مانند این چند مصراع :

همسر سرو قدت نی در نیستان نشکند
ساغر عمرت ز گردش های دوران نشکند
و تا اینجا که
در میان لای و گل خیر است اگر نانم فتاد
بوتل تیلم در این شام غریبان نشکند

کا ربرد کلمه های همسر ، سرو ،قد ،نیستان ،ساغر ،گردش لا له ،گل ،بو تل تیل و شام غریبان شعر را معنا دار و کلمه ها را معنا بخش ساخته اند ، و اگر عشقری این کلمات را از محیط ما حولش عا ریت نمی گرفت شعر به دل کسی چنگ نمی زد.

یکی از راز ها ی ما ند گاری شعر صوفی آنست که مایۀ سرود ها یش از محیط و مصأ یب اجتماعی رنگ گرفته است . تنوع ویافت ها ی صوفی از متن محیط و اشیأ با قدرت شناخت ویژ ه دیزاین و تلفیق شده و درواقع صوفی با بصیرت صوفیانه و عا شقانه آنقدر در میان رویداد ها و اشیأ مد غم ومنضم میشود که گاهی خودش تبدیل به شیّ شده وماهیت خود را با نوعی بر هنگی برای مخا طب آشکار میسازد. وممکن پرداخت صوفی گاهی به تعریف اجزای اشیأ در فرم ساده و محتوا روشن،راز دوم ماند گار ی شعر صوفی باشد.

انسان عصر دیجتا ل:

انسا ن عصر دیجتا ل با من فردی اش وا جد هویت است او به ذوق و درک خود وقوف دارد و برای تعریف ذوق و درک خود موفق میشود خود را صاحب فکر ،دید و اندیشه آزاد بداند و این حس آزادگی فضای زندگی را برای او معنا بخش و زیبا میسازد . گرایش به عرفان و تصوف ریشه در همین بیشه دارد، شاعر عارف در قید و بند امارت اسیر نیست و مخاطب او فقط مراد و خدا ست و این حس و روح آزادگی و دید آزاد را در وجدا ن او بیدار میسازد و کمتر کلمه را قر بانی آمال کوچک ماد ی میسازد .

اما انسا ن عصر استبدا د تا بع من است و مو جودیتش در حضور من قدرت قا بل شنا خت است لا جرم برای کسب رضای مفتی و شحنه مخا طب خود را محدو د بسازد و هرچه که می لا فد و می بافد در وصف تبین هرم قدرت معطوف شود. اگر در شعر فارسی من مطرح میشود من قدرت و من نا فذ استبداد است ، عنصری ،رودکی سلمان ساوجی وحتا سنایی نقد سخن را به تکرار در پای استبداد قر بانی داد ه اند ، الا هنگا میکه در پیری دل و دما غ شان به کنه حقیقت راه یافت از درودربار رو تافتند.

شعر فارسی بعد از تجربه کردن یک چنین فرآیندی" ما "جمع را مطرح کرده است ، و به ندرت شبیه رمان هویت افراد را به تعریف گرفته است. زیرا شاعر مجبور به تقلید بود ه است و این تقلید حس شکا کی او را به شدت جریحه دار کرد و نتوانسته با توسل به خلا قیت دست به ابدا ع و ابتکار بزند . من سالهاست مخاطب غزل آقای پدرام هستم و اکثر غزلها ی او را خوانده ام ، اما راستش لطف و حلا وتی که در سروده ها ی او در طرح مثنوی یافتم در غزل تجربه نکرده ام به صورت نمونه به این سرود ه را با هم میخوانیم.

خون انار
دیشب صدای صاعقه آمد،صدای باد
یعنی هزارسنبله میمرد،وای،باد

دیشب صدای باغچه آمد :کویرشد
پیغام تلخ دخترک ده ، که پیر شد

یک عنکبوت جان وتنش را همی تنید
گویی غرور صاعقه هارا نمی شنید
...
جادوگری به مصطبه ی استخاره شد
آن مشت لعل،خاک شد و سنگپاره شد

مادربزرگ گفت که مهتاب می شود
آن برگ سبز، کرمک شبتاب می شود

جادوگر اربخواهد قطمیر می شوی
در آمد آمد سحری پیر می شوی

ما نی نییم ولیکن ارژنگ می کشم
زین شب کلاه ،کفتر هفترنگ می کشم

آن گربه ی سیاه ،زن ماه پیکر است
افسانه نیست گفته ی بابا،مکرر است

افسانه های قصه ی زیبای زرپری
افسانه های زهره، ناهید ومشتری....

امشب صدای حضرت باران شنیدنیست
رنگ ازرخ "عمو"(زمستان) پریدنی ست

برتپه های سبز بهاری فرو شدیم
دیدم،دوسو،دوپنجره شد،روبرو شدیم

دیدی،دوباره خوشه ی انگور می رسد
یعنی صدای مزرعه ونور می رسد

خورشید، در کرانه ی مغرب رسوب کرد
دربرکه های آیینه ،قویی غروب کرد

برخیز راه میکده ها بسته می شود
وقت نماز و نوبت گلدسته می شود

بحث انار وقصه ی خون انار شد
بالا بلند ،قامت سروی که دار شد

از من سلام ،برکه ی آرام را بگو
افسانه های قلعه ی سورام را بگو

ظهور صاعقه،صدا ی باد ،مرگ سنبله ها،کویر شدن باغچه ،پیر شدن دختر ُبه مصطبه نشستن جادو گر...و سلا م به برکه همه تجا رب عینی اند که از گنجور ذهن پدرام با قدرت جا دوی و قدرت بلند شناخت با هم مردف شده و ساختمان مو زاییکی زیبا یا فته اند ، و همین وقوف آگا هانه مثنوی را سخت شاعرانه و رمان گونه ساخته است.در صورتیکه اگر به محتوا ی غزلهای موزون آقای پدرام مکث شود واجد چنین زیبا ی رمان گونه نیستند،با توجه به این برداشت به دید من شعر غزل برای خلوتها است و د ر دنیایی دیجتال وغرب خلوت نیست لهذا رمان برای جماعت مخا طب دارد . و غزل فارسی برای خلوت است و نه انجمن.

علی ای حال :

لحظه ها و رزنگهای بسیار ی اند که در شعر مجال و موضع تعریف ندارند و اگر رمان به داد انسا ن نرسد شعر پا سخگوی درد ,نیا ز و شنا خت انسا ن از زند گی و زمان عصر دیجتا ل نیست و انسا ن که بخواهد در فرم شعر"غزل" زند گی را تعریف کند لاجر جبرا به توقف مجبور میشود .

و اگر با دامن رمان نه چسبد و از فضا ی شعرمثنوی برا ی عنا صر زند گی وا م نگیرد ،زند گی و وا قیعت ها میمرند . و شاعر بی مخا طب میشود زیرا شعر «غزل» فضا ی پیچیده یی و نیازبه کنکاش دارد و مرد م عصر دیجتا ل و کا ر,زمان بسیار برای کنکاش شعر ندارند. و مجبور اند دست بدامن رمان بزنند و غریزه آگا هی خود را به استمداد رمان اشباع کنند.

سر چشمه ها :

المعجم فی معأیر الا شعار العجم : شمس قیس رازی

رساله شعر از ارسطو

طلا در مس : دکتر رضا براهنی

حدایق السحر : رشید الدین وطواط

دیوان عشقری

صفحه فیسبوک پدرام

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 | 7:0 | نویسنده : سیرو س احمد |

بر گزار ی نو روز در خواستگاهش کار نیکو و اقدام پسندیده ایست

پیا م نو روز همگرای ،قرابت فر هنگی و ایجاد بستر های مشتر ک برا ی همزیستی میا ن کشور ها ی حوزه نو روز است.

تا چند سا ل پیش افغا نستان به حیث یک کشور منزوی و جدا از جهان با گر فتاریهای گونه گونی رو در رو بود، با وجود آ نکه خاستگاه نوروز افغانستان بود ولی این رویداد فرهنگی با همه ارزشها یش مورد تکفیر و تهدید قرار گرفت.

 این میراث مشتر ک فر هنگی نه تنها در حوزه مناسبات فرهنگی میتواند زمینه نزدیکی میا ن کشور ها ی حوزه نو روز باشد ، بلکه در ابعاد اقتصادی و امنیتی میتواند بهانه یی برای قرابت کشور ها ی حوزه نو روز شود .

"بستر مشترک فرهنگی و حافظه تاریخی مشترک، وجود عرصه‌های مشترک برای همکاری و هم‌گرایی و ارزش‌های متناسب و بستر سازی اخلاقی میتواند در نهایت سبب ایجاد فضا ی تفاهم و جوشش بیشتر گردد.

ایجاد حوزه نوروز نیازمند پیدایش و نهادینه شدن ارزش‌های جهان شمول و انسانی مانند برابری سیاسی و حقوقی شهروندان و دولت‌ها، تنوع فرهنگی و معرفتی، آزادی‌های سیاسی و عقیدتی، مسئولیت‌پذیری فردی و گروهی، خردگرایی و همبستگی و تعامل منطقه‌ای است."

 



تاريخ : دوشنبه چهارم فروردین 1393 | 16:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
 

از کابل تا بدخشان
من بد خشا ن را رها کرد ه ام اما سی و پنج سال است بدخشا ن مرا رها نمیکند. جا ها ی که بازی کرد ه ام جا ها ی که افتیده ام جا ها یکه دوباره بر خواسته ام؛ همه در لایه؛ لایه ذهنم منهمک و منقش اند . میخواستم آهسته آهسته آنها را از ذهن و ضمیرم بیرون بریزم اما یاد ها میخواهند مرا از معرکه زندگی بیرو ن بریزند، مجبور شدم برای بیرون ریختن آنها به جا ی برو م که این یاد ها در آنجا در ذهن و ضمیرم شکل گرفته و پنجا و دو سال است شب روز با من همآغوش اند.
فکرمیکردم دیدار با جاهای که دل من در درون سینه برا ی شان می تپد ما نند گذشته با من توانا ی جوشش و جنبش را ندارند . برا ی دید ن این یاد ها؛ دل بدریا زدم تا بروم درختا ن ؛ رود خانه؛جویبار ؛کوچه ها و پس کوچه های را در آغوش بفشارم ؛ ما نند گذشته از آنها رنگ بگیرم .
مکرر فکر میکردم پدیده ها ی دهکده سخت متغییر و زخمی شده اند درختا ن بوی باروت میدهند، لکه ها ی خون در صخره ها ی کوه تا هنوزشاید منقش باشد و دوستا ن دوره کود کی ام در دهکده حضور ندارند، بر خی مرد ه اند برخی مها جر شده اند و بر خی از جبر روز گا ر پیر و پرپر شده اند و دنیا برای شان معنا و مفهوم شاد ويژه ندارد.
دل من؛ دید من و خون من شاید که رنگ محیط دهکده را دارد . اما محیط دیگر رنگ من را نداشته باشد . و در بر خی نقاط محیط مانند من زخمی اند وشیار های خونینی تا هنوز بر تندیس این محیط نمودار باشد . شاید در هنگامی که
در ب دهکده را تک تک بزنم اجازه برا یم ندهند زیرا من غریبه ام و دیگر حق زندگی در این دهکده را ندارد.
دریا مرا نشاسد درختان مرا بیگانه بدانند دخترا ن و پسرا ن دهکده از من روی بگردانند و پیران دهکده با چشم التفات مرا نبیند؛ زیرا بیگا نه شده ام و رسم زمانه در همه زمانه ها اینست که بر غریبه ها التفات نکنند.
برخی از خوا ص و خصوصیات من در این دهکده سا خته شده اند. شهامت ، حس عاطفی ،ترس و تقلای جدی ام برای زند گی بار است که دهکده بر دوشم در کودکی گذاشته است ، نیم قرن است این با ر را باخود هر سو میبرم ، اما جسا رت انداختن آنرا در هیچ جا ندارم ، مجبورم این کوله با ر سنگین را تا درب گور بر دوش بکشم .
علی ای حا ل بتا ریخ 22 حوت حس شگفتی در ذهنم شگوفه میکند ، شاید حس شریفانه و واقعیبنانه نباشد ، اما چکنم ما یه ها ی عا طفی آنرا دهکده بر دو شم با ر کرده است .و من مصمم که بدخشا ن برو م و از نزدیک دست بر گردنش بی اندازم و آخرین یاد گار مادر م را در آغوش بفشا رم .
روز چار شنبه بار وبسا ط سفر را آما ده میکنم وبا نوعی حس ذو ق زدگی بد خشا ن میرو م ، سا عت یک بجه از تو نل سالنگ میگذرم ، جاده ها با وجود آنکه چند سا ل پیش با ز سا زی شده اند آما در متن آنها حفره ها ی جدید در حا ل ایجا د شد ن است ، به وبِژه شا هرا ه سالنگ به مرا قبت و با ز سا زی جدی نیا ز دارد ، اگر برا ی کوتا ه مدت به باز سا ز ی آن توجه نشود ، شاید در جریا ن سا ل "نو د سه" این سر ک آسیب بیشتر ببیند و مشکلا ت فرا وانی را برای وسایط ببار بیا ورد .
زما نیکه از سالنگ شما لی پا یا ن میشویم نخستین دهکده یی که بر سر راه ما سبز میشود ، خنجا ن است ، شهر ک خنجا ن که در دامنه تپه ها ی کم ارتفاع و زمین نسبتن هموار مو قعیت دارد ، در آستا نه فرا رسیدن سال نو طرا وت و حلا وتی ویژه دارد ، دامن این تپه های زیبا و تما شایی جامه آسما نی به تن کرده و به این وسیله زیبا یی خود را برخ هر عابر ی جلوه گر میشود .
کو دکان قد نیم قد با قیافه معصومانه که آثار فقر در پوشش آنها متظا هر است ، با بره ها و بز غاله های کوچک خود در دامن این تپه ها مصروف تعیش اند ِحد اقل در آنجا صفیر گلوله و نهیب جنگ دیگر کسی را تهدید نمیکند.
در دامنه این تپه زیبا یک موقعیت تفریحی که در گذشته تو سط وزارت اطلا عات و فرهنگ ساخته شده ، موقعیت دارد ، شش سال پیش من ما موریت داشتم که این موقعیت را که تحت غصب و استملاک یکی ار فرماندهان محلی بود ، دو باره استرداد نماییم ، هر چند فرمانده تقلا ی بسیار برای ... آن داشت اما این ملکیت دو باره شا مل استملاک وزارت اطلا عات وفرهنگ شد. تو قع می شد در این موقعیت با تو جه به اهمیت توریستی که دارد دو باره فعال شود ، اما متأ سفا نه به حا لت او لی با قیست.
از این سا حه به سرعت عبور میکنم ، تا دشت کیلگی سرک نسبتن خوب است ، اما از آن موقعیت تا پلخمری سر ک به بازسا زی جدی نیا زدارد ، در بر خی جا ها آثاری از اسفالت در جا ده دید ه نمیشود ، و تقریبن مانند سا لنگ شما لی به شدت آسیب دید ه و در انتظار باز سازی شب روز سپر ی میکند. شب را در پلخمری در منزل دو ست بزرگوارم آقا ی داکتر روح الله سپری میکنم ، راستش با خوشروی و مواصفات حاتم طا یی گونه به پیشوازم ضیافتی مفصلی تدارک میبیند ، و فرا دا یش بد خشا ن میروم .
بهارو امنیت در پلخمری ، بعلان ، منطقه گرداب ،ولسوالی علی آباد ،کندز ،تخار تا بدخشا ن به مثابه دو موهبت گرانبها حضور دارند ، و در این مسیر هیچ گونه تهدید و مظاهر نا امنی زندگی کسی را تهدید نمیکند ، و صلح و آرامش گمشده یی که جنوب هر روز در در اشتیاقش ضجه میکشد ،خوشبختانه اینجا حد اقل مجا لی برای نفس کشیدن است .
من هر چند در گهوار ه پر عطوفت وسر شار ازلطف بدخشا ن چانس تولد و تر بیت را یافته ام ؛اما از بد حادثه سی وشش سال است ، آنرا ندیدم ، اما با بدخشا ن رابطه ام همیشه گرم و هموار بوده است. ساعت دو بجه روز مورخ 23 حوت وارد بد خشا ن میشوم ، راستش طبیعت ، زمین ، آسمان ،دره ودریا یش برایم نا آشنا، اما نا مانوس نیستند ، از گنجور ذهنم وام میگیرم و به گذشته با زمیگردم ، گذشته یی که رود خانه کوکچه صا ف بود و با نوعی خروش و شهامت سخاوتمندانه برای مردم پیرا مونش آب و نان میداد . اما امروز شاید نان بدهد اما از دادن آب گوارأ برای مردمان پیرامونش احتراز دارد. در دو پهلوی این رود خانه تپه های کم ارتفاع لمیده اند و در متن این تپه ها خانه های با ساختمانهای متفاوت .
آنچه را که من در گنجور ذهنم خاطره از بدخشا ن داشتم خانه های کوخی رو در رو با دیوار های سنگی و گلی بود ، اما امروز وضعیت دیگر گون شده است ، خا نه های گلی تبدیل به خانه های سمنتی و مجللی شده اند . شهر کوچک و مصفای بدخشان از امنیت خوب بهرمند است . جاده های فرعی و اصلی شهر پاکیزه و نسبت به تخار ،قندز وبعلان در وضعیت بهتر ی قرار دارند.
بدون شک موجودیت رود خانه کوکچه نعمت بزرگی برای این شهر کوچک است ، افزون بر آنکه زمین ها ی زراعتی دو سو ی جوار خود را سیراب میکند، اشغال و مواد اضافی شهر را نیز با خود میبرد.
بد خشان از نگاه داشتن آب در روی کره زمین موقعیت استثنا یی دارد ، از دل هر دره رود بار ی جاریست و در قلب هر کوه یک چشمه یی جهنده و مترنم . اما با داشتن این همه موهبت های خدای نه برق دارد و نه آب صحی . اگر ازاین رود خانه های عاصی استفاده سالم صورت میگرفت بد خشا ن نه تنها برق افغا نستان را تا مین میکرد ،بل که سخا وتمندانه میتوانست برای کشورهای نیاز مند انرژی برق بدهد.
مردم بدخشان در گذشته با سپری کردن مشکلات و طی کرد ن را ه های مملو از خطر بعد از سه شب وروزمیتوانستند ، از کابل تا بدخشا ن برسند . اما اسفالت جا ده بدخشا ن مهم ترین کاریست که در مدت سیزده سال گذشته صورت گرفته و اسفالت این جاده رنج ها ی فروا نی از دوش مردم یکسوکرده است.
علی ای حال شب را در منزل یکی از دوستان دورا ن کودکیم که با هم سر و سر مشترک زیاد داریم ، سپری میکنم و در باره امنیت جاده ها در شب کمی استسفار و استمزاج میکنم . حکایت همه مخاطبان یک بار معنای ویژه را حامل است ، "جاده ها امنیت اند" .
ساعت سه بجه شب در حا ل که آسمان سخت خشمگین و بارندگی جریا ن دارد ، بد خشا ن را به سوی ولسوالی کشم که از توابع بدخشا ن است در پیش میگیرم ، در منطقه" سمتی " تیل موتر خلا ص میشود ،نزدیک یک تانک توقف میکنم هنگا میکه پیر مرد مالک تا نک تیل مصروف انداختن تیل در موتر است می پرسم : بابه پسر جوان نداری که این کار را انجا م دهد ! پاسخ میدهد .دارم ِاما در جنوب سرباز است ، و برای امنیت کشورش مسوو لیت نگهبانی و پاسداری از امنیت مردم را دارد .
ساعت هشت صبح از کندز میگذرم و هشت ونیم صبح چای را در منطقه علی آباد جا ییکه چندی پیش نا امن بوده وامروز از امنیت خوب بهره مند است ،چای صبح را با قیماق قندز صرف میکنم ، ویا دم میآید که مادرم در بدخشا ن سی و شش سال پیش برای من در روز برآمدنم از منزل چقدر با درد گریست ومن به زیارت قد مگاهش موفق نشدم .سکوتم را صدای عابری میشکند و یادم میایید که مادرم رادر گو رستانی در چهار دهی کابل یکسا ل پیش از امروز بخاک سپارید ه ام ،با شتاب راه در پیش میگیرم و برای خاک بوسی آستان گورستان مادرم راه کابل در پیش میگیرم.



تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 17:27 | نویسنده : سیرو س احمد |
علت  وا پسگرا ی ما

یکی از مشکلا ت جدی یی که در راستا ی پیشرفت ما قرار دارد ، نحوه نگر ش ما نسبت به زند گی در پیرا مون ما ست .دنیا دیگر هوشمندا نه با همه مظا هر عقب ما ند ګی بر خورد مسوو لا نه کرد ه و هر پدید ه یی را به حیث موانع در راستا ی پیشرفت شنا سا یی کرد ه آنرا تعریف و در جهت نا بود ی اش با رویکرد عا ملا نه و مسولا نه مبارزه کرد ه است .

اما در کشور ما استبداد به خاطر توسعه حیطه نفوذ خود ده ها نوع ارزش سیاه و پوسیده را به مثا به ارزش تعریف وضع نمود ه و برای گمراه کردن و مصروف نگا ه کرد ن عوام به پاسداری آن اهتما م کرد ه است .این ارزشها ی سیاه و پوسیده از یک سو سبب توسعه و حفظ اراکین مستبید در اریکه قد رت شده و از جانبی جا معه جبرا به فقر ، بیکار ی و عقب ماند گی رو در رو شده است .در جهان که ما چانس معیشت داریم دیگر ارزشهای به نام عرف ،روابط عشیره یی وچسبیدن به فتوا های جزمی تا هنوز به حیث اصول زند گی مورد احترا م است .اما تو جه به رویکرد های مدنی ،تولید تفکر خلا ق ،ازادی و جدان و شناخت دنیا با دید روزمره گی مطرح نیست . و این نوع شگرد وگزینش راهکا ر و راهبرد برای پیشرفت به معنا ی تحجر خامی و خلای فرهنگی شمرده میشود .  

تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 7:0 | نویسنده : سیرو س احمد |
اشک یتیم
من بد خشا ن را تر ک کرد ه ام اما سی و پنج سال است بدخشا ن مرا تر ک نمیکند. جا ها ی که بازی کرد ه ام جا ها ی که افتیده ام جا ها یکه دوباره بر خواسته ام؛ همه در لایه؛ لایه ذهنم منهمک اند . میخواستم آهسته آهسته آنها را از ذهن و ضمیرم بیرون بریزم اما یاد ها میخواهند مرا از معرکه زندگی بیرو ن بریزند مجبور شدم برای بیرون ریختن آنها به جا ی برو م که این یاد ها در آنجا در ذهن و ضمیرم شکل گرف...ته و پنجا و دو سال است شب روز با من همآغوش اند.
اما دیدار با جاهای که دل من در درون سینه برا ی شان می تپد ما نند گذشته با من توانا ی جوشش و جنبش را نداشتند . برا ی دید ن این یاد ها؛ دل بدریا زدم تا بروم درختا ن ؛ رود خانه؛جویبار ؛کوچه ها و پس کوچه های را در آغوش بفشارم ؛ ما نند گذشته از انها رنگ بگیرم .
اما همه پدیده ها ی دهکده زخمی اند درختا ن بوی باروت میدهند لکه ها ی خون در صخره ها ی کوه ها تا هنوز با قی بود . دوستا ن دوره کود کی ام در دهکده حضور ندارند بر خی مرد ه اند برخی مها جر شده اند و بر خی از جبر روز گا ر پیر و پرپر شده اند و دنیا برای شان معنا و مفهوم ويژه ندارد.
دل من؛ دید من و خون من که رنگ محیط دهکده را دارد . اما محیط دیگر رنگ من را نداشت . هر چند بر خی نقاط محیط مانند من زخمی اند وشیار های خونینی تا هنوز بر تندیس این محیط نمودار است .
در ب دهکده را تک تک میزنم اما اجازه برا یم نمیدهند زیرا من غریبه ام و دیګر حق زندگی در این دهکده را ندارم.
دریا مرا نشاخت درختان مرا بیګانه میدانستند دخترا ن دهکده از من میگریختند و پیران دهکده با چشم التفات مرا ندیدند؛ زیرا بیگا نه بود م و رسم زمانه در همه زمانه ها اینست که بر غریبه ها التفات نکند.
برخی از خوا ص و خصوصیات من در این دهکده سا خته شده اند. مادرم هر بامداد د راین دهکده با اجبار کتا ب و تبراق بر دوشم میگذاشت و می گفت: اول حیوا نات را در کوه ببر و بعد حتمن بروی مکتب ؛ اما مادر م نبود زنا ن که با مادر دوست بودند ؛ در دهکده دیده نمی شدند ؛ دخترا ن و پسرا ن هم بازی من نبودند و اگر بودند با قیافه و نشا ط دیروز نبودند . از جوانا ن دیرو ز دهکده خبری نبود ؛ بر سیما و تندیس دهکده جوا نا ن ؛ کوه ؛رود خانه و کود کان با شتاب نگریستم ؛ با جسارت هق ؛هق گریه ګرد م و گفتم دهکده پدرود.
زیرا جای پای مادرم در بطن و متنت نیست ؛ و رسم روز گار بر همین سیاق است یکی میرود ؛ یکی می آید و روز گار بر رفت آمد هردوبا قهقه خنده میکند.



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 13:56 | نویسنده : سیرو س احمد |
بتا ریخ ۲۷ حوت از بدخشان به کابل آمدم



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 11:24 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

اعتراف

گاهی در اثر یک خطای زبان با وجود آنکه کسی تهدیدم نکرده ِ؛ وجدانم حتا برای یکهفته متواتر مرا شکنجه کرده است.

من کوشش میکنم برای  درب زبانم قفلی از تأمل واندیشه بسازم و تا زمانیکه به کنه یک رویدا د عقلم رسوب و نفوذ نکرده  از دهنم سخنی بیرون نشود که مایه شر مندگی وجدانم گردد.

تاريخ : جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 18:38 | نویسنده : سیرو س احمد |

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 21:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
 

 

در ِژرفا ی یک تراژیدی

تیتر این نوشته از متن کتا ب {رها در باد} گزینش شده است؛کتاب رها درباد سوگنا مه ،درد نامه وتاریخ التهاب ،ودربدری یک جغرافیا و یک ملیت در فرآیند نیم قرن و اند ی است. تاریخی که با افتخار ،انتحار ،شکست ومصأ یب گونه گون تلفیق شده است. اگر مجموعه افتخاراتش را در یک ترازو با مصأیبش وزن کنیم دشوار است یکی از این دو پدیده بر دیگر ی چربی کند ..

زیرا به دلیل حا کم بود ن ارزشهای به نام سنت ، جهل ؛مداخله بیگا نه بیش از سه دهه است در این جغرافیا سوگمندانه در میان بستر خاکستر، خون میکاریم و محصول و عصاره آنرا طوغ ؛قبرستان؛قهرمان؟یتم وبیوه درومیکنیم ؛در چنین جو وفضایی یک راوی راستگو با پاکترین احساس افزون بر آنکه در فرآیند رویداد ها ترصد دارد ؛گاهی همگام با زمان ؛مکان ومردم دامن بر میزند ؛سنگر میرود تاثیر می گذارد وتاثیر میگیرد.

این یل دوره گرد ازمسکو تا دهلی راهپیمای میکند ، با تقبل رنج وگرفتاری از میان کاخ های کابل فرار میکند ودر ستیغ های سهمگین هندو کش سنگر میگیرد ،وبا تجربه کرد ن زندگی در کوخ ها ریاضت می کشد تا برای تعریف درد مردم افغانستان آوازه گر فعال باشد وروایتگر راستین..

این استثنأ در تاریخ افغا نستان به سبک کلاسیک یک مرد نیست . او ازسنخ مخالف مرد است ویک مادر است اما مادر ی که با دیگر مادران در شجاعت ؛مناعت وماجرا جویی نه تنها  تفاوت دارد ؛بلکه سبک زندگی نحوه نگرش و عصیانگر ی او نماد است که باید استثنأ اش نامید .  او رویداد های زمان خود را از سال۱۳۴۱ تا ۱۳۸۱ با قرأت ریالستیک برای تاریخ ومخاطبان خود در محتوای کتابی {رها در باد} به تصویر میکشد وتصویری که با هر عینک که دیده شود سخت تماشایی زیباوجذاب است.

خانم بها نگا رنده کتاب رها در بادما جرا را از دیدن  فلم هملت در سینما پارک آغاز میکند .بعد از تماشای فلم و مرگ هملت داخل کوچه های تنگ وسیاه رنگی میشود که خودش آنجا بزم وبساط برای  زندگی دارد ؛زندگی یی که در همسایگی شان دختر کاکا {که که لو} به شدت تب دارد واما التهاب گرسنگی شدید تر وشایعتر از التهاب  تب است.

بعد تر داستان زندانی شدن پدر مرحومش سعد الدین بها را روایت میکند وبه این وسیله پرده ؛از جنایا تی بر میدارد که صدها روشنفکر دیگر مانند پدر خانم بها به اتهام شیفتگی وعشق به آزادی زنجیر وزولانه های ستبر دژخیمان را تا دم مرگ به گردن کشیده اند ...

آهسته ؛آهسته به تعریف اندیشه ها و باور هایش آغاز میکند ؛بنای مخالفتش با مادر ؛مدیر مدرسه ومعلمان کم سواد  آغاز شده است ؛و این آغاز به معنای تعارض او با اختناق ؛استبداد وحق تلفی های پنهان وآشکار است..

وبعد تر روایت جذاب وشگفتی از ملاقات خود با پا در میا نی برادر ش هما یون با اناهیتا راتب زاد دارد ؛دختر که همه ادبار روز گار خود را با ژرفایی خون تجربه کرده و از مدرسه استاد نخستینش مرحوم {سعد الد ین بها}انگیزه و ایده مبارزه با ستیزه گر ی با استبداد را آموخته است،  ذهن ودرکش آمادگی آغاز جهاد با ناهنجاریها را شناخته است.از همین سبب  شیفته انقلاب ؛عصیان وستیزه گری با اختناق است.

نو یسنده در باره ساختار ؛هدف ونحوه مبارزه حزب با راتب زاد دید گاه متباین داشته است .علی ای حال به هر طرز ی که بوده در جنبش های دانشجویی مشارکت فعال داشته در زمانی که مصروف آموزش د ردانشگاه بوده ؛نه تنها گرایش های سیاسی وانقلابی  داشته بلکه به خوانش آثارارنستوچه گواراشیفتگی و اشتیاق داشته است.

در بحبوحه این گرفتاریها به آنچه بیشتر نیاز مند است ،داشتن یک قرأت تازه از فحوای رویداد ها ی متن جامعه است،این شناخت تنها در مصایب اجتماع معطوف نه شده ،بلکه خانم بها با دقت وموشگافیکه ویژ گی یک زن دراک رویداد شناس است از بسیار مسایل تصویر روشن میدهد.

 افشای راز های مرموز اندرونیها  در تاریخ گذشتگان  هیچ گاهی به تأ سی از عنییت و چشمدید نبود ه است َ؛اکثر افشا گرا ن راز ها ،بر مبنای شنیده  ها ونقل قولهای غیر مستقم گزارش گونه های توصیفی نوشته اند . با وجود آنکه این گزارش های توصیفی عینیت نداشته اند ؛ امامخاطبا ن با حرص واشتیاق بسیار به خواند ن این راز ها مباد رت کرده اند. .

اما خانم بها روای عینی چشمدید هایی است که او هر روز شاهد وقوع و اتفاق آنها بوده است . اکثر چشمد ید ها رویداد های روتین وعادی نیستند ، رویداد های هستند که با سر نوشت اشخاص مهم ،جریانها و اجتماع ما پیوند ناگسستنی دارند..

شکی نیست که  شرح داستان قیام بحر الدین باعث و یارانش به تأ سی از نقل قول های غیر مستقیم نوشته شده باشد . اما داستان دستگیری و به زندان کشیدن زنده یاد مجید کلکانی ، در سال یکهزار سیصد وپنجاه وهشت در مکروریان واقع در بلاک ۱۴در منزل نیک محمد نقل قول مسقیم است که نویسند ه از زبان یک شاهد عینی آنرا گزارش میکند..

افزون بر این روایتها داستان رفتن نویسند ه به آلمان غرب وماجراهای که میان او وکارمندان استخبارات ک .ج. ب گذشته چشمدید اندکه برای مخاطبان نه تنها در زمان کنون بلکه برای آیندگان دلچسب وجذاب اند . 

 

رفتن به معرکه جنگ :

پرداخت به انگیزه به سنگر رفتن نویسنده با مجال اندک تبین وتعریف نمیشود ،بهتر آنست که انگیزه ها را در محتوا ی کتاب که به تفصیل نگاشته شده اند مخاطب بخواند .اما بر قراری پیوند با دوست راستگو ی من آقای  داکتر شمس الحق آریانفر که من از زبان آنها سخنان نغز تر شنیده ام همه جذاب و خواندنی اند .رفتن از مکروریان تا شفا خانه جمهوریت ،آمادگی موتر والگای روسی برای انتقال آنها تا خیر خانه وبعد گلبهار ورفتن تا "شتل"و" پنجشیر" همه رویداد های خواندنی اند. .

در متن این رویداد ها یک واقیعت ملموس نهفته است که حتا در داخل نظام جنرالا ن بلند پایه با مسعود ارتباط دارند ومسعود حتا در سازمان امنیت دولتی {خاد}نفوذ داشته و صد ها پارتیزان در داخل یک سنگر با دو نشانگاه  اهداف را ترصد دارند..

روایت بود باش با سنگر داران هندوکش:

جریان رفتن خانم بها تا پنجشیر اسطور ه  است جالب و خواندنی و جالب تر از همه دید و ادید او با امر محمود وذبح گوسفند به پیشواز  آنها به دستور سنت و لحظ یی که قهرمان رومانتیک جنگ با انها بساط خوشآمدگوی دارد .در این لحظه همسفر خانم بها تشویش دارد که بلآخره یک فرماند ه رادیکال چگونه بر خوردی با آنها به ویژه با یک زن روشنفکر خواهد داشت. .

 اما بر خلاف تصویر ی که در ذهن دارد از نحوه برخورد با این فرمانده  ،در میابند که چند  ما ه و اندی نامه های ثریا بها را فرمانده مسعود برای پیروانش تکرار زمزمه کرده و به این وسیله در جهت تقویت مورال ومعنویات آنها با اتکا به متن مکتوب بهره برداری فراوان کرده است..

از جانبی مسعود با دست خود برای همسنگر تازه به سنگر رسیده وفرزندا ن{سر کارثریا بها}  وشوهرش تحفه میدهد که برای همسفر خانم بها مایه شگفت است.

تصویر و برداشتی که نویسنده از متن سنگر های داغ هندوکش دارد همه زیبا ،تماشایی ومثبت اند .شک نیست که در جریان بود وباش نویسنده با تعب و درماندگی رو در رو شده است . اما دلجویی رفتار پر لطف سنگر دار هندوکش به او انرژی تازه میدهد .ومانند سایر سنگر نشینان هر بامداد برای دست رو تازه کردن تا رود خانه میرود..

و به این وسیله نه تنها رویداد سنگر رفتن او اسطوره ابراز خشم بر علیه جریا ن خاصی است ،از جانبی باشرح نشست ها ،دید ودید ها وبرخورد سنگر نشین هندوکش و مطایبهء {به اشتباه شنگر ی }خانم قاضی... و تفنگ بدوشی مادر ی قاضی ... ومواجه شدن با دختران جوان ....همه تعریف وتبین جامعهء اند که سنت بر سر نوشتش حاکم است. و از زندگی دوران حجر فاصلهء بسیار ی ندارد..

و مهمان شدن در منزل یکی از اربابهای خوستی که د رخانه با چهار زن خط وصلت وتعیش هموار کرده ، و با سنگر نشین ستیغ هندوکش راز و نیاز دارد همه زیبا و سرشار از لطف اند..

 درونمایه خشم آگین

اگر مخاطب حاذق در عمق این ماجرا ها مکث کند ؛ تعریف برخی رویداد ها به تأ‌سی  از درون مایهء نفرت است که از گذشته در ذهن و ضمیر نویسنده حک وسنگ شده و تحت تاثیر یک چنین فشار فزیو لوژیکی در ارایه اطلاعات روحیه حب وبغض قابل درک است..

این روحیه حب وبغض که نا شی از رابط ناشیأ نه بقیه سازندگاه ما جرا است آنقدر روحیه تهدید و تخویف را در ذهن نویسنده القأ کرده است که مانند {تابو} در تمام تقویم زندگیش حضو ردارند وفکرمیکندهمه دست به هم داد ه درتقلای نابود ی او میباشند..

حس شک ؛کنجکاوی او آنقدر ژرف و ونیرومند است که تما م  فضأ و تقویم  زندگی را تحت پیگرد مامورا ن استخبارات می بیند ؛اما گاه گاهی بر خی پوزیشن های ویژه با کرکتر ویژه به استمدادش می رسند ؛وبا دلجو ی اعتماد به نفس او را نسبت به زندگی تقویت میکنند. .

زما نیکه درد زایمان در دهلیز شفاخانه شکنجه اش میکند و داکترا ن از هراس وا بستگی شوهر او به داکتر نجیب از کمک ابأ میورزند ؛ نا گاه دختری که با یک دیکتا تور پیوند فرزند ی دارد ؛ دستش را با صداقت میفشارد ؛داکترا ن را برای تجویز دوا وتداوی بر بستر حاضر میکند ؛ واز حسن خلق و روحیه هو ما نیستی این دختر جوا ن با نیکی یاد میکند . ..

روایت زندگی نو یسنده در آلما ن بسیار جذاب است ؛تقلای نویسند ه آنست تا با زند گی د رآلمان زخمهای کهنه کابل را تداوی کند ؛ اما از تقدیر بد، زخمها ی آلمان ژرفتر از زخم ها ی کابل  اند؛ وسلسله سعایت و کینه توزی در آنجا چاقتر از گذشته است..

 

اهمیت جامعه شناسی کتاب :

از آنجا که نویسنده در متن جامعه حضور زنده و پویا دارد ،دید خود را در متن تاریکترین رویداد ها معطوف میکند،و با درک مسوولیت و التزام ،در تقلاء ارایه تصویر ی است که مخاطب به آن نیاز دارد .مکث در حول وحوش زندگی میر اکبر خیبر ،داستان رفتن خانم اناهیتا راتب زاد به گلگشت شمالی وتعریف جوء بد بینی میان کارمل وتره کی،حرکتهای دانشجویی ونگاهی ژرفتر به ما هیت و اهداف سازمانهای { به اصطلاح انقلابی وانفعالی}همه رویداد های جذا ب دلپذیر و خواند نی اند. .

افزون بر این اطلاعات به شگرد زندگی شخصی ونا هنجا ریهای که گریبانش رافشرده اند می پردازد  و به مثابه یک راوی راستگو داستان بیماری خود را تعریف میکند که ناشی از اضطراب وکمبود مواد غذای است . وبه این وسیله میخواهد اعترا ف کند که به استثناءیک قشر بقیه کل جامعه در گیر استرس ،اضطراب وسوء تغذیست.

شاید شرح این رویداد ها بر مبنای هدفی برنامه ریزی شده صورت نگرفته است ،اما راستش اینست که داستان بیماری او ،وتشخیص بیماری  او حامل پیام ویژه برای مخاطب هشیار است. .

حتا رویداد خواستگار ی اش ، ورفت آمد آقای لایق بر مبنای هر سنت وهدفی که بوده بیانگر رسم ودود ودستور افغانها راجع به سر نوشت خانمها ست.

در بخشی از این کتاب تیتری است  زیر عنوان {هنجار های زشت کارمل }   که ماهیت اخلاق,زشت وعدم تقوای یک پیشوا را تصویر می دهد،اما نویسنده به این وسیله مخاطب را برای پیگیر ی بقیه رویداد ها تشویق میکند .وشاید جذاب ترین اطلاعات این کتاب در باره فرایند گفت وشنود نویسنده در اتحاد شوروی با مستشرقی بوده که با سازمانهای داخل افغانستان پیوند ید یولوژیک داشته ،به گفته نویسنده ماهانه مبلغ سی و پنج هزار روبل در داخل افغانستان برای کارمل کمک شده است..

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 | 16:37 | نویسنده : سیرو س احمد |
و اندر باب عشق
دو گونه نیاز در ضمیر انسان پیش از تو لد مضمر است؛ نیا ز مادی و نیاز معنوی .نخستین برهه یی کودک از بطن مادر بیرون میشود ؛زندگی را با نیاز به گریه می آغازد .روشن نیست که این گریه برای کی ؟ وچیست .؟
اما هشیار تر که میشودر برای پوشا ک و خوراک گاهی گریه میکند. از دورا ن کودکی بالاتر تا دوران پیر ی چند گون عشق دید آدم را به خود معطوف میکند .عشق دانش وآگاهی ؛عشق تشکل خانواده ؛عشق قدرت وثروت وعشق شهرت وکسب اعتبار نام وتجمل وتعیش.
وجود هردو گونه عشق که برخی آفاقی وبرخی...
انفسی اند در طینت ما به مثابه ودیعه وجود دارند.اما درک وتعریف هردو عشق هم آفاقی وهم آنفسی نیازمند درک ؛دید ومعرفت اند . انسان های که با دید روشنتر چشم دل؛ و سبک شناخت شان توانای حلاجی رویداد های زندگی را دارد در پی کسب هردو گونه عشق آگاهانه و هشیارانه گام می گزارند .اما آنهای را که عواطف چاق تر و پیشروتر از عقل است به عشق تسلیم میشوند ؛ تا هدایت زندگی شان را به هر مسیر که خواست عشق ببرد.
اما برخی آدم ها ی دیگر پیش از کشاکش عشق از عقل استمداد میگیرند تا هدایت عشق را عقل حمایت کند.و د رمعرکه زندگی حق تصمیم را به عقل میدهند .


تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن 1392 | 7:6 | نویسنده : سیرو س احمد |
از شروع جنگ در افغانستان که در ماه های اخیر سال 2001 میلادی آغاز شد تا اکنون، 2300  نظامی امریکایی در افغانستان کشته و بیش از 600  ملیارد دالر مصرف شده است.

تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 5:30 | نویسنده : سیرو س احمد |

درمیا ن یک جا ده دست کوچکی لرزان
پا برهنه وغمگین درد او همه پنهان
از میان یک موتر میکند نگاه مردی
با کراهت بسیار با تهوع بی پایان
در میا ن یک جاده یک گدا کند اظهار
تندیس مرا بنگر ژنده پوشم و عریان
درمیا ن یک جاده مردکی خمار آلود
پف کند همی سیگار گه بلند وگه پایان
در میان یک جاده دختری بود ایستاد
تندیسش چو برگ بید از برودتست لرزان
درمیا ن یک جاده انتحاری بی سنگر
در بساط یک کلبه مادر ی بود گریان
یک شکاری دگر چشم د رنشانگاه کرد
اینطرف یکی سرباز منتطر آب ونان
تصویر من از شهرم اشک رنج رگبار است
یا که گردن مردی پیش سنگر آویزان


تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 | 8:26 | نویسنده : سیرو س احمد |
ومن دو بار باعث را در دو چهره دیدم
من با مولانا بحر الد ین باعث افتخار همروز گا ری دارم. هر چند همزاد و همفکر نبودیم .تصویر ی را که از مولا نا دارم دو دید کوتاه در دو برهه خاص از زمان بود ه است .
د رتابستا ن سال پنجا ه دو باعث سا عت یازده بجه روز در مکتب ما آمد همه آموز گارا ن وشاگردا ن مکتب به پیشوازش در ورودی مکتب ایستاده بود یم وکف میزدیم.باعث درجا ی خاصی قرار گرفت ؛و با شور شکوه سخنرانی پر جذبهٔ ایراد کرد .وبعد از آن از مدیر مدرسه که اقای عبدالودود بود خواست شاگردا ن را ...
رخصت کند .
رویداد دوم در سال سیزده پنجاه وپنج بود ؛او در این سال بنای مخالفت با حکومت را گذاشته بود کوه به کوه و دهکده به دهکده متوا ری بود .با وجود آنکه پد رم از نگاه فکری با او مخالف بود؛در یک ظرف مقدار ی شیروقیماق را همراهی پنج نان داد و گفت باعث در فلا ن موقیعت است و این غذا را برایش ببر.
تقریبا ساعت هفت و نیم صبح بود و قتیکه به مکان اخفا رسیدم در ب کلبه یی را که انها پنهان بودندباز کرد م .باعث همرا هی یاران خود در زیر یک گلیم سرخ استراحت بود .با باز شدن در ب مرد لاغر اندا م از جاجهید وگفت : چه میگوی !گفتم :پسر فلانی هستم! نان برای تا ن فرستا ده است .دو سه مرد دگر بیدار شدند که عین الدین و حفیظ آهنگر پور را در میا ن آنها می شناختم .
و آن مرد لاغراندام عبد الا ول از علاقدار ی خواهان بود .وبا عث تا هنوز خواب بود وفهمیدم که همه شب بیدار بوده است.
تا ریخ که بر باد رود رنج غرورش
نازد به سزاواری مردا ن غیورش
دیروز عدو سینه او خست به فولاد
امروز همه گل بنهیم بر سر گورش
یک گرد که در معبد تا ریخ فنا گشت
همپایه بسی دان به هزار و کرورش


تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 6:21 | نویسنده : سیرو س احمد |

۲۰۱۴، سال خروج کامل نیروهای رزمی آمریکا از افغانستان است. بی‌بی‌سی به مناسبت پایان مرحله خروج ۳۰ هزار سرباز آمریکایی که سال گذشته آغاز شده بود، رشته گزارش‌های را در مورد حضور و کارکرد سربازان آمریکایی در افغانستان در این هفته منتشر می‌کند.

هفتم اکتبر ۲۰۰۱

آغاز حملات هوایی آمریکا و بریتانیا به مواضع طالبان. به دنبال حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکا خواستار تحویل دادن اسامه بن لادن به آمریکا شد، اما رژیم طالبان از قبول این درخواست سر باز زد و موجبات حمله نظامی آمریکا فراهم شد.

سیزدهم نوامبر ۲۰۰۱

تعداد سربازان آمریکایی در افغانستان به ۱۳ هزار نفر رسید. در پی شدت یافتن حملات، جنگجویان طالبان شهر کابل را ترک کردند.

هفتم دسامبر ۲۰۰۱

آمار حضور نظامی آمریکا در افغانستان در یک نگاه

  • نوامبر ۲۰۰۱: ۱۳۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۱: ۲۵۰۰
  • مارس ۲۰۰۲: ۷۲۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۲: ۹۷۰۰
  • آگوست ۲۰۰۳: ۱۰۱۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۳: ۱۳۱۰۰
  • اپریل ۲۰۰۴: ۲۰۳۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۴: ۱۶۱۰۰
  • اپریل ۲۰۰۵: ۱۹۵۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۵: ۱۷۸۰۰
  • اپریل ۲۰۰۶: ۲۳۳۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۶: ۲۲۱۰۰
  • ژانویه ۲۰۰۷: ۲۶۰۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۷: ۲۴۷۰۰
  • اپریل ۲۰۰۸: ۳۲۵۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۸: ۳۱۸۰۰
  • فوریه ۲۰۰۹: ۳۶۶۰۰
  • دسامبر ۲۰۰۹: ۶۷۴۰۰
  • ژانویه ۲۰۱۰: ۷۱۷۰۰
  • آگوست ۲۰۱۰: ۱۰۰۰۰۰
  • مه ۲۰۱۱: ۱۰۰۰۰۰
  • دسامبر ۲۰۱۱: ۹۴۰۰۰
  • ژانویه ۲۰۱۲: ۹۰۰۰۰
  • دسامبر ۲۰۱۲: ۶۶۰۰۰
  • آگوست ۲۰۱۳: ۶۰۰۰۰
  • دسامبر ۲۰۱۳: ۴۶۰۰۰
  • ژانویه ۲۰۱۴: ۳۸۵۰۰
  • فوریه ۲۰۱۴: ۳۶۵۰۰

منبع: وزارت دفاع آمریکا

شهر قندهار، مقر اصلی گروه طالبان سقوط کرد. ملا عمر رهبر این گروه و اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده فرار کردند. حامد کرزی در لویه جرگه اضطراری به عنوان رئیس جمهوری موقت برگزیده شد.

آگوست ۲۰۰۳

نیروهای بین المللی تحت فرمان ناتو به منظور حفظ صلح در کابل مستقر شدند. بعدا ماموریت این نیروها در مناطق دیگر کشور هم گسترش یافت. شمار آنها به یازده هزار نفر می رسید که ده هزار آنها آمریکایی بودند.

سپتامبر ۲۰۰۸

حملات گروه طالبان شدت یافت. شمار نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان به ۳۱ هزار و شمار تلفات آنها به ۱۲۰ نفر رسید.

۳۰ ژانویه ۲۰۰۹

پس از انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۳۶ هزار نفر رسید.

هفدهم فوریه ۲۰۰۹

آقای اوباما دستور فرستادن ۱۷ هزار سرباز دیگر به افغانستان را امضا کرد.

نهم ژوئن ۲۰۰۹

استقرار نخستین واحدهای نیروی دریایی آمریکا در افغانستان؛ ۱۰ هزار سرباز جدید برای مقابله با طالبان وارد جنگ شدند.

بیست و یکم سپتامبر۲۰۰۹

جنگ افغانستان 'طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا' لقب یافته است

ژنرال استانلی مک کریستال فرمانده کل نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان در گزارش محرمانه ای به باراک اوباما نوشت که بدون افزایش نیروهای بین المللی احتمال ناکامی جنگ با طالبان وجود دارد.

اول دسامبر ۲۰۰۹

باراک اوباما اعلام کرد که ۳۰ هزار سرباز دیگر به افغانستان می‌فرستد تا شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۷۱ هزار نفر برسد. شمار تلفات سربازان آمریکایی به ۸۴۹ تن افزایش یافت. او در سخنرانی در دانشگاه نظامی وست پوینت جولای ۲۰۱۱ را زمان آغاز خروج ارتش آمریکا از افغانستان تعیین کرد. با این حال، مقامهای آمریکایی تا آن زمان همچنان در حال بررسی افزایش شمار نیروها در افغانستان بودند.

بیست و هشتم ۲۰۱۰

دولت افغانستان در کنفرانس لندن آمادگی خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت امنیتی اعلام کرد. هدفی که تعیین شد، این بود که نیروهای امنیتی افغانستان (ارتش ۱۷۱ هزار، پلیس ۱۳۴ هزار) افزایش یابد تا زمینه خروج نیروهای آمریکایی در ۲۰۱۱ فراهم شود. دولت افغانستان یک برنامه‎ای را روی دست گرفت که از ۲۰۱۱ تا آخر ۲۰۱۴ زمینه را برای انتقال تدریجی مسئولیت امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای داخلی فراهم کرد.

۲۲ ژوئن ۲۰۱۱

باراک اوباما در سخنرانی خطاب به ملت آمریکا برنامه خروج تدریجی نیروها از افغانستان را اعلام کرد. او گفت که تا آخر ۲۰۱۱ ده هزار سرباز از افغانستان خارج می شوند و تا تابستان ۲۰۱۲، ۲۳ هزار سرباز دیگر این کشور را ترک می کنند. بر اساس این برنامه، نیروهای آمریکایی خروج تدریجی تا پایان ۲۰۱۴ را در نظر بگیرند. در نیمه اول سال ۲۰۱۱ شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۱۰۱ هزار نفر رسید.

اگر پیمان امنیتی بین دو کشور امضا شود، احتمالاً حدود ده هزار سرباز آمریکایی در افغانستان خواهند ماند

سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۲

در نخستین مرحله خروج نیروها، ۶۵۰ سرباز افغانستان را ترک کردند. این نیروها در کابل مستقر بودند و از طریق فرودگاه بگرام در شمال کابل به وسیله هواپیما به کشور خود بازگشتند.

هجدهم آوریل ۲۰۱۲

باراک اوباما نهایی شدن سه موضوع را اعلام کرد: واگذاری تدریجی مسئولیت امنیتی به افغانها، ماندن شماری از نیروهای بین المللی در افغانستان پس از ۲۰۱۴ و پرداخت سالانه میلیونها دلار به دولت افغانستان برای تقویت نیروهای امنیتی افغانستان.

۲۲ ژوئیه ۲۰۱۲

ژنرال جان آلن فرمانده کل نیروهای بین المللی در افغانستان خروج تدریجی ۲۳ هزار سرباز آمریکایی از افغانستان را اعلام کرد.

بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۲

لئون پانه‌تا وزیر دفاع وقت آمریکا گفت که ۳۳ هزار سربازی که در جریان سال ۲۰۱۰ برای جنگ با طالبان اعزام شده بودند، افغانستان را ترک کرده‌اند.

آخر آگوست ۲۰۱۳

شمار نیروهای آمریکا در افغانستان به ۶۰ هزار نفر کاهش یافت و با سرعت یافتن روند انتقال مسئولیت به نیروهای داخلی افغانستان، روند خروج کاهش نظامیان آمریکایی هم سرعت یافت.

آخر دسامبر ۲۰۱۳

تعداد نظامیان آمریکایی در افغانستان به ۴۶ هزار نفر رسید. همزمان با این کاهش، گفتگوها بر سر پیمان همکاری‌های امنیتی و دفاعی بین آمریکا و افغانستان با تنشهای زیادی همراه شد. حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان امضای این پیمان را مشروط به تعهد آمریکا به زمینه‌سازی عملی برای آغاز گفتگوهای صلح با گروه طالبان کرد.

۲۷ ژانویه ۲۰۱۴

شمار نیروهای آمریکایی به ۳۶ و ۵۰۰ نفر کاهش یافت و قرار است در روزهای آینده تعداد بیشتری از نیروهای آمریکایی افغانستان را ترک کنند. همزمان با شدت یافتن تنشها بین دو کشور و روند خروج نظامیان آمریکایی، حملات مسلحانه و بمبگذاری‌های انتحاری اعضای گروه طالبان هم شدت یافته است.



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 12:20 | نویسنده : سیرو س احمد |
  • افغا نستا ن بعد از ۲۰۱۴ تهد ید ها و فر صتها
    صلییب سرخ :
    {رییس نماینده گی جهانی صلیب سرخ در افغانستان، ریتو ستاکر گفته است که افزایش جنگ و گروه های مسلح غیر مسؤول زنده گی مردم را دشوار ساخته است و مردم در چندین خط مقدم جنگ گیر مانده اند.}
    گروه جها نی بحرا ن:.
    {در همین حال گروۀ جهانی بحران هشدار می دهد که اگربه انتقال قدرت سیاسی در افغانستان توجه جدی نشود ، حکومت افغانستان سقوط خو اهد کرد .}
    رادیو بی بی سی :.
    ی{ک گزارش تازه در مورد افغانستان هشدار داده که اگر اقدامات جدی اکنون اتخاذ نشود، ممکن است پس از خروج نیروهای ناتو از این کشور در سال ۲۰۱۴، حکومت افغانستان سقوط کند و جنگ داخلی آغاز شود.}
    این پرسش امروز دید گا ه اکثر مرد م افغا نستا ن را به خود معطوف سا خته است ؛ایا بعد از خرو ج نیرو ها ی ناتو افغانستا ن دو باره به سوی سال ها ی نود باز گشت میکند ؟ایآ نها د ها ی امنیتی ما در جهت تا مین امنیت ابتکار عمل را از دست میدهند ؟آیا مجا هدا ن خاموش دوباره اسلحه خود را از میا ن آوار ها ی خا ک به روی همدگر بیرو ن می کشند؟ آیا کشور ها ی حامی طالبا ن در تلا ش به کرسی نشا ندن مجدد آنها خواهند شد؟آیا غر ب و امریکا در برابر این رویداد ها بیطرف خواهند و ماند؟و ده ها پرسشها ی مبهم و معنا دار دگر.
    پاسخ یا بی به این مشکل دگر با استمداد طرفند وفال و جادو ممکن نیست؛ اما با مقایسه شرایط میا ن دیرو ز و امروز میتوانیم سر نخ بر خی مشکلا ت را به صورت علمی در یابیم.
    تهيديدها
    1-ركود پا یا ن بودن مورال وروحیه نيروي انساني به ویژه در قوای مسلح؛نبود آمو زش و پرورشش برای منابع انساني كه در واقع پاسخ دهند به مشکلا ت فردا هستند ؛متاثر از وقايع و فراز و نشيب هاي اجتماعي و بعضي باورهاي تحميلي از سوي عوامل بيروني ، دچار نوعي بي انگيزگي و به دنبال آن ركود علمي گرديده اند .
    پيامدهاي توجه به و فعالیتها ی آينده را صرفا“ با ارزش هاي كمي تربيت نموده و كمتر به كيفيت كه در اينجا همان خلاقيت و مهارت هاي لازم است ، پرداخته مي شود .
    2-ديدگاه سنتي مدیر یت سیا سی ؛نظا می و اداری در کشور
    3-فضاي نامناسب
    ۴-ارزش گذاري هاي قالبي و كمي
    =مسلح شدن نیرو ها با ابزار ها ی بی کیفیت
    =نبود سیستم هدایت ؛رهبر ی وآموزش د ر زمان فعالیتها
    = نبود قوای میکا نیزه ؛هوا ی و کشف الیکرو نیکی
    =نداشتن تجهزات مدرن و با کیفیت جهت مقابله با هدف
    6-انحراف مسير ارزش يابي مستمر از اهداف تعريف شده
    فرصت ها
    1-نيروي انساني موجود در ترکسیب هر سه سازمان دفاع ؛ پو لیس و امنیت.
    2-تو جه به آموزش وپرورش قوتها ی مسلح با توجه به نقش مشورت در پرورش خلاقيت ، قوتها ی که دارا مانور سریع ؛ ابتکار عمل و شناخت از جغرافیا مشکلا ت دارند.
    و ايجاد فضاي معنوي رشد خلاقيت در میا نیرو ها ی مسح ، به كارگيري و اجراي سياست هاي انگيزشي ، رقابتي ، ترويج روش هاي جديد ، تجربه برگزاري دو ره ها ی آموزشی . ، ترويج نگرش نو به ارزش يابي مستمر مي تواند مؤثر واقع شود .
    ایجاد فضا ی منا سب برای تر بیت و آموزش قوتها
    رشد و تقویت مورال و معنو یا ت منسوبا ن قوتها ی مسلح .
    تعریف اهدا ف مهم برا ی منسوبا ن قوتها ی مسلح
    بر گزاری تطبیقا ت مکرر برای بدست آوردن اهدا ف فرضی
    چینج مدیر یت سنتی به مدیر یت مدرن .
    تداوم کا ر استخبا راتی و کشفی.
    توجه به وضعیت معیشتی نیرو ها ی مسلح
    حما یت جامعه جها نی از تحکیم امنیت و ثبات در افغانستا ن
    حمایت شصت فیصد مرد م افغانستان از روند کنونی
    بر تری کمی قوا
    اگر مدیران رهبری ارشد بتوانند با قدرت تخصصی برای این مشکلا ت پاسخ بیابند ؛نه تنها ما موفق به تبدیل وضعیت موجود به شرایط مطلوب خواهیم شد ؛بلکه با شناخت و تعریف تهدید ها آنها را به فرصت ها ی طلا ی تبدل کرد ه و افغانستا ن از شر تشویش ؛بحرا ن و و ابستگی نجا ت خواهد یافت.
    و این پیش بینی ها ی گروه نجا ت ؛سا زمان صلیب سرخ و بررسی ها ی عوا م فریبانه رسانه ها هیچکدام محقق نه شده و افغا نستا ن د رمسیر نو هدا یت خواهد شد.
    منابع: رهبری ارشد تالیف پاریتو
    = مدیریت بحرا ن جوزف
    =تهدید استراتیژیک نوشته گیورگ
    =تعدیل وضعیت المار


تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 23:54 | نویسنده : سیرو س احمد |

در بیا ن ما هیت انسا ن

از نخستین سپید ه پیدایش انسا ن تا امروز انسا ن با تقلا و تلا ش فرا وا ن د رجست جو ی یا فتن ما هیت ما هو ی خویش است .ما هیت {آفو ریمیستی } یا گزینه گونه ؛ یعنی انسا ن درا ک و هوشمند تن به هیچ گونه تقدیر و تسلیم نمی سپا رد ؛ بلکه هر رو ز د رتلا ش شنا خت ما هیتی به نام این  که من  چیستم ؛ کیستم  وچه خوا هم شدخود است .

انسا ن که د رجستجوی ما هیت من کیستم و... است اسیر هو یت نیست ؛و بر ما هیت هو یت می خند د و می داند که ارزشها با گذشت زما ن لا جرم بی ارزش میشوند و هو یت هم یکجا با بی ارزش شدن ارزشها میمیرد.

و اما انسا ن سنت مدار در قید ارزشها ی سنتی است ؛ با ارزشها تو لد میشود در میا ن ارزشها عجین شده با در ک هو یت مدرن و پیشتا ز دشمنی دارد واما انسا ن خرد مدار و هشیا ر در جستجوی شکستن سا ختا ر ها ی جزمی و کلا سیک است او بر مبنا ی باور پیشتا ز و پیشرو خود برا ی خویش هویت می آفریند ؛ او به این با و راست که یکجا شدن به ارزشها ی سنتی ما نع دگر شد ن انسا ن میشود ؛دگر گون شدن د رذا ت انسا ن نهفته است و از همین سبب انسا ن هیچ گا هی با گذشته یکی نمیشود بلکه انسا ن در تقلا ی یکجا شدن با آینده است .

انسا ن هشیا ر و صا حب عقل فعال؛ به خرد مدرن ؛رابطه مدرن و نگر ش مدرن نیا ز دارد اما انسا ن سهل انگا رو تنبل به سنت ها ی مسبوق می بالد و مانند عنکبوت د رمیا ن این سنتها برا ی خود لانه می با فد؛ تا در انجا اسیر  شود ونا م این فرایند را بگذارد زندگی در درک سنتها و....

به فکر کو تا ه من اینو ع زند گی نو عی اشباع کا ذب عقل و شنا خت از ما هیت ما هوی اصل انسا ن است ؛ و با اتکا بر چنین هنجا ری عقل میمیرد ؛شعف و نشا ط زند گی جا یش را به سکوت ؛تسلیم و ایستا یی میدهد . وبا پرداخت به چنین اعتقادی دگر گذر گا هی به سو ی آینده با قی نمی ماند و انسا ن از مسیر پویا یی وتلا ش یکسو میشود .

تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392 | 20:33 | نویسنده : سیرو س احمد |

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی سالانه خود در مسائل داخلی کشورش از بهبود وضع طبقه متوسط آمریکا تاکید کرد و در بخش سیاست خارجی از توافق هسته‌ای با ایران، پایان جنگ افغانستان و جنگ داخلی در سوریه گفت.

آقای اوباما گفت: "دیپلماسی با حمایت فشار بود که باعث شد ایران پیشرفت برنامه اتمی‌اش رو متوقف کند و بخش‌هایی از آن را به عقب برگرداند" اتفاقی که به نظر او برای نخستین بار در یک دهه گذشته روی داده است.

او گفت: "از طریق مذاکره با ایران، آمریکا و متحدانش می‌توانند به طور مسالمت‌آمیز از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنند."

باراک اوباما به تحریم‌های بیشتر علیه ایران اشاره کرد و کنگره را تهدید کرد در صورتی که چنین قانونی را تصویب کنند، او آن را وتو خواهد کرد.

آقای اوباما گفت که برای امنیت ملی کشورش این کار را خواهد کرد.

زندان گوانتانامو

او به پیمان امنیتی با افغانستان اشاره کرد و گفت اگر این پیمان امضا شود، بخش کوچکی از نیروهای آمریکایی در افغانستان می‌مانند تا به نیروهای افغان آموزش دهند و کمکشان باشند.

او جنگ در افغانستان را طولانی‌ترین جنگ آمریکا خواند.

رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد که رابطه کشورش با افغانستان تغییر خواهد کرد اما "چیزی که تغییر نمی‌کند این است که دیگر اجازه حمله تروریست‌ها به کشورمان را نمی‌دهیم."

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت که آمریکا برای مقابله با حملات سایبری خود را تقویت می‌کند.

آقای اوباما گفت که بعد از پایان جنگ در افغانستان و خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور باید زندان گوانتانامو تعطیل شود.

از زمان رقابت های انتخاباتی در سال ۲۰۰۸ میلادی، آقای اوباما خواهان تعطیلی این زندان بود.

گفتگوهای صلح

باراک اوباما گفت که کشورش همچنان به حمایت از آن دسته از مخالفان دولت سوریه که با "شبکه‌های تروریستی" ارتباط ندارند ادامه می‌دهد.

او توافق برای نابود کردن سلاح‌های شیمیایی سوریه را نتیجه تلاش‌های دیپلماتیک و تهدید نظامی خواند.

از دیگر دستاوردهای دیپلماتیک آمریکا به گفته آقای اوباما،گفتگوهای صلح اسرائیل و فلسطین است.

او بار دیگر بر تشکیل کشور مستقل فلسطینی تاکید کرد و بر دوستی آمریکا با کشور یهودی نشین اسرائیل.

حقوق زنان

سخنرانی باراک اوباما با تشویق‌های پیاپی حاضران در کنگره همراه بود.

بخش‌هایی از سخنرانی او مورد پسند هر دو طیف جمهوری‌خواه و دموکرات بود و بخش‌هایی از آن هم تنها با دست زدن‌های دموکرات‌ها همراهی می‌شد.

یکی از موضوعاتی که آقای اوباما بر آن انگشت گذاشت و تشویق دو طرف را برانگیخت، مربوط به زنان بود.

او گفت که در آمریکا زنان کمتر از مردان حقوق می گیرند و این امر را در سال ۲۰۱۴ "خجالت آور" توصیف کرد.

آقای اوباما گفت که زنان نباید بعد از زایمان شغلشان را از دست بدهند و از داشتن مرخصی زایمان بیشتر برای زنان سخن گفت.

حداقل دستمزد

اما بالا بردن حداقل دستمزد، چیزی نبود که طرفدارانش در دو سوی طیف سیاسی آمریکا باشند.

آقای اوباما از بالا بردن حداقل دستمزد در آمریکا گفت و از یک پیتزا فروش آمریکایی مثال زد که دستمزد کارگرانش را بالا برده و سپس از همه آمریکایی‌ها خواست تا با بالا بردن حداقل دستمزد به رونق اقتصادی کمک کنند.

جمهوری‌خواهان مخالف این هستند و بالا بردن حداقل دستمزد را مانعی برای کارفرمایان می‌دانند.

بینر رئیس مجلس نمایندگان و بایدن معاون رئیس جمهوری از دو حزب رقیب هستند

آقای اوباما از صاحب‌کارهای آمریکایی خواست تا منتظر تصویب کنگره نشوند و خودشان دستمزدها را افزایش دهند.

اکنون حداقل دستمزد در آمریکا ۷ دلار و ۲۵ سنت است و آقای اوباما خواهان افزایش آن تا ۱۰ دلار و ۱۰ سنت برای هر ساعت کار است.

آقای اوباما همچنین از لزوم روی آوردن آمریکا به انرژی‌های پاک سخن گفت.

از "تغییرات جوی" گفت و از کاهش تولید "دی‌اکسید کربن" در آمریکا، در سالی که گذشت.

صحبت از انرژی‌های غیرفسیلی برای جمهوری‌خواهان چندان خوشایند نیست و در این سخنرانی هم نبود.

درست مثل زمانی که آقای اوباما از طرح بیمه همگانی گفت که جمهوری‌خواهان مخالف آن هستند.

بخش دیگری که جمهوری خواهان را چندان راضی نکرد، جایی بود که آقای اوباما، از کنگره خواست تا حقوق بیکاری اضطراری را دوباره برقرار کنند.

جمهوری خواهان کنگره حقوق بیکاری را خرج اضافی برای اقتصاد آمریکا به حساب می آورند.

به گفته او یک میلیون و ششصد هزار نفر در آمریکا از مزایای این حقوق بیکاری استفاده می کردند که از اول سال جاری میلادی قطع شد.

وقتی که او از بالابردن سطح آموزش در کشور گفت و زمانی که از تسهیل تحصیلات در آمریکا سخن گفت، اعضای دو حزب او را تشویق کردند.

اما راهی که آقای اوباما برای رسیدن به این نقطه پیشنهاد داد چندان مورد پسند جمهوری خواهان قرار نگرفت.

فرصت تاریخی

در صحبت از هرکدام از این موارد هم از کنگره آمریکا خواست تا با تصویب قوانین مورد نظر او، کمک کند تا به این اهداف برسند.

آقای اوباما از همسرش، میشل اوباما، بانوی اول آمریکا مثال زد که در تلاش برای کاستن از چاقی مفرط در کشور تلاش کرده است و آمار آن در کشور پایین آمده است.

سخنرانی سالانه روسای جمهوری آمریکا در کنگره، فرصتی برای توضیح برنامه‌های سیاسی و اقتصادی آنها در سال پیش روست.

جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و جو بایدن، معاون رئیس جمهوری و رئیس سنای آمریکا بر بالای مجلس بودند و پیش از شروع سخنرانی آقای اوباما نسخه‌ای از سخنرانی خود را به آنها داد.

ورود آقای اوباما به کنگره همراه با خوش و بش و تشویق‌های بسیار زیاد نمایندگان کنگره بود که به صورت زنده از تلویزیون‌های آمریکا پخش شد.

اعضای دولت و دیوان عالی آمریکا هم در محل کنگره حضور داشتند.

سالن کنگره آمریکا، محل سخنرانی باراک اوباما



تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392 | 9:41 | نویسنده : سیرو س احمد |
شو خی با چپن خودم

بنگر به تند یس من ؛چپن دراز دارم
به چپن ز باب اجبار؛ به خدا نیاز دارم
شب من به بزم و مستی ؛سحرم به ورع جبری
به ریا ٔبرای تذویر ؛ تو نگر نما ز دارم
شب جمعه در« دوشنبه» به فراغتم همیشه
اگرم رسد زمستا ن ؛ رهی با حجاز دارم
به دو دست آب و خر ما ؛به سرم ردأ ابیض
به درو ن دامن خویش ؛تو مبین پیاز دازم...

به همه صنادید شهر رهی آشتی گرفتم
به مخالف و موافق ؛دو هزار راز دارم
شده ام وکیل مرد م ؛ به هزار فتنه و کید
چکنم به رنج مرد م ؛که سکا ن ناز دارم

 



تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392 | 14:45 | نویسنده : سیرو س احمد |
خبر رویداد است که روی زندگی برخی مرد م تاثر گزار باشد.

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 23:23 | نویسنده : سیرو س احمد |

اشارات عطار به ویژگی‌های پرندگان

 

"در بخش آغازی داستان [منطق الطیر]، عطار، دوازده مرغ را برگزیده و برای هریک از ایشان، به طور مساوی، پنج بیت خطاب ویژه سروده است."

با این مقدمه، محمدرضا شفیعی کدکنی، محقق و ادیب ایرانی، به معرفی پرندگانی می‌پردازد که عطار نیشابوری در اثرش به آنها اشاره کرده است.

در زیر خلاصه‌ای از توضیحات آقای شفیعی کدکنی به نقل از مقدمه ایشان بر تصحیح منطق الطیر می‌آید. در جاهایی که سه نقطه گذاشته شده، متن کوتاه شده است.

رمز پرندگان

1

هدهد

بر طبق اشارات قرآنی نامه سلیمان را به نزد بلقیس برد... انتخاب هدهد به عنوان پیشوا و رهبر جمع مرغان و پرنده‌ای که هدایت مرغان با اوست چندین عامل "صوتی" و "معنوی" داشته است: تاجی که بر سر هدهد است یادآور فره ایزدی است که در پادشاهان ایران باستان جزء لوازم شهریاری تلقی می‌شده است و این فره ایزدی با آنچه در دوره اسلامی عنایت الاهی در حق اولیا خوانده شده است، بی‌ارتباطی نیست... از آنجا که "هدایت" از دیدگاه صوفیه امری است "آن‌سری" و به عنایت الاهی بستگی دارد و کوشش بنده را در آن سهمی نیست، برگزیده شدن هدهد (بهره‌یابی از هدایت الاهی) در این داستان امری است که به سعی و کوشش هدهد حاصل نشده است... و حال آنکه هدهد به اعتبار شخصیت طبیعی خویش، در کتب جانورشناسی چنین توصیف می‌شود که "بوی ناخوش و گنده از او همی‌آید." تقابل جانب پلیدی هدهد و مقام برگزیدگی او نزد سلیمان نشان دهنده دو سوی حیوانی و فرشتگی انسان است که همواره مورد توجه عارفان بوده است.

2

موسیجه

پرنده‌ای است کوچک‌تر از کبوتر که در منزل آشیانه می‌سازد. به رنگ قهوه‌ای و خاکستری و صدایی دارد شبیه عبارت "موسی کو تقی؟" مردم مشهد این پرنده را به همین نام "موسی کو تقی؟" می‌نامند. جادوی مجاورت در موسی و موسیجه تداعی‌های بسیاری را به وجود می‌آورد که در صدر آنها رفتن موسی است به کوه طور و خواستار دیدار حق شدن. این آرزوی دیدار حق در موسی (و موسیجه) با آنچه در ضمیر پرندگان عطار نهفته است و شوق به دیدار سیمرغ، شباهت‌های بسیار دارد.

3

طوطی

طوق آتشین طوطی ناظر است به رنگ سرخی که در گردن طوطی دیده می‌شود. انتخاب طوطی –که در پس آینه او را الهام می‌دهند- با آنچه بر ضمیر سالک از واردات غیبی نازل می‌شود بسیار مرتبط است و زندگی‌نامه هر سالکی مجموعه‌ای از خواطر و الهامات است. سبزی پرهای طوطی او را با خضر – که نقش بسیار مهمی در میان صوفیه و حتی سلسله‌های مشایخ تصوف دارد- مرتبط می‌کند و جستجوی جاودانگی را که صوفی از طریق فناء فی‌الله خواستار آن است به یاد می‌آورد.

4

کبک

پرنده‌ای است با منقاری سرخ، آنچه از قهقه کبک بدان اشارت شده است، ناظر به صدای این پرنده است و از آنجا که این پرنده غالبا در دامنه کوه‌هازندگی می‌کند ارتباطی دارد با کوه و کمر و تیغ کوه. دلبستگی این پرنده به خوردن سنگ‌ریزه و این که می‌تواند سنگ‌ریزه را در چینه‌دان خود آب کند در نظر عطار به گونه دلبستگی او به احجار کریمه (گوهرها) دیده شده‌است.

5

تنگ‌باز یا تند‌باز

این تندباز ربطی به باز (شماره 12) ندارد. آنچه عطار از خصایص او نقل می‌کند این است که به عنوان پیک نامه‌بر از او استفاده می‌شده است... جنبه رمزی این پرنده، از دیدگاه عطار، ناظر به کسانی است که می‌خواهند از راه اندیشه منطقی و تاملات خردورزانه به عمق تجربه دینی و عرفانی برسند.

6

دراج

عطار تنها در مقدمه داستان از او یادی کرده است و به عنوان کسی که به "معراج الست" بر شده و "تاج الست" را برق "بلی" دیده است.

7

بلبل

از میان پرندگان بلبل مظهر آن دسته از صوفیان است که حق‌تعالی را در مظاهر جمالی او می‌بینند و نظربازند. برای اینان عبور از این مظاهر و رسیدن به ذات حق امری است ناممکن.

8

طاووس

رابطه طاووس با مار و بهشت در افسانه رانده شدن آدم از بهشت شهرت دارد که ابلیس به راهنمونی طاووس در تن مار خود را نهان کرد و به درون بهشت درآمد و حوا و آدم را وسوسه کرد تا از شجره ممنوعه بخورند... طاووس و رابطه او با بهشت یادآور آن دسته از خداپرستان است که بهشت منتهای آرزوی ایشان است و عملا هم بهشت حجاب ایشان از رویت حق‌تعالی می‌شود.

9

تذرو

طاووس و تذرو را از پرندگان بهشتی می‌دانسته‌اند. در هیچ‌یک از منابع حیوان‌شناسی و ادبی اشاره‌ای به جایگاه او در چاه نشده است و ظاهرا اشاره عطار به رابطه تذرو و چاه جنبه مجازی دارد.

10

قمری

قمری در گفتگوی مرغان هرگز ظاهر نمی‌شود، ولی در آغاز داستان عطار خطابی با او دارد که شاد رفته و تنگ‌دل باز آمده است.

11

فاخته

مرغ کوکو، پرنده‌ای است که به صدای خوش مشهور است و با مردم کمتر انس می‌گیرد و به دروغ‌گویی شهرت دارد... فاخته نیز تنها در مقدمه داستان مورد خطاب قرار می‌گیرد و در صحنه گفتگوی مرغان حضوری ندارد.

12

باز

ارتباط باز، با ساعد سلطان و تعلق او به قلمرو سلطنت، ناخودآگاه از پیوند او با فره ایزدی و عنایت الاهی خبر می‌دهد. آنچه در مورد باز جنبه رمزی می‌تواند داشته باشد این است که طبیعتی وحشی دارد (رمزی از انسان قبل از ورود به عالم سلوک) و امیال و خواسته‌های خود را دنبال می‌کند و برای خود می‌کوشد، اما وقتی او را تربیت کردند (و از مدارج سلوک عبور کرد) خواست او تبدیل به خواست خداوند و صاحب او می‌شود.

13

مرغ زرین

سیاق سخن عطار، به ظاهر، چنان می‌نماید که "مرغ زرین" هم پرنده‌ای است در شمار دیگر پرندگانی که نام و نشان ایشان را عطار آورده است، ولی در متون کهن و آثار ادب فارسی و جانورشناسی پرنده‌ای بدین نام و نشان نمی‌شناسیم...حدس می‌زنم که مقصود عطار از مرغ زرین همان "باز"باشد...

ساختار کلی خطابها شامل دوازده پرنده است از هدهد تا باز. وقتی به باز رسیده است به جای پنج بیت، او را با ده بیت مخاطب قرار داده است، زیرا مقامی برتر از دیگر پرندگان دارد و جایگاه او ساعد سلطان است و دست ذوالقرنین.

بعد از این خطاب ویژه دوازده مرغ، توصیفی از "مجمع مرغان" جهان آغاز می‌شود و در خلال آن مجمع است که ما با مرغان دیگری آشنا می‌شویم که عبارتند از:

14

بط

ظاهرا ناظر است به نوعی مرغابی‌های سفید. از آنجا که شوخ و چرک بر جامه سپید زود آشکار می‌شود، بط سفید رمز زاهدانی است که همواره در پی شستشوی جامه و پاک نگاه داشتن آن‌اند.

15

همای

مرغی که در افسانه‌ها رمز سعادت و دولت و پادشاهی شناخته شده است... در مطالعات معاصران پیرامون پرندگان در شاخه "زردچشمان تربیت‌پذیر" همای را نیز نام برده‌اند و گفته‌اند پرنده‌ای است با قوت بسیار که استخوان ران سفید شده خر مرده را از زمین بلند می‌کند و از بلندای بر سنگی می‌اندازد که استخوان خرد شود... بعد می‌آید و خرده استخوان را برچیده و می‌خورد. به گفته استاد فروزانفر: در منطق الطیر همای "نمودار کسانی است که شیفته نفوذ و اقتدار و تاثیر در اجتماع و امور مملکت می‌شوند و از راه زهد و گوشه‌نشینی می‌خواهند در ارباب جاه نفوذ داشته باشند." و کم نبوده‌اند در میان ارباب تصوف کسانی که از این ویژگی برخوردار بوده‌اند و بعضی از آنان توانسته‌اند سلسله‌هایی از سلاطین یا فرمانروایان محلی را، در زنجیره فرزندان خود، به وجود آورند.

16

بوتیمار

مرغی با گردنی دراز که عقیده داشته‌اند تشنه بر لب دریا می‌نشیند و از بیم آن که آب دریا تمام شود هرگز آب نمی‌خورد. بی‌‌گمان بوتیمار رمز آن دسته از زاهدانی است که به گونه‌ای افراطی زندگی را بر خود تنگ می‌گرفته‌اند.

17

کوف

بوم، معمولا دور از آبادی‌ و در خرابه‌ها منزل دارد و به شوم بودن معروف است. از آنجا که گنج را در ویرانه‌ها پنهان می‌کرده‌اند و بوم نیز در ویرانه‌ها جای داشته، رابطه‌ای میان بوم و گنج در شعر عطار دیده می‌شود.

18

صعوه

در ادب فارسی، صعوه، از میان پرندگان رمز ناتوانی و خردی است.



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392 | 20:40 | نویسنده : سیرو س احمد |

نماز عا شقان عشق و نیاز ست

نیاز عاشقان صد گونه راز ست

بنازم  جادهٔ عشق و جنون را

که راه رازها هرروزهٔ بازست

بیا ساقی اساس طرح نو کن

که طرح کهنهٔ یک طرح مجاز ست

مغنی نغمه را سر کن غم آلود

توکل بر خدا ی کار سا ز ست

بزرگست کوچکی ها را نبیند

ره تو بهٔ بروی بند ه باز ست

من از فتوا ی شیخ شهر شر مم

که دست آزاو دایم دراز ست



تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی 1392 | 8:19 | نویسنده : سیرو س احمد |

فیسبو ک چیست ؟

در بیا ن چیست بود ن فیسبوک من بزبان در ی هیچ محتوا ی را نخواند م .لهذا اگر کسی بپرسد فیسبو ک چیست میگویم:

فضا یی که ما توانای جوشش و جنبش خود را سجل میکنیم  .

فضایی که میشاسیم و شناخته میشویم .

فضایی که آموزه ها ی اخلا قی و بد اخلا قی را فرا میگیریم.

فضا یی که داد وستد مساویانه میا ن ما و مخاطبان  صورت میگیرد .

فضایی که وقت گرانبها ی ما ن را به حراج میدهیم .

وفضا یی که از وقت گرانبها استفاد ه بهینه میشود.

وفضایی که مجا زی است اما حقایق بزرگ در این فضأ مجا زی تولد میشود.

کابل بیست وشش جدی



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 | 15:10 | نویسنده : سیرو س احمد |

قا لب مستزاد در شعر در ی از پر طرفدار تر ین قا لب ها شعری  در گذشته  بود ّ اما سالها ست این صنعت مرده ؛ در ایرا ن؛تا جکستان و افغانستان دگر شا عرا ن د راین فورم شعر نمی سرا یند . به پا س سعدی ؛عراقی و... سایر اساتید زبا ن پا رسی من امشب جسا رت کرده این مستزاد را سرو دم .امید وا رم اساتید هنر پرور برای شا دی رو ح انها  در قالب مستزاد شعر  بسرایند!

نمونه مستزاد

شب با همه شد تش به مو یت نرسد

 

ای ماه منیر

صد تیر نگاه به در ب کو یت نرسد

ما یم اسیر

در حلقه ذلف تو زنا خن تا سر

پیچیده تنم

عطری به مشا م ما زبو یت نرسد

گشتیم ضریر

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 | 20:31 | نویسنده : سیرو س احمد |
شوخی ها ی شرین آقای داکتر مطیع الله شرق

 دیشب من و سعدی و نظا می با هم
رفتیم به سو ی جامی از راه عدم
گفتیم بگو! ز ورع تقوا و حیا
فرمود که من به دهر بود م یکدم ...

=====
رفتیم به درب حا فظ شیرا ز ی
از را ه نفا ق و خا می غما زی
گفتیم بگو چگونه بودی به جهان
گفتا بروید نزد شیخی راز ی
===
رفیتم که شیخ شطح دار د بزبان
افسرد ه دل پریش و چشمش گریا ن
گفتیم تما م قصه را با دل جان
خندید و سکو ت کرد و گفتا آسان
==
این دهر که مدفن هزارا ن چو منست
هر سبزهّٔ زیر پا لب گلبدنست
دل بسته مکن به مکنت و دارای
چون اشک مدار زند گی یک دو دمست
==
سا قی دو پیا له خون انگو ر بریز
بر حیله چر خ فتنه انگیز ستیز
هر قصه که ما یه اش بود قصهٔ غم
از بستر او چو رعد چالا ک گریز
20=۱۰ کابل=۹۲


تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 22:55 | نویسنده : سیرو س احمد |