رهبری، هورمون و فساد               

جان امریک ادوارد دالبرگ اکتون، فیلسوف و مورخ انگلیسی در نامه ای به اسقف مندل کرایتون در پنجم آوریل ۱۸۸۷ جمله‌ای نوشت که هنوز یکی از معروفترین نقل قول‌ها چه بین مردم چه در محافل دانشگاهی است:

"قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق. مردان بزرگ همیشه مردان بدی هستند، حتی وقتی که بجای اقتدار از نفوذ خود استفاده می‌کنند."

پژوهش‌هایی که اخیرا در زمینه روانشناسی و علوم اعصاب (نوروساینس) انجام شده تا حد زیادی جمله لرد اکتون را تایید می‌کنند.

تاثیر قدرت بر رهبر

محققان قدرت رهبران را ناشی از دو مولفه می‌دانند، تعداد پیروان آنها و اینکه دست آنها برای اینکه بر مبنای "مصلحت" خود تصمیم بگیرند چقدر باز است.

تحقیقات مختلف نشان داده که "قدرت به صاحب آن احساس حق بیشتر، انفصال عاطفی و منفعت‌طلبی شخصی می‌دهد. به عبارت دیگر فرد قدرتمند، کسانی را که از قدرت بی‌بهره هستند کم ارزش تر می‌بیند و در دیدگاه‌های خود متعصب‌تر است."

افراد قدرتمند معمولا به نصایح دیگران بی‌توجه هستند، تاثیر تصمیم‌های خود را بر زندگی دیگران نمی بینند، بیش از حد اعتماد به نفس دارند و تمایل دارند دیگران را وسیله‌ای برای رضایتمندی خود ببینند.

صاحب قدرت دیگران را وسیله‌ای برای رضایتمندی خود می‌بیند

فرد قدرتمند معمولا نسبت به درد و رنج دیگران بی‌تفاوت‌تر است و احتمال اینکه کمتر بر پایه اخلاقیات رفتار کند بیشتر از افراد فاقد قدرت است.

محققان معتقدند در مجموع، قدرت صاحبش را نسبت به هنجارهای اجتماعی کور و رفتارهایش را نامناسب می‌کند، به آنها احساس برتری به دیگران می‌دهد و توانایی آنها را در تشخیص خوب و بد زایل می‌کند.

به بیان دیگر قدرت برای صاحب آن به مثابه "ضربه‌گیر" عمل می‌کند، به نسبت به دیگران، تصمیم های ضد اجتماعی صاحب قدرت هزینه کمتری برایش دارد و البته این به میزان قدرت رهبر هم بستگی دارد.

تاثیر قدرت بر مغز

انسان موجودی جمعی و گروهی است و جمع برای بقا به رهبران خوب نیاز دارد.

از این رو برخی معتقدند حتی بقای انسان به تاثیر شناختی و عاطفی قدرت بر مغز ارتباط داشته است.

اما تغییراتی هم که قدرت در صاحب قدرت ایجاد می‌کند، و در بسیاری از موارد بسیار آشکار است، این نظر را مطرح کرده که قدرت، رفتار، عواطف و شناخت فرد را تغییر می‌دهد.

این موضوع را تحقیقات بسیاری در حوزه روانشناسی و علوم اعصاب نشان داده‌اند.

برخی پژوهشگران حتی معتقدند قدرت ساختار مغز را تغییر می دهد و بنابراین رفتارهای متفاوت، عجیب و حتی غیرقابل باور خودکامگان محصول ترشح سیل آسای دوپامین در مغز است که در طول زمان ساختار مغز را تغییر می دهد.

پروفسور ایان ریچاردسون، استاد و بنیانگذار موسسه علوم اعصاب در ترینیتی کالج دوبلین، در کتاب خود "امتیاز برنده بودن" می نویسد قدرت نه تنها رفتار و کردار فرد را تغییر می‌دهد بلکه در خود مغز نیز تغییر ایجاد می‌کند، تغییری که فقط نرم افزاری نیست بلکه سخت افزاری هم هست.

به عقیده پروفسور رابرتسون حتی اندک قدرتی، سبب انتزاعی‌تر شدن تفکر می‌شود و نبود قدرت، دست کم بطور موقت، تیزی ذهن را کم می‌کند.

پس قدرت بر ذهن تاثیر می‌گذارد، به ویژه با تغییر دادن ترشح هورمون‌ها. قدرت سبب ترشح تستوسترون می‌شود و ترشح تستوسترون موجب افزایش ترشح دوپامین.

دوپامین برای فعالیت‌های مهم مغز ضروری است، به خصوص برای فعالیت‌های بخش قدامی مغز، برنامه‌ریزی، هدف گذاری، رسیدن به هدف و تفکر استراتژیک.

دوپامین همچنین سیستم پاداش را که در عمق میانی مغز قرار دارد تحریک می‌کند، شبکه‌ای که مسئول احساسات خوشایند ماست، سیستمی که باعث می‌شود افزایش حقوق، تعریف و تمجید و سکس برای ما لذت‌بخش باشد.

قدرت، داروی بسیار قوی ضد اضطراب و افسردگی است، اما اکسیر جوانی نیست.

ریاست یک شرکت یا اداره بزرگ یا رهبری یک کشور بسیار اضطراب‌آور است، قدرت به این افراد در غلبه بر اضطراب کمک می‌کند.

رهبران یا مدیران بسیاری در دوران ریاست خود بسرعت پیر شده‌اند، در دوران اخیر بهترین مثال آن تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا است یا دیوید مویز، سرمربی سابق منچستر یونایتد که در طول ده ماه حضور در الدترافورد بقول بسیاری از مفسران جلوی چشم فوتبال‌دوستان پیر می شد.

رهبران باید بتوانند این اضطراب فلج کننده را تاب بیاورند.

چون استرس و اضطراب تاثیری عکس تاثیر قدرت دارد، قوای شناختی مغز را کم می‌کند و باعث نگرانی و بدبینی می‌شود؛ صفاتی که به درد رهبری نمی‌خورد.

قدرت اما افراد را جسور و معطوف به هدف می‌کند، آنها جنگل را می‌بینند نه درختان را، آنها خوش‌بین هستند و با وجود تمام تردیدها، امیدوارند که به هدف خود برسند.

در نهایت محققان مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که اجتماع بشری نیاز به رهبر دارد اما رهبر مصون از فساد نیست.

راه حل این محققان، محدود کردن قدرت رهبر و نظارت جدی بر عملکرد او و گردش دائم قدرت است.

تحدید قدرت مهمترین راه دور نگهداشتن تهدید قدرت است که وقتی مطلق و ماندگار شود فساد می‌آورد.

بهای این فساد را مردمان عادی خواهند پرداخت.



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 9:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

برای دوستم  عمران الدین ذره

این آه من به جانب یزدان کی میبرد

این درد من به کوه بیابان کی میبرد

سر شار م از سرشک گلویم عقیم شد

این اشک من به درب گریبان کی میبرد

تندیس من که مد فن درد و مصیبت است

تا بطن قبرتند یس گریان کی میبرد

این شیخ شهر شطح مرا کی شنیده است

بر سوی دوست حرف پریشان کی میبرد

ما حریف هر دو دغل بازو فاسد یم

تا سوی حشر کوله ئی ایمان کی میبرد

اما امید توشه ئی ما بر  دو،دوش شد

این دوش خسته جا نب جانان کی میبرد

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 | 14:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
معرفي كتاب :

خاطره هاي درد انگيز

محتاج

خاطره هاي درد انگيز نام كتابي است كه ، در محتوأ آن قصه ها و خاطره هاي زمان اسارت آقای عبدالخالق فراهي سابق جنرال قونسل افغانستان درپشاور جمع بندي شده است . خاطره هاي كه ياد آور دو نيم سال اسارت آقاي فراهي در سياه چال هاي مخوف القاعده و سازمان هاي راديكا ل پاكستاني ميباشد .

اين خاطره ها كه اكنون، جز يادوصدا ئي تلخ ومردة بيش نيستند ، تعريف تصوير ريالستيك از مجموعه رويداد هاي است ، در سرنوشت گذشته آقاي فراهي تلفيق شده ، و آقاي فراهي طعم تلخ آن را با ژرفأ خون چشيده است . شايد بصورت استثناي آنچه بر آقاي فراهي گذشته نباشد، اما آقاي فراهي استثناً شخصي است كه بعد از سپري كردن دونيم سال تحمل شكنجه موفق به رهاي شده و شمه ئي از عملكرد سازمان هاي راديكال را بصورت عینی، واقعبينانه ، بيطرفانه و صادقانه به تصوير كشيده است .

ازجانبي بانوعي حذاقت و تيز هوشي باوجود آنكه هر روز تحت شكنجه وفشار بوده ، بخشي از رهبرد های سازمان القاعده را منحيث يك راوي عيني بما انتقال داده است . آقاي فراهي در تعريف ماجراهاي كه برسرش گذشته ، شايد موفق به تعريف ابعاد همه جانبه آن نه شده ، اما آنچه را كه در اين كتاب نبشته ماجرا هاي جذاب ، تلخ ، نادر و ناگفته و ناشنيده اند كه ، تا هنوز کمتراسيري موفق به تبين و تشريح آن نه شده است .

زيرا اكثر كسانيكه تجربه اسارت در سلول هاي مخوف را داشته اند ، يازنده بيرون نيامده و اگر زنده هم بيرون آمده اند جرائت و جسارت تبين تعريف آن را نداشته اند .

آقاي فراهي ماجرا را از جريان صحبت پيش از اسارتش شروع كرده و مقدمه تلخ كامي خود را از تصادم موترش با موتر گروگان گيرها و بيرون شدن گروگان گيرها را در يونيفورم نظامي كه مخصوص ارتش پاكستان است آغاز ميكند .

مطلع روايت آقاي فراهي از اراده اش براي دست بردن به سلاح سبك دستي به سوي گروگان گيرها و خاموشي افرادي است كه در متن جاده اند ، باچشم سر شاهد تعرض براو اند ، اما كوچك ترين واكنشي در برابر گروگان گيرها ندارند ، حتا زمانيكه خالد دريورش در پيش روي عابرين و تماشاچيان به رگبار مسلسل بسته ميشود ، و دريك چشم برهم زدن جان به جان آفرين ميسپارد . انتقال آقاي فراهي توسط موتر پرادوگروگان گيرها از پيش روي ده هاعابر وده ها موتر و در مسير راه عبور، از ده ها پوسته پوليس همه حكايتگرنوعي انارشيزم در محيط است كه مدعي عدم جانبداري از تروريزم و مداخله نظامي در امور افغانستان ميباشد .

شرح جزئيات انتقال و نحوه برخورد گروگانگيرها كه به گفته ئي آقاي فراهي که پشتون اند ، داستان دلچسپ خواندني و بيادگار ماندني در حافظه مخاطب است ، مخاطب كه معمولا خبرگروگان گيري را مكرر از طريق سوژه خبرشنيده اما ابعاد عملكرد و جزئیات کنش های گروگان ها هميشه براي او بعد مجهول و ناشناخته دارد .

برمبناي همين خصوصيت كتاب خاطر ه هاي دردانگيز افزون برآن كه يك گزارش خبري مطول با رويداد هاي سرخ ، زرد و بنفش است ، در برخي مواقع داستان رياليستك جذاب خواندني و مشحون از ماجرا هاي شگفت انگيز است . ماجرا هاي خبري شگفت انگيز بدليل آنكه ، نحوه اتفاق رويداد، استثنايي خاص ، و محتوأ آن مشحون از جزئيات خبري براي مخاطب عام ميباشد .

آقاي فراهي در فرآيند دو سال كه گروگان جبري القاعده است چشمديدها شخصي دارد ، اما از بازي هاي پنهان عقب پرده چيزي نميداند، اما همينقدر ميداند كه آزادي و همه حقوق انساني اش با جبر از او گرفته شده ، و مانند پرنده مظلوم در دهن افعي بصورت عمودي قرار دارد .

 آنچه را كه مي بينيد ، باطن پر از زهر ومتعفن افعي گرسنه و خشمگين است . خاطرات تنهاي ،حمل زنجيرهاي ستبر وسهمگين و پوشش چشم و سرگوش او با خريطه مخصوص به اين معناست كه آقاي فراهي ديگر با زندگي وپيرامون خود ارتباط زنده ندارد ، ارتباط او با زندگي در محوط سياه چال هاي سهمگين وبي روزن و تسبيح گم شده ودوباره يافته اش است كه او را بعد از مدتي از باب تصادف از سيت عقبي موتر يافته وخاطرات آزادي ، ايام شاد و روز هاي شادش با فرزندان و دوستان او در مهره اين تسبيح مدفون اند .

  او در تمام اوقات بيداري با اين تسبيح د لمشغولي راز و نياز دارد و شايد هر دانه تسبيح براي آقاي فراهي حامل بارمعناي از روز هاي آزادي و شادش باشد .

پيام هاي چند لحظ ئي :

آقاي فراهي همان طوري كه گفتم در كام يك افعي خشمگين و گرسنه بصورت عمودي افتاده و آنچه كه در زوايه ديد او قرار دارد ، كابوس ، تعفن وفضائی آلوده با زهراست . اما گاهي افعي او را وارونه ميكند ، تا فراهي محيط بازتري ببيند و اين وارونه كردن بعد از تكرار و تلقين واژه هاي ويژه برايش ميسر ميگردد ، و در امتداد اين مدت وارونه قرار گرفتن از باب تضرع و التماس با استمداد پيام هاي ويدوئي كوتاه ، حداقل فرصتي مساعد ميشود ، تا بامحيط بزرگتر تماس برقرار كند ، و بگويد هاي مردم ! من اسيرم و در كابوس مخوف رنج ، سياهي و استبداد اغذيه ام شكنجه ، فضايي زندگي ام مشحون از تعفن و باروت و محيط نگاهم در محيط خريط هاي سياهي بخيه شده است . آيا كسي هست درد مرا درك كند ؟!.

اين پيام هاي كوتاه بدون شك براي رسانه ها اغذيه چرب و چاق اند و مصرف چنين رويدادها براي رسانه ها جذاب و شگفت انگير است ، اما براي دوستان ، فاميل و شخص آقاي فراهي پر از تعب ، درد و درمانده گيست .

اما با همه تلخي و پلشتي كه دارند همه مخاطبان شيفته شنيدن اين پيام ها اند .

دلمشغوي هاي گذرا :

در برخي مواقعي فضاي زندگي براي آقاي فراهي بازتر ميشود ، وزمينه تعاطي و تبادل افكار با برخي گروگانگيرها فراهم شده و فراهي از آنها تقضأ قرآن ، ديكشنري انگلیسی و برخي كتب ديگر را ميكند .

گروگان گيرها براي آقاي فراهي قرآن ترجمه انگيسي ، ديكشنري و برخي كتب ديگر كه بازتاب دهندة افكار ايديولوژيك سازمانهاي راديكال است برايش فراهم ميكنند ، تا اگر بتواند به گفته آقاي فراهي او را ذهناً آماده پذيرش افكار تند راديكال سازند .

ناگفته روشن است كه معنايي زندگي ارتباط است ، انساني كه در محيط ماحول خود موفق به تامين ارتباط مثبت با پيرامون خود ميشود انسان موفق ، شاد ، پرنشاط وزندگيش پر از معنا بخشي و مفهوم است . اما از بد حادثه شرايط و زمينه ئي ارتباطا تيكه براي فراهي فراهم ميشود زود گذر و مقطعي اند ، زيرا سبك نگهداري گروگان ها براين سياق وفق يافته است كه ، بايد شخص گروگان در يك مكان مدت كوتاهي را سپري كند ، تا مبادا ردپايش توسط سازمان هاي اطلاعاتي كشف و گروگانيگرها به هدف نرسند . لذا فراهي در دل افعي خشمگين معمولاً در حالت خزيدن است ، گاهي در چاهي ، گاهي در كوهي و گاهي طويله ئي و گاهي در مكان ديگري بساط معاش و معشيت دارد .

روايت يكجا بودنش با ايراني :

داستان يكجا بودن فراهي با يك گروگان كه تبعهء جمهوري اسلامي ايران است جذاب خواندني و مشحون از اشارات زيباست ، داستان كه دو مرد همدل و همزبان و هم سرنوشت در كلبه ي با هم بساط معاش دارند اما اجازه ديدن همديگر را ندارند ، اما درد و شكنجه واحد آنها را با هم نزديك ساخته و از دل و درد هم خبرند .

از بد حادثه روزي باهم موفق به گفتگو مي شوند ، اماپاسبانان با آگاهي از رابطه آنها هر او را چندان توبيخ وتهديد و جزا ميدهند كه ، اين رويداد به سختي هردو را مدتها اذيت ميكند .

وهردو متفق به گروگانيگرها تعهد ميدهند كه هيچ گاهي با هم ارتباط برقرار نكرده و هميشه خاموش وبي صدا باشند از جانبي با هم حلف و فاداري مي بندند كه كسي كه اول رها شد احوال ديگر را به فاميل و دوستان ديگرش برساند .اما ديري نمي گذرد كه ، محل نگهدار آنها تعويض و گروگان ايراني از او جدا ميشود . وزمانيكه آقاي فراهي رها ميشود ، جويا احوال شخص ايراني رفيق هم سلوش ميشود او شش ماه پيشتر از زندان رها شده و به فاميل و بستگان آقاي فراهي ارتباط برقرار نكرده است .

پايان سبز:

مژ‍ده رها شدن از زندان گروگان گيرها ، بدون شك در زندگي آقاي فراهي از نخستين بامداد كه دنيا را ديده تا آخرين شامگاه كه دنيا را بدرود ميگويد ، شاد ترين ، پرمعنا ترين و لذت بخش ترين پيام زندگي برايش باشد . فراهي بعد از گذشت دونيم سال سپري كردن زندگي در نگراني و تهديد به وزيرستان شمالي انتقال داده ميشود ، و درآنجا در حالت اختفا و پنهاني از خانه ئي به مسجدي و از مسجدي به دكاني و از دكاني به جنگلي در چند روزمتواتر در حال انتقال است .

و در همين جا موفق مي شود ، بابستگانش در كابل و رئيس جمهور اسبق حامدكرزي با تلفن همراه صحبت كند ، اما جذاب ترين رويداد براي آقاي فراهي نگاه نخست او بر اهتزاز بيرق افغانستان در غلام خان است ،زيرا او هنگاميكه اهتراز بيرق كشور را مي بيند ، مفهوم و معنايي آزادي و زندگي را با ديد نو به تبين و تفسيرمي نشيند . و حتا زمانيكه در دكان كوچكي در غلام خان منتظر انتقالش به خوست هست به جزئيات زندگي يك افغان فقير نگاه خود را بخيه ميكند ، افغان كه با اخلاص و خوشروي و بي خبر از سرنوشت آقاي فراهي او را به خوردن ميوه ها آماسيده و پراز گرد خود دعوت ميكند .

و در فرجام نفر موظف و مسوول انتقال اوميرسد و آقاي فراهي را به منزل حاجي علي محمد درخوست ميرساند و كابوس مخوف افعي سايه اش را از سر فراهي به سوي ديگر معطوف ميكند .

ادبيات نوشتاري كتاب :

كتاب با ادبيات ساده ، فصيح و مبرا از تعقيد لفظي و معنوي نوشته شده است، سبك نگارش كتاب شباهت فراوان با يك گزارش سفري ساده با ارائيه تصاوير خاكستري ، سرخ ، زرد و بنفش دارد ، دربرخي مواقع در مصرف واژه ها دقت لازم صورت نگرفته ، وبرخي واژه حامل بارمعنايي جذاب ، ادبي و بياد ماندني نيستند .

باتوجه به اهميت كه محتواي كتاب براي نسل امروز و فردا دارد حتا تيترها و عناوين ، هدايتگر خوب به متن كتاب نيستند . اما برخي تصاوير كه آقاي فراهي از مكان، شخصيت ها و شگرد زندگي افراد قسي القلب ميدهد ، مخاطب را مجبور ميكند تا به پيگيري بقيه رويداد او مبادرت كند ، كه اين كار ستود نيست . متن كتاب که ايديت وتصحيح شده در برخی جا ها تصحیح با، روحیه امانت داري و دقت صورت نگرفته است، .باوجود اين كاستي ها ، كتاب خاطره های درد انگیز از ديدمن به مثابه يك روزنامه نگار ، كار شائيسته است ، و اين كار در واقع خدمتي است كه نويسنده واديتور نه تنها برگي براي تاريخ فردا نوشته اند ، از جانبي از عمق يك فاجعه و رويداد سهمگين كه هزاران انسان را تااكنون قرباني گرفته ، با جسارت اخلاقي و روحيه افشاگري از ژرفناي يك فاجعه كور پرده برداشته اند .

مطالعه اين كتاب براي همه اقشار جامعه كاري است مهم و دست يابي به اطلاعات كتاب درحكم نقب زدن به ژرفأ يك رويداد با چند بعد متلون ميباشد . ابعاد كه در سرنوشت ده ها انسان گروگان تلفيق شده اما از بد حادثه موفق به پرداخت و تبين در حول و حوش آن نه شده اند . زيرا برخي قرباني شده و برخي هم از باب ترس و يأس موفق به شرح وتعريف آن به صورت مدون نه شده اند .



تاريخ : شنبه نوزدهم مهر 1393 | 13:29 | نویسنده : سیرو س احمد |

ده توصیه: چگونه می‌توان نویسنده آثار پرفروش شد

سوفی کینسلا نویسنده کتابهای پرفروشی است مثل مجموعه ای با عنوان "معتاد به خرید"، "می توانی رازی را نگه داری؟"، "شب عروسی" و "الهه ای که خانه دار نیست".

کتابهای او به بیش از چهل زبان مختلف ترجمه شده و بر اساس یکی از کتابهایش به نام "اعتراف یک معتاد به خرید" یک فیلم سینمایی ساخته شده است.

سوفی کینسلا برای کسانی که می خواهند نویسنده آثار پرفروش شوند، ده توصیه دارد.

۱- همیشه یک دفتر یادداشت همراه خود داشته باشید

همیشه و هر کجا که می روید یک دفتر یادداشت همراه خود ببرید و هر چیزی را که به ذهنتان می رسد بنویسید، حتی اگر در آن لحظه نکته نامربوطی به نظر بیاید. از نکات پراکنده و گذرایی که به ذهن می رسد و یا مطالبی که ممکن است در مکالمات دیگران بشنویم می توان استفاده های فراوانی کرد.

عادت کنید که به عنوان یک نویسنده به زندگی نگاه کنید و همه چیز را بنویسید. فعلا نگران این نباشید که نتیجه همه اینها چه خواهد شد، به عنوان یک عادت یا سرگرمی بنویسید. چون وقتی که یک فکر بزرگی به ذهنتان برسد و بخواهید کتابی بنویسید به نوشتن عادت کرده اید و در عین حال مواد خام زیادی خواهید داشت که می توانید از آن استفاده کنید.

۲- فکر کنید اگر می شد چه می شد و مطالعه کنید

شروع کنید به نگاه کردن به دنیا با این نگاه و سئوال که اگر می شد چه می شد. سرنخ ها و ایده های محتمل برای نوشتن یک داستان را جمع آوری کنید.

خودتان را به نوشتن عادت دهید، می توانید یک موضوع یا یک مفهوم کوچک را انتخاب کرده و با نوشتن آن را به چیز دیگری تبدیل کنید. سعی کنید از این تمرین های نگارشی لذت ببرید و در ضمن ببینید چه ظرفیت هایی می توانند داشته باشند.

ممکن است خیلی ناچیز و بی اهمیت به نظر برسد ولی اگر احساس می کنید که حتی یک ذره قابلیت تبدیل شدن به یک داستان را دارد ذهن خود را به روی حالت های محتمل برای پرورش داستان بازنگه دارید و بعد خواهید دید که مرتب ایده های جدیدی به ذهنتان خواهد رسید.

اگر می خواهید نویسنده شوید مطالعه واقعا حیاتی است. من از دوران کودکی خوره کتاب و مطالعه بوده ام. من از آن بچه هایی بودم که سر میز صبحانه به جای حرف زدن با دیگران نوشته های روی جعبه بیسکوئیت و یا پاکت شیر را بارها و بارها می خواندم.

۳- کتابی را بنویسید که خودتان دوست دارید آن را بخوانید

خیلی ها فکر می کنند که برای رضایت دیگران باید بنویسند، برای جلب توجه خواننده ها و یا منتقدان و افکار عمومی. غریزه من همیشه به من گفته که نمی توان تمایل و نظر دیگران را حدس زد.

کاری که می توانید بکنید این است که خودتان را جای یک خواننده بگذارید و ببینید که خود شما دوست دارید چه چیزی بخوانید. یکی از راههای تجسم کردن این حالت این است که به یک کتابفروشی بروید و تصور کنید که چه کتابی را دوست دارید از قفسه ها بردارید.

به احتمال زیاد اگر خود شما بخواهید یک کتابی را از قفسه های کتابفروشی بردارید سایرین هم دوست دارند آن را بخوانند. بنابراین همیشه از خودتان شروع کنید و چیزی بنویسید که خود شما را خوشحال و راضی می کند.

۴- در مورد چیزهایی که دارید می نویسید صحبت نکنید

من موقع نوشتن یک کتاب جدید خیلی پنهان کار هستم. به نظر من نویسنده ها افراد آسیب پذیر و شکننده ای هستند و مثل پروانه ها به راحتی مچاله می شوند.

اگر شما مثل من فرد حساسی هستید، یک اظهار تردید و یا یک اظهار نظر منفی و تصادفی از سوی دیگران ممکن است اعتماد به نفس شما در مورد نوشتن داستان را خرد کند.

به نظر من بهتر است همه این تمرین ها و نوشتن ها را به شکل خصوصی انجام دهید چون در آن حالت با آزادی کامل و بدون نگرانی از قضاوت دیگران و اینکه نتیجه کارتان چه خواهد شد، می توانید هر کاری که می خواهید بکنید.

به محض اینکه شما داستان خود را علنی کرده و آن را در معرض قضاوت و اظهار نظر دیگران بگذارید به مانعی بر سر راه خلاقیت شما بدل خواهد شد.

تنها کسی که من نوشته هایم را به او می دهم تا بخواند همسرم است و او از مدتها قبل براساس یک توافق دو طرفه بین ما دقیقا می داند که چه چیزهایی را نمی تواند بگوید.

به نظر من داستانی که در حال نوشته شدن است یک چیزب بسیار با ارزش و در عین حال نامشخصی است که به سادگی می تواند آسیب ببیند و یا از بین برود. بنابراین باید به خوبی از آن محافظت کنید.

۵- ژانر را فراموش کنید، صدای خود را بیابید

به نظر من یکی از دشوارترین کارها برای یک نویسنده پیدا کردن صدای منحصر به فرد او است. باید دقیقا متوجه شوید از نوشتن چه چیزهایی و به چه شیوه ای لذت می برید.

حقیقت این است که اگر کار نویسندگی را شروع کنید اوقات زیادی از زندگی خود را صرف این کار خواهید کرد پس بهتر است چیزی بنویسید که از آن لذت می برید و واقعا می توانید آن را بنویسید.

از آزمایش ها و شروع هایی که ممکن است به نتیجه نرسند نهراسید. یک بار سعی کردم یک داستان تریلر بنویسم و یادم هست که ناشرم به من گفت زمینه داستان جالب است ولی همه شخصیت ها خیلی معصوم و درستکارند. حق با او بود من داستانی خلق کرده بودم که در آن آدم های بسیار معمولی و معصوم راه می افتادند و همدیگر را می کشتند.

زیاد به این فکر نکنید که در چه ژانری باید بنویسید، شاید شما توانستید ژانری کاملا جدید را ابداع کنید. به جای فکر کردن به ژانر با خودتان بگویید که می خواهم یک داستان بنویسم و منتظر می شوم تا دیگران برای آن ژانری مناسب پیدا کنند. موضوع مهم این است که شما داستان و صدای ویژه خودتان را پیدا کنید.

۶- تا آخر کار پیش بروید

این دشوارترین و مهم ترین چیز است چون خیلی ها برای نوشتن یک داستان ایده هایی دارند. اولین مرحله این است که به جای حرف زدن در مورد آن واقعا آن را بنویسیم و مرحله بعدی این است که تا رسیدن به پایان داستان به نوشتن ادامه دهیم.

همه وقتی که به وسط داستانی می رسند احساس تردید می کنند و یا خسته می شوند. ممکن است داستان و تک تک شخصیت های آن شما را کلافه و کسل کند و حتی از آنها متنفر شوید. از خودتان خواهید پرسید که چرا از اساس نوشتن این داستان اسفبار را شروع کردم.

حقیقت این است که نوشتن هر کتابی کار سختی است و همه در مرحله ای سرشان به دیوار می خورد. ممکن است در طرح کلی داستان خلائی به وجود بیاید و یا نتوانید صحنه ای را به خوبی تمام کنید. ولی نکته مهم این است که باید به هر شکلی که شده به پایان کار برسید.

حتی اگر بهترین نسخه اولیه نباشد و به تصحیح و بازنویسی نیاز داشته باشد، حداقل شما نوشتن کتابی را تمام کرده اید تا بعدا آن را بازنویسی کنید.

۷- پیاده روی کنید و کوکتل بنوشید

همه در نوشتن زمانی گیر می کنند. نوشیدن کوکتل خیلی به من کمک می کند و این حقیقت دارد. هر موقع که در نوشتن داستان گیر می کنم با همسرم می رویم بیرون و کوکتل می نوشیم و همراه با نوشیدن صحبت می کنیم و در پایان شب همیشه گره هایی را که بر سر راه ادامه داستان وجود دارند باز می کنیم.

به تجربه من بیرون رفتن و صحبت کردن هم تفریح است و هم می تواند شما را از حالت کلافگی خارج کند. هیچ چیزی بدتر از نشستن پشت میز و خیره شدن به صفحه کامپیوتر و آن حالت استیصال نیست. باید نوشتن را در آن لحظات رها کنید و بیرون بروید.

کار دیگری که می تواند کمک بکند پیاده روی است. به نظرم هیچ چیزی مثل پیاده روی گره هایی را که در مغز ایجاد شده اند از هم باز نمی کند. گاهی اوقات ممکن است ساعت ها پشت میزتان بنشینید و هیچ راه حلی به ذهنتان نرسد . ولی به محض اینکه می روید بیرون و کمی پیاده روی می کنید همه چیزهایی که منتظرش بوده اید به ذهنتان می آید.

۸- برای کتابهایتان طرح و نقشه بریزید

بخش طرح ریزی برای من بسیار مهم است و حداقل ماهها و شاید گاهی سالها طول می کشد. من نوشتن کتابها را در محل کارم انجام می دهم ولی موقع تهیه طرح کلی کتابها معمولا به چایخانه و کافه می روم. من محیط پر جنب و جوش و بودن در جمع تعداد زیادی از مردم ولی کماکان گمنام ماندن را دوست دارم.

نکات اصلی طرح کتاب را روی کارت های مقوایی مخصوص بایگانی می نویسم و آنها را به دیوار می چسبانم. بعد کمی از دیوار فاصله می گیرم و به آنها نگاه می کنم تا ببینم آیا از ساخت کلی داستان خوشم می آید و یا نه. اگر راضی نباشم می توانم محل این کارت ها را و در نتیجه روال کلی داستان را جابجا کنم. این قسمت از کار بسیار ارضا کننده است، درست مثل حل کردن جدول کلمات.

حقیقت این است که می توان در طراحی کلی داستان وقت زیادی صرف کرد و بارها آن را تصحیح و تکمیل کرد ولی به هنگام نوشتن داستان معمولا این طرح ریزی ها تغییر می کنند و چاره ای جز این نیست. اما بدنه میانی و پایان خوب داستان دقیقا به همان اندازه ساختن طرحی کلی و شروعی خوب مهم است.

۹. کارگزار خوبی پیدا کنید و استم مستعاری انتخاب کنید

فکر می کنم تاکنون در مجموع ۲۰ کتاب نوشته ام در تمام این مدت فقط یک کارگزار داشتم.

انتخاب این کارگزار شاید بهترین کاری است که انجام داده ام چون او مرا راهنمایی می کند، در عین حال برای من مثل یک دوست بسیار خوب بوده و تمام مسایل مالی و اقتصادی مربوط چاپ و توزیع کتاب را انجام می دهد. بدون کمک های او من واقعا نمی دانستم حتی از کجا شروع کنم.

استفاده از اسم مستعار فواید زیادی دارد. به حفظ حریم خصوصی شما کمک می کند. در این حالت می توانید اسم حرفه ای و اسم خصوصی داشته باشید. به نظرم در کمتر رشته کاری مثل نویسندگی می توان به این سادگی یک هویت دیگر برای خود خلق کرد. واقعا عالی است.

۱۰- خود بعدی تان را بنویسید

هر کسی داستانی برای گفتن دارد و هر کسی می تواند نگارش خود را بهتر کند. برخی از تکنیک های نویسندگی را می توان آموخت و شما هم باید سعی کنید که یاد بگیرید و کارتان را بهتر کنید. من هنوز هم با نوشتن هر کتاب نکات جدیدی را یاد می گیرم.

به نظر من دلیلی وجود ندارد که همه مردم حداقل یک کتاب ننویسند. به نظرم همه مردم جهان به حد کافی جالب هستند و بنابراین چرا نباید داستان خود را بنویسند؟

شما چیزی را می نویسید که می شود و می توانید بنویسید. به نظرم نمی توان تصمیم گرفت که من می خواهم این یا آن کتاب مشخص را بنویسم.

به اعتقاد من این نوشتن است که شما را پیدا می کند. بنابراین با خودتان فکر نکنید که می خواهم داستانی مثل رمز داوینچی و یا چیزی شبیه آثار اسیتون کینگ بنویسم. خود بعدی تان را بنویسید، شما پدیده بزرگ بعدی خواهید بود.



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393 | 14:34 | نویسنده : سیرو س احمد |
من  امروز تا جکستان هستم

تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 19:41 | نویسنده : سیرو س احمد |
تمام گزارشهای رسمی سازمان ملل ملل متحد در مورد جهان اسلام و عرب نشان می دهد که بیست و دو کشور عرب از جمله ثروتمندترین و در عین حال عقب افتاده ترین جوامع جهان هستند. این گزارشها توسط صهیونیست ها تهیه نشده؛ بیشتر پژوهندگان و نویسندگان این گزارشها عرب تبارند که از طریق مجمع سازمان ملل که این گزارش ها را ارائیه کرده اند. کل درآمد ناخاص سالانه این بیست و دو کشور که در میان آنها بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان هستند تنها معادل درآمد ناخالص سالانه اسپانیا است که نه نفت چندان دارند و نه گاز: ( حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در آستانه قرن حاضر). جمع تمام نشر کتاب در این بیست و دو کشور معادل است با نشر کتاب در یونان. رقم بیسوادی در این کشور ها بسیار بالا بوده و نیز تبعیض جنسیتی زبانزد خاص وعام بوده واگر دامنه این تحقیقات را به تمام خاورمیانه و نیز حتی به جهان اسلام گسترش دهیم، وضعیت تقربیآ همان است بدون تغییر جوهری ، از بالی تا مالی با حدود یک میلیارد و نیم جمعیت در وضعیت مشابه قرار دارند.. معیار زندگی و پویندگی هر جامعه یا مجموعه ای از جوامع که خود را متعلق به تمدن خاصی می دانند، با میزان و نوع و کیفیت آنچه آنها به جامعه بشری ارائه و عرضه می کند رابطه مستقیم دارد. آنچه عرضه می شود می تواند از نوع مادی باشد یا معنوی. می تواند فلسفه و هنر و ادبیات و فکر نو باشد و می تواند انواع و اقسام کالاهای صنعتی و فراصنعتی. مثلآ آلمان مرغوب ترین موتر ها را تولید می کند و نیز انگلیس . آمریکا بزرگ ترین و پیشرفته ترین ساز و کارهای اینترنتی تولید می کند در کنار پیچده ترین سلاح ها، همین رشته را بگیریم و گسترش دهیم به حوزه ادب و هنر و موسیقی و اندیشه پردازی های نو، چون بنای این نوشته بر ایجاز است، وارد این مبحث نمی شویم. خواننده خود بخوبی می داند که در این حوزه، جهان اسلام آنقدر گرفتار مشکلات است که، نه زمینه برای تبارز هنر تازه ای که جهان شمول باشد مساعد است و نه تکنالوژی معاصر و مورد نیاز دنیا. و اگر هم باشد در این زمینه ها بسیار اندک است.. اما با وجود این همه منابع جهان اسلام در زمینه صدور سه چیز مولفه پیشگام میباشد. اما در زمینه صدور نفت و گاز ، تروریزم و مهاجرت در دنیا مقام نخست را بر مبنای عوامل زیر دارد. استبداد شرقی: ویژگی استبداد شرقی در آن است که منبع اصلی ثروت در دست دولت است و مالک اصلی کسی است که در راس قدرت نشسته است: خان، خلیفه، سلطان یا شاه. تا وقتی زمین زراعتی منبع اصلی درآمد بود، کلیه اراضی زراعتی عملاً در مالکیت مستبد شرقی بود و اصل ” اقطاع ” حاکم بر تقسیم اراضی. مستبد شرقی قطعاتی از اراضی را به فرماندهان سپاه و دیگر قدرتمندان زمان واگذار می کرد و سالانه از آنان مبالغ مشخصی دریافت می کرد. اراضی واگذار شده به مالکیت آنان در نمی آمد بلکه ودیعه بود، این امر نتیجه سیاسی مهمی در بر داشت. یعنی عدم پیدایش فئودالیزم. از نظام عشیرئی و ملوک الطوایفی متمایز است.. در استبداد (بگوئیم )غربی، به لحاظ وجود مالکیت ارضی، فئودالیزم به وجود آمد. فئودال ها مالک ارضی خود بودند. از این جهت مستحکم ترین دژ و سرسخت ترین ضامن نظام سیاسی هم بودند. ماکیاول در کتاب ” شهریار” در دو جا به تفاوت میان استبدادشرقی و استبداد غربی اشاره می کند و سئوال: چرا پس از سقوط داریوش در برابر یورش اسکندر مقدونی کسی از نجبای ایرانی به حمایت از داریوش بر نخاست؟ ماکیاول به این سئوال در مقایسه سلطان عثمانی و پادشاه فرانسه جواب می دهد و می گوید چون نظم عثمانی بر وجود سلطان بنا شده، کافی است شخص سلطان را بگیرند یا بکشند، تمام کشور از هم می پاشد. اما اگر همین کار سر پادشاه فرانسه بیاید، ده ها فئودال قدرتمند سر بر می دارند و در برابر قدرت خارجی می ایستند. در زمان ما ، نفت و گاز و بطور کلی منابع طبیعی جای اراضی کشاورزی را گرفته اند. اما در اصل قضیه تغییر ماهوی پدیدار نشده. این منابع در اختیار دولت هستند و دولت استبدادی است و آن شخصی که در راس دولت است، بطور اقطاعی بین فرماندهان سپاه که پایه اصلی قدرت او هستند تقسیم می کند. درست همین کاری که زور مندان در افغانستان می کند و منابع کشور را به طور ودیعه به فر ماندهان ،زورمندان وسهام داران در قدرت تقسیم کرده اند. سئوال اصلی اینجاست، چنانچه زور مندان در تنگنای تاریخ قرار بگیرد، آیا این فرماندهان اقطاعی مثل سرداران داریوش سوم سلطان عثمانی عمل خواهند کرد یا فئودال های فرانسه؟ دولت قدرت مدار: اقتصاد رانتی، یا قدرت اقتصادی حکومتی اقتصادی است که حداقل چهل درصد درآمد کلی کشور از طریق منابع غیرتولیدی تامین شود. خلیفه نیز از اینکه چنین اندیشمندانی در خدمت دارد، احساس غرور می کرده و حالت “مدرنیت” به او دست می داده. همین حالتی که هم اکنون در کشور ما و نیز در سایر بلاد اسلامی رایج است. دخالت خارجی : دخالت خارجی از آشکارترین عوامل عقب ماندگی جهان اسلام است و آشکاربودن آن ما را از زیادگویی معاف می کند. منابع بکر و موقعیت استراتژیک این مناطق علل اصلی این دخالت ها بوده و هستند. در عین حال، این درست نیست که مسئولیت نگون بختی این مناطق را تنها به استعمار نسبت داد. هند هم تا سال ۱۹۴۷ مستعمره بوده و امروز به صورت یکی از بزرگترین قدرت های اقتصادی جهان در آمده و نیز بزرگترین دموکراسی دنیا. چین هم تحت سلطه قدرت های غربی بوده و امروز به آن قدرت رسیده که می دانیم. بهرحال در خاورمیانه حس غرب ستیزی بسیار بالایی وجود دارد و به این انجامیده که مردم این منطقه با هر گونه دخالت خارجی سر ستیز پیدا کنند. با رویداد “بهار عربی” تحول کیفی بزرگی در این زمینه بوجود آمد. برای اولین بار، مردم خاورمیانه جداً خواستار دخالت دولت های غربی شدند. دول غربی به این خواسته ها پاسخ مثبت دادند. این بار نه برای پشتیبانی از استبداد، هدف اعلام شده، پشتیبانی از جنبش دموکراسی خواهی بود،ما هنوز نمی دانیم نتایج این تحولات به کجا می انجامد. آنچه مهم است نفس دگرگونی تاریخی است، تغییر در دید کلی مردم خاورمیانه نسبت به غرب و تغییر در سیاست کلی غرب از حمایت از دیکتاتوری به حمایت از دموکراسی خواهی. هیچ چیز کامل نیست و نمی تواند باشد. در این طور موارد، جهت حرکت به همان اندازه مهم است که نتایج حاصله از حرکت. نکته بسیار مهم آن است که “خارجی” دیگر به دولت های خارجی منحصر نمی شود. گوگل، توئیتر و فیس بوک هم دخالت خارجی است. که اینها هم از غرب می آید. و چه بسا در آینده قدرت و نفوذ گوگل از قدرت و نفوذ رئیس جمهور آمریکا بیشتر شود. بهرحال روند کلی جهان، چنین دگرگونی هایی را بشارت می دهد. بدیهی است گسل های سترگ بدون زمینه داخلی به وجود نمی آیند. در جوامع خاورمیانه، زمینه داخلی برای حرکت به سوی دموکراسی و مدرنیته وجود دارد. منتهی به صورت گذرا، لرزان و ضعیف. از این جهت، دگردیسی در موضع کلی غرب در این منطقه از یک سو و همزمان با آن دگردیسی در بینش کلی مردم خاورمیانه نسبت به غرب از سوی دیگر، هم آئی و هم زمانی این دو عامل می تواند به پایان گرفتن دور تسلسل رکود جوامع خاورمیانه کمک کند. اما پیدایش داعش و حمایت امر یکا و انگلیس در گذشته از شکلگیر ی این نهضتها و اکنون اعلام معرکه و مصاف آزمائی با این سازمانهای رادیکال به این معنا ست که عمق استراتیژ ی غرب تا هنوز به کسی روشن نیست و غرب میخواهد به بهانه سرکوب داعش پایگاه های خودرا برای دراز مدت بر سر منابع نفت مستحکم ساخته و برای آینده این منابع مهم و بکردر ید استفاده آنها باشد. زیرا در گذشته مفکرین به این اندیشه بودند که غرب در شرق دو ایده دارد ،ایده ئی ویرانگر ساختار های کهنه و بعد ساختن مجدد آنها بر مبنای نیاز های زمان ،مکان و مردم بود . اما اگر به وضعیت افغانستان توجه شود در زمینه ویرانگری دوستان غربی موفق بودند اما متأ سفانه در زمینه آباد ساز ی مجدد تا هنوز کار های بسیار ی باقی مانده وپروژه های درهم ش شکستن ازمانهای رادیکال موفقانه نبوده است.

تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 12:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

مزیت دین ،علم وقانون

500سال ا ز تولد تمدن غرب می گذرد علت ارتقا و پیشرفت غر ب را اکثر دانشمندان در انحصار مولفه های آتی میدانند.

کار

مذهب

اخلاق  کار مذهبی

تلاش

اعتیاد بکار مثبت

حمایت از  افکار خلاق

صرفه جوی  وثروت اندوزی

در نص اسلام تاکید و توصیه فراوانی به ارتباط اهمیت کار صورت گرفته است  ، مسلمانا ن به  تلقین اهمیت کار نه شدند .خلافت عثمانی در اوجنای تجمل گرا ی ساقط شد , ورهبران کمباور به ارزشهای دین اسلام به فتوا اتاترک اهمیت جدی به اهمیت کار از دید اسلام قایل نه شدند.

اما غرب با تمسک و توصل به مصرف گرائی ،خوش گذرانی زندگی خود را به نوعی پوچیزم مبدل کرد .وبا شکستن ارزشهای مسحیت و رو گردانی از کلیسا زندگی را به یکباره بی معنا ساخت. از دید  دانمشدان غرب مهمترین مولفه  در پوچ سا ختن زندگی در غرب  آشکار نقش داشت ترویج تجمل گرای و اهمیت به ارزش های مادی بود.

کمونیزم و لیبرالیزم در تقلائی آن شدند تا هردو از دین تعاریف منفی داده و گرایش به دین را نوع توهم  و ساخته  پرداخته فکر بشر تعریف کنند. بر خی دانشمندان غربی از دین چنین برداشت  داشتند. دین توهم وساخت بشر برای نجات از ترس است .

اما در متن دین اسلام  با وجود آنکه  توهمش غرب تلقی کرد ارزشهای آتی آشکارا تبلور داشت.  دین اسلام پیشروی غریزه ها ی درنده خوی  را سد کرد. دین علیه خشونت ایستاد و حکم مقابله داد ، وحشی ترین تمایلات انسانی را سر کوب کرد. وانسان تنها را با خدا توأم کرد اگر دین برای دنیا نباشد دنیا ضیافت پوچ میشد.  لهذا  اکنون در اکثر گشور های متمدن دین در حال زنده شدن است.

چین در تلاش یافتن دین است ،درغرب گرایش به دین نسبت هر زمان دیگر فراگیر شده است ،آ سیا با دین الفت دیرین دارد ، اما دریغ تعریف که فرقه های رادیکالی از اسلام ارائیه میکنند با نص اسلام تعارض دارد و در متن ونص اسلام تا هنوز مزیت های فروانی برای تعریف است،و تمسک به اسلام برای زندگی معنا و لذت می دهد ،توهم، ترس از مرگ،وتعرض به حقوق دیگران از بین میرود وفضائی زندگی را معنا بخش وفرآیند زندگی را لذیذ میسازد. امروز کلیسا در غرب از متن به حاشیه زندگی رفته است .به گفته

مکس وبر" در غرب برای هر هزار نفر یک کلیسا ست. اما در کشور های اسلامی برای هر صد نفر یک مسجد است , و انسان  بی خدا  تنها شده و ضیافت زندگی را پوچ یافته است اما  انسان با خدا تهنا نیست وبا خدا زندگی دارد .

اما راز پیشرفت مرهون کدام مولفه هاست؟

"آیا زندگی برای کار است یا کار برای زندگی" این دید ما کس وبر  . مزیت دین را به صر احت روشن میکند زیرا کار معنای زندگیست. پس راز خوشبخی در زندگی چیست؟ اگر همه مولفه های زندگی جمع شوند ارزیابی گردند و فشرده همه دید گاه آتی است.

و زندگی با کاربرد و ایمان به این مفاهیم معنا بخش وشرین میشود.

دین

علم

 قانون

 مالکیت

صحت

آزادی

حمایت از خلاقیت انسانهای خلاق  

کار  مثبت وفعالیت مستمرمعنای زندگیست

اگر نسل آینده به این ارزشها وابسته شود از رنج تنهای بد اخلاقی ،تعدی در حق دیگرا ن  نجا ت خوا هد یافت , پس دین نیاز دنیا ئی امروز وفردای ماست .



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 11:43 | نویسنده : سیرو س احمد |

انسان شناسی
غربا به فقر که در ظاهر دارند ،تندیس دردمند و پلاسیده آنها حکایت و شکایت از تلخ کامی آنها دارد.
اما روح شکا ک و شکست خورده هنر مند وشاعر شیفته ،شکایتگر درد درون اوست ، در نگاهش میشود دنیائی درد ،تعب و تباهی را خواند و از تفسیر نگاهش هزاران راز نا گفته اش را به تبین و تفسیر گرفت.
اما اهل ریا را میتوان با شنیدن گفته های شان ، نقبی به درون دید گاهشان زد و در میان مفاهیم که مصرف کرده اند فشرده تفکر آنها را دانست.
خود بین ها و متکبران را هم با مصادر ی کنشی شان ممکنست تعریف کرد و احساس غرور و خود بینی آنها را به نیکوی در یافت .
اما در یغ ! منافق دیر شناخته میشود ، و پیش از آنکه ما نقب به درون دید و دلش بزنیم ، با جسارت به ویرانگری مبادرت میکند و دیوار های کین و فتنه را میا ن ما و دیگران ایجاد میکند



تاريخ : دوشنبه هفدهم شهریور 1393 | 7:25 | نویسنده : سیرو س احمد |

در تطبیق حکم اعدام بالا جنایت کاران شتاب نکنید!

 قرار است چارتن  متهمان تجا وز به عنف و حیثیت رویداد قرغه در روز های نزدیک در محضر شهروندان کابل به جزای اعدا م محکوم شوند .

این کنش هر چند در کوتاه مدت نه تنها سبب نوعی آرامش روحی برای شهروندا ن کا بل است بلکه به معنا ی حا کمیت قانون در کشورشمرده میشود .

اما جدی ترین چالش که در پس زمینه این رویداد توجه مردم ، اشخا ص حکمی و حقوقوی را به خود معطوف میکند ، نوعی شتابزدگی در باره تطبیق حکم اعدا م بالا ی این جنا یتکاران است.

بر مبنای بر خی شواهد و اطلاعات جنایت را که آنها مر تکب شدند ، اقدام نخستین آنها نبوده ، بلکه این مجر مان در گذشته هم به تکرار جنایات گونه گون مبادر ت کرده اند .

در حمایت این جنا یت کاران برخی مصادر قدرت و اشخاص پر نفوذ قرار داشته و چند تن از جنایتکاران به وساطت آنها در گذشته از زندان رها شده اند.

لهذا نیاز است تا بگروند و پس زمینه تما م جنایات آنها ارزیابی دقیق شده و  حتا هویت آنهای که این جنایتکا ران در کنف و حمایت آنها  موفق به انجا م جنا یت میشدند برای رسانها افشا گردد.

در اکثر کشور های که مردم از نعمت ثبات و امنیت واقعی بهر مند اند ، این نوع متهمان ،محاکم و داد ستانهای ویژه داشته تا با استمداد اطلاع یابی از این متهمان سر نخ های از جنایات گونه گون برداشته شود.

امید میرود مقامات قضائی با شهامت اخلاقی ، حکم وجدان و تقدس مسلک در مورد به کنش های مبادر ت کنند که درسی عبرتی برای سایر جنایت کا ران و حا میا ن آنها باشد.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 15:17 | نویسنده : سیرو س احمد |

 نویسنده: پوهنمل دگروال احمد فهیم نوری

 بشر بعد از آنکه موفق به کشف تمدن و شهر نشینی شد , جهت ایجاد ثبات نخستین مولفه ئی که توجه او را به خو د معطوف کرد , حراست و حفظ ارزشها ی مد نی بود , و این ارزشها ی مد نی در سا یه حما یت ارتش و نظام میتوا نست محقق شود .

به با ور مورخا ن اردو شناسی ؛ اردو قبل از تاریخ در تندیس مد نیت ها اعلا م موجود یت کرده , و در جنگهای قبل از میلاد { جنگ لفتکراخ و گا و گا میل } ارد و ها ما موریت پیشبرد جنگهای مهم را به دو ش داشتند.

اردو چیست:

 در بسیاری از کشورها به طور کلیاردو یا ارتش به سازمانی گفته می‌شود غالبن که توسط ملت انتخاب و به قدرت می‌رسد و معمولاً برای دفاع از کشور (یا حمله به دیگر کشورها) با تهدیدات بالفعل یا بالقوه به وسیله سلاح می‌جنگد. نظام، اصطلاحی مشتق از واژه نظم در زبان عربی است. نیروهای نظامی غالباً به عنوان جوامعی درون جوامع دیگر عمل می‌کنند. این نیروها دارای جوامع نظامی ویژه، سیستم مالی، آموزشی، صحیه و دیگر جنبه‌های یک جامعه فعال مدنی هستند.
مسوولیت سر بازان:
شغل سربازی به عنوان جزئی از یک گروه نظامی، کهن‌تر از تاریخ مکتوب است. برخی از تصاویر باقی‌مانده از روزگار باستان کلاسیک، قدرت و فتوحات رهبران نظامی را به نمایش می‌گذارند. نبرد کادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد یکی از نقاط تعیین‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روی مقبره وی جشن گرفته می‌شود. هزار سال بعد نخستین امپراتور چین متحد به نام کین شی هوانگ به قدری مصمم بود تا خدایان را با قدرت نظامی خود تحت تأثیر قرار دهد که به همراه ارتشی از سربازان سفالین دفن شد رومی‌ها نیز به امور نظامی توجه زیادی داشتند تا حدی که عهدنامه‌ها و نوشته‌های زیادی را در کنار مقادیر انبوهی از کتیبه‌های گران‌قیمت حاکی از پیروزی برای آیندگان به جا گذاشتند.
در عصر حاضر، جنگ‌های جهانی و درگیری‌های بزرگ و بی‌شمار تغییرات زیادی در شغل سربازی نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوری‌های زیادی آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد یافته و انحطاط یافته‌اند؛ تغییرات اجتماعی هنگفتی رخ داده‌اند و نیروهای نظامی همچنان بر روابط بین‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنیای کنونی مانند دیگر دوره‌های تاریخی، نقشی مرکزی داشته اند.

 

ما موریت اردو:

{هر کشور- ملتی برای دفاع از حاکميت ملی وتماميت ارضی خود به نيروی مسلح ضرورت دارد. اردوها بدون آنکه شکل نظامهای سياسی را درنظر بگيريم در دفاع از سرزمين خود نقش قاطع داشته اند. چه اردوی ناپليون درفرانسه، چه ارتش امپراطوری انگليس، چه اردوی روسيهء تزاری وچه ارتش روسيهء شوروی ويا هم اردوی آلمان هتلری. حتی در تاريخ بسيار ديده شده است که ارتشهای کشورهای بسيار کوچک جانبازانه در مقابل قدرتهای بزرگ تجاوزگر جنگيده اند وتا آنجا که توانسته اند، از هويت ملی خود و سرزمين خويش دفاع نموده اند.

به گفته جنرال شیر محمد کریمی لوی درستیز افغانستان اولین ارتش منظم افغانستان با قطعات توپچی سواره و پیاده‌نظام در سالهای ۱۷۴۷ تا ۱۷۷۲ در زمان سلطنت احمد شاه درانی تشکیل شده است. احمد شاه سپه سالار و نظامی جسور در طول سال‌های حکمرانی نادر افشار مهارت جنگی را کسب نمود.

 اساس دولت با ثبات و متمرکز را با یک ارتش قوی در افغانستان گذاشت. سردار زای سپهه سالار، آن را اداره می‌کرد.

 اردوی مستحکم احمد شاه درانی بعد از مرگ وی به پارچه‌های متعددی تقسیم شد و از طرف پسرانش در مقابل همدیگر در خانه جنگیها (جنگ‌های داخلی) کار گرفته شد.

ارتش زمان «احمد شاه بابا» متشکل از یک ارتش دایمی و لشکری قومی بود که چندین بار بر هندوستان تاخت و پانی‌پات را فتح نمود. همین ارتش در زمان تیمورشاه درانی تا دوران شاه زمان پابرجا بود. در زمانیکه احمدشاه بابا به هندوستان چندین بار حمله نمود، انگلیسی‌ها در هندوستان مصروف تجارت بودند. پس از قرن ۱۶ که کشورهای اروپایی مصروف جهان گشایی بودند، انگلیسی‌ها در زمره ابرقدرت در اروپا بودند. آنها متوجه شدند که مسلمانان اداره هندوستان را در دست دارند و مسلمانان افغانستانی یگانه مرجع بودند که می‌توانست به سرعت مسلمانان هند را کمک نمایند. و این یک واقیعتی است که هندوستان همیشه از راه افغانستان مورد تهاجم قرار گرفته است. هندوها که در هندوستان اکثریت بودند علاقه داشتند تا بر کرسی قدرت بنشینند. این دو نکته برای هندوها و انگلیسی‌ها مورد توجه قرار گرفت.

و اما نقش اردوی افغانستان در دفاع از "حاکميت ملی" و تماميت ارضی کشور جای بحث بسيار دارد.

بحث را بسيار فشرده و مختصر بر مبادی زيرين بنا ميکنيم:

- نقش اردوی افغانستان در استقلال سياسی و تماميت ارضی کشور.

- نقش اردوی افغانستان در تغيير رژيمها و کودتاها.

- وضعيت جغرافيايی و اقتصادی افغانستان وضرورت داشتن يک ارتش نيرومند ويا عکس آن.}

بحث پیرامون این مباحث خارج از ظرفیت نوشته موجود بوده , تلاش میکنیم در این باب در موقعش دیدگاه خود را ابراز کنیم.

فشرده تشکیلات منظم اردو در افغانستان:

اولين هسته های اردوی منظم افغانستان در زمان اميرشيرعیليخان شکل گرفت و در صد سال اخير اردوی افغانستان (الی پيروزی مجاهدين) به يک اردوی منظم وتا (250) هزار نفری تبديل شد. اين اردو باپيروزی مجاهدين و اسقاط رژيم چپی ها به متلاشی گرديد.

  اردو افغانستان درسه جنگ  با انگليس، بيش از يکدهه جهاد و مقاومت را بارژیم چپی هاو(شوروی)، و برخی بقایای آن در تشکیل جبه شمال با طالبان ما مو ریت جنگی غیر منظم را بد وش داشتند.

در سه جنگ افغان و انگليس ما دارای اردوی منظمی نبوديم و مردم افغانستان تحت رهبری شخصيتهای ملی کشور که هيچ يکی از آنها تعليمات حرفه يی نظامی نداشتند( اگر اين شخصيتهای ملی با رتب و القاب نظامی يادشده اند يا ميشوند، اين رتب بيشتر القاب اعزازی بوده اند تا مسلکی ) در گروه های داوطلب مردمی از وطن و حيثيت تاريخی آن دفاع نمودند و بالاخره استقلال سياسی کشور را کسب کردند. شايد يگانه حماسهء که اردوی منظم افغانستان آفريد، دفاع قطعهء کوچک اردوی کشور در پنجده باشد که تا آخرين نفر اين قطعهء کوچک نظامی در مقابل ارتش مهاجم و قدرتمند روس ايستادگی کردند. همه جان دادند ولی تسليم دشمن نشدند وحماسهء وطن دوستی را در تاريخ کشور از خود بيادگار گذاشتند.

پیش از حضور قوا ی ناتو  در افغانستان  ما بمفهوم واقعی اردو نداشتيم ولی قطعات ويا گروپهايی پراکنده هم در ترکیب نیرو های طالبان و هم در تشکیل نیروهای مقا ومت موجود بود که با حضور قوای نا تو این قوتهای پرا کنده در هدایت جنگ سهم کوچک داشتند.

 اما بعد از فرو پا شی نیروهای طالبان از بخشی افغانستان, جا معه جها نی متعهد به ایجاد ساختا ر یک اردوی که بتواند از منا فع ملی مدا فع با شد دست بکار شد .استرا تیژی جا معه جها نی در راستای ساختار اردو مبنی بر این هدف بود که افغانستان یک کشور فقیر بود ه و ساختار اردوی که هزینه تامین مصارفات لوژستیکی و تا مینات محار بوی آنرا بتواند برای دراز مدت پا سخگو باشد  باید ایجاد گردد.

به باور آگا ن نظامی امریکا یها علاقمند بودند تشکیل این ارود متجا وز از هفتاد و پنجهزار سر باز و افسر متجا وز نباشد. اما با شکلگیر ی شورشها در برخی منا طق کشور , ناتو مصمم شد تا درتوسعه تشکیل اردو دید گاه و استراتیژی خود را تعویض کند.

زیرا افزون بر تشدید شورشها پالیسی مداخله کشور های همسایه ما نند  پاکستان و... تغییر نکرده بلکه گروه های تروریستی در آنسوی مرز به صور ت دوامدار تحت تربیت و آموزش قرار گرفته و جهت اخلال امنیت به افغانستان اعزام میشد.

بر مبنای شواهد و مدارک مراکز تعلیمی در وزیرستان , بلوچستان و دره صوات نه تنها افغانها را تحت آموز ش قرار می دادند , بلکه افراد و گروه های مختلیف ر ا مانند حزب التحیر , جیش محمد ,سپاه صحابه و حتا اتباع  کشورهای عرب,چیچین و کشور چین را در قرار گاه های مشخص تر بیت و به افغانستان برای اقدامات تروریستی داخل نبرد میکردند.

ما موریت اردوی ما در شرایط کنونی:

در شرا یط کنونی اردوی ما با تو جه به تهدید های که متوجه کشور ماست مهم ترین ما موریت را بعد از خروج قوای نا تو در افغانستان دارد, این اردو بایست در کنار پولیس ملی هدایت جنگ را بدوش گرفته و با مجموع آسیب های موجود و احتما لی توا نای رو در رو شدن و پاسخگوی به مشکلات را در ظرفیت خود ایجاد کند .از جا نبی دفاع از سرحدات و پاسخگوی در برابر تعرض های احتمالی بیگا نه ها ما موریت ثا نی اردو بود ه که در هردو بخش به توسعه ظرفیت , ارتقای مورال و تجهزات اشد نیاز دارد.

تا پیش از ساقط شدن حکومت چپی ها در اردوی زمان داکتر نجیب الله فقید هفتاد و دو نوع سلاح تاکتیکی با برد کوتاه و متوسط شامل خد مت بود . درترکیب قوتهای دیسانت هجومی  و پیاده سلاح های مختلیف النوع مانند کلاشینکوف , تفنگچه دستی , پیکا ,دهشکه راکت های آر پی جی هفت , توپ های بیست و سه ملی متری ,زرهپوشهای بیردیم ,شصت پی, پی ,هفتاد پی,پی وماشین محاربوی{بی ,ایم, پی} مجهز با توپ هفتاد ملی متری و سلاح پیکا ,دهشکه  هاوان هشتاد

 دو ملی میتری و چند نوع سلاح دیگر فعالیت داشتند.

افزون بر آن  صنوف توپچی , تانک ,قوتهای راکتی و هوای با مدرنترین امکا نات جنگی روز مسلح بودند , که متأ سفانه امروز از آن سلاح ها مشت نمونه خروار باقی ماند , بقیه همه حراج شدند.

شک نیست که از نگاه کیفیت این سلاح ها قابل مقایسه با تجهزات غرب نیستند , اما افزوده شود که از نگاه کمیت  و داشتن سلاح مدرن ما از هیچ کشور همسایه عقب نبودیم , ا کنون در جنگ های خاورمیا نه مانند سوریه و عراق این سلاح ها نقش تعیین کننده در هدایت جنگ داشته و هشتاد فیصد تجهزات جنگی داعش از نوع همان تسلیحات است.

ارتش جمهوری اسلامی افغانستان

 به گفته جنرال شیر محمد کریمی لوی درستیز اردوی ملی افغانستان در سال ۱۳۸۲ ه. ش با همکاری دولت امریکا تأسیس و هر سال به کمک کشورهای کمک کننده توسعه یافته است.

 بر مبنای آمار در ترکیب قوای زمینی افغانستان فعلاً  ۱۶۲ هزار شامل خدمت میباشد در سال ۲۰۱۲ توقع برده می‌شد که تا ۲۷۵۰۰۰ نفر برسد. در ۲۸ جنوری سال ۲۰۱۳ شمار اردوی افغانستان به ۳۵۲۰۰۰ هزار رسیده است. که مساوی با اردو پاکستان می‌باشد.

تشکیلات ارتش ملی در سال ۱۳۹۱ انکشاف نموده قوماندانیت‌های اساسی شامل ۶ قول اردو که ۵ آن زمینی، یک ارتش هوایی، دو فرقه شامل فرقه مرکزی کابل و فرقه عملیات‌های خاص می‌باشد که متشکل از ۳۰ لوا، ۱۸۰ کندک (پیاده، کماندوه، میکانیزه، کشف، حمایه محاربوی، تأمیانت محاربوی) و قوماندانیت‌های متوسط حمایوی (تعلیم وتربیه، جلب وجذب، لوژیستیک، خریداری، کشف واستخبارات، صحیه ومخابره) می‌باشد.

نحوه سربازی گیری  "داوطلب" می‌باشد و جوانان بین ۲۲ تا ۳۵ سال به صورت داو طلبانه در ارتش ثبت نام می‌کنند.

بالابردن ظرفیت‌ها و حفظ احضارات محاربوی ارتش ملی آموزش و پرورش است. در حال حاضر علاوه برآموزش و پرورش داخلی افسران کشورهای بیشرفته در آموزش و پرورش افغانستان کوشش دارند اردوی این کشور بپا استاد شود تا بتواند از تمامیت ارضی کشورخود دفاع نماید.

مشکلات و نتیجه گیری:

از نگاه ترکیب  و ساختار اردوی امروز افغانستان در مقایسه با کشور های همسایه یک اردو با ترکیب متوسط ومناسب با سطح مشکلات داخلی کشور ماست . اما از نگاه کیفیت و داشتن تجهزات جنگی مشکلات خا ص خود راداشته ضرورت است تا به نیاز های فوری اردو رسیدگی شود.

در ترکیب اردوی افغانستان تجهیزات جنگی مانند و تخنیکی مانند تانک ,قوای هوای جنگی و لوژستیکی حضور کمرنک داشته یکی از مولفه های که سبب آسیب پذیری اردو در زمان سفر است عدم فعالیت این دو صنف در تشریک مساعی با نیروهای کماندو و پیاده است.

مورال و معنویات اردو در حد که ایجا ب مینماید توسعه نیافته یکی از عوامل رد یابی و رخنه کردن دشمن در صفوف اردو همین دشواری است.

کار سیاسی در میان صفوف اردو کمرنگ بوده , و به این مامول در جریان 13 سال اخیر توجه مطابق نیاز صورت نگرفته است.

به مشکلات معیشتی سر بازان و افسران اردو مانند اردو های دیگر توجه معطوف نه شده , و نیاز است به این مامول مهم به صورت شتابناک  توجه اساسی معطوف گردد.

برای دراز مدت تمویل و تجهیز این اردو برای کشور فقیر و نا توسعه یافته ئی مانند افغانستان یک چالش مهم اقتصادی بوده , نیاز زمان آنسست تا یجای توسعه کمیت به ظرفیت ,کارائی و عنصر کیفیت رسیدگی گردد.

در مراکز آموزشی به ارتقای سواد و سویه آموزشی سر با زان توجه اعظمی صورت گرفته و اهداف میهن پرستانه وجایب و مکلفیت های حراست از خاک و دفاع از وطن از نگاه ارزشهای دین داوری برای سربازان تفهیم و تلقین گردد.

رویکرد ها :

تاریخ اردو علی احمد جلالی

اردو وسیاست نبی عطیمی

مورال و قوماندانیت

ایمان الجیش سایت حریت

سایت ویکپیدیا

اسطوره تولد داعش :وبلاگ شطحیات محتاج

 

 

 



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 13:24 | نویسنده : سیرو س احمد |

اسطوره ئی تولد و شهر گشائی داعش , دیروز, امروز و فردا
محتاج
داعش امروز تنها تهدید علیه عرا ق ,سوریه و کردستان نیست نشست روز یک شنبه مورخ 2میزان میان مصر ، عربستان ، قطر و امارات به این معنا ست که کشور های مذکور در موقف خود به تغییر و اتخا ذ پا لیسی تازه مبادر ت کرده اند ، و کشور سعودی بجا ی همکاری با داعش و سقوط حاکیمت بشار الا سد ، پیمان تازه ئی را برای مبارزه علیه داعش در تبانی با کشور های غر ب و عربی شکل دهد و در حد بضا عت و استطاعت نظا می و مالی راهکا رمبارزه با داعش را جستجو کند .
روش چنین راهکار ی به معنای تجدید اقتدار و تحکیم پا یه های حکومت سوریه شمرد ه میشود ،زیرا حکومت خلا فت اسلامی عراق وشام بصورت برق آسا یک خط هلال گونه را در سوریه تا درب بغداد به تصرف آورده و این بیشروی داعش مایه نگرا نی کشورهای عرب و غرب را فراهم کرده است .
هر چند در روز های نخست شکل گیر ی این سازمان برداشت برآن بود که این سازمان متشکل از اقلیت ها ی سنی در سوریه و عرا ق بود ه و در آموزش و همکا ری انها بقایای رژیم صدام نقش دارند .
ضمن اختلا فات گسترده ئی که میان داعش و القاعده از گذشته بود ، کسی فکر نمیکرد این جر یان بتواند ابتکار ی رهبر ی را به سا دگی از القاعد ه کسب کند ، اما در بیروز ی ها ی پیا پی که در سوریه و عرا ق داشت القاعده را مجبور به تسلیم شدن و حتا ادغام در تشکیل خود سا خت .
راز بیشرفت و بیروز ی داعش :
حضور انز جار در روحیه افکار عمومی در عراق از ما لکی و در سوریه از بشار اسد یکی از مولفه ها ی بود که با عث حمایت مرد م از این ساز مان در سوریه و عرا ق شد .
این سازمان با تو جه به شنا خت که از نحوه دید و برداشت مرد م نسبت به حکومت ها داشت به سادگی توانست از میا ن جوا نا ن بیکار سوریه و عراق سر باز گیر ی و با انسجام تند روان کشور های خا ور میا نه و حتا جوا نان مسلمان در بیرون از کشور های شان به یک نیرو مانع ،باز دارند و تا ثر گزار تبدیل شود .
داعش نیروی نظامی است یا گروه رادیکال
در بسیاری از کشورها به طور کلی ارتش به سازمانی گفته می‌شود غالبن که توسط ملت انتخاب و به قدرت می‌رسد و معمولاً برای دفاع از کشور (یا حمله به دیگر کشورها) با تهدیدات بالفعل یا بالقوه به وسیله سلاح می‌جنگد. نظام، اصطلاحی مشتق از واژه نظم در زبان عربی است. نیروهای نظامی غالباً به عنوان جوامعی درون جوامع دیگر عمل می‌کنند. این نیروها دارای جوامع نظامی ویژه، سیستم مالی، آموزشی، پزشکی و دیگر جنبه‌های یک جامعه فعال مدنی هستند.
مسوولیت سر بازان
شغل سربازی به عنوان جزئی از یک گروه نظامی، کهن‌تر از تاریخ مکتوب است. برخی از تصاویر باقی‌مانده از روزگار باستان کلاسیک، قدرت و فتوحات رهبران نظامی را به نمایش می‌گذارند. نبرد کادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد یکی از نقاط تعیین‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روی مقبره وی جشن گرفته می‌شود. هزار سال بعد نخستین امپراتور چین متحد به نام کین شی هوانگ به قدری مصمم بود تا خدایان را با قدرت نظامی خود تحت تأثیر قرار دهد که به همراه ارتشی از سربازان سفالین دفن شد رومی‌ها نیز به امور نظامی توجه زیادی داشتند تا حدی که عهدنامه‌ها و نوشته‌های زیادی را در کنار مقادیر انبوهی از کتیبه‌های گران‌قیمت حاکی از پیروزی برای آیندگان به جا گذاشتند.
در عصر حاضر، جنگ‌های جهانی و درگیری‌های بزرگ و بی‌شمار تغییرات زیادی در شغل سربازی نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوری‌های زیادی آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد یافته و انحطاط یافته‌اند؛ تغییرات اجتماعی هنگفتی رخ داده‌اند و نیروهای نظامی همچنان بر روابط بین‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنیای کنونی مانند دیگر دوره‌های تاریخی، نقشی مرکزی.
سازمان داعش با آغاز بحران در سوریه موفق شد گروه کوچک اما فعال و تاثر گزار را در سوریه تا سیس و در جر یان سه سا ل بحرا ن سوریه تثبیت تشکیل و هویت نماید . سر بازان این گروه از اعراب کشور های خا وری میانه بعدن جوا نان تند رو کشور های غربی و در این آواخر از بازمانده های رژیم صدام حسین گزینش شدند. این سازمان در جنگهای سوریه بعد از یکسال به دلیل ظهور اختلافات با القاعده و سازمان های اهل تشییع جبهه مبارزه خود را به عراق لغزانده و باسر باز گیری از بقایای رژیم صدام به مثا به یک ارتش فعال و بازدارند ,به توسعه قلمرو خود ادامه داد. ارتش داعش که تا شش مه پیش دهزار نیرو ی نظامی بیشتر نداشت , بر مبنای تخمینها اکنون بیش از سی و چار هزار سر باز و افسر در تشکیل خود گنجا نیده است. لهذا اگر این سازمان بتواند مناطق تحت حاکیمیت خود را حفظ کند در واقع ارتش تند رو , در منطقه میباشد.
منا طق تحت حاکیمیت داعش :
داعش در سوریه و عراق به پیشرفتهای چشمگیری دست یافته است , این پیشرفتها نه تنها سبب نگرانی سوریه و عرا ق است , بلکه غرب و بویژه امریکا و انگلیس از پیا مد پیروزی های داعش به خوف افتاده اند , هیگل وزیر دفا ع امریکا مبارزه با داعش را یک حرکت راهبردی دانسته و از دید انها با راهکار های کوتاه مدت دشوار است بساط ایستلای این سازمان را از خا ور میا نه بر چید.
همین اکنون 60 فیصد عواید و درآمد ملی در سوریه به دست داعش بوده و داعش یکی از فروشندگان بزرگ نفت از طریق بازار سیاه برای دنیا شمرده میشود. موج مهاجرا ت جوا نان از غر ب به سوی سوریه و عراق به این معنا ست که نیرو های داعش در سوریه و عراق از امکا نات خوب معیشتی نسبت به ارتش سوریه ,پیشمر گان کرد و سر بازان دولت عرا ق بهر ه مند اند.
داعش در عراق می بازد اما در سوریه ابتکار جنگ را بدست دارد.
داعش در چند روز گذشته در عراق توسط هوا پیما های امریکای تلفات نظامی داشته و سد موصل را از دست داده است , بر مبنا ی گزارشها کرد های ایزدی تازه مسلح شده و قرار است در روز های آینده شامل صف مخالفان داعش شوند . تجهزات و سایل ثقیل تخنیکی داعش در عراق هر روز توسط هوا پیما های امریکای بمب بارد و تا حدی این جریان سبب تضعیف روحیه و مورال داعش در ... ,تکریت ,موصل شده است. اما در سوریه معا دله بر عکس است دیروز
پایگاه هوایی 'طبقه' در ۴۵ کیلومتری شهر رقه، پایگاه اصلی داعش در سوریه، تنها پایگاه نظامی منطقه بود که ارتش سوریه هنوز کنترول آن را حفظ کرده بود.
به گزارش آسوشیتدپرس، این پایگاه هوایی با تعداد زیادی جنگنده، هلی‌کوپتر، تانک، توپخانه و مهمات از مهم‌ترین پایگاه‌های حکومت سوریه در منطقه بود.
بعد از چند تلاش ناموفق برای نفوذ به داخل پایگاه در روزهای گذشته، ‌نظامیان دولت اسلامی روز یکشنبه توانستند با وجود حملات هوایی ارتش, این پایگاه را تسخیر کنند.
داعش هر روز حدود 30 هزار بشکه نفت راقاچاق می کند,داعش محموله های نفتی از میادین تحت کنترول خود در عراق و سوریه را به نصف قیمت در بازار سیاه می فروشد و از این طریق روزانه یک میلیون پوند درآمد دارد.
به گزارش آی بی تایمز،کارشناسان می گویند، قیمت فعلی نفت برنت در بازار در حدود 102 دالر (62 پوند) است، اما داعش ها هر بوشکه نفت را بین 15 (25 دالر) تا 36 (60 دالر) پوند به فروش می رسانند.
به گفته کارشناسان، به رغم بازار سیاه ایجاد شده از سوی داعش، قیمت جهانی نفت از این پدیده تاثیر نپذیرفته است، زیرا مقدار نفتی که داعش در بازار سیاه عرضه می کند ناچیز است.
الخطیب، یکی از تحلیلگران مرکز دوحه موسسه بروکینگز گفت، داعش حدود 30 هزار بشکه در روز نفت قاچاق می کند، در حالی که عربستان روزانه 9 میلیون بشکه نفت تولید می نماید.
بر اساس گزارش ها، داعش حدود 60 درصد میادین نفتی در ولایتهای های شرقی سوریه و 7 میدان نفتی و 2 پالایشگاه در عراق را در اختیار دارد.
داعش:برای بمب گذاری به انگلیس می رویم
یک عضو انگلیسی داعش در گفتگوی صوتی با بی بی سی سخنان تکان دهنده ای را بر زبان آورد و انگلیس را هدف بمب گذاری های خود خواند.
این عضو 27 ساله داعش که پاکستانی الاصل و تابعیت انگلیسی دارد و نام خود را به علت شباهتش به یکی از اعضای کشته شده القاعده، به "اولاکی" تغییر داده و در درگیری هفته پیش زخمی شده است.
این عضو داعش خبر سر بریدن چند تروریست در اطراف حلب را تایید کرد و گفت ما سر چند نفر حدود سه یا چهار نفر را بریدیم که شاید بیشتر هم بودند ولی سه ، چهار نفری را که خودم می دانم سرها را مانند همیشه به مرکز شهر بردیم تا میان جاسوسان وحشت بیاندازیم و روحیه آن ها را تضعیف کنیم.

تهدید داعش برای آینده وشگرد های مقابله با آن
از دید آگا هان مقابله با سازمان داعش آنهم تنها به صورت نظامی کار ساز نخواهد بود و توسل صرف به این راه جز عمیق تر و طولانی کردن جنگ نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت.
نه, الزاما به دلیل قدرت نظامی این تشکیلات ، بلکه بیشتر به این علت که سازمان مذکور از پشتوانه ای سیاسی و مذهبی در داخل و خارج عراق برخوردار است که راه مقابله با آن را بسیار مشکل کرده است.

حاكميت سياسي عراق شديدا درگير بحران ، وضعيت نظامي و امنيتي اين كشور و نيز منطقه متاثر از بلاتكليفي سياسي در بغداد روز به روز نگران كننده ترشود ، داعش يا آنچه كه خود مدعي ست "دولت اسلامي شام و عراق" نه تنها مشغول تحكيم مواضع خود، بلكه در تازه ترين تهديد كشور كويت رايك هدف معين و مشروع براي اشغال و سرنگوني دولت آل صباح معرفي كرد.
اگر داعش موفق به حفظ مواضع خود در عراق و سوریه شود اهداف آنها به عراق و منطقه خليج فارس محدود نمي شود.اما در ارتباط با تحركات نظامي سازمان داعش آنچه امروز بيشتراز اهداف آنها جلب توجه ميكند وكمترمورد توجه قرار مي گيرد در پيش گرفتن نوع عمليات ونحوه اقدامات و اهداف ميداني و نظامي ست كه عمدتا توسط ارتش هاي كلاسيك و رسمي مورد استفاده قرار ميگيرد تا نيروهاي شبه نظامي. يعني" تهديد اوليه سياسي ، انجام حمله تمام عيار نظامي ودر نهايت پاكسازي واستقرار جغرافيائي".اين مدلي كاملا كلاسيك براي ارتش هاي مدرن و منظم است.
دلايل آن كاملا روشن است .بديهي ترين عبارتند از:1- عدم وجود نيروي كافي.2-عدم وجود امكانات پايدار و لوجستيكي براي اداره يك شهر يا مكان مشخص وسيع غير نظامي .3- به زير ضرب رفتن نيروي شبه نظامي به عنوان اهدافي در دسترس براي ارتش مقابل.از جنبه نظامي زماني كه يك گروه شبه نظامي يا ميليتسيائئ استاندارد نبرد خود را مطابق با ارتشي مجهز و رسمي تنظيم وبه كار ميگيرد و در موقعيت شهري و غير نظامي استقرارميابد، بايد نتيجه بگيريم حتمن پاره اي از معادلات سياسي و ميداني تغييركرده اند و صد البته با ید معترف بود در ارزيابي اوليه از توان دشمن اشتباهات جدی محاسباتي صورت گرفته است. سازمان داعش اينك از اين منظر بيشتر موجب نگراني ست.
درست يا غلط،اشتباه محاسباتي يا هر چيز ديگر، تجربه تا به امروز نشان داده كوچك انگاشتن یا بي تحرك و خاصيت فرض كردن اين سازمان استقراري در عراق، كمكي به يافتن راه حلي براي برخورد ،مقابله ويا كنترل آن نكرده و اطلاق عبارت "گروه" به سازماني خطرناك اگر با اين تصور صورت گرفته و مي گيرد تا كوچك و با تاريخ مصرف معين نشان داده شود،حداقل از جنبه نظامي تصوري بسيار اشتباه و مخاطره آميز است.
اين سازمان خطرناك (وموارد مشابه)تنها براي نبرد به ميدان نمي آيند بلكه هدف اصلي آنها استقرار سياسي با تكيه بر استندردهاي حاكميتي وتبديل خود به عادت منطقه اي ست كه شروط اوليه آن ايجاد فضاي مناسب سياسي ودوم داشتن ارتشي مجهزوثروتمند است.
به هرحال تصور ميكنم مشكل اصلي در عدم توانائي كنترل سازمان داعش ،به 2 عامل مهم باز ميگردد .اول، محاسبات به شدت اشتباه از ساختار حرفه اي و توانائي نظامي و امكاناتي اين سازمان. دوم به محاسبه پر اشتباه ديگر از توانائي سياسي و مذهبي اين نيرو براي باز سازي خود.
محاسبات اشتباهي كه از همان ابتدا موجب شد نه دولت مركزي عراق و نه همسايگان اين كشور منجمله ايران به اهميت خطر تازه متولد شده پي نبرند يا حداقل خطر را آنگونه كه واقعا بود نديدند. برنامه ريزي ها و اهداف نظامي داعش نشان ميدهد ساختارنظامي و امنيتي آن کاملا متفاوت و از الگوي هاي مرسوم حاکم بر سازمان هاي چريكي تبعيت نميكند.
نيروي چريكي و ميليتسيائي تحت هيچ شرايطي خود را اسير،محدود و گرفتار موقعيت نبرد براي تسخير شهر ويا مراكز غير نظامي نميكند مگرآنكه از قبل محاسبات سياسي و جمعيتي مكان هدف را براي استقرار دائمي انجام داده باشد. استقرار، ويژگي يك ارتش رسمي ست تا يك گروه شبه نظامی .
پس بايد يك جاي تحليل هاي اوليه وقبلي اشتباه بوده باشد كه براي مقابله آينده، لازم است اين محل آسيب را شناسائي و اشتباه رفع شود. شايد چندان خوشايند نباشد اما آنچه مسلم به نظر مي رسد و به آن معتقدم آنستكه مقابله با اين سازمان خطرناك يا دولت خود خوانده اسلامي تنها به صورت نظامي كار ساز نخواهد بود و توسل صرف به اين راه جز عميق تر،طولاني تر و فرسايش كردن جنگ نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت.
مانند 2 ماه گذشته. نه الزاما به دليل قدرت نظامي اين تشكيلات ، بلكه بيشتر به اين علت كه سازمان مذكور از پشتوانه اي سياسي و مذهبي در داخل و خارج عراق برخوردار است كه راه مقابله با آن را بسيار مشكل كرده است.يافتن راه حلي جامع ،فراگير و توافقي منطقه اي و بين المللي براي مقابله با داعش حداقل براي کشور های منطقه امري فوري و ضروريست. پيش از آنكه اين سازمان رسما به عنوان يك نيروي سياسي و استقراري به بخشي از عادت منطقه تبديل شود, حد اقل با دید تازه کمیت ,تشکیل و اهداف فرضی این سازمان حلاجی گردد.
زیرا کرکتر فعالیت و نحوه عملکرد نظامی این سازمان شباهت با اردوی منظم داشته و از جا نبی شباهت ها ی فروانی میان حر کا ت بر ق آسا طالبان در سال 1374از بولدک تا کابل و حرکات همسنخی از پیشرفتهای داعش از سوریه تا موصل مشاهده میشود.



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 16:26 | نویسنده : سیرو س احمد |

یک روانشناس گفت: با توجه به پیچیده بودن ابعاد شخصیت و عوامل متعدد تاثیر گذار، بعضا ادعایی در ارتباط با شناخت شخصیت از طریق روش‌های متفاوت مثل دست خط مطرح می‌شود که آنچنان پایه علمی ندارد اما می‌توان از روی دست خط به بعضی ویژگی‌های فرد پی برد.

جام جم سرا: حسین ابراهیمی مقدم گفت: فشار بیش از اندازه فرد به قلم بر روی کاغذ که شاید منجر به پاره شدن کاغذ شود می تواند نشاندهنده استرس و اضطراب فرد باشد.
وی در ادامه بیان کرد: افراد افسرده احتمالا به اندازه کافی قلم را بر روی کاغذ فشار نمی‌دهند به همین خاطر کلمات کم رنگ و به صورت محو و بسیار وا رفته خودش را نشان می دهد و یا افراد با شخصیت وسواسی احتمالا به شدت به بحث حاشیه گذاشتن در کنار کاغذ و یا فواصل یکسان خطوط با یکدیگر اهمیت قائل می شوند در حالی که افراد معمولی به این شکل عمل نمی‌کنند.
این روانشناس تصریح کرد: اگر از نظم افراطی افراد وسواسی در مورد خطوط بگذاریم می توان به محتوای خطوط نیز اشاره کرد افرادی که به هم ریختگی فکری دارند از عبارات و کلمات به گونه‌ای استفاده می کنند که شاید خیلی یک محتوا یا معنای خاصی را به دست نیاوریم.
مقدم عنوان کرد: در مواردی دیگر مثل امضا کردن فرد در وسط صفحه تا حدودی شاید بتوان به خود مداری یا خود مرکز بینی مشکوک شد و یا کسانی که از حروف خیلی کوچک و ریز در نوشتن استفاده می‌کنند می‌توان به مسائلی از قبیل خود کم بینی یا کاهش اعتماد به نفس مشکوک شد.
ابراهیمی در پایان خاطر نشان کرد: هیچ کدام از این مسائلی که گفته شد به عنوان یک نشانه اصلی و قطعی در مورد شخصیت فرد قابل استفاده نیست و کاربرد ندارد

منبع : جا م جم



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 6:49 | نویسنده : سیرو س احمد |

‌کارشناسان تغذیه وبهداشت میگویند: لیموترش منبع غنی از ویتامین C است و دیابتی‌ها و مبتلایان به فشار خون نباید مصرف این منبع غنی را فراموش کنند.

 مصرف لیموترش به صورت تازه گفت: در افرادی که مبتلا به فشار خون هستند با مصرف لیموترش به جهت مزه ترش، اسیدسیتریک و املاح سدیم، منیزیم و پتاسیم موجود در آن، فشار خون کاهش می‌یابد و آنتی‌اکسیدان موجود در آن باعث باز شدن جداره رگ‌ها و نهایتاً فعال شدن ماهیچه‌های عروق بدن و کاهش فشار خون می‌شود. بهترین حالت مصرف لیموترش مصرف به شکل تازه است و مصرف آن به جهت این‌که منبع غنی‌ فیبر و آنتی‌اکسیدان است برای هیچ گروه سنی ممنوعیتی ندارد.

استفاده از چاقوی کند در بریدن لیمو منجر به از بین رفتن ویتامین C موجود در این میوه می‌شود
 
 

کارشناسان تغذیه با تأکید بر این‌که در مصرف لیموترش نباید صرفاً به مصرف آب آن اکتفا کرد، افزود: فیبر موجود در آب میوه فیبر محلول است اما، پرزهای این میوه علاوه بر ویتامین C و آنتی‌اکسیدان باعث رسیدن فیبر نامحلول به بدن می‌شوند. لیموترش مبنع مناسبی برای بیماران دیابتی است و از بروز سرطان و هم‌چنین انواع سکته جلوگیری می‌کند. در فصل گرما می‌توان آن را در کنار آب مصرف کرد، چراکه عطش روزانه را کاهش می‌دهد و به افزایش زمان ماندگاری آب در بدن کمک شایانی می‌کند.
یادگاری با اشاره به لزوم بریدن لیموترش با چاقوی تیز عنوان کرد: استفاده از چاقوی کند در بریدن لیمو منجر به از بین رفتن ویتامین C موجود در این میوه می‌شود و هم‌چنین در نگهداری آن باید مواردی همچون نگهداری با نایلون در یخچال مورد نظر قرار گیرد چراکه واکنش آن با هوای درون یخچال، ویتامین C موجود در لیمو را کاهش می‌دهد



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 17:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
شیوه نگارش تحلیل

 

جلب اعتماد

جلب اعتماد مخاطبان برای یک تحلیل‌گر مثل آن است که هنرمندی می‌خواهد با اجرای یک آهنگ زیبا مخاطبانش را به وجد و شور آورد. کسب اعتماد مخاطبان ثروتی گران‌بها برای یک تحلیل‌گر است. در حالی که بی‌بی‌سی با رعایت اصل صحت و دقت درخبرهایش توانسته اعتماد مخاطبانش را نگه دارد، بخش بیش‌تری از این اعتماد را مدیون تحلیل‌هایش است. محک اساسی در تحلیل، بیان ژرف حقایق با  دقت، صداقت و بی‌طرفی است. زیرا تحلیل‌گر مثل هنرمند زمانی احساس رضایت می‌کند که مطمئن شود مخاطبان به آن‌چه می‌گوید اعتماد می‌کنند.

 

اصل اساسی در نگارش یک تحلیل

ستون اساسی در یک تحلیل حقایق و واقعیت‌ها است. بدون دردست داشتن حقایق، نمی‌توان نظریه‌ای را ثابت کرد. یک دادستان زمانی که می‌خواهد جرم متهمی را ثابت کند به اطلاعات و شواهدی نیاز دارد که بتواند به عنوان دست‌آویز در اثبات جرم علیه متهم از آن استفاده  کند. زیرا بدون ارائه شواهد و اسناد معتبر "حقایق و واقعیت‌ها" نمی‌تواند یک فرد متهم به قتل را به پای دار ببرد. وقتی شما اطلاعات لازم از حقایق و واقعیت‌ها نداشته باشید ممکن است با استدلاهایی که در تحلیلتان مطرح می‌کنید مخاطبان را گمراه و اعتماد آن‌ها را نسبت به خود خدشه‌دار کنید.

معمولا یک تحلیل‌گر زمانی استدلال‌ها وفرضیه‌های میان‌تهی را مطرح می‌کند که نه به اطلاعات لازم دسترسی دارد و نه در صحنه حضور دارد. در چنین حالتی استدلاهای مطرح شده از جانب تحلیل‌گر می‌تواند به عنوان نظریات شخصی او پنداشته شود نه نظریات یک تحلیل‌گر حرفه‌ای. خطری که چنین تحلیلی به دنبال دارد این است که می‌تواند مخاطبان را گمراه کند. یکی از معانی "گمراه کردن" به بی‌راهه بردن و دور کردن از واقعیت است. وقتی تحلیل بر مبنای فرضیه‌ای استوار باشد که با حقایق موجود مطابقت ندارد پیامد آن به بی‌راهه کشاندن مخاطبان است. حضور در صحنه و یا تماس با منابع برای دریافت اطلاعات، اصل حتمی در ارائه یک تحلیل خوب است. تازه‌ترین نمونه یک تحلیل خوب، تحلیلی است از "اوئن بنت جونز" خبرنگار بی بی سی در لاهور پاکستان. خبرنگار بی‌بی‌سی در تحلیلش به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا مردم در انتخابات اخیر پاکستان به نواز شریف رای دادند؟ در بخشی از این تحلیل می‌خوانیم:

"آقای شریف توانست از اتهامات مربوط به فساد مالی، زندان، تبعید، کنار گذاشته شدن از قدرت از طریق کودتایی نظامی در صحنه سیاسی پاکستان جان سالم بدر ببرد. نواز شریف، در سال ۱۹۹۰ برای نخستین بار نخست‌وزیر پاکستان شد. اولین دوره نخست‌وزیری آقای شریف تا سال ۱۹۹۳ ادامه یافت اما در ماه آپریل آن سال، رییس جمهور وقت دستور انحلال پارلمان و برکناری دولت را به اتهام فساد مالی صادر کرد. در اکتبر سال ۱۹۹۹، ژنرال پرویز مشرف، رییس ستاد مشترک ارتش، نخست‌وزیر را به توطئه قتل خود متهم و با یک کودتای بدون خونریزی او را برکنار کرد و قدرت را در دست گرفت. بسیاری از مردم پاکستان در زمان برکناری نواز شریف از قدرت در سال ۱۹۹۹، نفس راحتی کشیدند. برای بسیاری از مردم  نواز شریف سیاستمداری تشنه قدرت، فاسد و بی‌لیاقت بود. اما پیروزی اخیر او در انتخابات نشان می‌دهد که هم‌اکنون از نظر مردم، آقای شریف سیاستمداری مسن و عاقل است که فعالیت‌های اقتصادی او می‌تواند به اقتصاد ورشکسته کشور کمک کند. نواز شریف خود می‌داند که این یکی از مهم‌ترین دلایل رای مردم به او است. وقتی پس از پیروزی در انتخابات از آقای شریف درباره اولویت‌هایش سوال شد، او پاسخ داد: اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد. نواز شریف علاوه بر داشتن ایده‌های بزرگ، توانایی ارتباط برقرار کردن با اقشار مذهبی طبقه متوسط و تجار کوچک را هم دارد. از نظر آن‌ها آقای شریف سیاستمداری با قدرت است".

نویسنده در این تحلیل برای پاسخ دادن به این سوال که چرا رای دهندگان، از نواز شریف که ۱۴ سال پیش رانده بودند دوباره پشتیبانی کردند، دو رُخ حال و گذشته شخصیت سیاسی و حرفه‌ای نواز شریف را در برابر مخاطبان قرار می‌دهد. و این‌که او اکنون تنها گزینه رای‌دهندگان محسوب می‌شود. شکی نیست که  تحلیل‌گر برای نوشتن این تحلیل با افراد مختلفی از قشرهای گوناگون رای‌دهندگان و مردم در پاکستان صحبت کرده است و ابتدا از آن‌ها پرسیده است که چرا به نواز شریف رای دادند.

 

زبان تحلیل و واکنش مخاطبان

یک زمانی، نوشته‌های طولانی محکی برای یک تحلیل خوب پنداشته می‌شد. به ویژه پرداختن به پس‌منظر مساله و کش دادن آن. اما حالا با در نظر گرفتن زندگی پرمشغله کنونی، مخاطبان را نمی‌توان مدت زیادی با خود نگه داشت. یکی از چالش‌های امروزی برای یک تحلیل‌گر این است که پیام خود را کوتاه ولی پرمعنا به مخاطبان برساند.

تحلیل‌گر باید در هر پاراگرف، یک ایده منفرد را مطرح کند، ایده‌ای که بخشی از موضوع  اصلی تحلیل به شمار می‌رود و در کل در به کرسی نشاندن استدلال تحلیل‌گر را کمک می‌کند. بیان کلیات در تحلیل چیزی کم‌تر از "گزافه گویی" نیست و موجب گریز مخاطبان می‌شود.

یکی از مقاصد اصلی نگارش و ارائه یک تحلیل  برانگیختن واکنش مخاطبان است. تحلیل‌گر باید اول از خود بپرسد که چه چیزی را می‌خواهد به مخاطبانش عرضه کند و در مقابل از مخاطبان چه انتظاری دارد؟ در تحلیل نیز مثل خبر، تحلیل‌گر باید به پرسش‌هایی که مخاطبان انتظار دارند پاسخ دهد. تحلیل‌گر باید قادر باشد در ارایه فرضیه‌ها و استدلاهایش سعی کند واکنش مخاطبان پیامش را برانگیزد زیرا یکی از اهداف یک تحلیل، دیدن بازتاب آن بر روی مخاطبان است. هر گاه یک تحلیل نتواند واکنش و مباحث بیشتری را در میان مخاطبان برانگیزد به یک شلیک هوایی می‌ماند که بدون آن‌که به هدف اصابت کند، جز یک صدا، پیامدی دیگر از خود به دنبال نخواهد داشت.

 

تحلیل و تبلیغ

در برخی از کشورهایی که دارای نظام‌های تک‌حزبی یا غیرمنتخبند از تحلیل در رسانه‌های حکومتی برداشت متفاوتی وجود دارد. درچنین کشورهایی تحلیل عبارت است از وسیله‌ای برای تبلیغ سیاست‌های درست یا نادرست نظام حاکم. هم‌چنین در این نظام‌ها معمولا از ژانر تحلیل برای محکوم کردن راه و روش مخالفان نظام استفاده می‌شود. در چنین مواقعی تحلیل‌گر تنها یک گزینه دارد که باید از مواضع نظام دفاع کند و یا موضع مخالفان آن را نقد کند. ولی حتی در چنین وضعیتی نیز در قواعدی که تحلیل باید بر مبنای آن استوار باشد تفاوتی به وجود نمی‌آید. تحلیل‌گر باید به هر حال برای اقناع مخاطبانش از حقایق و نیز استدلال‌ها بر مبنای حقایق استفاده کند. اما مشکل اصلی در چنین موارد برانگیختن واکنش مخاطبان است. تجربه ثابت کرده که مخاطبان در چنین کشورهایی از آغاز می‌دانند که تحلیل‌گر چه واکنشی از آن‌ها انتظار دارد، به‌ویژه که در بیش‌تر موارد تحلیل‌گران در چنین نظام‌هایی ناگزیر می‌شوند به جای تکیه بر حقایق و احتمالات مبتنی بر حقایق، دست به لفاظی بزنند. در تحلیل به عنوان یک ژانر مهم خبری، هیچ محلی برای لفاظی وجود ندارد. لفاظی در تحلیل از اعتماد مخاطبان می‌کاهد و آن‌چه را تحلیل‌گر به دنبال آن است بدست نمی‌دهد.

 

نگاه تحلیل‌گر

معمولا مخاطبان به یک تحلیل از روی اسم و شهرت نویسنده آن و یا محل اقامت نویسنده اهمیت می‌دهند. تحلیل‌گر یا این‌که در محل حوادث که تحلیل به آن اختصاص دارد حضور دائم دارد یا این‌که به آن محل در رفت و آمد است. نگاه کسی که از شیشه پنجره خانه‌اش به ریزش قطرات باران می‌نگرد و از آن لذت می‌برد با نگاه کسی که در بیرون است و سعی دارد از قطرات باران فرار کند تفاوت زیادی دارد. برقراری تماس حضوری با منابع خبری، سیاست‌گذاران، اعضای پارلمان و حکومت، فعالان سازمان‌های اجتماعی، نظامیان و اقشار عادی جامعه  تحلیل‌گر را در موقعیتی قرار می‌دهد که همواره دستی پر برای مطرح کردن فرضیه‌ها و احتمالات و نیز استدلال درست داشته باشد.

ولی در برخی موارد آن‌چه را که یک ناظر اوضاع از بیرون می تواند ببیند تحلیل‌گری که در درون جامعه حضور دارد نمی‌تواند ببیند. این موضوع باز هم برمیگردد به حس و توانایی‌های حرفه‌ای تحلیل‌گر. بی‌جهت نیست که بهترین تحلیل‌ها را گاهی از تحلیل‌گرانی می‌خوانیم که بسیار دور از محل حوادث قرار دارند اما تمام حوادث را با زره‌بین زیر نظر دارند و در اکثر موارد پیش‌بینی‌هایی را که در تحلیل‌هایشان مطرح می‌کنند درست از آب درمی‌آید. چنین تحلیل‌گرانی نیز در تماس دائمی با منابع خبری، سیاسیون و کسانی قرار دارند که می‌توانند در تحلیل خود از نظریات آن‌ها استفاده کنند. اما نباید فراموش کرد که منابع باید همواره قابل اعتماد باشند و برای حفظ توازن  دیدگاه‌های مخالف و متضاد در تحلیل مطرح شود.

 

گرفتن نتیجه در تحلیل

مهم‌ترین قسمت کار تحلیل‌گر نتیجه‌ای است که می‌خواهد به مخاطبانش بدهد. نتیجه معمولا جمع‌بندی مشخص است که تحلیل با آن پایان می‌یابد. این نتیجه گیری می‌تواند یک جمله کوتاه و حتی یک کلمه باشد. در نتیجه گیری دیگر جایی برای طرح پرسش دیگری که مستلزم  توضیح باشد، وجود ندارد.

در بسیاری از تحلیل‌ها تحلیل‌گر خودش نمی‌خواهد از بحثی که مطرح کرده نتیجه مشخصی ارائه کند. بلکه با مطرح کردن یک پرسش باز، گرفتن نتیجه را بر عهده مخاطبان می‌گذارد. در واقع  مزیت چنین کاری این است که تحلیل‌گر با باز گذاشتن در بر روی مخاطبان به آن‌ها فرصت می‌دهد وارد بحث شوند و هر که به‌زعم خود نتیجه گیری کند. این یکی از بهترین شیوه‌های تحلیل است که تاثیر ماندگاری بر مخاطب می‌گذارد.

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 17:32 | نویسنده : سیرو س احمد |

تعییر از ایده ایجاد میشود و ایده محصول تفکر انسا نهای صایب نگر و خلا ق است. یک تغییر مثبت در تفکر یک شخص در تا ریخ سبب تغییرات بزرگ در جوامع بشر ی شده است , زردشت ، موسی،عیسی ،محمد "ص" تاثیر گزار ترین شخصیتها در تاریخ بشر ی اند ،اما با پشتوانه خلا قیت ُ وضع اهدا ف مثبت سر نوشت من و ما را متغیر ساختند .اگر در دید و تفکر شما نشا نه از خلا قیت و آینده نگری است آغاز از امروز تغیر را از خود بیآ غازید.  



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 9:4 | نویسنده : سیرو س احمد |

تعریف آزادی به فکر من

به بهانه یی آزادی کشور

 

 آزادی  زیبا ترین واژه  است که حا مل بار معنا یی قشنگ ،شیوا و شاعرا نه است. در جوهر وجود شاید این ودیعه از طریق وراثت و" ژن "از ملیونها نسل گذشته به ما منتقل شده باشد.

فردامصاد ف است با نود وپنجمین سالگرد استقلا ل افغانستان . و افغانستان در همین روز بعد از متارکه جنگ با انگلیس آزادی خود را بدست گرفت و به گفته مشهور ما لک اراده خود شد.

اما تحصیل آزادی سیاسی  برای افغانستان آزادی اقتصادی نداد، و افغانستان به دلیل فقر مفرط اسیر وابستگی اقتصادی با شرق و غرب شد و سالها متواتر سر دمداران سیاست به هر دو سو با تضرع و التماس دست مساوی و موازی رفاقت دادند ، اما نه دوستی بیطرفانه شرق را کسب کرد و نه حمایت صادقانه غرب را .

من به کنه این مفهوم انتزاعی "آزادی" سالهاست می اندیشم اما راستی نتوانستم بار معنای به اندازه فهم خود م برای تبین واژه آزادی تعین کنم .

زیرا اگر مفهوم آزادی در خود ارادیت باشد ، اکثر دانشمندان ، روشنفکران و نخبگان جهان سوم به ویژه افغانستان هر روزبه اراده خود ، دل بدریا میزنند وشبیه مجنون با تیشه کوبیده به بی ستون ها درراه نقب زدن به درب غرب برای بردگی شیدائی میکنند .

اگر مفهوم آزادی را با برداشتی شبیه آزادی در عربستان مقایسه کنم ده هزار سر باز خاص امریکایی سالهاست پاسبان آزادی در ظهران اند .

و اگر آزادی را در مقایسه با جاپان و جر منی مقایسه کنم کمتر از نیم قرن است نیروهای امریکایی از آزادی این دو کشور حراست می کنند و گاه گاهی شنود های مخفیانه راز های درون پرده" مرکل"توسط دستگاه های شنود پنهانی امریکا یها فیلتر میشود.

و اگر آزادی را به نرخ دمو کراسی پاکستان وزن کنم از همانروز که مردم این کشور در برابر بریتانیا شوریدند وموفق به کسب آزادی شدند ، تا امروز ما شا هد تولد هزار حزب رادیکال و تند رو در منطقه هستیم و از استمداد این جریانهای کشور آزاد ، آزادی در خاور میانه ، آسیا مرکزی ، آسیای جنوبی و حتا افریقا تحت شکنجه است .

و اگر به کشورهمسا یه همدین و همزبان غربی "آیران" نگاه کنم سالهاست به جرم... تحت تحریم و در تلاش قرابت با غرب است .

 آنچه که عقل کوچکم می داند معنای آزادی ، و رهای از زیر ساتور استبداد ، آزادی اقتصادیست ، و تا زمانیکه ما موفق به کسب روز ی از زور بازوی خود نشویم ،آزاد نیستیم ، واگر آزادی با شعور کسب نشود ،با شعار و شعر کسب نمی شود.

 

   



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 14:11 | نویسنده : سیرو س احمد |

ایزدی‌ها چه کسانی هستند؟

ایزدی‌ها دارای آیین پر رمز و رازی هستند

بین قربانیان گوناگون پیشروی‌های 'دولت اسلامی' در خاورمیانه یک گروه ۵۰ هزار نفری ایزدی یا ایزدی‌ها هم هستند که در کوه‌های شمال غرب عراق بدون آب و آذوقه گرفتار شده‌اند. این گروه پر رمز و راز عمیقا باورمند به دین خود کیستند؟

توجه ناگهانی به آنها به خاطر مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده‌اند، بسیار بیشتر شده است. ایزدی‌ها نمی‌خواهند زیر نورافکن توجه بین‌المللی باشند. به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را بی‌انصافانه "شیطان‌پرست" نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.

 

تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین ۷۰ هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. جمعیت ایزدی‌هایی که ارعاب شده‌اند، به آنها بهتان‌ زده شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، در سده گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.

معبد ایزدی‌ها در لالش

مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل

آزار و اذیت ایزدی ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل "دولت اسلامی" باور دارند که این از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.

ولی پژوهش‌های تازه ثابت کرده‌اند که این نام هیچ ربطی به یزید و همچنین به شهر ایرانی یزد ندارد ولی می‌گویند از واژه فارسی ایزد مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی "پرستندگان خدا" است.

دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها بر خود می‌گذارند، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است. بسیاری از باورهای ایزدی‌ها از مسیحیت مشتق شده است. آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند.

در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.

پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند و آنها عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.

در ماه دسامبر، ایزدی‌‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.

معبد یزیدی

تصاویر ملک طاووس همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد

نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد بدمنشی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.

همکاران

ایزیدی‌ها

دایانا دارک نویسنده کتاب 'ترکیه شرقی'، 'خانه من در دمشق' و 'نگاهی درونی به انقلاب سوریه' است. او از دهه‌ها پیش به مناطق ایزیدی‌نشین شرق ترکیه و سوریه سفر کرده است.

روبرت لویتویزر یک عکاس مستقل است که از چهارده سال پیش مرتب به مناطق کردنشین سفر کرده است. او از هفت سال پیش زمان زیادی را با ایزیدی‌ها در هشت کشور جهان گذرانده است.

ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه "شیطان‌پرست" زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.

بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.

در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.

علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه "دولت اسلامی" (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.

زن ایزدی

زنان ایزدی در مناطق دورافتاده سنجر لباس‌های سنتی سفید می‌پوشند

دختران یک مدرسه ایزدی

دختران یک مدرسه دینی ایزدی  مصروف نیایش



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 12:6 | نویسنده : سیرو س احمد |
غزل

شهد شیرین بود , مستی مگر در عنب است

چشم مفتون کند , شهد مگر در دو لب است

عشق در فصل جوانی نبود, عمر چی سود

فصل پیری اگر این کار شود , مستحب است

شور مستی همه در فصل جوانی واجب

در خزان مست شوی, اصل شکست ادب است

دو نگه فصل جوانی ,اگرم بخیه شود

لذتش بیشتر از شهد ,شراب و رطب است

محتسب بر سخنم خرد ه مگیری هر گز !

عشق باز نکنم جور به اصل و نسب است



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 13:57 | نویسنده : سیرو س احمد |

کم‌شمارند افرادی که از دغدغه رابطه بدور یا فارغ باشند. داشتن یک رابطه عاشقانه مطلوب در کنار پول و شغل مهمترین دغدغه زندگی است.

 

با یک رابطه باکیفیت می‌شود تا حدی غم نان و شغل کم‌پاداش را تاب آورد، اما حتی جیب پر پول و کار مطلوب نمی‌تواند کیفیت زندگی کسی را که در رابطه‌ای بی‌کیفیت گرفتار شده بهتر کنند.

اما گاهی آنقدر که خود برقراری رابطه ذهن افراد را اشغال می‌کند به کیفیت رابطه توجه کافی نمی‌شود: اینکه یک زوج چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند، در مواقع اختلاف چه رفتاری نشان می‌دهند و رضایت و شادی خود را از زندگی، چگونه در ارتباط با رابطه‌شان تعریف می‌کنند.

پیش از این گفته می‌شد نفس ازدواج باعث سلامت و سعادت فرد می‌شود، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صرف رابطه کافی نیست، بلکه رابطه باکیفیت است که بر سلامت و سعادت فرد تاثیر مثبت می‌گذارد.

با این حال سوالی که برای همه مطرح می‌شود این است که آیا رابطه خوبی دارند یا نه، با تمام بالا و پایین‌ها و خوب و بدها، معیار کیفیت رابطه چیست؟

رابطه سالم بر چهار 'الف' استوار است: ارتباط، احترام، اشتراک، اعتماد

اخیرا یک موسسه غیرانتفاعی در بریتانیا که بطور تخصصی در مورد رابطه زوج‌ها کار می‌کند، تحقیقاتی را که در سالهای اخیر در این زمینه انجام شده بررسی و سعی کرده شواهد موجود را در زمینه "کیفیت رابطه" کلیک گردآوری کند.

نویسندگان این گزارش می‌نویسند: "کیفیت رابطه جزء اصطلاحات متداول در زندگی روزمره نیست و حتی ممکن است با این اصطلاح چندان آشنا نباشیم، اما کیفیت رابطه اساس زندگی روزمره ماست."

با این حال به نظر می‌رسد که "آگاهی از اهمیت یک رابطه خوب رو به افزایش است" و کیفیت رابطه "معیار خوبی است برای سلامت جامعه."

کیفیت رابطه و زمان

بررسی‌ها نشان می‌دهدکه وقتی رابطه‌ای با کیفیت بالا شروع شود شانس دوام بیشتری دارد و احتمال اینکه در درازمدت رضایت‌بخش باشد بیشتر است؛ اما رابطه‌ای که با کیفیت پایین شروع شود، ممکن است بسرعت رو به فروپاشی برود.

بنابراین کیفیت رابطه با دوام و ثبات آن رابطه مستقیم دارد.

تحقیقات نشان می‌دهند که بطور کلی کیفیت رابطه به مرور زمان افت می‌کند، اما نکته مهم سرعت و شدت این افت کیفی است.

بعضی تحقیقات نشان می‌دهدکه زوال رابطه امری تدریجی است، اما برخی مطالعات دیگر حاکی از این است که بعد از ده سال، رابطه بسرعت کیفیت خود را از دست می‌دهد.

تاثیر کیفیت رابطه بر کودکان

کیفیت رابطه زوج ها تاثیر مستقیم بر رفتار کودکان دارد، فارغ از اینکه تحصیلات و قومیت والدین چیست یا خود فرزند طلاق هستند یا نه.

مشکلات رفتاری کودکان از جمله بیش فعالی و کم تمرکزی به کیفیت رابطه والدین ارتباط دارد.

از این رو اهمیت اینکه رابطه در شروع کیفیت بالایی داشته بیشتر مشخص می‌شود، رابطه کم‌کیفیت خیلی سریع‌تر فاقد کیفیت می‌شود.

تحقیقات نشان‌ می‌دهندکه زوج‌هایی که در چند سال اول رابطه‌ای بسیار با کیفیت دارند یا دچار افت کیفی نمی‌شوند یا این افت شدید نیست.

زوج‌هایی که رابطه را با کیفیت بالا شروع می‌کنند شانس بیشتری دارند که کیفیت رابطه را بالا نگه دارند اما در مورد آنها که وارد رابطه بی‌کیفیت می‌شوند، وضع بر عکس است.

زوجهای خوشحال زوجهایی هستند که موارد توافقشان بیش از موارد اختلافشان است (بیش از نیمی از موارد)

از مهمترین عواملی که در تعیین کیفیت رابطه در شروع آن نقش دارند می‌توان به سازگاری (قابلیت توافق)، روان‌رنجوری (Neuroticism)، منفی‌گرایی، زودخشمی و تندخویی و عزت نفس پایین اشاره کرد.

کیفیت رابطه به سن و پیری هم ارتباط دارد. برخی معتقدند افزایش سن باعث افت مستمر و نسبی کیفیت رابطه می‌شود.

بدیهی است که هر چه عمر رابطه بیشتر شود طبیعتا سن طرفین رابطه هم بیشتر می‌شود اما باید عمر رابطه را از روند پیری جدا در نظر گرفت.

معیارهای رابطه باکیفیت

  • تعهد: نگاه درازمدت به رابطه، استقامت در برابر مشکلات، تعادل بین نیازهای فردی و مشترک، احساس ما بودن، دوستی، ارزشهای مشترک
  • ارتباط سازنده: مثبت و محترمانه، به همراه شوخی و سازگاری
  • حل اختلاف: درک اینکه بعضی تضادها اجتناب ناپذیرند، عادلانه دعوا کردن، پرهیز از دعوا بر سر موضوعات کم‌اهمیت، پرهیز مطلق از خشونت (کلامی و رفتاری)
  • تعامل و وقت‌گذراندن با یکدیگر: لذت بردن از همراهی با یکدیگر، کیفیت و کمیت هر دو بسیار مهمند.
  • صمیمت و حمایت عاطفی: صمیمیت جسمانی و بویژه صمیمیت روانی محور اصلی رابطه سالم است. با غلبه بر مشکلات و به مرور زمان این صمیمیت می‌تواند تقویت شود. دوستی، احترام متقابل و شناخت آنچه دیگری دوست دارد یا ندارد. زوج‌های خوشبخت عواطف خود را هر روز و به روش‌های مختلف به هم نشان می‌دهند.

برای مثال با افزایش سن پختگی و توان کنترل عواطف بیشتر می شود بنابراین بگو و مگو و جر و بحث کم می‌شود.

اما از طرف دیگر ممکن است آنها که سالیان سال با هم زندگی کرده‌اند احساس خلاء ارتباطی کنند و علائق مشترکی برایشان باقی نمانده باشد.

عوامل موثر در کیفیت رابطه

مشارکت، حق برابر و نگاه غیر جنسیتی در تصمیم‌گیری، کیفیت رابطه را بهتر می‌کند؛ استثنای آن امور خانه و زندگی است. به نظر می‌رسد افزایش سهم شوهران از کارِ خانه کیفیت رابطه را برای آنها کاهش می‌دهد در عوض کیفیت رابطه همسرانشان افزایش پیدا می‎کند.

بطور کلی امور خانه و زندگی یکی از رایج‌ترین دلایل بگو مگو و اختلاف بین زوج‌هاست. اختلاف و جر و بحث در مورد کارهای خانه ممکن است نشان‌دهنده این باشد که یک طرف احساس می‌کند به حال خود گذاشته شده و حمایت و توجه کافی به او نمی‌شود.

برخی عوامل بر کیفیت رابطه تاثیر فراوان دارند، از جمله شخصیت افراد، تجربیات گذشته، اتفاقات اضطراب آور زندگی و نحوه ارتباط و تطبیق زوج‌ها بخصوص در دوران سختی و مشقت.

تحقیقات نشان می‌دهند باورهای مذهبی در کیفیت رابطه تاثیر مثبت می‌گذارند بویژه در ارتباط زوج‌های کم درآمد

زمینه خانوادگی هم در کیفیت رابطه نقش مهمی دارد. نحوه ارتباط و تعامل با همسر، در کودکی از والدین آموخته می‌شود، و این تجربه کودکی، به زندگی بزرگسالی آورده می‌شود.

باورها و عقاید نیز بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند، بویژه باورهایی که به حق تصمیم‌گیری و نقش‌های جنسیتی (زنانه و مردانه) ربط دارند.

اتفاقات اضطراب آور زندگی

از جمله دشواری‌هایی که به کیفیت رابطه لطمه می‌زند می‌توان به تولد فرزند، استرس کاری، مشکلات مالی و بیماری شدید همسر یا فرزند اشاره کرد.

نگرش بالنده به رابطه

تحقیقات نشان ‌می‌دهند زوج‌ها را از نظر نگرش، رویکرد و باورها به رابطه به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

نگرش بالنده:

  • این زوج‌ها برای گفتگو حتی در مورد مسائلی که گفتگو درباره آنها ناراحت‌کننده است پیشقدم می‌شوند.
  • از تجربیات دشوار گذشته درس می‌گیرند
  • نارضایتی خود را ابراز می‌کنند
  • دعوایشان با هم سازنده است
  • رابطه خود را با نزدیکی، وقت گذراندن با هم، استقلال، حمایت از یکدیگر و ارتباط موثر محافظت می‌کنند.
  • انگیزه زیادی برای حفظ رابطه دارند.
  • آنها برای بهبود رابطه‌شان از مشاوران حرفه‌ای کمک می‌گیرند.

نگرش غیربالنده:

  • این زوج‌ها برای اینکه مجبور به رو در رویی با هم نشوند نیازهایشان را نادیده گرفته و سرکوب می‌کنند، بنابراین نارضایتی‌شان از رابطه مستمر شده و اختلاف نظر برطرف نمی‌شود.
  • آنها باور دارند که رابطه را نمی‌توان بهترکرد و حتی نمی‌توان یاد گرفت که چگونه آن را بهتر کرد.
  • کمک گرفتن از متخصصان را بی‌فایده و نشانه آن می‌دانند که حفظ رابطه دیگر ارزشی ندارد.

تحقیقی درباره کیفیت رابطه زوج ها در ۴۵ هزار ازدواج نشان داده است اینکه زن و شوهر چه ویژگی‌ها و خصلت‌های شخصی دارند، اینکه در گذر زمان چه حوادثی پیش رویشان قرار می‌گیرد و اینکه ارتباط زن و شوهر در قبال این سختی‌ها و دشواری‌ها چگونه است و چگونه با شرایط کنار می‌آیند، تعیین کننده کیفیت رابطه هستند.

تردیدی نیست که رویدادهای استرس‌زا و ناگوار بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند.

از این رو ممکن است زوج هایی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی چندانی ندارند، چون با موانع بزرگ روبرو نمی شوند، از رابطه‌شان راضی باشند.

از طرف دیگر ممکن است یک سلسله اتفاقات اضطراب آور بر کیفیت رابطه زوجی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی بالایی دارند تاثیر بگذارد و رضایت آنها را از رابطه کاهش دهد.

با این حال، نکته مهم، توان انطباق و ارتباط است، اینکه دو طرف چگونه با تفاوت‌های هم کنار می‌آیند و رفتار یکدیگر را چگونه تفسیر می‌کنند.

عدم مدارا در مورد تفاوت‌ها و نگاه منفی به رفتارهای یکدیگر، به خودی خود می‌تواند مسبب اتفاقات اضطراب‌آور باشد، خشونت بیشتری را وارد زندگی کند و به کیفیت رابطه لطمه بزند.

حمایت از یکدیگر عامل مهم دیگری است که می‌تواند توضیح دهد چرا بعضی روابط موفقند و بعضی نه.

حمایت از همدیگر اعتماد می‌آورد و کمک می‌کند تا زوج‌ها با دیدی مثبت رفتارهای همدیگر را ارزیابی کنند، مثلا می‌توان یک اظهار نظر فکر نشده را به عوامل کوچک مثل خستگی نسبت داد نه به بدخواهی و تعمد طرف مقابل.

محققان معتقدند این مثبت‌گرایی، مثل سپری است که زوج‌ها را از تاثیر منفی رفتارهای غیرحمایتگرانه حفظ می‌کند و باعث می‌شود رضایت آنها از رابطه پردوام‌تر باشد؛ چرا که رفتارهای غیرحمایتگرانه، ممکن است گاهی از زوج‌هایی سربزند که رابطه‌ با کیفیتی دارند.

زوج‌های خوشبخت عواطف خود را هر روز و به روش‌های مختلف به هم نشان می‌دهند

تولد فرزند

در میان اتفاقات اضطراب‌آور زندگی یکی از شایعترین و مهمترین آنها بچه‎‌دار شدن است.

تعامل منفی و مثبت

تعامل منفی زوجها را درگیر سیکل معیوب ارتباطی می کند و احتمال جدایی/طلاق را زیاد. تعامل مثبت زوجها را در کنار یکدیگر نگه می دارد.

تعامل منفی:

  • شکایت
  • انتقاد
  • سرزنش
  • بی‌مسئولیتی

تعامل مثبت:

  • موافقت
  • خنده
  • شوخی
  • لبخند

تحقیقاتی که کیفیت رابطه زوجهای بچه دار را با زوجهای بدون بچه یا کیفیت رابطه زوج‌ها قبل و بعد از بچه دار شدن مقایسه کرده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که بچه‌دار شدن باعث افت کیفیت رابطه می‌شود.

اما اخیرا یک مطالعه فراتحلیلی نشان داد بین رابطه زوج‌های دارای فرزند با آنها که فرزند ندارند فرقی وجود ندارد و حتی بعضی زوج‌ها پس از بچه‌دار شدن احساس رضایت بیشتری در رابطه‌شان می کنند.

با این یافته‌های متناقض می توان گفت که تجربه زوج ها از بچه دار شدن یکسان نیست در مورد بعضی می تواند کیفیت رابطه را بهتر کند و در مورد برخی دیگر به کیفیت رابطه لطمه می زند.

با این حال می توان به این نتیجه رسید که بر خلاف باور رایج، تولد بچه الزاما به کیفیت رابطه کمک نمی‌کند و تجربه زوج‌ها از بچه دار شدن ارتباط بسیار با کیفیت رابطه‌شان دارد. بنابراین پیش از در نظر گرفتن امکانات مادی و رفاهی، مهمترین نکته برای بچه دار شدن این است که زوج ها کیفیت رابطه شان را ارزیابی کنند.

پاسخی که به سوالهای زیر می‌دهید می‌تواند به شما کمک کند تا حدی کیفیت رابطه‌تان را ارزیابی کنید:

  • با در نظر گرفتن تمام جوانب، چقدر از رابطه‌تان احساس رضایت می کنید؟
  • آیا شریک زندگی شما به نیازهایتان اهمیت می دهد و از آنها آگاه است؟
  • آیا همسر یا دوست پسر/دخترتان به حرف‌ها و نگرانی های شما گوش می‌کند و به آنها اهمیت می‌دهد؟
  • آیا حتی وقتی شریک زندگی تان با شما است احساس تنهایی می‌کنید؟
  • ایا رابطه شما پر از خوشی و لذت است؟
  • آیا آرزو می‌کنید در رابطه شما گرما و عاطفه بیشتری بود؟
  • آیا نگرانید که شاید در آستانه جدایی/طلاق باشید؟
  • اگر دوباره می‌توانستیدبه گذشته بگردید آیا:
  1. دوباره با همین فرد وارد رابطه می‌شدید؟
  2. با فرد دیگری وارد رابطه می شدید؟
  3. اصلا از رابطه صرف نظر می کردید؟
  • در موارد زیر میزان توافق یا اختلاف نظر/ رضایت یا عدم رضایت شما در رابطه با همسر یا دوست پسر/دخترتان چقدر است؟ (کم، متوسط، زیاد)
  1. دخل و خرج و تامین نیازهای مالی
  2. تفریح
  3. ابراز علاقه به یکدیگر
  4. انتخاب دوستان و نحوه رابطه با آنها
  5. رابطه جنسی
  6. پیروی از عرف و سنت (خوب و بد چیست؟ رفتار مناسب کدام است؟)
  7. فلسفه زندگی
  8. ارتباط با خانواده طرف مقابل
  9. منبع: سایت فرسی بی بی سی


تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 13:7 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

سه ماه بود مرتکب جرمی به نام سرایش شعر نه شده بودم ؛اما دیدم دوستم جناب شبروز هر روز عزل   ناب و نیکو می سراید .و حسدم آمد. از باب حسد اینک مرتکب جرم مکرر شدم .

محتاج

عزل

تا زنده ام زندگی هر برهه عزت است  + شکر خدا که یار ورفیقم  منا عت است

هرلحظه ئی که رنج جهان آشکار شد =  آغاز انقلاب و نمادی قیامت است

کام دلم  زدهرگرفتم به زور خویش  = این راهکار تابعی نوعی حذاقت است

من از فراز ء درد جهان شکوه کی کنم =  در ذره ذره قطره خونم شجا عت است

تقدیر من اسیر به تدبیر من شده  = در قید آن نیم که یقینن  حما قت است

بزم جهان بکام همه ساز گار نیست = بد روز نیست آنکه به ذهنش فراست است

دیروز ما که زندگی رنگ بهار داشت =فردای ما بهار مکررضیافت است   

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 10:36 | نویسنده : سیرو س احمد |
ما به گزینش یک راهکار مجبوریم
تفسیر : محتا ج
یکی از آسیب های جد ی جنگ آنست که توا نا ی تمکین به عقلا نیت و قا نون مدار ی را از شهروندان سلب میکند و در
معا وضه آن عنصر تند رو ی , اتکا به احسا س گرا ی ,قضا وت وبینش ها ی عا طفی را در نحوه شخصیت و شگرد ,دید شهروندا ن تلقین میکند .در اکثر کشور ها ی که    جنگ
بر ای چند سا ل متوا تر تسلط دا شته دو لت ها ی پسا از جنگ
 برا ی حل این دشوار ی بر نا مه ها ی ویژه برای کاهش و رفع مشکلا ت فزیو لو ژیکی مرد م وضع و تطبیق کرد ه اند .
دو مین انتخا با ت در افغانستا  ن زما نی صورت گرفت که از یک سو قوتهای جا معه جها نی در حا ل رجعت به کشور ها ی خود بوده و از جا نبی با حضور این نیرو ها افغانستا ن موفق به تا مین امنیت در جریا ن 13 سال اخیر نه شد.
دور اول انتخا با ت با همه فراز ها و فرود ها ی که داشت با مشا رکت مردم پا یا ن یا فته و مرد م با این اقدا م مهم در واقع به جریا ن های تند رو "نه" گفتند . اما به دلیل تعدد نامزدان متأ سفا نه دور او ل بی برند ه با قی ما ند.
دور دوم هم با دنیا ی گرفتار ی مظا هر نا امنی بر گزار گردیده و بعد از ختم آن مشکلا ت فروا نی میا ن دو کا ندید "آقای اشرف غنی احمدز ی و آقای داکتر عبدالله ظهور کرد .
یکی از مشکلا ت قا بل تو جه  به بن‌بست رسیدن، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرد و جنا ح های برنده با واکنش های شتای زده به موقف های نسبتن از هم گسیخته مبادر ت کردند .این تفا وت دید گاه  زمینه را برای آن هموار کرد تا مقا مات سازما ن ملل و امریکاه در این مورد به وا کنش های مشا به
مبا در ت کنند.
روز گذشته یان کوبیش فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان در جلسه‌ای با حضور مقامات دولتی، قضایی و کمیسیون انتخابات افغانستان در کابل شرکت کرد و پیشنهاد داد که برای حل اختلاف کنونی، هشت هزار صندوق رای مورد بازرسی قرار گیرد. در صورت قبول این پیشنهاد، حدود ۴۳ درصد کل آرا در انتخابات دور دوم بار دیگر بازرسی و شمارش می‌شود,بدین ترتیب در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد بخش مهمی از نتایج آرای دور دوم (حدود سه میلیون و پجنصد هزار رای، معادل ۴۳ درصد از آرای کل ماخوذه) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
همزمان ایمل فیضی سخنگوی حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان گفته است نشست امروز از سوی سازمان ملل متحد پیشنهاد شده بود و آقای کرزی نیز با برگزاری چنین نشستی در ارگ توافق کرد.ناظران اتحادیه اروپا در خبرنامه خود همچنین گفته‌اند آمار منتشر شده از سوی کمیسیون انتخابات نشان می‌دهد که ۲ تا ۴ میلیون رای باید بررسی شود.
 جان کری که دو شب پیشتر وارد کابل شد، گفته است که این بن‌بست، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرده و از مقام‌های این کشور خواسته تا با تمرکز بیشتر بر روی بررسی روند شمارش آرا، مشروعیت انتخابات را تضمین کنند.
تا هنوز جزییات دیدار آقای کری با عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی دو نامزد دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان منتشر نشده اما سخنگویان هر دو تیم انتخاباتی در گفت‌وگو با رسا نه ها این دیدارها را مثبت ارزیابی کرده‌اند.
با تو جه به مشکلا ت که فشرده آن گفته شد , ما در یک جا معه پسا از بحرا ن قرار داریم , و یکی از نیا ز ها ی مهم ما مکث در حول و حوش طرزتفکر و دید گاه جا معه جنگ زده است , و نیاز آنست تا اقدا مات ما در جهت ایجا د اعتما د به مرد م معطوف گردد, و حتا دنیا نسبت به تبعأت سو این دشوار توجه فر ما ید.
هم اکنون توجه مرد م و جها ن به این رویداد   متمر کزبوده  و حل ا ین رویدا د یکی از او لویتها ی مهم  دنیا و مردم افغانستان بود ه , با تو جه به منا فع که کشور های ذید خل و دولتمردا ن و اهل بصیرت و سیا ست دارند برای برون رفت از این وضع تلا ش و تمر کز جد ی نما یند .
زیرا در شرایط کنونی نها ی تدبیر و راهکار که برا ی مرد م و دست اند کا ران سیا ست باقی ما ند , گزینش سیا ست مدارا ,تعا مل و تفاهم میبا شد .
بدو ن شک ما در وضعیت کنون با توصل به هیچ راهکار ی به هد ف نخوا هیم رسید و نها ی ترین راهکا ر گزینش سیا ستی بر مبنای سیا ست حفظ دیالوگ سیاسی ,انعطاف پذیری و قرائت رویداد با دید تازه و تمرکز بر اصل تعا مل و تفا هم میبا شد.


 



تاريخ : شنبه بیست و یکم تیر 1393 | 16:27 | نویسنده : سیرو س احمد |

آیا خود مختار ی به منفعت بدخشا ن است ؟

یکی از دوستان در نمایه سایبر ی خود نوشته است که بد خشا ن باید خود مختار ی خود را کسب کند . کسب خود مختا ری برای بد خشان در شعار و ادله کا ر سخت نیست , اما اگر پیرا مون امکا نات , شرا یط وضعیت جغرافیایی ,عوا ید و تولیدات بدخشا ن مکث اند کی گردد , فکرمیکنم در اوضاع و شرا یط موجود این شعار نوعی نا شناختی از شرایط کشور های منطقه ,بدخشا ن و  سایر نگرشهای است که با منا فع اکثریت بد خشا ن سخت در تعا رض اند. اگر هرا ت , جلا ل آباد ,قندهار و مزار این داعیه را آغاز کنند بی منا سبت نیست . چون این ولایا ت اکثر با کشورهای مرز و همجوار ی دارند که سالیانه به ارزش ملیاردها  افغانی از مدارک محصول گمرکی  به عوا ید ملی کشور  افزوده میشود .

اما بد خشان تنها با تاجکستان مرز ترانزیتی در مسیر رود خا نه آمو داشته , و تا جکستان از نگاه اقتصادی در ردیف کشور های کم بضاعت شمرده میشود. و چین به دلایل حضور جر یانهای رادیکالی از قرابت با بد خشا ن به شده نفرت داشته و به خوبی میداند , در این معا مله کساد فرا وا نی را کسب خوا هد کر د .

 



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد 1393 | 16:33 | نویسنده : سیرو س احمد |

معرفی کتاب

نوروز جشن جهانی جشن باستا نی حوزه تمدنها نا م کتاب است که اخیر ن محتوا ی آن به همت دانشمند شناخته شده کشور آقای داکتر شمس الحق آریانفر تد وین و پژوهش و بنگاه انتشارات میوند {بام } آنرا به حله ئی چا پ آراسته است . در مورد پیشینه و سر گذشت نوروز تا اکنون نوشته ومقا لا ت گونه گون به زیور چا پ آراسته شده، اما محتوا ی که حا مل آگا هی و اطلا عات گسترده  و جا مع در باره پیشینه ، تا ریخ و سیر تکوین نوروز با شد به آذین چا پ آراسته نه شده بود .

در آغاز سا ل 93که کشور ها ی عضو نوروز به دعوت آقای کرزی به کا بل آمد ند ، علاقه داشتم این کتاب ارجنا ک به آذین چاپ آراسته و برای مهما نا ن هدیه گردد . اما هر بهانه و دشوار ی که در راه رفتنش به سوی ماشین چاپ پیش آمد ، کتا ب بی زبان نتوا نست در موقع معین چا پ گردد .

  قلبن دلهره داشتم که واقعن من در امر چا پ این اثر پژوهشی تلاش   بجا و موثر انجا م ندادم ،‌اما از بخت خوش  چند روز پیش دیدم که کتا ب به آذین چا پ آراسته شد و با قطع خشتی نسبتن زیبا در بازار کتا ب حضوریا فته است .

در نخست ،سیر تاریخی نو روز و انگیزه ء ما ند گا ری آن از زاویه ها ی گونه گون به پژوهش گرفته شده و نویسنده با مراجعه به سر چشمه ها ی گونه گون تعریف و تصویر پژوشگرانه ئی از تکوین و پیدا یش نو روز ارائیه کرده است .

در بخشی از کتا ب به باور های تا ریخی به استناد این اسطوره که کیومرث نخستین انسا ن و فر ما ن روای آریا ئی بود که نو روز را به مثابه روز زایش و زندگی تازه بر سمیت شنا خته ،و یا هم در همین روز جغرافیای تحت قیمومیتش را بین فرزندان خود تقسیم کرد ، اطلا عات تازه ئی را در محتوا ی خود دارد .

افزون بر باور های تاریخی که بیشتر منبعث و متأ ثر از اسطوره اند ، بر باور های دینی مکث محقق داشته و با آوردن نقل قول ها ی مستقیم از البیرونی به شرح این رویداد می پر دازد ." گفتند نا م این روز هر مزد است و هر مزد نا م آفرید گار است . گفتند در این روز تهمورث بر دیوان که برکت را برده بودند پیروز شد آیین ستاره پرستی را زایل کرده و دین قدیم را جا ری ساخت."

این اسطوره به تإ سی از هرروایت و حکا یت که باشد تا هنوز در بر خی روستا های افغانستان ارج گزاری و برگزاری آن معمول و مروج است . یکی از دو ستانم که چندی پیش از بد خشا ن به کا بل آمده بود ، سر گذشت شنیدنی از سفر خویش که مدت یکماه پیا ده آمده بود ، داشت .

دوستم حکا یت کرد که در هنگا م سفر به دلیل بسته بوده راه ها مجبور شدم از راه ولسوالی درواز تا بدخشا ن بیا یم ،در مسیر را ه در دهکده ئی به نام" ماه نو" مهمان یک دوستم در روز سوم سال نو بودم . اتفا قن در چار سوء باغش جشن و بزم زنانه بر پا بود . علت بر گزاری مراسم را از دوستم استسفار کردم گفت: در این روز زنان به ختم و خیرات و بزم مبادرت میکنند و بعد از پا یان بزم برسم نیاکان دعا میکند که دیوان و پریان بلاو نکبتی را بر سر فصل ها نیا رند و از خدا وند میخواهند که سال پر بار و برکت را نصیب شان کند . ارج گزاری و بر گزاری از سال نو با این شگرد و شیوه به هر مناسبت که باشد به معنای پیوند این مراسم با آیین ها ی گذشته شمرده میشود.

 

                                                                                                  



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 | 15:39 | نویسنده : سیرو س احمد |

خشم و خوف

آفتاب از کمر آسمان رو به سوی افول نهاده بود ، وتعفن باروت فضای پیرامون ما را در اسارت داشت ، در سیمای سر بازان آثار تعب ، رخوت و ترس به روشنی دید میشد ، گا ه، گا هی صدای انفجار راکت و هوا پیما های میگ و سو 27 در آسمان وزمین ارغنداب پیدا می شد. اما در میان صفوف پیاد ه نظام این سو و آن سوء خط آرامشی به گسترد گی آرامی تلا طم پیش از توفان حا کم بود .

در چنین فضای بدون شک سربازان حق داشتند خوا ب کنند ، مصروف نان ونمازباشند و برخی هم از باغ ها ی پیرامون خود میوه بخورند و گروهی مصروف وظایف گزمه و نگهبا نی باشند .

اما این آرامی کوتا ه بود ، ویکباره از میا ن باغها ، جویها ، درختا ن و اراضی به شدت تگرگ کلا شینکوف ، راکت آر پی جی هفت ، توپ بی پسلگد و راکت ها ی میزایل نوع بی ایم 12 بالای نیرو های ما آغاز شد ، در این فضا آنچه که بیش از هر رخدادی توجه ما را به خود معطوف کرده بود ، یافتن سنگر مستحکم و یا راه رجعت به موقعیت مناسبتر بود .

اراضی ارعندا ب :

ارغنداب یکی از ولسوا لی های سر سبز و جنگلزار است که نهر شا هی اکثر این ولسوالی را سیرآب میکند ، مو جودیت و احداث بند" داله" کمک بزرگی برای سر سبزی و تربیت انوا ع درختا  ن مثمر و غیر مثمر را مسا عد کرد ه است .

اما وجود چنین جنگلزار برای هر مها جمی بزرگترین سد در راستای تسخیر هدف بود ،و در واقع هر جویچه انگور محکمترین موضع بتونی برای کسی شمرده میشود که در عقب آ ن قرار دارد . بر مبنای تیوری تعرض در اراضی جنگلزار فعالیت قوا ی

میکا نیزه به شدت آسیب پذیر بوده و به قول انگلیسها  "هر تانکی ازتعرض در اراضی مسکونی و جنگلزار نفرت دارد" .

با استفاده از چنین فر صتی مخالفان شدید ترین تهدید را برای قوای که در حا ل تعر ض بودند ، می توانستند به بار آورند ، زیرا ضعف مورال ، نا بلدی سر بازان به اراضی وگستر دگی جبهه تهدید های جدی بود که در فر صت کو تا ه  دشوار بود به نقطه قوت تبدیل گردد ، و کوتا ه ترین تاکتیک در این جنگ مصروف سازی ،رجعت به موقیعت منا سبتر و اتخاذ پالیسی تازه برای کشا نیدن مخالفان به اراضی هموار بود ، تا با کشف نقاط آتش آنها را تهدید و موقیعت مناسبتر کسب کرد.

لهذا موج رجعت توأم با ترس و تهدید آغاز شد و من بهترین گزینه برای رجعت داخل شدن به نهر را برای مصوءنیت سر بازانم دانستم ،لهذا تما م قوتهای خود را در شش تیم تنظیم ، و هر تیم موظف بود تا رجعت تیم همجواررا که با  تهدید نزدیک رو در رو است  مصروف ساخته و زما نیکه تیم رجعت کننده موقیعت مناسب اتخاذ کرد ،تیم اولی دیگر را حمایه و به این وسیله داخل نهر شده و تا دامنه کوهی که مشرف بر زیارت با با ی ولی است   رجعت ادامه یابد .

و این تا کتیک در آنروز بسیار موثر بود ، وسر بازا ن من بدون تلفات به موقعیت مناسب که من در ذهن داشتم رجعت نمودند و

سا عت دو نیم بجه    جر یا ن رجعت پایان یافت .

 من موضو ع را با اجرأ ت که صورت گرفته بود به ِژنرال اسک گزارش کردم ،  جنرال اسک از وضعیت قوتها ی همجوار از من  استسفار کرد ، من که از وضعیت قوت همجوار آگا هی نداشتم ، وقت خواستم و شتابناک در جستجوی فرمانده کندک 53 شدم .

در نزدیک نهر موتر کراز روسی توقف بود ، یکی از نگهبا نان گفت : در سیت موتر فر مانده مصروف خوردن غذا است ، نزدیک شدم دیدم مردی که دریشی بها ری کوماندوی بر تن دارد در سیت موتر در دستش کنسرو لوبیا سپید است و با حرص آنرا میخورد ،  احوا ل پرسی کردم و گفتم فرما نده قول اردو از وضعیت شما از من پر سا ن کرد . در سیما و چشما نش که آثار خشم و خوف یکجا شده بود ،گفت :" نباشد خیر است  هفت نفر شهید و چار زخمی داریم "

و من از آنروز به این سو معنای خیرت را با بار معنای کا ربر دیش در جبهه جنگ دانستم .

منبع : یاد داشتهای شخصی ام

بقیه دارد



تاريخ : سه شنبه بیستم خرداد 1393 | 11:56 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

قطعه

زندگی مضمون عشق و آروز ست

زندگی با آرزو راه نکوست

زندگی با آرزو عیش و نشاط

زندگی بی آرزو شبه ممات

زندگی با آرزو عیش بزرگ

آرزو باید بود خیلی سترگ

در پی یک آرزو باید دوید

در میان خس وگل باید خزید

تا به وفق تو شود دنیای دون

ورنه در حسرت گدازی با جنون



تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393 | 13:16 | نویسنده : سیرو س احمد |

 او با ما؛ بخا نه ما  آمد اما سلا م نداد

تفسیر بر خبر

محتا ج

"باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سفری غیرمنتظره، شبانه وارد فرودگاه هوایی بگرام در شمال کابل شده است.

براساس گزارشها او برای نظارت بر روند فعالیت نیروی نظامی آمریکا به افغانستان رفته و برنامه ای برای دیدار با مقامات افغان ندارد.

کاخ سفید در بیانیه ای در مورد عدم برنامه دیدار باراک اوباما با مقام های دولت افغانستان نوشت: "همانطور که گفته ایم، برنامه ای برای ملاقات دو جانبه با  کرزی یا دیدار از کاخ ریاست جمهوری وجود نداشت. رئیس جمهور احتمالا در روزهای آتی تلفنی با ریس جمهور کرزی صحبت خواهد کرد و همچنین چشم انتظار همکاری با رئیس جمهور بعدی افغانستان پس از تکمیل روند انتخابات است.

ارگ ریاست جمهور ی  در بیانیه ای نوشته بود که دولت  حاضر است در ارگ ریاست جمهوری از رئیس جمهور آمریکا یک پذیرایی "گرم" به عمل آورد اما قصد ندارد برای دیدن او به بگرام برود.

آقای اوباما ساعاتی پس از ورودش به پایگاه هوایی بگرام برای نیروهای آمریکایی مستقر در این پایگاه سخنرانی کرد.

او گفت به اینجا (بگرام) آمده است تا از نیروهای آمریکایی که هزاران فرسنگ دور از آمریکا برای کشور شان خدمت می‌کنند تشکر کند." نقل قول از سا یت فارسی بی بی سی

دید گاه که در این بخش به بررسی و تحشی گرفته میشود ، چکیده دید گاه یک افغان که بیشتر محور دیدش بر حول وحوش رویداد ها ی خبر ی معطوف است ، میبا شد . سفر آقا ی او با ما به افغا نستا ن در بحبوحه کار زار   دور  دوم انتخا بات میتواند توجیها ت فروانی را برای ذهن من عا ید نما ید . زیرا این سفر به هر بها نه و منا سبت که با شد از دید من ,گرم تر ین مناسبتش همپیوند با رویداد ها ی داغ کنونی جا معه ما ست که در حا ل شکل گیر ی و باز کرد ن با ب تا زه اند .

امریکا یها در افغا نستا ن در فرایند 13 سا ل اخیر همکا ریها ی فرا وا نی را انجا م  داد ه اند ، از دید اکثر مرد م افغا نستا ن آنچه را که امروز ما د رافغانستا ن به نا م دموکراسی، آزادی بیا ن و باز سا زی کشور ویرا ن شد ه شا هد هستیم ، به حما یت مستقیم امریکا بود ه و در راستا ی روحیه تشر یک مسا عی برا ی سا یر کشور ها نقش مو ثر را  دا شته است .

از جا نبی این کشور با همه توا نای و امکا نا ت نظا می اش تا هنوز موفق نه شده است ،فعالیت ها ی تخریبی  سا زما نها ی رادیکا ل از جمله سا زما ن القاعده را  از بین ببرد .

ممکن یکی از عوا مل کند ی مبارزه با سازما نها ی رادیکا ل ظهور چالش ها ی جدی د رخا ور میا نه ، افریقا و کشور ها ی جنوب آسیا با شد ، اما جد ی تر ین چا لش دشوار یها ی اقتصا د ی است که در جر یا ن هشت سال گذشته دامنگیر اقتصاد ملی امریکا بود ه و در این مد ت ما یه نگرا نی برای امر یکا شده است .

لهذا برای امریکا یها از بین برد ن اسا مه به معنا ی حل مشکل اصلی بود ه و در جریا ن یک سال اخیر دو لت امریکا مساله افغانستا ن را تا حدی کم اهمیت دا نسته است . اما انکشا فا ت  و موضعگیر ی ها ی اخیر چین و روسیه تا حد ی دید گا ه

 امر یکا را نسبت به رویداد ها ی افغانستا ن گر م سا خته وشک نیست  که امریکا در پیوند با رویداد ها ی منطقه به راهبرد تا زه نیا ز داشته با شد .  زیراچا ق شدن چالش ها ی افغا نستا ن د رآینده نه تنها سبب ایجاد نگرا نی برای کشور ها ی دخیل است ، بلکه تبعأ ت منفی این فرایند متوا ند د رآینده محسوس با شد .

لهذا گر می و حفظ روا بط افغانستا ن با کشور ها ی ذید خل نیاز جدی متقا بل بود ه و دست آورد ها ی آیند ه منوط و منحصر بر اینگو نه پیوند ها ست .

اما سفر آقا ی او باما در یک شرا یط حسا س و سر نوشت سا ز به افغانستا ن  افزو ن بر آنکه اهمیت سیاسی خود را دارد ، در متن و محتوا ی آن پیا م ها ی گفته و نا گفته فروا نی مرموز است .  شایسته آن بود ریس جمهور امر یکا بتأ سی از عرفها ی پذیرفته دپلو ما تیک حد اقل سر ی به کا بل میزد ، اگر سر با زا ن امریکا ی با نیروها ی سازما نهای رادیکا ل مصروف مبارزه اند ، حد اقل مردم افغانستا ن هم به مثا به متحد استراتیژک آرزو داشتند ، یک مصا حبه ء دست گرمی و کوتا هی با مهما ن خود داشته با شند . در عرف و فر هنگ افغانها در چار سوی درب منزل صا حب خا نه گشتن و کوتاه پرسشی از او نکردن میتواند تدا عی کنند ه مفا هیم گو نه گون با شد .

این اقدا م میتوا ند بزرگ منشی و تگ محور ی مهما ن نا خوا نده با ر معنا ی بد هد ، این کنش میتواند به معنا ی بی التفاتی به حالت صا حب خا نه با شد و این هنجا  رنا هنجار میتوا ند در تعا بیر و تفا سیر گونه گون معنا و تو جیه شود .

ودها تفا سیر و تعا بیر ی که  نقب زدن به محتوا ی آنها با ر کج معنا ی دارد . و عرف معروف آنست که مهما  ن معمولن بر صا حب خا نه وقتیکه وارد  منزل میشود سلا م میدهد ، اما اوبا ما به خا نه ماآمد و بر صاحب خا نه سلا م نداد .



تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 13:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

نکته

اگر انگیزه و علا یق ود لبستگی را نسبت به آنچه که ما به حیث ارزش میشنا سیم ،  از ذهن و ضمیر خود یکسو نهیم زندگی با همه سبزی و زیبایش در یک برهه بی معنا میشود . ایده ها و باورها در وا قع زندگی ما را معنا دار و زیبا میسا زند ،هما ن با ور ایما ن که گلخن را بر ابراهیم گلستا ن و عار حرا را برای پیا مبر مصؤن ترین مکان برای نجا تش از تهد ید دشمنا نش سا خت .

وا قیعت آن بود که در زمان حضور ابرا هیم در ژرفنا ی آتش ، آتش هما ن خصو صیت سوزند ه و داغ  همیشگی خود را داشت، و عار حرا هم در آن حد ی مصؤ ن نبود که مطمین تر ین ابزار نجا ت برا ی پیا مبر شمرده شود ، اما ایما ن ابراهیم آتش را ازگلخن به گلستا ن و باور  پیا مبر عار حرا را به دژ که مبرا از تهدید است تبدیل کرد .

آینده ما در واقع فشرده مجموعه باور و ایما ن است که امروز ما نسبت به زند گی داریم ، و این با ور ایما ن برای فردا ی ما زیر

 سا خت زندگی ،کا مروا ی و نا کا می ما خوا هد شد .

اگر به خوشبختی فردا شیفته هستیم بیا یید همین امرو ز با پر ورش با ور و ایما ن مثبت برای فردا فضا ی سبز و  پر سعا دت بسازیم . در غیر آن فردای ما سر شار از نکبت و کابو س خوا هد بود .



تاريخ : شنبه سوم خرداد 1393 | 9:3 | نویسنده : سیرو س احمد |
مصا حبه با مادرم
یاد رو ز ها ی گرمی که جوا ن بود م و تهیه خبر ،گزار ش و مصاحبه مهمترین مشغله زند گی من بود ، از خوا ب که بیدار می شدم به این فکر بود م که امروز جهت شکار یک رو یداد چا ق که بتوا ند اغذیه تا زه برای صفحه روز نا مه با شد ، از کجا خبر ، گزار ش و مصا حبه تهیه کنم ، با عشق و شیفتگی گا هی مجا ل مصا حبه با شخصیت ها ی حکمی و حقو قی و گا هی با مرد ه شور ها و گاهی با قبر کن و گاهی هم با فر ماند ها ن جنگ و خدا یان تفنگ را میا فتم .
اکنون که پیر م با مادر مصا حبه میکنم . یک مصا حبه ویژه و استثنا ی ، زیرا در تا ریخ رو ز نا مه نگار ی تا هنوز هیچ خبر نگاری با مادر خود مصا حبه نکرده است . لهذا من امروز پا ی صحبت مادر م می نشینم و با پر سش ها ی نا متعا رف و غیر معمول از مادر م میپرسم .
ما در سلا م !
پرسش:        روی کدا م انگیزه مرا به دنیا آور دی ؟
پا سخ :       انگیزه را نمی شنا ختم اما رو ی جبر و عشق که بزند گی داشتم .
پرسش :      کدا م عشق ؟
پا سخ :     عشق که بر مبنا ی نیا ز نا متعا رف و مجهول بود و در آ نزمان تعریف نداشت .
پر سش :   اکنون کمی در باره بار معنای وا ژه مادر، دید خود را بگو !
پاسخ :    واژه های مادر ، مربی و پیا مبر با هم مترا دف و بار معنا ی مشتر ک دارند ،در هنگا میکه عشق سبب ساز وصلت شد واژه ما در با ر معنا ی کنون را نداشت .اما هنگا میکه مادر استعداد خودرا در تولد همنوع تجر به کرد دریا فت که مهم تر ین
ما موریت زند گی را خدا برای ما در ، مر بی و پیا مبر داد ه است . اگر ما در نتواند در شنا خت و تعریف این ما موریت موفق شود مادر نیست .
پرسش :       پس این موجود اگرما موریت خود را نداند چیست وکیست ؟
پاسخ :         این موجو د آدم است و آدم از واژه ادیم ترکیب شده و با ید پیرامون بار معنایش خود ت فکر کنی .
پرسش :      مادر پیرا مون ما موریت موفقا نه و یا...خود چه نظر داری ؟
پاسخ :       پسرم شایسته آنست که تو خود ت در مورد این موضوع اندکی فکر کنی ، اگر در محیط پیرا مونی ، خا نوا ده و جا معه انسا ن خیر و نیکو کار هستی، به درستی بدا ن که ما موریت من موفقا نه است ، و اگر نتوا نسته ام تو را برای جامعه عضو فعال و مدبر تر بیت کنم ، در گور رنج خوا هم برد ، و زیر بار مسوو لیت ما دری در دو جها ن مورد موا خذه خوا هم بود .



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 | 5:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

 فردا میزا ن دلبستگی شهر ما به کتا ب محک میشود ، و شهر  کابل به بهانه روز کتاب ، گرایش و دلبستگی شهر وندا ن خود را به فر هنگ به آزمو ن میگیرد . ما منتظر استفاد ه از دیدار کتا ب دو ستان به بهانه بازدید از نمایشگاه هستیم .  زمان 4عصر : مکان پارک تیمور شاهی  .



تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 14:45 | نویسنده : سیرو س احمد |
براساس آمار رسمی درحال حاضر ۱۹ هزار زندانی درسراسر افغانستان وجود دارد که نزدیک به هزار تن آنها زنان هستند.



تاريخ : چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 | 8:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

در اثر رانش زمین بتاریخ 12 ثور 2700 تن در بدخشان در متن خاک فرو رفت ، ولسوالی ارگو که یکی از ولسوا لیهای بدخشا ن است در جریا ن یک قرن اخیر چنین تجربه هولنا ک و خانمان سوز را هر گز تجربه نکرده بود. در اوایل وقوع رویداد انتظار میرفت شمار قربانیا ن این حادثه بیش از 200 تن نباشد ، آما ر تازه حاکی از آن است که شما ر تلفات بیش از 2700 تن بو ده و انتظار... میرود این رقم د رحال بلند رفتن با شد.
ولسوا لی ارگو یکی از ولسوالیهای است که فقر بیکاری بر سر نوشت مردمش مسط بود ه و اکثر جوا نا ن این ولایت برای کار یا به کشور های همسایه مانند ایران و پا کستان و بر خی از جوا نان آن مصروف اشتغال در ارگو هستند .
سه هفته پیش زمانیکه شب هنگام از بد خشا ن به صوب کابل می آمدم تیل موترم سا عت سه و نیم شب در این منطقه خلا ص شد ، اتفا قن در مسیر راه در حال که باران به شدت جریا ن داشت ، نظرم را د رجوار سرک تانک تیلی به خود معطوف داشت .
هنگا میکه موترم را درجوار یکی از ذخیره ها ی تیل ایستاد کردم مرد میا نه سالی از اطاق برون شد و تیل مورد ضرو رتم را د رتانکی انداختم.
مرد محاسن سفید اصرار داشت که شما مهمان هستید ، و با لا ی ما حق دارید خیر است پولش مهما نی شما .
یاد م آمد که در امان التوا ریخ خوانده بودم که اگر در بدخشا ن کسی از مهمان پول بگیرد بد ترین کا ر را کرده است ، و در فرهنگ بدخشا نیها زشت ترین کار گرفتن پول از مهما ن است این مردم با وجود آنکه فقیر و نادار اند اما د رمنا عت و مهمان نوازی شهره د راما ن التوا ریخ .
بعد از آنکه پو ل او را تا دیه کردم از مرد پرسیدم د ر بدخشا ن جوان نیست که اکثر کار های شا قه را پیر مردا ن انجا م میدهند . مرد گفت: راستی جوا نا ن بدخشا ن اکثر مصروف خدمت سر باز ی در پکتیا ، قند ها ر ،کنر و ... سا یر منا طق کشور اند ، و اگر شب هنگام د رجاده های شهر کابل شما تردد داشته باشید اکثر سر بازان که د رداخل شهر مصروف تا مین امنیت اند بد خشا نی اند .
ودر حادثه کنر اکثر کشته شده گان سر با زان بد خشا نی بودند ، و قرار حکا یت یک دو ستم که ما موریت بررسی رویداد کنر را داشت تنها یک سر باز بدخشا نی مقا ومت کرد و تا آخیر ین گلوله مردانه وار با دشمنا ن کشورش جنگید .
اکنون بد خشا ن سخت زخمی است 2700 تن باشند گا ن برا ی همیش در دل خا ک فرو رفته اند و باز ماند گا ن زخمی شان به التیا م و تداوی وتیمار داری اشد نیاز دارند .
مردمی که با صداقت و استواری در برابر رویداد سپید و سیاه ها همیشه ایستاد ه اند و امروز به دستگیر ی من شما نیاز دارند . اما با دریغ حتا رسانها د داخلی ربرابر یک رویداد با این بزرگی سکوت اند و میخواهند ، از آمار و ارقا م استفا ده کنند که رسا نها ی خارجی آنرا باز تا ب میدهند . من امروز در تلویزیون ملی شاهد نشر مجد د رویداد پنجشیر بودم ، رویداد که از نگا ه خبری نشخوار و باسی شده اما بر خی دست اند کا ران نمیدانم به تأ سی از کدا م مصلحتی هر سر ساعت آنرا دو بار ه بازتا ب میدهند ، و فاجعه بد خشا ن با همه گستردگیش هم چنا ن تا هنوز اغذیه چاقی برای رسانها ی افغانستا ن نیست .



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 20:45 | نویسنده : سیرو س احمد |

آبی میرزا یا دختر مالستانی؛ نگاهی به موسیقی محلی افغانستان

اطلاعات، سواد نیست / سواد، خرد نیست / خرد، حقیقت نیست / حقیقت، زیبایی نیست / زیبایی، عشق نیست / عشق، موسیقی نیس/ موسیقی بهترین است.

اگر بخواهیم به عمق این گفته فرانک زاپا، موسیقی دان آمریکایی، پی ببریم شاید بهترین راه گوش سپردن به ساز و آواز صفدر خیرعلی باشد که زیر درخت باغی نشسته و می خواند: "عجب چشمی سیایی باز داری/ عجب مژگانی تیرانداز داری " و چنان دمبوره (نوعی تنبور افغانی) می زند که خیال می کنی از سیاره ای دیگر آمده و همه چیز این موسیقی زمینی را از بالا دیده است.

در این مقاله قصد دارم تعدادی از هنرمندان معاصر افغانستان را معرفی کنم که به ریشه هایشان متصل ماندند و آثارشان در قالب موسیقی اصیل دسته بندی می شود. بعضی از آنها اسطوره شده اند و بعضی کماکان ناشناسند.

صفدر مالستانی

صفدر مالستانی

صفدر مالستانی هم مانند صفدر خیرعلی از نوازندگان دمبوره و قیچک بود که یکی دو سال پیش درگذشت.

صفدرعلی مالستانی نقش مهمی در رشد موسیقی هزارگی افغانستان دارد و قصه های جالبی پیرامون او هست که مهمترین آنها ماجرای آبی میرزا است.

آبی میرزا یا دختر مالستانی نام خواننده ای است که در میان هزاره های افغانستان بسیار مشهور است. صفدر مالستانی سالها ساز می زد و آبی میرزا می خواند و ترانه ها کاست می شد و به بازار می آمد. این دو از همه فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی افغانستان گذر کردند و از حمله روس ها و ویرانگری فرهنگی طالبان جان سالم به در بردند. ترانه های شیرین آبی میرزا را جوان های افغان همه جا زمزمه می کردند و عاشقش بودند تا اینکه صفدر در سال ۱۳۹۱ شمسی درگذشت و عده زیادی گفتند که آبی میرزا خود صفدر بوده است که با صدای زنانه می خوانده است.

او صدای زیر و زیبا داشت و چون صدایش زیر و باریک و زنانه بود، آبی میرزا را خلق کرد و هنوز هم اکثر مردم آهنگ هایش را به نام آهنگ آبی میرزا می شنوند.

با اینکه بسیاری معتقدند که خواننده زن خوش صدای آثار مالستانی خود اوست اما هنوز هم کسانی هستند که تصور می کنند آبی میرزا زنده است و حتی می گویند که این زن زیبا که صفدر همه عمر عاشقش بوده هم اکنون در قریه نوده زندگی می کند.

به نقل از سایت زیر و بم که به موسیقی افغانستان می پردازد آبی میرزا اینگونه توصیف شده است:

عکس منتسب به دل آرام آغی معروف به آبی میرزا

دل آرام آغی معروف به مادر میرزا در سال ۱۹۲۹ در مالستان غزنیبه دنیا آمد.

او در اوایل فقط آواز می خواند ولی آرام آرام به نواختن دمبوره و غیچک هم پرداخت. با این که از طرف خانواده و مردم مذهبی آن دیار تحت فشار بود، ولی سرودن و نواختن را دنبال کرد و نامش بر سر زبانها افتاد.

آواز دلکش و آفریده های زیبایش توجه بیشتر هنرمندان هزاره را به خود جلب نمود تا جایی که عده زیادی از هنرمندان به اجرای آهنگهایش پرداختند و از وی پیروی کردند. در نتیجه این آهنگها به سبک مادر میرزا شهرت پیدا کرد. با گذشت ایام شهرت دل آرام بیشتر شد و مردم از جاهای دور به دیدن او به مالستان آمدند. این باعث شد تا او از منطقه رانده شود.

و بد اندیشان در جامعه با اتهام بستن به او راهی زندانش کردند. او در زندان آواز می خواند تا اینکه رئیس زندان متوجه هنر آوازخوانی او شد وگفت: "این صدا نباید در زندان بماند" و او را آزاد کرد که به مالستان باز گردد.

آبی میرزا به زادگاهش برگشت و هنوز به زندگی کردن در مالستان وفادار است و در کنار دوستان و اقارب خود در قریه "نو دِه" تهی دست و دل شکسته به سر می برد. او اکنون هشتاد و دو سال عمر دارد و به نظر می رسد که امروز توان آواز خوانی و نواختن دمبوره را ندارد. کسانی که با هنر آبی میرزا آشنایی ندارند برخی از آهنگ های او را به صفدر مالستانی نسبت می دهند. با نبود امکانات در آن روزگار و آن دیار آواز و موسیقی زیادی از وی به یادگار نیست تنها آوازهای پراگنده از وی در دست اند که با صدای صفدر مالستانی باز خوانی شده اند.

به هر حال چه آبی میرزا باشد و چه نه، آنچه در دست ماست آثاری به جا مانده از صفدر مالستانی، استاد دوتار و دمبوره شمال افغانستان است.

بازگل بدخشی

بازگل بدخشی

نامش در جوانی آدینه بود. سواد نداشت و چوپانی می کرد ولی به نوازندگی و خوانندگی علاقه داشت. سی ساله بود که در مهمانی شهردار وقت بدخشان برای نخست وزیر شاه محمود خان و مسئولین دولتی، هنرنمایی کرد و همین باعث شد که به او نام بازگل را بدهند.

بازگل چون در کوه دشت بزرگ شده بود موسیقی را به طور حسی درک می کرد و آثارش بازتابی از فرهنگ کهن بدخشان است که دست نخورده به ما رسیده است. او خودش شعر می گفت و قطعاتش را تنظیم می کرد و مهمترین مهارتش این بود که اشعار داستانی را درقالب موسیقی جا می داد. "عرب بچه" و "مغول دختر" از معروفترین آثار اوست. بازگل جز اولین کسانی است که موسیقی تمثیلی را به شکل چند آوازی ارائه می داد و اجرای افسانه تاریخی "مغول دختر" که از زبان بازیگران زن و مرد و پیر و جوان روایت می شود، یکی از نمونه های عالی کار اوست.

بازگل اشعار عاشقانه هم می سرود و رباعیات عارفانه هم دارد . به سبک کار او و آثارش که بیشتر در مقام های "چهارگاه" و "شــور" اجرا شده اند موسیقی بدخشی گفته می شود و معدود جوان هایی هستند که راه او را می روند

بازگل در سال ۱۳۸۸ شمسی در روستای چنارگنجشکان ولایت بدخشان درگذشت.

بنگیچه

بنگیچه تاشقرغانی، که به جرم نوازندگی به قتل رسید

محمد جان مشهور به بنگیچه تاشقرغانی از نوازندگان به نام افغانستان است. او سازهای مختلفی می زد ولی با ساز دایره به شهرت رسید. بنگیچه در سال ۱۳۵۶ اولین آهنگش را در رادیو کابل ثبت کرد و در سال ۱۹۷۸ هنگامیکه تلویزیون تازه در افغانستان راه اندازی شده بود چند اجرای تلویزیونی انجام داد و بیش از پیش معروف شد. همین شهرت کار دستش داد و دو سال بعد در سال ۱۹۸۰ به دست عده ای افراطی به جرم هنرمند بودن به قتل رسید.

نوارهای زیادی از آهنگهای بنگیچه باقی است که زلزله تاشقرغان و بزکشی از آن جمله است.

بنگیچه طبع شاعری داشت و اشعاری عرفانی در قالب غزل می سرود. او با خواننده ای به نام ماری مهتاب هم اجراهایی دارد که می توان گفت اولین اجراهای ثبت شده در افغانستان است که در آن زن و مرد دوصدایی می خوانند. بنگیچه بعدها این مسیر را ادامه داد و با خوانندگان زن افغان از جمله گل غوتی، فرزانه، عایشه، و نجیبه هم آثاری تولید کرد.

گفته می شود که بنگیچه بسیار شوخ مزاج و خنده رو بود ولی عمیقا از افراطی گری و زورگویی متنفر بود و نظراتش را با صدای بلند اعلام می کرد. او ۵۲ ساله بود که کشته شد.

استاد گدا محمد هروی

استاد گدا محمد هروی

استاد گدا محمد معروفترین شاگرد کریم هروی است. کریم هروی در نوازندگی دوتار متبحر بود و با سازهای رباب، چهار تار, دلربا, سنتور و طبله هم آشنایی کامل داشت. استاد گدا محمد دروس مربوط به دوتار را از کریم هروی آموخت و سپس آن را ارتقا داد. شیوه دوتار نوازی او به دوتار نوازان جنوب خراسان خیلی نزدیک است. او در طول فعالیت هنری پنجاه ساله خود در کابل و هرات برای اجرای کنسرت به پاریس، لندن و سوییس هم سفر کرد و از این رو اعتباری بسیار بیشتر از یک نوازنده محلی دارد. مجموعه‌ای از آهنگ‌های او که با رحیم رباب‌نواز هم‌نوازی کرده در رادیو فرانسه و سویس به ثبت رسیده و توسط جان بیلی، استاد دانشگاه لندن، در انگلستان منتشر شده است.

موسیقی سنتی افغانستان را نمی شود در یک نوشته کوتاه به طور کامل معرفی کرد ولی آنچه مسلم است این است که افغانستان هم به مانند بسیاری از کشورهای قدیمی دیگر با هر قدمی که به دنیای مدرن نزدیکتر می شود از فرهنگ کهن خود جا می ماند. با این حال بدون شک در گوشه و کنار این کشور بزرگ نوازندگان فراوانی هستند که همه چیزشان موسیقی است و فرصت تبلیغات ندارند و کسی از آنها خبر ندارد.



تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 | 18:35 | نویسنده : سیرو س احمد |
من از شرایط شاکی نیستم
اکثردوستا ن خود را که می بینم از زند گی شا کی اند و این وا ژه ها به مثابه پرمصرف ترین واژه در پیام آنها بازتاب می یابد .
لعنت به این زندگی که ما داریم ، شرایط و ضعیت چگونه میشود ؟ چه شرا یط پیش آمده ، رفا قت نما نده و غیره.
اما از دید من ، ما بهترین زند گی را داریم ، همین اکنون که من شاهد طلوع آفتاب و شادابی کابل د ربهار هستم اگر از این موهبت لذت نبرم و خدا را شکر نگو...یم جفای بزرگی در حق خود کرده ام . و در واقع لطف بزرګ خدا را فرا موش نموده ام .
بهبود شرا یط به همت تصمیم و ارداه من تو نیا ز دارد ، بیا شرایط مسوولیت پذیری و مساعی هدفمند را در حوزه کا ر تربیت کودکان و روابط محیط پیرا مونی را سر براه بسا زیم بقیه امور تنظیم میشود .
من بد ترین شرایط را در زندګی تجربه کرده ام ، اما به استمداد تلاش و تکا پو به شرایط خوب تغیر یا فته اند .
من در رفاقت خود با شما صادقم آیا شما مرا درک کرده اید.؟


تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 | 16:23 | نویسنده : سیرو س احمد |
نقش بازندها در دو ر دوم انتخا با ت در تعین تکلیف برندها
دور اول انتخا با ت مهم ترین رودیدا د سیاسی درتعین سر نو شت مرد م افغانستان شمرده میشد، اما این رویداد با همه اهمیت
سیا سی که داشت به انګیزه عدم موفقیت یکی از نامزد ها نتوا ست در تعین تکلیف سیا سی مر دم افغا نستان نقش تا ثیر ګزار از خود بجا ګزارد تعدد نامزدا ن، مشکلا ت نا امنی در برخی منا طق و ممکن تاثیر گزاری مو لفهء تقلب جد ی ترین چا لش بود که منحیث ما نع تعریف شده عامل به دور دو م کشانیدن روند انتخا با ت شد.
اکنون که دور رسیدگی به شکا یت نامزدا ن شا کی آغاز شده است دشوار است با رسیدگی به آرای مشکوک بتوان برند ه اصلی را مشخص کرد.
لهذا به دو ر دوم رفتن انتخا بات یک امکا ن حتمی بود ه و در این دور دو نا مزد که قرار است به آرای مردم بازگشت نمو ده وبا شور انگیزه بیش از پیش شا مل کار و زار رقابت شوند .
تهدید های احتمالی پیش رو ی انتخا با ت دور دو م :
= مشکلا ت امنیتی
=کاهش انگیزه مشا رکت برای مردم
= نقش کمرنگ جا معه جها نی
ابها ما ت بی شمار در مورد بیطرفی کمیسون انتخا با ت
و تاثیر گزاری مشارکت تیم های بازنده
نقش تاثیر گزار تیم ها ی بازنده:
در صورت رفتن انتخا بات به دور دوم بیش از هر مولفه یی تیم های بازند ه در شکست و پیروز ی کا ندیدا یی برنده تاثیر گزار خواهد بود .
در این میان نقش آقای سیاف و آقای رسول منحیث پروسه تا ثیر گزار میتواند در فرایند پیروز ی و شکست هر دو تیم تا ثیر گزار جدی باشد. اگر مولفه عنصر قومی و اتنیکی تاثیر گزار در کار و زار ایتلا ف ها باشد ، بدون شک موقف آقای رسول و سیاف از همین اکنون رو شن است . و اگر آقای سیاف با تعهدا ت گذشته خود مبنی بر تدا وم همکا ری با داکتر عبدالله مصدا ق عملی پیدا کند در این صورت چانس برنده شدن داکتر عبدالله از پیش روشن بوده و تردیده در برنده شدن برای تیم آقای عبدالله با قی نمی ماند.
اما نا گفته پیدا است که به انگیزه بودن ابتکار عمل با کمیسون انتخا با ت این نهاد میتواند باز ی کوچک و بزرگی را به نفع یکی از کاندید ها ایفا کند.
اما از آنجا که اکثر مسایل در فرآیند دور اول انتخا بات برای مردم روشن شده است نهایت جسارت در کار است تا کمیسون به صورت مستقیم به نفع یکی از این تیم ها روند تاثیر گزار داشته با شد.
افزون بر این مسایل تردید آقای رسول در روند موضعیگری های گذشته اش این احتمال را تقویت میکند که در فر جام با آقای غنی قرابت پیدا کند .



تاريخ : چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 | 21:1 | نویسنده : سیرو س احمد |
  انسا ن که نتواند در محیط پیرامونی خویش قدرت تأ ثر گزاری ،تعریف از شخصیت وتوانا ی جوشش خود را با محیط اثبا ت کند ، در واقع امکان تعرف خود را ندارد.

تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 20:22 | نویسنده : سیرو س احمد |

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم رفت


آقایان عبدالله و احمدزی در دور دوم انتخابات با هم رقابت خواهند کرد

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان با اعلام نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری گفته که هیچ یک از نامزدها برنده نشده و دور دوم انتخابات با شرکت عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی برگزار خواهد شد.

یوسف نورستانی آمار کامل نتایج اولیه را در حضور ناظران انتخاباتی و خبرنگاران اعلام کرد که براساس آن آقای عبدالله (۴۴.۹) رای درصد و آقای غنی (۳۱.۵) رای درصد کل آرا را کسب کرده‌اند.

براساس قانون، نامزدی که بیش از ۵۰ درصد آرا را به دست آورد، برنده شناخته می‌شود. حالا که آرای هیچ یک از نامزدها به این میزان نرسیده، دور دوم انتخابات با شرکت دو نامزدی بیشترین آرا را به دست آورده‌اند، در روز هفتم جوزا/خرداد برگزار خواهد شد.

با وجود این، درصدی اعلام شده، نهایی نیست و کمیسیون شکایات انتخاباتی تا کمتر از بیست روز دیگر فرصت دارد که به شکایت‌های احتمالی نامزدها درباره این نتایج رسیدگی کند و به این ترتیب احتمال تغییر نتایج اولیه انتخابات منتفی نیست.

در زمان شمارش نتایج اولیه انتخابات آرای صدها صندوق باطل اعلام شد. ابتدا در ولایت غربی هرات حدود صد هزار رای از سوی دفتر ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی باطل اعلام شد و به دنبال آن، دفتر مرکزی این نهاد از ابطال هزارها رای دیگر خبر داد.

رسیدگی به شکایت‌ها در خصوص تقلب و تخلف در شانزدهم حمل/فروردین پس از اعلام نتایج اولیه آن هم ادامه خواهد یافت.

به دنبال رسیدگی به این شکایت‌ها، نتایج نهایی انتخابات در ۲۴ ثور/اردیبهشت اعلام خواهد شد. اگر با اعلام نتایج نهایی تغییر عمده‌ای در نتایج انتخابات نیامد، دور دوم انتخابات دو هفته بعد از آن برگزار می‌شود.

این دومین بار است که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم کشیده می‌شود. در انتخابات سال ۱۳۸۹ نیز انتخابات میان حامد کرزی و عبدالله عبدالله به دور دوم کشیده شد اما آقای عبدالله از شرکت در دور دوم انصراف داد.

در انتخابات اول رقیبان آقای کرزی پیروزی او را پذیرفتند، اما در انتخابات دوم که با بررسی ادعاهای تقلب، آرای آقای کرزی به زیر پنجاه درصد سقوط کرد، عبدالله عبدالله رقیب او به دلیل پذیرفته نشدن شرایطش، از شرکت در دور دوم انتخابات انصراف داد.

آقای عبدالله می‌گفت که مدیران ارشد کمیسیون انتخابات در تقلب‌ها دست دارند و باید از مقام‌های خود برکنار شوند، اما آقای کرزی که در آن زمان همزمان با رقابت در انتخابات، در مقام ریاست جمهوری بود، این درخواست او را نپذیرفت.

هنوز جزئیات بیشتری درباره نتایج اولیه انتخابات اعلام نشده است. اما براساس ۸۲.۵۹ درصد این نتایج، نشان می دهد که آقای عبدالله در ولایت عمده ای مانند کابل، هرات و بلخ پیشتاز است و اشرف در چند ولایت مهم دیگر از جمله ننگرهار و هلمند. در ولایت پرجمعیت قندهار زلمی فرد اول است.

پنج نامزد دیگر در هیچ یک از ولایت‌ها به مقام اول نرسیده‌اند.



تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 18:51 | نویسنده : سیرو س احمد |
  Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 به بهانه روز کتاب

محتا ج

یو نسکو سوم حمل را که مصادف با 23 اپریل است به عنوا ن روزجها نی کتا ب و حق مولف در سال 1382 اعلام کرد. تعین این روز نخستین بار تو سط نا شرا ن بین المللی و دو لت هسپانیه به 28 مین اجلا س کنفرانس یو نسکو پیشنهاد شد.

در پیشنهاد که عنوا نی فدراسیون تهیه شده بود حق مو لف نیز در آ ن افزوده شد ، لهذا هنگا میکه نا شرا ن در این روز کتا برا به مخاطبان میفرو شند دسته گل سرخ را ضمیمه کتا ب به مشتر ی هدیه میدهند.

هدف از نا مگذاری این روز جلب تو جه سا زمانها ،انجمن ها ی دو لتی و نهاد های مدنی و خصوصی به آسا ن ترین روش برای کسب دانش بود. زیرا انسا ن به محتوا ی کتا ب نیاز مهم و حیا تی داشت و زند گی انسا ن بدون کتا ب ارزش محتوایی نداشت.

چر ا روز جها نی کتاب برای انسا نها مهم است؟

انسان ها به استمدا د حافظه مشترک صا حب خرد جمعی ، درک درست و آگاهی پخته از گذشته ، حال و آینده میشوند. اگر این حافظه مشترک از میا ن روابط انسا نها حذف گردد ، زندگی انسا نها پو یندگی ،بالندگی و جویندگی خود را از دست میدهد . دانشمدان کتا ب را ساده ترین وسیله پیوستگی میان گذشته ،حال و آینده میدانند و در واقعیت امر کتا ب کهن ترین وسیله است که اارتباط انسانهای گذشته ، حال و آینده را با هم گره میزند. و اگر کتا ب را از متن زندگی و جوامع بشری حذف کنیم زندگی بر میگردد به دوران که ما آن را اسطوره میدانیم .

نقش کتا ب بعد از ظهور سایبر :

سی سال پیش زما نیکه تکنا لوژی سایبر فضای زندگی بشر را اشغال کرد ، اکثر دانشمندا ن به این فر ضیه باور داشتند که با تو جه به ممیزه های جذاب که فضای سایبر دارد , در آینده نه چندان دور کتاب نقش محوری خود را به مثابه سند مکتوب از دست میدهد .

و محتوای کتاب خانه ها در لایه های دیسک ، میموری ،فلاپی ،سی دی و آردیسک و فلش جا بجا خواهد شد. اما این فرضیه بعد از گذشت سه دهه به کرسی یقین ننشست و امروز هم محتوا ی کتاب ها با صلابت بیشتر در قفسه  کتابخانه ها حاکم وحاضر است.

و از جا نبی ظهور رسا نه های دیجتال نتوا نست وسیله موثر ی در جهت پیشرفت زند گی انسان در قرن بیستم نقش ایفا کند ، و به همین استناد کتا ب  بهترین وسیله پیشرفت جهان تا هزاره سوم شناخته شد.

صنعت تو لید کتا ب در کشور ما :

یک قرن و اند ی است ما شا هد صنعت چا پ در کشور هستیم ، ما همزمان با وارد شدن ما شین چاپ، به هند بریتانوی بیش از پاکستان و ایران موفق شدیم نخستین  ما شین خانه چاپ را در کابل وارد کنیم ، و با چا‎پ نشریه وزین شمس النهار ،سراج الاخبار، روز نا مه اصلاح و روز نا مه انیس پیشتاز کار رسا نه یی در کشور باشیم.  اما شا هد انکشاف و توسعه صنعت چاب  به هر بهانه یی که بود  نبودیم و د رمیا ن کشور های منطقه صنعت چاپ  در افغانستا ن وضعیت خوبی کسب نکرد.

اما در سیزده  سال اخیر این صنعت با آهستگی رشد داشته و جامعه ما به انگیزه فقر فرهنگی تا هنوز به اهمیت آن واقف نه شده است.

وضعیت نشرکتا ب در افغانستان:

بر مبنای آمار که در دست دارم در شهر کابل 28 ناشر فعالیت نشراتی دارد ،از جمع این 28 نا شر تنها ده تن جواز نشرا ت داشته دیگران بدون جواز نشرا تی خود سرانه مصروف این کا راند.

این نا شران که آقای داکتر  عازم را  از میان خود رییس گزیده اند، نسبت به گذشته هماهنگی بهتر داشته و در برخی امور با هم تشریک مساعی و هما هنگی خوب دارند .

ناشران فعال تر  :

 آقای عازم ، داکتر حسینی ، نعمانی ، استاد سعید ، آقا ی امیر ی و انتشا رات تاک  در سه سال که با آنها ارتباط دارم با روحیه عشق بکار ، شناخت نیاز بازار و آینده نگری فعالیت مثبت و مثمر دارند .این نا شران ممکن تا حدی به سرحد خود کفای رسیده و در بازار کتاب حضور فعال و خوب دارند. در نمایشگا های داخلی و خارجی سهم خوبتر داشته و با نوعی روحیه رقابت با کشور های همسایه در تقلای کسب موقعیت مناسب برای کتا ب افغانستا ن استند.

مشکلا ت نا شران :

نداشتن یک مکان مناسب در شهر کا بل

نبود هما هنگی در فعالیت های نشراتی

نداشتن مقرره نشر کتا ب

نداشتن جواز نشراتی

عدم استفا ده از آی ایس بی این نمبر

دادن مالیات به دو لت {زیرا برخی ناشران تا هنوز به حد خود کفا یی نرسیده اند.} 

نبود ارتباط مستمر با اتحادیه ناشران بین المللی

راه حل مشکلات نا شران :

مشخص کردن یک جا ی منا سب  از طرف دولت  و اعمار آن توسط نا شران

ایجاد هما هنگی با انجمن بین المللی ناشران

تنظیم مقرره نا شران

توزیع جواز کار برا ی نا شران

تفکیک نا شر و کتا ب فروش

جلو گیری از تولید کتاب قا چا قی در کشور ها ی همسایه

و ایجاد اجلاس کاری میان ناشران به صورت منظم

موقعیت تولید کتا ب  افغانستان در میان کشور ها ی همسایه :

جنگ های متوا تر بدون شک به مثابه آفت روانی افکار عمومی را با نحوی   بیم و نا امیدی نسبت به زندگی رو در رو کرده است.بازار کتا ب در داخل کشور جا یگاه خوب ندارد جهت بیداری و زنده کردن روحیه التفات نسبت به محتوا ی کتاب با کار رسانه یی ،فرهنگی و حتا از طریق منابر و مساجد اشد نیاز است . افغانستا ن تا هنوز موفق شده در نمایشگاه بین المللی کتا ب تهران ، تاجکستان و ترکمنستان مشارکت فعال داشته باشد.به انگیزه فضای باز ما از نگاه تولید محتوا متفاوت جایگاه خوب داریم. اما تا هنوز موفق نه شده ایم به صورت   استندرد نیاز های مهم جامعه را تعریف و باز شناسی کنیم.لذا در حوزه نشر کتاب ادبیات کودک ،علمی ،مدیریتی و تا ریخی نتوا نسته ایم به شنا سایی اهداف بزرگ موفق شویم .

ما برای نها دینه کردن صنعت تو لید به چند اصل مهم باید تو جه کنیم :

چاب کتابهای که نیاز زمان اند .

برای بیدار افکار عامه کار جدی صورت گیرد.

و از میتود تشویق و انتقاد سازند ه استفاده موثر صورت گیرد.

کتا بهای خوب که در سه سال اخیر چاب شده اند .

من از طریق فیسبوک و روابط شخصی که با اهل مطالعه دارم این چند کتا ب از دید آنها قابل تو جه است.

در عرصه تاریخ :

تا ریخ بیهقی ، تذکر انقلاب ، سراج التواریخ و امان تواریخ و...

در عرصه ادبیات:

حدیقته الحقیقه ، منشات جامی ادبیات در ی در دوره عزنویان، صورتگران معا صرو...

در عرصه اجتماعی :

درسهای ممنوع ،رها د رباد ،بگزار نفس بکشم و...

پیا م و نتیجه:

هما نطو ری دنیای توسعه یافته به استمداد محتوا ی کتا ب در راستای توسعه پیشگام شده است، افغانستان هم به مثابه عضو این دهکده به رشد صنعت تولید کتاب با درنظر داشت نیاز زمان باید خود را همآهنگ سازد.حمایت دولت در این راستا میتواند مشکلات مسیر را ه را یکسو نموده واز جا نبی  همآهنگی میان  نا شران و تقسیم وظایف چاپ برای هر ناشر میتواند سرآغاز یک کار استندرد باشد .

 باید هر نا شر در زمینه خاص مصروف فعالیت بوده ، به طور نمونه اگر یک نا شر با دید تخصصی در حوزه نشر کتب تاریخی تجربه و استعداد کار ی داشت ، نا شر دیگر د رحوزه ادبیات و دیگري در حوزه جا معه شناسی دست بکار شود . از تو لید کتا ب به صورت قاچاق جدا جلو گیر شده و نا شرا ن با همآهنگی در راستای وضع محدویت با این اقدام مبارزه کنند .برای نها دینه ساختن این صنعت باید به وضع مقرره و لوایح جامع مبادرت کرده تا در آینده ما شاهد پراکندگی د رکار ها نباشیم.

 

 

  

 

 

    



تاريخ : جمعه پنجم اردیبهشت 1393 | 0:29 | نویسنده : سیرو س احمد |


تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 18:24 | نویسنده : سیرو س احمد |

رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان: شک دارم دور اول برنده‌ای داشته باشد

نتایج ابتدایی صد درصد آرای شمرده شده انتخابات شانزدهم حمل قرار است روز شنبه اعلام شود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتایج اولیه ۸۲.۵۹ درصد آرای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام کرده که بر اساس آن عبدالله عبدالله با کسب ۴۳.۷ درصد رای همچنان پیشتاز است.

اشرف غنی احمدزی نامزد دیگر انتخابات ریاست جمهوری که تا حالا در مقام دوم قرار دارد، از میان حدود نود درصد آرای شمرده شده اولیه ۳۲.۹ درصد رای کسب کرده است.

به همین ترتیب زلمی رسوال با کسب ۱۱.۷ درصد، عبد‌ رب‌ الرسول سیاف با ۷ درصد، قطب الدین هلال با ۲.۸ درصد، محمد شفیق گل آغا شیرزی با ۱.۶ درصد، محمد داوود سلطانزوی با ۰.۵ درصد و هدایت امین ارسال با ۰.۲ درصد به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.

دور اول برنده‌ای نخواهد داشت؟


رئیس کمیسیون مستقل انتخابات اگرچه با احتیاط اما گفت او شک دارد که انتخابات در دور اول برنده ای داشته باشد.

آنچه تا کنون اعلام شده نتیجه حدود ۸۲ ممیز ۵۹ درصد آراء شمرده شده است. و حدود هفده درصد هنوز شمرده نشده است.

به این معنی که حدود یک میلیون رای هنوز شمرده نشده است و تا کنون پیشتاز ترین نامزد این انتخابات ۴۳.۷ درصد آراء را از آن خود کرده است.

یک محاسبه سرانگشتی و ساده نشان می‌دهد که دشوار است حتی پیشتاز ترین نامزد این دور بتواند پنجاه درصد آراء به علاوه یک رای را در دور اول بدست آورد.

از آنجایی که نامزد پیشتاز ۴۳.۷ در صد آراء را از آن خود کرده است. برای برنده شدن نیاز دارد حد اقل پنجاه درصد از حدود یک میلیون آراء شمرده نشده را از آن خود کند.

بیش از از هشتاد درصد آراء شمرده شده نشان می دهد که کسی پنجاه درصد رای را از آن خود نکرده بنا بر این بعید به نظر می رسد که نامزدی بتواند در حدود ۲۰ درصد آراء شمرده ناشده بیش از ۵۰ درصد یا حد اقل پنجاه در صد را از آن خود کند.

شاید با چنین محاسباتی است که آقای نورستانی رئیس کمیسیون انتخابات می گوید: شک دارد کسی در دور اول برنده انتخابات شود.

کمیسیون انتخابات برای برگزاری دور دوم آماده است. اما آیا اراده سیاسی برای انجام چنین کاری وجود دارد؟ این جدی ترین سوال پس از انتخابات است که هنوز پاسخ روشنی ندارد.

محمد یوسف نورستانی، رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان گفت که این درصدی حاصل شمارش بیش از پنج میلیون و هشتصد هزار رای است.

رئیس کمیسیون انتخابات افزود: "شک دارم که در مرحله اول یکی از نامزدان برنده انتخابات باشد."

آقای نورستانی گفت که تا دو روز دیگر بیش از ۱۷۰۰ محل رای‌گیری تفتیش و ۷۸۹ محل دیگر در سراسر افغانستان بازشماری می‌شوند و انتظار دارند نتایج ابتدایی صد درصد آرا روز شنبه اعلام شود.

او گفت که تمام مراحل شمارش آرا، زیر نظر ناظران، نمایندگان نامزدان و اعضای جامعه مدنی انجام خواهد شد و کمیسیون از شفافیت در کار خود به رسانه ها و مردم افغانستان اطمینان می‌دهد.

بر اساس جدول زمانبندی شده انتخابات افغانستان، قرار بود نتایج ابتدایی کل آرای شمرده شده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان امروز پنجشنبه ۴ ثور/اردیبهشت اعلام شود اما دو روز به تاخیر افتاد.

سریر احمد برمک، از اعضای این کمیسیون اخیرا به بی‌بی‌سی گفته بود که دلیل تاخیر در اعلام نتایج ابتدایی ۱۰۰درصد آرای انتخابات شانزدهم حمل، "ادامه بررسی اسناد انتخاباتی" و تعطیلی روز جمعه است.

پیش از این مسئولان در کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان گفته بودند که حدود نود درصد آرای انتخابات شانزدهم حمل شمرده شده و آماده اعلام به رسانه‌ها است.

نتایج ابتدایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تا حالا در سه مرحله و به صورت قسمی اعلام شده است.

نتایج ابتدایی ۸۲.۵۹ درصد آرا

afghan election
  • عبدالله عبدالله، ۲ میلیون و ۵۶۴۲۸۴ رای - ۴۳.۷%
  • اشرف‌غنی احمدزی، ۱میلیون و ۹۲۷۱۵۳ رای - ۳۲.۹%
  • زلمی رسول، ۶۵۲ هزار و ۱۱۶ رای - ۱۱.۷%
  • عبدرب‌الرسول سیاف، ۴۹۹ هزار و ۸۷۹ رای - ۷%
  • قطب‌الدین هلال، ۱۶۵ هزار و ۵۶۷ رای - ۲.۸%
  • گل‌آغا شیرزی، ۹۶ هزار و ۴۰۷ رای - ۱.۶%
  • داوود سلطانزوی، ۲۷ هزار و ۳۱۲ رای - ۰.۵%
  • هدایت امین ارسلا، ۱۳ هزار و ۷۲۶ رای - ۰.۲%

مجموع آرای شمرده شده: ۵ میلیون و ۸۵۷ هزار و ۴۴۲ رای

کمیسیون انتخابات ابتدا کلیک ده درصد این نتایج شامل پانصد هزار رای از ۲۶ ولایت افغانستان را یک هفته بعد از روز رای‌گیری اعلام کرد که عبدالله عبدالله با ۴۱.۹ درصد و اشرف غنی احمدزی با ۳۶.۷ درصد پیشتاز معرفی شدند.

در مرحله دوم اعلام نتایج قسمی، مسئولان کمیسیون انتخابات کلیک پنجاه درصد آرای شمرده شده را در ۳۱ حمل اعلام کردند که ۴۴.۴ درصد آن را عبدالله عبدالله و ۳۳.۲ درصد آن را اشرف غنی احمدزی نامزدان پیشتاز انتخابات ریاست جمهوری به خود اختصاص دادند.

بر اساس تقویم انتخاباتی افغانستان، پس از اعلام ابتدایی مجموع آرا انتخابات ریاست جمهوری، کمیسیون شکایات انتخاباتی ۲۰ روز وقت دارد تا به شکایت‌های انتخاباتی رسیدگی کند و نتیجه نهایی باید در ۲۴ ثور اعلام شود.

در همین حال طبق قانون اساسی افغانستان، اگر هیچ یک از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری نتوانند بیشتر از ۵۰ درصد آرا را بدست آورند، انتخابات میان دو نامزدی‌که بیشترین آرا را بدست آورده‌اند، به دور دوم کشیده خواهد شد.



تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 18:11 | نویسنده : سیرو س احمد |
عقل ، زبان ،فرهنگ و اقتصاد ملکیت جهانی همه ابنای بشر است ، هما نطوری که افلا طون با نی فلسفه ، زردتشت بانی وحدا نیت و تصوف وحدت الو جودی و شیخ الشراق بانی تصوف اسلا می است ، بشریت در مصرف و استفاده طرز دید افلا طون ،زرتشت و شیخ الشراق در فرایند تا ریخ درحد بضاعت و عقل وخود استفا ده کرده است . به صورت نمونه مولوی یک فقیه خراسانی است اما هنگا میکه حوزه تفکرش در تعریف تصوف جها نی میشود , مصرف کننده تولید اندیشه او همه جهان میشود .و بدون تعصب و بد بینی هنگا میکه در سال 2000 مثنوی به زبان انگلیسی در پنجهزار شمارگان به آذین چا پ آراسته میگردد. از زمرهء بر فروش ترین کتاب سال شمرده میشود . اما در کشور های نا توسعه یافته یا جهان سوم که  تعصب و یک سو نگری در برخی هنجار های کج اندیش  منهمک شده محتوا ی کتا ب را میسوزند و بر ریش وقیافه اهل تفکر استهزا میکنند. امید وارم در افغانستا ن روز برسد که به استثنای محتوا های که بی حر متی در برابر افراد و اشخاص است دیگر همه محتوا ها بدون تعصب مورد استفاده همه مخا طبان قرار گیرد.

تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 14:16 | نویسنده : سیرو س احمد |

دیروز سلاح چر کین و آهنینم را از دوشم با شدت به زمین انداختم ، و بجایش سلاحی را به نا م دیوان اقبال ،شمس ؛سعدی ،حافظ ؛ اناتول فرانس , جک لندن ؛گورکی ّپوشکین ؛ شرح تعرف ؛بیدل الکسس کا رل و.... بدوش گرفتم . امروز از برکت این سلاحها بساطی کوچکی برای خود تدارک کرده ام که در متن آن نام و نان و آرامش به وفرت یافت میشود.و 24
ثور مصادف با هفته کتاب و کتابخوانی و رسانه ها در افغانستان است . در تقویم "گهنامه" افغانستان این هفته را
دو لت به رسیمت شناخته و قرار است نمایشگاه کتاب در این هفته در کابل بر گزار گردد.در افغانستان به دلیل تداوم بحران، بازار کتاب به شدت آسیب دیده و در چند سال گذشته با تقبل تلاش های مستمر کتاب افغانستان به بازار جهانی را یافت . همین اکنون ده ناشر از افغانستان در نمایشگاه کتاب در تهران حضور داشته و کتب متعددی در حوزه فرهنگ ،تا ریخ ،اقتصاد وسیاست در این نمایشگاه امکان حضور را یافته است .در سال 1389 کتاب افغانستان در نمایشگاه تهران در میان بیش از هفتاد کشور مقام نخست را به دلیل فروش کسب کرد .در سال 92کتاب افغانستان در نمایشگاه بین المللی کتا ب در عشق آباد حضور فعال داشت و افغانستان با کسب لوح تقدیر در میان کشور های اشتراک کننده جایگاه ستودنی را از آن خود کرد .
به انگیزه تنوع تولید افغانستان در میا ن کشور های منطقه جایگاه خا ص خود را دارد ، بر مبنای آمار اراییه شده در جریان 13 سال اخیر 17 هزار عنوان کتاب در زمینه های گونه گون به آذین چاّپ آراسته شده است .
از کتابهای پر مخاطب و مهم به صورت نمونه میشود از چاپ امان التواریخ در هفت جلد که محتوا ی آن از زمان کیو مرث تا عبد الرحمن خان ُ؛[دو جلد آن چاپ شده] تاریخ بیهقی ؛ بگزار نفس بکشم ؛ رها در باد و رمان باد بادک باز ؛منشأ ت جامی ؛حدیقته الحقیقه ؛ فرهنگ کابل باستان یاد کرد.با وجود این تلاش ها فرهن کتا بخوانی تا هنوز در افغانستان کم رنگ بود و حتا برخی نهاد های دو لتی مانند شهر داری کابل در جهت حل مشکلات ناشرا ن تو جه صادقانه ندارند.لازم به یاد آوریست که فعالیتهای آقای عازم رییس انتشارا ن عازم آقا ی داکتر حسینی ؛ آقای امیر ی و آقای سعید در خور ستایش و تحسین بوده و برای تشویق سایر ناشرا ن نیکو ست تا فعالیتهای این ناشران مورد ستایش قرار گیرد. امید وارم سایر سلا ح بدستان که اسلحه را برای ویرانی کشور بدوش دارند آنرا یکسو انداخته و به استمداد کتاب در تقلای گرم کردن خوان و نام خود شوند.



تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 12:6 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

Muhtaj2009@yahoo.com

سلام ! لطفن اعداد2009 را با الفبای انگلیسی بنوسید.

Behroz paayadar



تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 17:4 | نویسنده : سیرو س احمد |

نتایج حدود پنجاه درصد آراء در انتخابات افغانستان اعلام شد


اگر هیچ یک از نامزدها نتوانند پیروزی قطعی داشته باشند، دور دوم انتخابات با شرکت دو نامزد پیشتاز برگزار خواهد شد

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتایج اولیه شمارش نزدیک به ۵۰ درصد آراء شمرده شده را اعلام کرد. که بر اساس آن عبدالله عبدالله با کسپ ۴۴.۴ درصد پیشتاز است.

احمدیوسف نورستانی رئیس این کمیسیون در یک نشست خبری گفت که این آرا شامل ۴۹.۶۷ درصد نتایج انتخابات ریاست جمهوری شانزدهم حمل/فروردین می شود و اشرف غنی احمدزی با ۳۳.۲ درصد در ردیف دوم قرار دارند.

همچنین زلمی رسول ۱۰.۴ درصد، عبدرب الرسول سیاف ۷ درصد، قطب الدین هلال ۲.۷ درصد، محمدشفیق گل آقا شیرزی ۱.۶ درصد، محمدداوود سلطان زوی ۰.۵ درصد و هدایت امین ارسلا ۰.۲ درصد آراء را به خود اختصاص داده اند.

پیش از این روز ۲۴ حمل کمیسیون کلیک ده درصد از نتایج انتخابات ۲۶ ولایت از ۳۴ ولایت کشور را اعلام کرده بود که شامل بیش از پنجصد هزار رای از حدود هفت میلیون رای می‌شد.

از آن جمله ۴۱.۹ درصد آرا به عبدالله عبدالله اختصاص یافت که او را در صدر و ۳۷.۶ درصد دیگر آرا اشرف غنی را با فاصله زیاد از سایر نامزدها در جایگاه دوم قرار داد.

زلمی رسول تنها ۹.۸ درصد آرای ده درصدی را گرفت و پنج نامزد دیگر عبدرب الرسول سیاف، قطب‌الدین هلال، محمدشفیق گل‌آغا شیرزی، داوود سلطان‌زوی و هدایت امین ارسلا به ترتیب در ردیف پنجم تا هشتم قرار گرفتند.

اعلام این ده درصد نتایج مقدماتی با استقبال دو نامزد پیشتاز قرار گرفت اما شش نامزد دیگر از آن اعلام نارضایی کردند. در حالی که کمیسیون انتخابات از نامزدها خواست که آرامش خود را حفظ کنند و منتظر اعلام همه نتایج باشند.

مدیران کمیسیون انتخابات گفته‌اند هر بار که نتایج قسمی انتخابات اعلام می‌شود، ممکن است درجه‎بندی نامزدها تغییر کند و به این دلیل، هر نوع ادعایی در مورد وضعیت نتایج پیشداوری محسوب می‌شود.

همزمان با شمارش و اعلام تدریجی نتایج انتخابات، رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی، بازشماری، بازرسی و قرنطینه کردن آرای "مشکوک" هم جریان دارد.

کمیسیون انتخابات صدها صندوق حاوی "آراء مشکوک" را بازشماری و بازرسی کرده است

دیروز کمیسیون از بازشماری حدود ۵۰۰ صندوق و بازرسی بیش از ۵۰۰ صندوق از هزار صندوق دیگر خبر داد.

کمیسیون شکایت‌های انتخاباتی گفته که صدها شکایت مهمی دریافت کرده که اثبات آنها می‌تواند بر وضعیت نتایج انتخابات اثر بگذارد.

با این حال، پیش‌بینی نتایج انتخابات بسیار دشوار است - هرچند براساس گزارش‌های غیررسمی، عبدالله عبدالله و اشرف در این انتخابات پیشتازند و آنها گفته‌اند که اگر این انتخابات برنده قطعی نداشته باشد، برای رفتن به دور دوم انتخابات آمادگی دارند.

آخرین بخش نتایج اولیه انتخابات روز چهارم ثور/اردیبهشت و نتایج نهایی آن بیست روز پس از آن اعلام می‌شود.

یوسف نورستان رئیس کمیسیون انتخابات تاکید کرد که نتایج شمارش کامل آراء را مطابق جدول زمانی کمیسیون در چهارم اردیبهشت اعلام کند.

براساس تقویم انتخابات، اگر هیچ یک از نامزدها نتواند ۵۰ درصد به علاوه یک رای به دست آورد، دور دوم انتخابات روز هفتم جوزا/خرداد برگزار خواهد شد.

نتایج اولیه ۴۹.۶۷ درصد انتخابات ریاست جمهوری (آرای صحیح)

نامزد تعداد آرا درصد
عبدالله عبدالله ۱۵۳۶۱۳۳ ۴۴.۴
اشرف غنی احمدزی ۱۱۴۶۲۵۱ ۳۳.۲
زلمی رسول ۷۹۳۰۳۵ ۱۰.۴
عبدرب الرسول سیاف ۲۴۱۰۱۴ ۷.۰
قطب الدین هلال ۹۴۵۵۶ ۲.۷
محمدشفیق گل آغا شیرزی ۵۵۷۷۸ ۱.۶
داوود سلطان زوی ۱۶۹۰۸ ۰.۵
هدایت امین ارسلا ۸۳۶۸ ۰.۲
مجموع ۳۴۵۶۹۱۰ ۱۰۰%


تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 18:54 | نویسنده : سیرو س احمد |

عبدالله و غنی پیشتاز نتایج مقدماتی انتخابات افغانستان

منبع: کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نتیجه شمارش ۱۰ درصد از آرای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام کرد.

بر اساس آمار اعلام شده، عبدالله عبدالله، وزیر خارجه پیشین و رهبر اپوزیسیون و به دنبال او اشرف غنی احمدزی، وزیر مالیه/دارایی پیشین، دو تن از هشت نامزد شرکت کننده در انتخابات ۵ آوریل، تا کنون بیشترین رای را از آن خود کرده‌اند.

مقامات کمیسیون انتخابات افغانستان روز یک‌شنبه ۲۴ حمل/فروردین در یک نشست خبری در کابل اعلام کردند که از مجموع ۱۰ درصد آرای شمرده شده، عبدالله عبدالله ۴۱.۹ درصد و اشرف غنی ۳۷.۶ درصد را به دست آورده‌اند.

بر اساس همین آمار، زلمی رسول وزیر خارجه پیشین ۹.۸ درصد و عبدالرب رسول سیاف، از رهبران جهادی افغانستان ۵.۱ درصد آرا را به خود اختصاص داده‌اند.

این نتایج از شمارش حدود ۵۰۰ هزار رای ریخته شده به صندوق‌ها در ۲۶ ولایت افغانستان به دست آمده است.

آرای ۸ ولایت بدخشان، بغلان، غور، نورستان، دایکندی، پکتیکا، وردک و غزنی در نتایجی که امروز اعلام شده، محاسبه نشده است.

یوسف نورستانی، رئیس این کمیسیون گفت که این نتایج، ممکن است پس از بررسی شکایت‌های انتخاباتی و شمارش مابقی آرا، تغییر کند.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 17:49 | نویسنده : سیرو س احمد |
  درک من از زندگی  افکار و ایده های  خوب زندگی  در نو جوانی تولد میشوند ، در اوجنا ی جوانی پرورش وتکامل می یابند  و در پیر ی با پیرو ی از  این ایده و افکار  زند گی ،انسا نهای خوشبخت با آسود گی و  خوشبختی پایا ن می یابد .

تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 3:26 | نویسنده : سیرو س احمد |
 

قلمرو شعر و رمان
"بحث از چیستی شعر، بحث دشوار و به اعتباری غیر ممکن می باشد چراکه تا کنون که به اندازهء عمر آدمی- که از پیدایش شعر می گذرد- تعریف جامع و مانعی از آن صورت نگرفته است، برای همین شماری آمده اند بسیاری از آثاری را که به زعم سر ایندگان آن، شعر محسوب می شده اند، از قلمرو شعر بیرون ساخته اند، و برخی بر عکس؛ آثاری را که سرایندگان آن، آنها را در قالب نثر ارائه داده اند، شعر به شمار آورده اند؛ و بعضی هم تفکیک مرز شعر و نثر را کار نادرست خوانده اند"

در کهن ترین کتاب که در ادبیات فارسی در مورد چیستی شعر بحث موجز و ماند گار بجا ماند ازشمس قیس رازی در کتاب" المعجم فی معایر اشعار العجم" است قیس در باره تعریف شعر میگوید : " شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی،"در این تعریف چهار عنصر در شعر حضور و ایستلا ی گسترده دارد مانند اندیشه، وزن، قافیه، زبان.

خواجه نصیر الدین طوسی که در علم کلام و عروض تبحر دارد از دید او" شعر در عرف منطق، کلام مخیل است و در عرف متاخران، کلام موزون مقفّی...اما قدما شعررا کلام مخیل گفته‌اند و اگر چه موزون حقیقی نبوده است و اشعار یونانیان بعضی چنان بوده است و در دیگر لغت قدیم مانند عبری و سریانی و فرس هم وزن حقیقی اعتبار نکرده‌اند" اگر به تا ریخ تو لد شعر نگاه عمیقر تر شود ارسطو و افلاطون دو مرد خرد ورز یونان هم در باره شعر نکات نغز و زیبا دارند .

سقراط و افلاطون هردو شعر را نتیجه الهام می‌دانستند،اما ارسطو نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای ادب و شعر و آفرینش‏های ادبی کشف کند. بر اساس تعاریف سنتی، «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آنها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند شعر،کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است، اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد.

 این تعریف در مورد محتوای وزن و مضمون شعر امروز مصدا ق نداشته و شعر عصر ما دو عنصر شعری، یعنی وزن و قافیه را دیگر به رسیت نمی شناسد. بادر نظر داشت همین دشواری اساتید ادب امروز در تقلای وضع تعریف جامع برای شعر اند ، و استا د محمد رضا شفیعی کد کنی این تعریف را اراییه میکند: شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.

 با دید عمیق تر هردو نگرش که در مورد شعر اراییه شده اند با هم تلمیح و تلفیق شوند شعر امروز با توجه به فرم و محتوای که دارد باید ،ظرف گستردهء است برای بیا ن احسا س و تخیل، تا شاعر به استمداد زمان ،تجربه و شناخت ما هیت و خصوصیت یک رویداد را به تصویر بکشد ، معنا ، مفهوم و لطف هر شعر وابسته به نگرش ،تسلط و در ک شاعر از محتوا و متن رویداد ی است ، که شاعر با دید برتر ا زدیگرآ ن به کشف تعریف و تبین آن رویداد موفق شده است. شعر فارسی به دلیل تقلید ، تابعیت و اعتیاد شاعر به وام گیر ی از کار تکرار و ونشخوار تجربه دیگرا ن پخته تا ثیر گزار و ماند گار شده است.

مشکلا ت شعر فارسی:

فضای اختنا ق حضور نیرو مند استبداد با عث انفعال و تداوم شعر فا رسی شده ، اما به انگیزه فضای تنگ شاعر موفق نه شده است تمام عنا صر زند گی را در فرم شعر بازتا ب دهد ،از همین سبب در فرآیند تا ریخ مرد م بیشتر از شعر به خواند ن افسانه ، قصه و بعد رمان اشتیاق داشته اند.

یکی از انگیزه ها ی عوا م پذیری شهنامه ُ مولوی و سعدی همین مولفۀ بود ه است ، وقتیکه عوا م مخاطب  در فضای شعر بیدل ، حا فظ وسنا یی فضای شنا خت را محدود می یابد مجبور میشود دست بدامن قصص ،مثنوی و عطار بزند.

حکام  تما میت  خواه فضای  زندگی را تنگ و محدود است ، شا عر برای بیا ن واقعیت مجبور است دست به دامن امثال ،حکم و استعاره بزند و شرح بسا از رویداد های تلخ را در فرم شعر با استمداد سمبول برای مخا طب برساند . در چنین فضایی، مخا طب شاعر محدو د میشود و مشخص کسا نی به شناخت واستفاده ، بدامن شعر دست میزنند که از فنون و

صنا عات شعر اگا هی ویا با شاعر تجربه مشترک دارند .

عطف توجه فردوسی به شهنامه سرا یی و روی گردانیش از فرم غزل، مخمس ،قصیده و...و ایجاد اثر ماند گاری بنام شهنامه که شباهت فراوان به رمان امروز دارد ناشی از همین واقیعت است .شهنامه فردو سی رما ن است ، و این عناصر رمان گونه با عث بایداری ، استواری و پر مخا طبی شهنا مه شده است. اگر شرح رویداد ها به تا سی از اسطوره ، افسا نه و قصه در شهنا مه نمیبود ، شهنامه جایگا ه بلند ی امروز در میا ن مخا طبا ن خویش نمی یافت ، و چنین برداشتی در مورد مثنوی مصدا ق روشن دارد ، قصه در مثنوی غایه تبین و تعریف رویداد است ،اگر جوهر و ذات قصه در غایه سرایش مثنوی نمیبود ، مثنوی مانند عزلیات شمس مخا طب محدود می یافت .

 با تو جه به این برداشتها از قرنها به این سو ،شعر دیگر پا سخگو ی نیاز ها ی زما ن نیست و مو لوی با درک و شناختی که از مخا طب خود دارد برای تفسیر و تبین هدفش بهترین گزینه برای بیدار و هشیار ی مخا طب فرم مثنوی را می گزیند ، زیرا فضای که د رگستره مثنوی وجود دارد ، مولوی میتواند پیام خود را از همین روزن باز و گسترده برای ما تعریف کند. مو لو ی می داند که شعر دیگر نمیتواند تعریف گر درد اجتماع و ما با شد .مولوی فکر میکند که شعر سنت است که د رمحتوا یش برای بیدار ی و هشیاری مردم کا ر گسترده ممکن نیست و دشواری ها ی فرم شعر را با دقت ارزیا بی و حلا جی میکند . در تما م دیوان شمس مخا طب شا عر فرد است و شاعر با من اجتماع نه قرابت دارد و نه همدردی و این تک نگر ی سبب آن میشود که ، که مو لوی به طرح تخلیق شخصیتها ی گونه گون مو فق نشود ، و مخا طب او فقط شمس باشد. همین محدو دیت در فروم شعر مو لوی را

 نا گزیر میسازد به دلیل نبودن ظرفیت گسترده در شعر حق بیا ن و تبین رویداد ها را به مثنوی بدهد.

امروز این واقعیت آشکا ر شده است شعر"غزل" تک بعد ی و تک خردی حرکت میکند ، عدول نیما از دایره اوزان همین مشکل بود ،نیما این دشوا ری را شنا خت و در شکستن آ ن تلا ش کرد.

بحران قدرت اقناعی غزل

درغر ب از قرنها به این سو شعر پاسخگوی نیاز زمان نیست ، اما رمان از دید غربیها فضا ی گسترد ه تر دارد، شعر پیش مدرن فضا ی محدو د دارد ، نیما این دشواری را در ک کرده و برای شکستن قلا ده های به نا م قافیه سخت تقلأ میکند .برای آنکه نیما از زمان و مکان تصویر باز و برهنه بدهد؛ به شکستن عروض و قافیه مبادر ت میکند و با اراییه شعر بی قافیه و بی وزن میخوا هد تصویر را که از مکان و زمان ارایه میکند حا مل خصوصیا ت زمان و مکا ن با شد.

و به این وسیله به کنکا ش د رعمق وا قعیت مبادر ت کند چون هنر مند با روح شکا ک و جستجو گر خود در می یابد که ، انسا ن ما حولش به وقوف آگا هی و شنا خت گسترده تر از محیط مکا ن و زمان نیا زدارد . آنچه را که شعر در گذشته برا ی آگا هی مخا طب ارا یه کرده نتوا نسته حس جستجو گر مخا طب را اشبا ع کند ، و انسا ن به دید نو و درک تا زه از محیط و پیرا مون خود نیاز دارد ، قدرت اقنا عی شعر یک نوع سنت استبداد ی است ، این قدرت توانا ی استدلا ل را

محدو د میکند.

در شرایط کنونی مردم گرایش بیشتر به دال و مدلو ل دارند. اذها ن تنبل علا قه دارند با امثال و حکم مخا طب را اشباع بسازند.

شعر مال جا معه استبداد زده است ، چون ابزار کار شاعر ایمأ ، سمبول و استعاره است ، ودر این فرم شاعر میتواند برخی درد ها ی مر موز را با بیان در فرم ایمأ برای مخا طب که با او تجربه مشترک دارد برسا ند و به این وسیله دلش را تهی از درد کند.

مشکل این گونه کار این است که در ک شاعر با ابزار شعربرای بیان اندیشه بسته ،محدود وگذراست ،اما رمان نوع ادبی فرامرزدردنیا است. رمان بعد از تکا مل شعر آعا ز میشود. رمان موفق به تعریف جزییات رویدا د با رنگهای تما شایی و عمیق است ،و تبین و مکث در حول جزییا ت رویدا د برای مخاطب مجال مکث در شناخت رویداد را میدهد ، که متآ سفانه این فضا و جو در فرم شعر و آنهم غزل دشوار است.

در شعر غزل دو من است من راوی و من مخاطب . اما در رمان تعدد من وما و ایجاد جو حضور برای ما ساده است ، عشقر ی شاعر ی که امروز خواند ن شعرش برای همه صاحب لطف و جذابیت است با درک خا ص که از پیرامون خود دارد ، در جستجوی ایجاد فضأ گسترده برای" ما "ست و همین خصوصیت شعر عشقری را صاحب مخا طب فراوان کرده است. اگر مخاطب عشقری به من محدود میشد عشقری هم مانند شاعران معاصر ما مخاطب محدود می یافت . غزل عشقر ی مانند رمان بجای من از ابزار ما استفاده کرده و به این وسیله برای غزلش جایگاه رمان را داده است .

هر چند او آگاهانه به این کار مبادرت نمیکند ، با تو جه به ارتباط نزدیکی که با حول و حوش خود دارد برای شعرش ظرفیت فوق العا ده گسترده میسازد و اعلام موجودیت این نوع سبک سبب ما یه وبار متعدد منعای برای شاعر چون عشقری میشود ، و به این وسیله حضور نیرو مند خود را در عصر خود تسجیل میکند.

عشقر ی در دو مصرا ع با مها رت موفق به تعریف و تبین اشیأ گو نه گون میشود مانند این چند مصراع :

همسر سرو قدت نی در نیستان نشکند
ساغر عمرت ز گردش های دوران نشکند
و تا اینجا که
در میان لای و گل خیر است اگر نانم فتاد
بوتل تیلم در این شام غریبان نشکند

کا ربرد کلمه های همسر ، سرو ،قد ،نیستان ،ساغر ،گردش لا له ،گل ،بو تل تیل و شام غریبان شعر را معنا دار و کلمه ها را معنا بخش ساخته اند ، و اگر عشقری این کلمات را از محیط ما حولش عا ریت نمی گرفت شعر به دل کسی چنگ نمی زد.

یکی از راز ها ی ما ند گاری شعر صوفی آنست که مایۀ سرود ها یش از محیط و مصأ یب اجتماعی رنگ گرفته است . تنوع ویافت ها ی صوفی از متن محیط و اشیأ با قدرت شناخت ویژ ه دیزاین و تلفیق شده و درواقع صوفی با بصیرت صوفیانه و عا شقانه آنقدر در میان رویداد ها و اشیأ مد غم ومنضم میشود که گاهی خودش تبدیل به شیّ شده وماهیت خود را با نوعی بر هنگی برای مخا طب آشکار میسازد. وممکن پرداخت صوفی گاهی به تعریف اجزای اشیأ در فرم ساده و محتوا روشن،راز دوم ماند گار ی شعر صوفی باشد.

انسان عصر دیجتا ل:

انسا ن عصر دیجتا ل با من فردی اش وا جد هویت است او به ذوق و درک خود وقوف دارد و برای تعریف ذوق و درک خود موفق میشود خود را صاحب فکر ،دید و اندیشه آزاد بداند و این حس آزادگی فضای زندگی را برای او معنا بخش و زیبا میسازد . گرایش به عرفان و تصوف ریشه در همین بیشه دارد، شاعر عارف در قید و بند امارت اسیر نیست و مخاطب او فقط مراد و خدا ست و این حس و روح آزادگی و دید آزاد را در وجدا ن او بیدار میسازد و کمتر کلمه را قر بانی آمال کوچک ماد ی میسازد .

اما انسا ن عصر استبدا د تا بع من است و مو جودیتش در حضور من قدرت قا بل شنا خت است لا جرم برای کسب رضای مفتی و شحنه مخا طب خود را محدو د بسازد و هرچه که می لا فد و می بافد در وصف تبین هرم قدرت معطوف شود. اگر در شعر فارسی من مطرح میشود من قدرت و من نا فذ استبداد است ، عنصری ،رودکی سلمان ساوجی وحتا سنایی نقد سخن را به تکرار در پای استبداد قر بانی داد ه اند ، الا هنگا میکه در پیری دل و دما غ شان به کنه حقیقت راه یافت از درودربار رو تافتند.

شعر فارسی بعد از تجربه کردن یک چنین فرآیندی" ما "جمع را مطرح کرده است ، و به ندرت شبیه رمان هویت افراد را به تعریف گرفته است. زیرا شاعر مجبور به تقلید بود ه است و این تقلید حس شکا کی او را به شدت جریحه دار کرد و نتوانسته با توسل به خلا قیت دست به ابدا ع و ابتکار بزند . من سالهاست مخاطب غزل آقای پدرام هستم و اکثر غزلها ی او را خوانده ام ، اما راستش لطف و حلا وتی که در سروده ها ی او در طرح مثنوی یافتم در غزل تجربه نکرده ام به صورت نمونه به این سرود ه را با هم میخوانیم.

خون انار
دیشب صدای صاعقه آمد،صدای باد
یعنی هزارسنبله میمرد،وای،باد

دیشب صدای باغچه آمد :کویرشد
پیغام تلخ دخترک ده ، که پیر شد

یک عنکبوت جان وتنش را همی تنید
گویی غرور صاعقه هارا نمی شنید
...
جادوگری به مصطبه ی استخاره شد
آن مشت لعل،خاک شد و سنگپاره شد

مادربزرگ گفت که مهتاب می شود
آن برگ سبز، کرمک شبتاب می شود

جادوگر اربخواهد قطمیر می شوی
در آمد آمد سحری پیر می شوی

ما نی نییم ولیکن ارژنگ می کشم
زین شب کلاه ،کفتر هفترنگ می کشم

آن گربه ی سیاه ،زن ماه پیکر است
افسانه نیست گفته ی بابا،مکرر است

افسانه های قصه ی زیبای زرپری
افسانه های زهره، ناهید ومشتری....

امشب صدای حضرت باران شنیدنیست
رنگ ازرخ "عمو"(زمستان) پریدنی ست

برتپه های سبز بهاری فرو شدیم
دیدم،دوسو،دوپنجره شد،روبرو شدیم

دیدی،دوباره خوشه ی انگور می رسد
یعنی صدای مزرعه ونور می رسد

خورشید، در کرانه ی مغرب رسوب کرد
دربرکه های آیینه ،قویی غروب کرد

برخیز راه میکده ها بسته می شود
وقت نماز و نوبت گلدسته می شود

بحث انار وقصه ی خون انار شد
بالا بلند ،قامت سروی که دار شد

از من سلام ،برکه ی آرام را بگو
افسانه های قلعه ی سورام را بگو

ظهور صاعقه،صدا ی باد ،مرگ سنبله ها،کویر شدن باغچه ،پیر شدن دختر ُبه مصطبه نشستن جادو گر...و سلا م به برکه همه تجا رب عینی اند که از گنجور ذهن پدرام با قدرت جا دوی و قدرت بلند شناخت با هم مردف شده و ساختمان مو زاییکی زیبا یا فته اند ، و همین وقوف آگا هانه مثنوی را سخت شاعرانه و رمان گونه ساخته است.در صورتیکه اگر به محتوا ی غزلهای موزون آقای پدرام مکث شود واجد چنین زیبا ی رمان گونه نیستند،با توجه به این برداشت به دید من شعر غزل برای خلوتها است و د ر دنیایی دیجتال وغرب خلوت نیست لهذا رمان برای جماعت مخا طب دارد . و غزل فارسی برای خلوت است و نه انجمن.

علی ای حال :

لحظه ها و رزنگهای بسیار ی اند که در شعر مجال و موضع تعریف ندارند و اگر رمان به داد انسا ن نرسد شعر پا سخگوی درد ,نیا ز و شنا خت انسا ن از زند گی و زمان عصر دیجتا ل نیست و انسا ن که بخواهد در فرم شعر"غزل" زند گی را تعریف کند لاجر جبرا به توقف مجبور میشود .

و اگر با دامن رمان نه چسبد و از فضا ی شعرمثنوی برا ی عنا صر زند گی وا م نگیرد ،زند گی و وا قیعت ها میمرند . و شاعر بی مخا طب میشود زیرا شعر «غزل» فضا ی پیچیده یی و نیازبه کنکاش دارد و مرد م عصر دیجتا ل و کا ر,زمان بسیار برای کنکاش شعر ندارند. و مجبور اند دست بدامن رمان بزنند و غریزه آگا هی خود را به استمداد رمان اشباع کنند.

سر چشمه ها :

المعجم فی معأیر الا شعار العجم : شمس قیس رازی

رساله شعر از ارسطو

طلا در مس : دکتر رضا براهنی

حدایق السحر : رشید الدین وطواط

دیوان عشقری

صفحه فیسبوک پدرام

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 | 7:0 | نویسنده : سیرو س احمد |

بر گزار ی نو روز در خواستگاهش کار نیکو و اقدام پسندیده ایست

پیا م نو روز همگرای ،قرابت فر هنگی و ایجاد بستر های مشتر ک برا ی همزیستی میا ن کشور ها ی حوزه نو روز است.

تا چند سا ل پیش افغا نستان به حیث یک کشور منزوی و جدا از جهان با گر فتاریهای گونه گونی رو در رو بود، با وجود آ نکه خاستگاه نوروز افغانستان بود ولی این رویداد فرهنگی با همه ارزشها یش مورد تکفیر و تهدید قرار گرفت.

 این میراث مشتر ک فر هنگی نه تنها در حوزه مناسبات فرهنگی میتواند زمینه نزدیکی میا ن کشور ها ی حوزه نو روز باشد ، بلکه در ابعاد اقتصادی و امنیتی میتواند بهانه یی برای قرابت کشور ها ی حوزه نو روز شود .

"بستر مشترک فرهنگی و حافظه تاریخی مشترک، وجود عرصه‌های مشترک برای همکاری و هم‌گرایی و ارزش‌های متناسب و بستر سازی اخلاقی میتواند در نهایت سبب ایجاد فضا ی تفاهم و جوشش بیشتر گردد.

ایجاد حوزه نوروز نیازمند پیدایش و نهادینه شدن ارزش‌های جهان شمول و انسانی مانند برابری سیاسی و حقوقی شهروندان و دولت‌ها، تنوع فرهنگی و معرفتی، آزادی‌های سیاسی و عقیدتی، مسئولیت‌پذیری فردی و گروهی، خردگرایی و همبستگی و تعامل منطقه‌ای است."

 



تاريخ : دوشنبه چهارم فروردین 1393 | 16:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
 

از کابل تا بدخشان
من بد خشا ن را رها کرد ه ام اما سی و پنج سال است بدخشا ن مرا رها نمیکند. جا ها ی که بازی کرد ه ام جا ها ی که افتیده ام جا ها یکه دوباره بر خواسته ام؛ همه در لایه؛ لایه ذهنم منهمک و منقش اند . میخواستم آهسته آهسته آنها را از ذهن و ضمیرم بیرون بریزم اما یاد ها میخواهند مرا از معرکه زندگی بیرو ن بریزند، مجبور شدم برای بیرون ریختن آنها به جا ی برو م که این یاد ها در آنجا در ذهن و ضمیرم شکل گرفته و پنجا و دو سال است شب روز با من همآغوش اند.
فکرمیکردم دیدار با جاهای که دل من در درون سینه برا ی شان می تپد ما نند گذشته با من توانا ی جوشش و جنبش را ندارند . برا ی دید ن این یاد ها؛ دل بدریا زدم تا بروم درختا ن ؛ رود خانه؛جویبار ؛کوچه ها و پس کوچه های را در آغوش بفشارم ؛ ما نند گذشته از آنها رنگ بگیرم .
مکرر فکر میکردم پدیده ها ی دهکده سخت متغییر و زخمی شده اند درختا ن بوی باروت میدهند، لکه ها ی خون در صخره ها ی کوه تا هنوزشاید منقش باشد و دوستا ن دوره کود کی ام در دهکده حضور ندارند، بر خی مرد ه اند برخی مها جر شده اند و بر خی از جبر روز گا ر پیر و پرپر شده اند و دنیا برای شان معنا و مفهوم شاد ويژه ندارد.
دل من؛ دید من و خون من شاید که رنگ محیط دهکده را دارد . اما محیط دیگر رنگ من را نداشته باشد . و در بر خی نقاط محیط مانند من زخمی اند وشیار های خونینی تا هنوز بر تندیس این محیط نمودار باشد . شاید در هنگامی که
در ب دهکده را تک تک بزنم اجازه برا یم ندهند زیرا من غریبه ام و دیگر حق زندگی در این دهکده را ندارد.
دریا مرا نشاسد درختان مرا بیگانه بدانند دخترا ن و پسرا ن دهکده از من روی بگردانند و پیران دهکده با چشم التفات مرا نبیند؛ زیرا بیگا نه شده ام و رسم زمانه در همه زمانه ها اینست که بر غریبه ها التفات نکنند.
برخی از خوا ص و خصوصیات من در این دهکده سا خته شده اند. شهامت ، حس عاطفی ،ترس و تقلای جدی ام برای زند گی بار است که دهکده بر دوشم در کودکی گذاشته است ، نیم قرن است این با ر را باخود هر سو میبرم ، اما جسا رت انداختن آنرا در هیچ جا ندارم ، مجبورم این کوله با ر سنگین را تا درب گور بر دوش بکشم .
علی ای حا ل بتا ریخ 22 حوت حس شگفتی در ذهنم شگوفه میکند ، شاید حس شریفانه و واقعیبنانه نباشد ، اما چکنم ما یه ها ی عا طفی آنرا دهکده بر دو شم با ر کرده است .و من مصمم که بدخشا ن برو م و از نزدیک دست بر گردنش بی اندازم و آخرین یاد گار مادر م را در آغوش بفشا رم .
روز چار شنبه بار وبسا ط سفر را آما ده میکنم وبا نوعی حس ذو ق زدگی بد خشا ن میرو م ، سا عت یک بجه از تو نل سالنگ میگذرم ، جاده ها با وجود آنکه چند سا ل پیش با ز سا زی شده اند آما در متن آنها حفره ها ی جدید در حا ل ایجا د شد ن است ، به وبِژه شا هرا ه سالنگ به مرا قبت و با ز سا زی جدی نیا ز دارد ، اگر برا ی کوتا ه مدت به باز سا ز ی آن توجه نشود ، شاید در جریا ن سا ل "نو د سه" این سر ک آسیب بیشتر ببیند و مشکلا ت فرا وانی را برای وسایط ببار بیا ورد .
زما نیکه از سالنگ شما لی پا یا ن میشویم نخستین دهکده یی که بر سر راه ما سبز میشود ، خنجا ن است ، شهر ک خنجا ن که در دامنه تپه ها ی کم ارتفاع و زمین نسبتن هموار مو قعیت دارد ، در آستا نه فرا رسیدن سال نو طرا وت و حلا وتی ویژه دارد ، دامن این تپه های زیبا و تما شایی جامه آسما نی به تن کرده و به این وسیله زیبا یی خود را برخ هر عابر ی جلوه گر میشود .
کو دکان قد نیم قد با قیافه معصومانه که آثار فقر در پوشش آنها متظا هر است ، با بره ها و بز غاله های کوچک خود در دامن این تپه ها مصروف تعیش اند ِحد اقل در آنجا صفیر گلوله و نهیب جنگ دیگر کسی را تهدید نمیکند.
در دامنه این تپه زیبا یک موقعیت تفریحی که در گذشته تو سط وزارت اطلا عات و فرهنگ ساخته شده ، موقعیت دارد ، شش سال پیش من ما موریت داشتم که این موقعیت را که تحت غصب و استملاک یکی ار فرماندهان محلی بود ، دو باره استرداد نماییم ، هر چند فرمانده تقلا ی بسیار برای ... آن داشت اما این ملکیت دو باره شا مل استملاک وزارت اطلا عات وفرهنگ شد. تو قع می شد در این موقعیت با تو جه به اهمیت توریستی که دارد دو باره فعال شود ، اما متأ سفا نه به حا لت او لی با قیست.
از این سا حه به سرعت عبور میکنم ، تا دشت کیلگی سرک نسبتن خوب است ، اما از آن موقعیت تا پلخمری سر ک به بازسا زی جدی نیا زدارد ، در بر خی جا ها آثاری از اسفالت در جا ده دید ه نمیشود ، و تقریبن مانند سا لنگ شما لی به شدت آسیب دید ه و در انتظار باز سازی شب روز سپر ی میکند. شب را در پلخمری در منزل دو ست بزرگوارم آقا ی داکتر روح الله سپری میکنم ، راستش با خوشروی و مواصفات حاتم طا یی گونه به پیشوازم ضیافتی مفصلی تدارک میبیند ، و فرا دا یش بد خشا ن میروم .
بهارو امنیت در پلخمری ، بعلان ، منطقه گرداب ،ولسوالی علی آباد ،کندز ،تخار تا بدخشا ن به مثابه دو موهبت گرانبها حضور دارند ، و در این مسیر هیچ گونه تهدید و مظاهر نا امنی زندگی کسی را تهدید نمیکند ، و صلح و آرامش گمشده یی که جنوب هر روز در در اشتیاقش ضجه میکشد ،خوشبختانه اینجا حد اقل مجا لی برای نفس کشیدن است .
من هر چند در گهوار ه پر عطوفت وسر شار ازلطف بدخشا ن چانس تولد و تر بیت را یافته ام ؛اما از بد حادثه سی وشش سال است ، آنرا ندیدم ، اما با بدخشا ن رابطه ام همیشه گرم و هموار بوده است. ساعت دو بجه روز مورخ 23 حوت وارد بد خشا ن میشوم ، راستش طبیعت ، زمین ، آسمان ،دره ودریا یش برایم نا آشنا، اما نا مانوس نیستند ، از گنجور ذهنم وام میگیرم و به گذشته با زمیگردم ، گذشته یی که رود خانه کوکچه صا ف بود و با نوعی خروش و شهامت سخاوتمندانه برای مردم پیرا مونش آب و نان میداد . اما امروز شاید نان بدهد اما از دادن آب گوارأ برای مردمان پیرامونش احتراز دارد. در دو پهلوی این رود خانه تپه های کم ارتفاع لمیده اند و در متن این تپه ها خانه های با ساختمانهای متفاوت .
آنچه را که من در گنجور ذهنم خاطره از بدخشا ن داشتم خانه های کوخی رو در رو با دیوار های سنگی و گلی بود ، اما امروز وضعیت دیگر گون شده است ، خا نه های گلی تبدیل به خانه های سمنتی و مجللی شده اند . شهر کوچک و مصفای بدخشان از امنیت خوب بهرمند است . جاده های فرعی و اصلی شهر پاکیزه و نسبت به تخار ،قندز وبعلان در وضعیت بهتر ی قرار دارند.
بدون شک موجودیت رود خانه کوکچه نعمت بزرگی برای این شهر کوچک است ، افزون بر آنکه زمین ها ی زراعتی دو سو ی جوار خود را سیراب میکند، اشغال و مواد اضافی شهر را نیز با خود میبرد.
بد خشان از نگاه داشتن آب در روی کره زمین موقعیت استثنا یی دارد ، از دل هر دره رود بار ی جاریست و در قلب هر کوه یک چشمه یی جهنده و مترنم . اما با داشتن این همه موهبت های خدای نه برق دارد و نه آب صحی . اگر ازاین رود خانه های عاصی استفاده سالم صورت میگرفت بد خشا ن نه تنها برق افغا نستان را تا مین میکرد ،بل که سخا وتمندانه میتوانست برای کشورهای نیاز مند انرژی برق بدهد.
مردم بدخشان در گذشته با سپری کردن مشکلات و طی کرد ن را ه های مملو از خطر بعد از سه شب وروزمیتوانستند ، از کابل تا بدخشا ن برسند . اما اسفالت جا ده بدخشا ن مهم ترین کاریست که در مدت سیزده سال گذشته صورت گرفته و اسفالت این جاده رنج ها ی فروا نی از دوش مردم یکسوکرده است.
علی ای حال شب را در منزل یکی از دوستان دورا ن کودکیم که با هم سر و سر مشترک زیاد داریم ، سپری میکنم و در باره امنیت جاده ها در شب کمی استسفار و استمزاج میکنم . حکایت همه مخاطبان یک بار معنای ویژه را حامل است ، "جاده ها امنیت اند" .
ساعت سه بجه شب در حا ل که آسمان سخت خشمگین و بارندگی جریا ن دارد ، بد خشا ن را به سوی ولسوالی کشم که از توابع بدخشا ن است در پیش میگیرم ، در منطقه" سمتی " تیل موتر خلا ص میشود ،نزدیک یک تانک توقف میکنم هنگا میکه پیر مرد مالک تا نک تیل مصروف انداختن تیل در موتر است می پرسم : بابه پسر جوان نداری که این کار را انجا م دهد ! پاسخ میدهد .دارم ِاما در جنوب سرباز است ، و برای امنیت کشورش مسوو لیت نگهبانی و پاسداری از امنیت مردم را دارد .
ساعت هشت صبح از کندز میگذرم و هشت ونیم صبح چای را در منطقه علی آباد جا ییکه چندی پیش نا امن بوده وامروز از امنیت خوب بهره مند است ،چای صبح را با قیماق قندز صرف میکنم ، ویا دم میآید که مادرم در بدخشا ن سی و شش سال پیش برای من در روز برآمدنم از منزل چقدر با درد گریست ومن به زیارت قد مگاهش موفق نشدم .سکوتم را صدای عابری میشکند و یادم میایید که مادرم رادر گو رستانی در چهار دهی کابل یکسا ل پیش از امروز بخاک سپارید ه ام ،با شتاب راه در پیش میگیرم و برای خاک بوسی آستان گورستان مادرم راه کابل در پیش میگیرم.



تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 17:27 | نویسنده : سیرو س احمد |
علت  وا پسگرا ی ما

یکی از مشکلا ت جدی یی که در راستا ی پیشرفت ما قرار دارد ، نحوه نگر ش ما نسبت به زند گی در پیرا مون ما ست .دنیا دیگر هوشمندا نه با همه مظا هر عقب ما ند ګی بر خورد مسوو لا نه کرد ه و هر پدید ه یی را به حیث موانع در راستا ی پیشرفت شنا سا یی کرد ه آنرا تعریف و در جهت نا بود ی اش با رویکرد عا ملا نه و مسولا نه مبارزه کرد ه است .

اما در کشور ما استبداد به خاطر توسعه حیطه نفوذ خود ده ها نوع ارزش سیاه و پوسیده را به مثا به ارزش تعریف وضع نمود ه و برای گمراه کردن و مصروف نگا ه کرد ن عوام به پاسداری آن اهتما م کرد ه است .این ارزشها ی سیاه و پوسیده از یک سو سبب توسعه و حفظ اراکین مستبید در اریکه قد رت شده و از جانبی جا معه جبرا به فقر ، بیکار ی و عقب ماند گی رو در رو شده است .در جهان که ما چانس معیشت داریم دیگر ارزشهای به نام عرف ،روابط عشیره یی وچسبیدن به فتوا های جزمی تا هنوز به حیث اصول زند گی مورد احترا م است .اما تو جه به رویکرد های مدنی ،تولید تفکر خلا ق ،ازادی و جدان و شناخت دنیا با دید روزمره گی مطرح نیست . و این نوع شگرد وگزینش راهکا ر و راهبرد برای پیشرفت به معنا ی تحجر خامی و خلای فرهنگی شمرده میشود .  

تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 7:0 | نویسنده : سیرو س احمد |
اشک یتیم
من بد خشا ن را تر ک کرد ه ام اما سی و پنج سال است بدخشا ن مرا تر ک نمیکند. جا ها ی که بازی کرد ه ام جا ها ی که افتیده ام جا ها یکه دوباره بر خواسته ام؛ همه در لایه؛ لایه ذهنم منهمک اند . میخواستم آهسته آهسته آنها را از ذهن و ضمیرم بیرون بریزم اما یاد ها میخواهند مرا از معرکه زندگی بیرو ن بریزند مجبور شدم برای بیرون ریختن آنها به جا ی برو م که این یاد ها در آنجا در ذهن و ضمیرم شکل گرف...ته و پنجا و دو سال است شب روز با من همآغوش اند.
اما دیدار با جاهای که دل من در درون سینه برا ی شان می تپد ما نند گذشته با من توانا ی جوشش و جنبش را نداشتند . برا ی دید ن این یاد ها؛ دل بدریا زدم تا بروم درختا ن ؛ رود خانه؛جویبار ؛کوچه ها و پس کوچه های را در آغوش بفشارم ؛ ما نند گذشته از انها رنگ بگیرم .
اما همه پدیده ها ی دهکده زخمی اند درختا ن بوی باروت میدهند لکه ها ی خون در صخره ها ی کوه ها تا هنوز با قی بود . دوستا ن دوره کود کی ام در دهکده حضور ندارند بر خی مرد ه اند برخی مها جر شده اند و بر خی از جبر روز گا ر پیر و پرپر شده اند و دنیا برای شان معنا و مفهوم ويژه ندارد.
دل من؛ دید من و خون من که رنگ محیط دهکده را دارد . اما محیط دیگر رنگ من را نداشت . هر چند بر خی نقاط محیط مانند من زخمی اند وشیار های خونینی تا هنوز بر تندیس این محیط نمودار است .
در ب دهکده را تک تک میزنم اما اجازه برا یم نمیدهند زیرا من غریبه ام و دیګر حق زندگی در این دهکده را ندارم.
دریا مرا نشاخت درختان مرا بیګانه میدانستند دخترا ن دهکده از من میگریختند و پیران دهکده با چشم التفات مرا ندیدند؛ زیرا بیگا نه بود م و رسم زمانه در همه زمانه ها اینست که بر غریبه ها التفات نکند.
برخی از خوا ص و خصوصیات من در این دهکده سا خته شده اند. مادرم هر بامداد د راین دهکده با اجبار کتا ب و تبراق بر دوشم میگذاشت و می گفت: اول حیوا نات را در کوه ببر و بعد حتمن بروی مکتب ؛ اما مادر م نبود زنا ن که با مادر دوست بودند ؛ در دهکده دیده نمی شدند ؛ دخترا ن و پسرا ن هم بازی من نبودند و اگر بودند با قیافه و نشا ط دیروز نبودند . از جوانا ن دیرو ز دهکده خبری نبود ؛ بر سیما و تندیس دهکده جوا نا ن ؛ کوه ؛رود خانه و کود کان با شتاب نگریستم ؛ با جسارت هق ؛هق گریه ګرد م و گفتم دهکده پدرود.
زیرا جای پای مادرم در بطن و متنت نیست ؛ و رسم روز گار بر همین سیاق است یکی میرود ؛ یکی می آید و روز گار بر رفت آمد هردوبا قهقه خنده میکند.



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 13:56 | نویسنده : سیرو س احمد |