من مردهستم؟!

من مردهستم ؟ کی میگوید که من نامردهستم، برای اشباع غرایز خود آنچه را که مقدورم انجام میدهم ، شهرت،کسب لذت ، قدرت ، ثروت و عزت ما لکیت ارثی منست ،با این مولفه ها الفت دیرین دارم ، میتوانم دین و آموزه های دین را به نفع خود توجیه و تفسیر کنم ، و در راستائی کسب آرزوهایم مانعی پیشرویم قرار گرفت با استمداد شمشیر و ساتور یک سو سازم .زن درک لذت ، شهرت ،قدرت و شیوه استفاده از ثروت را بلد نیست ، چون او ملکیت بلا منازعه من هست.

در هرات در جریان  سه سال هجده زن را سوختاندم ، در شمال کشور یاد تان است برای اشباع غرایز مهار نا شدنیم با لای دخترک نا بالغ  برای کسب لذت مرتکب چی ؟ فعل هنجارمند    ببخشید شاید نا هنجاری شدم .من در مورد انسان بودن زن شک دارم ، زیرا،از بطن او شبیه خودش و گاهی شبیه من موجود ی به نام انسان به دنیا می آید.

 او گهنکار و جرثومه ؟ است زیرا، از خونش وقتی انسانی را  در بطنش است تغذیه میکند تا  بدنیا بیاید  ،و زما نیکه کودک بدنیا آمد شبها بر درب گهواره اش بیدار و شب زنده داری میکند. راه رفتن و رسم زندگی را با انسان یاد می دهد ،  به انیگزه همین مواصفات اگر برای نیاز و نذر به زیارت رفت برایش اتهام میسازم و با استمداد "قدرت" نخست لگد کوب ، بعد زیر تایر موتر و در آخر میسوزانمش و داد میزنم های مردم شما هم سهیم شوید و برای رد یابی به بهشت؟ در سوختن مادر با من همکار ی کنید ! چون من مردم . . مرد باید یک چنین مواصفاتی داشته باشد.؟َ

زیرا این کنش نشانه رجولیت منست و من این کنش را ترجیح میدهم تا بر رجولیتم کسی شک نکند.



تاريخ : یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ | 8:36 | نویسنده : سیرو س احمد |
کشف فسیل یک گونه انسان ناشناخته

مطالعه روی فسیل‌های تازه کشف شده نشان می‌دهد یک گونه ناشناخته از انسان حدود ۶۰ تا ۱۲۰ هزار سال پیش در قسمت‌های شمالی چین زندگی می‌کرده است. دانشمندان احتمال می‌دهند این‌گونه جدید حاصل آمیزش دو گونه شناخته شده باشد.

 

زمانی که گونه انسان امروزی فقط به آفریقا محدود می شد، حداقل چهار گونه دیگر از انسان های اولیه هنوز روی زمین وجود داشتند؛ نئاندرتال ها (Neanderthals) که در اروپا زندگی می کردند، دنیسووان ها (Denisovans) که در آسیا ساکن بودند، هابیت ها یا انسان های فلورسی (Homo floresiensis) که فسیل آنها در اندونزی کشف شد و یک گونه ناشناخته چهارم از منطقه اوراسیا که با دنیسووان ها آمیزش کردند.

بقایای این گونه ناشناخته در غاری در چین یافت شده است. فسیل ها شامل قطعات جمجمه و 9 دندان است. مطالعات جامعی روی دندان ها که متعلق به چهار نفر بودند، انجام گرفت. دانشمندان اندازه و شکل تاج، ریشه، شیارها، برآمدگی ها و محل قرارگیری دندان ها نسبت به یکدیگر را به دقت بررسی کردند. نتایج به دست آمده سپس با نمونه های بیش از 5000 دندان دیگر که هرکدام نشانگر گونه های تقریبا مشخص بود مقایسه و به وضوح مشاهده شد دندان های مذکور هیچ شباهتی به دندان های انسان امروزی ندارد. این در حالی است که دانشمندان توانستند چند ویژگی مربوط به انسان های اولیه را در ساختارهای دندانی فوق ردیابی کنند. بعضی از این ویژگی ها به گونه انسان های راست قامت (Homo erectus) برمی گردد و بعضی دیگر بیشتر به مشخصات نئاندرتال ها نزدیک است. مطالعه دیگر اندام های یافت شده در محل نیز شباهت چندانی با گونه های شناخته شده ندارد.

دانشمندان تأکید می کنند که یافته های اخیر فقط حاکی از وجود یک گونه ناشناخته است، اما برای این که بدانیم با یک گونه جدید مواجه هستیم باید مطالعات بیشتری در این زمینه انجام شود. آنها احتمال می دهند شاید این فسیل ها به یکی از گونه های شناخته شده مثل دنیسووان ها تعلق داشته باشد. دنیسووان ها همان طور که پیشتر گفته شد همزمان با انسان های امروزی وجود داشتند و حتی با اجداد ما آمیزش کردند، اما اطلاعات زیادی درباره آنها در دست نیست. تنها فسیلی که از دنیسووان ها وجود دارد در غاری در سیبری کشف شده که شامل دو دندان و یک استخوان کوچک انگشت است. تجزیه و تحلیل اطلاعات ژنتیکی آنها نشان داد به طور کلی با نئاندرتال ها و انسان های امروزی تفاوت دارند، اگرچه شباهت هایی نیز میان آنها دیده می شود. عده ای از دانشمندان ادعا می کنند که فسیل دندان های یافت شده در چین از الگوی مشابهی پیروی می کند. آنها معتقدند: علی رغم اندازه کوچک نمونه مورد بررسی، رد پای گونه های ناشناخته پیشین با قاطعیت مشاهده می شود و از این رو هیچ شکی در ذهن باقی نمی ماند که این دندان ها متعلق به یک گونه جدید است. با این حال، بسیاری بر این باورند که به علت شواهد ناکافی باید منتظر قطعات تکمیلی فسیل ها در حفاری های بعدی بود.

با توجه به وسعت قاره آسیا، دور از انتظار نیست که چند گونه انسان اولیه در این محل زندگی می کرده اند. پیش از این تصور می شد آفریقا محل اصلی پیدایش انسان امروزی است، اما پژوهش های اخیر نشان می دهد که بعضی از این جمعیت های آسیایی با اروپاییان امروزی ارتباط نزدیک دارند و ممکن است اجداد آنها محسوب شوند. 

b.dcمنبع 



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 6:34 | نویسنده : سیرو س احمد |

بیل گیتس باز هم ثروتمندترین فرد جهان شد

بیل گیتس در ۲۱ سال گذشته ۱۶ بار در راس فهرست ثروتمندان جهان بوده است

بیل گیتس بنیانگذار شرکت مایکروسافت برای شانزدهمین بار در صدر فهرست ثروتمندان افراد جهان قرار گرفته است.

در این فهرست که نشریه فوربز هر سال آن را منتشر می‌کند بیل گیتس بار دیگر از کارلوس اسلیم سرمایه‌دار و بازرگان مکزیکی پیش افتاد و در صدر این فهرست قرار گرفت.

ثروت خالص آقای گیتس بیش از ۳ میلیارد دلار رشد کرده و اکنون به ۷۹ میلیارد دلار رسیده است.

فوربز می‌گوید برای تهیه این فهرست اطلاعات ۱۸۲۶ میلیاردر جهان بررسی شده است.

آقای گیتس در ۲۱ سال گذشته ۱۶ بار در راس این فهرست قرار داشته است.

سرمایه‌دار آمریکایی وارن بافت بعد از بیل گیتس و کارلوس اسلیم، سومین ثروتمند جهان شناخته شده است.

________________________________________________________________________

فهرست ثروتمندترین‌های سال ۲۰۱۵ فوربز

۱- بیل گیتس بنیان‌گذار مایکروسافت با ۷۹ میلیارد دلار ۲- کارلوس اسلیم میلیارد مکزیکی سرمایه‌گذار در ارتباطات و ساختمان ۷۷ میلیارد دلار ۳- وارن بافت سرمایه‌گذار ۷۲ میلیارد دلار ۴- آمانسیو اورتگا صاحب شرکت زارا و برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای دیگر در صنعت مد ۶۴/۵ میلیارد دلار ۵- لری الیسون صاحب شرکت تکنولوژی اطلاعات اوراکل ۵۴ میلیارد دلار ۶- چارلز کوچ کارخانه‌دار ۴۲ میلیارد دلار ۷- دیوید کوچ کارخانه‌دار ۴۲ میلیارد دلار ۸- کریستی والتون از صاحبان فروشگاه وال‌مارت ۴۱ میلیارد دلار ۹- جیم والتسون از صاحبان فروشگاه زنجیره‌ای وال مارت ۴۰ میلیارد دلار ۱۰- لیلیان بتنکورت صاحب شرکت محصولات آرایشی لورئال ۴۰ میلیارد دلار ______________________________________________________________________

ثروتمندترین زن این فهرست کریستی والتون است که در شش سال گذشته پنج بار در فهرست فوربز به عنوان ثروتمندترین زن جهان معرفی شده است.

مارک زوکربرگ مالک فیس‌بوک که اکنون ثروتش به ۳۳ میلیارد دلار بالغ می‌شود، با پنج پله ترقی به جایگاه شانزدهم رسیده است.

این اولین بار است که او در فهرست بیست ثروتمند جهان قرار می‌گیرد.

جوان‌ترین میلیاردر جهان ایوان اشپیگل ۲۴ ساله بنیان‌گذار نرم‌افزار پیامک اسنپ‌چت است که ثروتش به یک میلیارد و پانصد میلیون دلار می‌رسد.

جوان‌ترین میلیاردر جهان، بنیان‌گذار ۲۴ ساله نرم‌افزار پیامک اسنپ‌چت است

"سیلیکون ولی" پایگاه شرکت‌های تکنولوژی جهان امسال ۲۳ ثروتمند در فهرست فوربز دارد.

تراویس کالانیک و گرت کمپ بنیان‌گذاران شرکت کرایه خودرو اوبر هم در این فهرست قرار دارند.

الیزابت هولمز، بنیان‌گذار شرکت آزمایش خون ترانوس با ۴ میلیارد و پانصد میلیون دلار ثروت به عنوان جوان‌ترین زن خودساخته در این فهرست نام گرفته است.

۱۳۸ نفر از کسانی که سال گذشته در این فهرست قرار داشتند امسال بیرون افتاده‌اند که می‌توان از میان آنها به پترو پوروشنکو، رئیس جمهوری کنونی اوکراین و سلطان شکلات جهان اشاره کرد. 

منبع: بی بی سی



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:4 | نویسنده : سیرو س احمد |



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:50 | نویسنده : سیرو س احمد |
پایان دوره فقیرترین رئیس جمهور جهان+ مجموعه عکس

«خوزه موخیکا» معروف به «فقیرترین رئیس جمهور جهان» روز یکشنبه اول مارس در پایان دوره پنجساله ریاست جمهوری اش در اروگوئه، قدرت را در حضور رهبران برجسته آمریکای لاتین در پارلمان کشورش به «تاباره واسکز»، جانشین خود در حالی تحویل داد که ناظران سیاسی می گویند کار رییس جمهور بعدی به علت بالارفتن انتظارات مردم این کشور در نتیجه اقدامات و رویکرد موثر موخیکا دشوار خواهد بود.

 

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرگزاری فرانسه تاباره واسکز پزشک متخصص بیماری های سرطانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر (نوامبر) اروگوئه حائز 53.6 درصد آرا شد تا یکبار دیگر پس از دوره 2005 تا 2010 میلادی سکان قدرت را در این کشور بعد از فردی به دست گیرد که گفته می شود متواضع، بخشنده و فقیرترین رییس جمهور جهان بود؛ رییس جمهوری که با پوششی کاملا ساده در میان شهروندان خود رفت و آمد می کرد و تصاویر خودروی آبی رنگ فولکس قدیمی او تا مدت ها بر صفحات بسیاری از نشریات جهان خودنمایی می کرد.

تاباره واسکز، برای اولین بار از حزب جبهه گسترده جانشین هم حزبی خود می شود.

دیلما روسف رییس جمهور برزیل موسوم به «بانوی آهنین»، رائول کاسترو رییس جمهور کوبا و برادر فیدل کاسترو رهبر کوبا و همچنین تعدادی از سران کشورهای آمریکای لاتین در این مراسم حضور داشتند.

موخیکا 80 ساله که از پروتوکل های رایج و تشریفات دست و پاگیر گریزان است، در 20 می 1935 به دنیا آمد. مادر او ایتالیایی و پدرش باسکی است. او ریاضت را از زندگی خود آغاز کرد و توانست دستاوردهای اقتصادی شایان توجهی را در کشورش حاصل کند.

فقیرترین رییس جمهور جهان از انقلابیون قدیمی آمریکای لاتین است و 14 سال از عمرش را (طی سال های1973تا 1985) در زندان رژیم وقت گذراند.

او از چریک های انقلابی سابق است و جای 6 گلوله روی بدنش حک شده است.

چریک سابق ضد امپریالیست در حالی سمت خود را تحویل می دهد که به یک سمبل و نماد جهانی در پشت پازدن به تشریفات و تجمل گرایی تبدیل شده است.

حتی زندانی که بهترین سال های موخیکا در ان سپری شد اکنون به یکی از مهترین مراکز تجاری اوروگوئه مبدل شده است.

موخیکا فقط چریک یا حتی رییس جمهور نیست و پیش از اینها، بسیاری او را فیلسوفی می دانند که نگرش متفاوت او به جهان، از سبک زندگی شخصی و خبر ساز او فراتر رفته و علاوه بر تاثیر رویکردهای اجتماعی و اقتصادی او در وضعیت معیشتی مردم کشورش از او چهره ای جهانی نیز ساخته و نام او مرزها را درنوردیده است.

وی به تعمیق سیاست های اجتماعی معتقد است. او بر این باور است که همواره بین خودخواهی افراد و حس همبستگی اجتماعی تنازع و نبردی در جریان است و این دوگانگی تنها زمانی می تواند موتور محرک فعالیت های اجتماعی باشد که این دو (خودخواهی و همبستگی اجتماعی) به شکل متناسبی ترکیب و در کانال درستی هدایت شود.

خیلی ها سبک زندگی او را سورئالیستی می دانند اما این کیفیت از زندگی برای اوروگوئه ای ها کاملا عینی و قابل لمس است.

خوزه در حومه مونته ویدئو در مزرعه کوچکی زندگی می کند و کارش کاشت گل است. او از 1987 تا کنون فولکس واگن قدیمی خود را به دور از تجملات رایج سران جهان سوار می شود.

موخیکا عبارت های مشهوری نیز دارد که از سبک زندگی و نگاه متفاوت او به جهان و مقوله قدرت حکایت دارد. به عنوان مثال، این عبارت های موخیکا را بسیاری از طرفداران او در محافل تکرار می کنند: قدرت، شخصیت افراد را عوض نمی کند، بلکه آن را فاش می کند.

وی در یکی از سخنرانی های خود گفته است: مرا فقیرترین رئیس جمهوری می خوانند، ولی من احساس فقر نمی کنم. کسانی فقیر هستند که فقط برای ادامه زندگی گران قیمتشان تلاش می کنند، و همیشه حرص داشتن مال بیشتر را می زنند. برای من مسأله اصلی آزادی است. اگر اموال زیادی نداشته باشید، لازم نیست همه عمرتان برای حفظ آن مثل برده کار کنید.

مراسم خداحافظی پپه 6 ساعت طول کشید و پرچم اوروگوئه در مراسم تودیع به او اهدا شد.

چند رییس جمهور آمریکای لاتین، خوان کارلوس پادشاه سابق اسپانیا و هیات هایی از سرتاسر جهان در مراسم تودیع موخیکا حضور داشتند.

او گفت که خیلی احتمال بازگشتش به قدرت کم است. با این حال، موخیکا مجددا به عضویت مجلس سنای کشورش درآمده است. او هنگام واگذار کردن پست ریاست جمهوری با لحنی اندوهناک گفت: من نمی روم بلکه به مقصد می رسم...تنها زمانی خواهم رفت که نفس های آخرم را بکشم... ای مردم! هر کجا باشید همواره با شما خواهم بود...از شما مردم عزیزم سپاسگذارم.

در خداحافظی موخیکا، جمع انبوهی از طرفداران وی در حالی که ماسک صورتک خود موخیکا را زده بودند و خبرنگارانی از کشورهای مختلف دنیا حضور داشتند.

وی در سخنرانی پایانی خود از مردم تشکر کرد و گفت که مردمش او را در شرایطی که احساس تنهایی می کرده رها نکرده اند. این بار، گفته های خوزه بر خلاف عادت او به سخنرانی های طولانی، کوتاه و مکتوب بود.

موخیکا احساس خود را به مردم اوروگوئه این گونه بیان کرد: شک نکنید که اگر دو زندگی می داشتم آن را به طور کامل در صحنه نبرد برای شما صرف می کردم. این بهترین لحظات زندگی من با شما بود. زندگی هدیه ای است که انسان حاضر است به خاطر آن از همه چیز بگذرد، ولی کار و نبرد به خاطر مردم فراتر از زندگی است.

او درهای کاخ ریاست جمهوری اوروگوئه را به روی بی خانمان ها باز کرده بود و 90 درصد حقوق ماهانه خود را به مستمندان می بخشید و به همین علت، خوسیه را بسیاری از رسانه ها با نام «رییس جمهور فقرا» نیز یاد می کردند.

خوسیه موخیکا در فاصله سال های 2005 تا 2008 وزیر «ثروت های دامی، زراعی و آبزیان» بود و در 20 مارس 2010 به ریاست جمهوری کشورش برگزیده شد.

خوسیه در حالی فقیرترین رییس جمهور جهان توصیف شده است که مردم کشورش از حیث کیفیت زندگی رتبه چهل و هشتم جهان را دارا هستند. همچنین درآمد سرانه اروگوئه ای ها از تمام کشورهای آمریکای لاتین بالاتر است.

سازمان شفافیت بین الملل (Transparency International) کشور فقیرترین رییس جمهور جهان را یکی از سالمترین کشورهای قاره آمریکا (از حیث شاخص های سلامت اقتصادی) دانسته است.

مردم اوروگوئه به خوزه موخیکا «پپه» می گویند.

ال پاییس اسپانیا می نویسد: موخیکا در سنا به عنوان یک سیاستمدار محبوب و پرطرفدار، وزن سنگینی در تصمیمات دولت آینده خواهد داشت. او همچنین ریاست جنبش مشارکت مردمی در جبهه گسترده و رهبری یک گروه مهم پارلمانی را عهده دار خواهد بود.

لوییس آلماگرو وزیر خارجه موخیکا می گوید: خوزه محبوبترین نامزد برای احراز سمت دبیرکلی سازمان کشورهای قاره آمریکا است. رییس جمهور فقرا توانسته است به کشور 3.4 میلیون نفری خود وزن قابل ملاحظه ای در عرصه بین المللی بدهد و سرزمین رودخانه ها را بین دو غول آمریکای لاتین یعنی برزیل و آرژانتین جایگاهی ویژه ببخشد.

اوروگوئه همچنین در پی آن است که به لطف محبوبیت بین المللی موخیکا تبدیل به یک عضو غیر دایم شورای امنیت شود.

کشوری که 3.4 میلیون نفر جمعیت دارد، اکنون جایگاه بالایی در صحنه بین المللی یافته و پر از خبرنگارانی شده است که در پی کشف سبک زندگی موخیکا به این کشور سفر کرده اند.

خانم لوسیا توپولانسکی، همسر خوزه موخیکا نیز چریک سابق، همرزم او و حالا سناتور است.

موخیکا تصمیم دارد یک مدرسه مهارت های کشاورزی برای جوانان کم درآمد در مجاورت منزل شخصی خود افتتاح کند.

باراک اوباما رییس جمهور آمریکا، میخائیل گورباچف رییس جمهور اسبق شوروی، میچل باچلت رییس جمهور شیلی، خوان مانوئل سانتوس و فیدل کاسترو رهبرانی جهانی بودند که از او به نیکی یاد کردند و هنرمندانی مثل خواکین سابینا، ریکی مارتین آندرس کالامارو، امیر کاستاریکا و گروه آئرو اسمیت وی را ستوده اند.

جانشین خوزه موخیکا هر که باشد از این به بعد روزهای دشواری را پیش رو خواهد داشت. رییس جمهوری بعدی اوروگوئه خوب می داند که اوروگوئه فعلی، کشور 6 سال پیش نیست و سطح انتظارات جامعه می تواند هر لحظه حیات سیاسی میراثداران خوزه را تهدید کند.

این همان واقعیتی است که همسر موخیکا نیز بر زبان آورده و گفته است: چند ماه پیش به پپه گفتم تو زندگی را برای هر رییس جمهوری که در انتخابات بعدی بیاید، دشوار کرده ای.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 6:55 | نویسنده : سیرو س احمد |

جنگ علیه داعش به روایت آمار

  • 17 فوریه 2015 - 28 بهمن 1393

ائتلافی از ۶۰ کشور، عملیاتی برای نابودنی گروه حکومت اسلامی (داعش) آعاز کرده اند که از روز هشتم اوت ۲۰۱۴ با بمباران مواضع داعش در عراق و ماه بعد از آن علیه داعش در سوریه آغاز شد.

با این وجود روز یکشنیه نیروهای داعش توانستند به سدی در شمال عراق حمله کنند. آنها همچنین ویدیویی از سر بریدن مسیحیان قبطی مصر در لیبی را منتشر کردند. لیبی جبهه جدیدی در این جنگ است. در زیر نگاهی به آمار موجود در این نبرد انداخته ایم:

/**/

ائتلاف علیه داعش

۶۰

کشور به ائتلاف علیه گروه حکومت اسلامی (داعش) پیوسته‌اند

۱۴

کشور فعالانه در عملیات هوایی علیه داعش شرکت می کنند

  • ۲۰۰۰ شمار حملات هوایی تا فوریه ۲۰۱۵

  • ۱۰ شمار میانگین حملات هوایی روزانه

U.S. Air Force via Getty Images

برآوردها از قدرت داعش بسیار متفاوت است ولی می دانیم که بسیاری از جنگجویان از کشورهای دیگر به عراق و سوریه رفته اند تا به داعش ملحق شوند و در جهاد شرکت کنند.

مناطقی که گفته می شود تحت کنترل گروه دولت اسلامی است در این نقشه مشخص شده است:

بیش از ۲۰۰۰ حمله هوایی علیه داعش چه نتیجه ای داشته است؟

/**/

عملیات علیه داعش تا چه حد موفق بوده است؟

۶۰۰۰

نفر از پیکاجویان داعش در عراق و سوریه کشته شدند

۱۲۰۰

نفر از پیکارجویان داعش در نبرد کوبانی کشته شدند

  • ۲۰۰ مرکز گاز و نفتی منهدم شده

  • ۱۰۰۰ موضع، ایست بازرسی و ساختمان از بین رفته

  • ۷۰۰ کیلومتر مربع از مناطق تحت کنترل داعش پس گرفته شده

Getty

نیروهای ائتلاف تاکنون مناطقی به مساحت ۷۰۰ کیلومتر مربع را از داعش در عراق بازپس گرفته اند که یک درصد از مناطق تحت کنترل این گروه در عراق را تشکیل می دهد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 13:22 | نویسنده : سیرو س احمد |

داعش هدف است یاابزار

بهروز پایدار

نکات کلیدی :

افغانستان در جریان سه دهه و اندی مساعد ترین بستر برای رشد سازمانهای رادیکال بوده است ،فرایند پیاپی بحران ،فقر ،بیسوادی ،مداخله کشورهای بیگانه و نبود یک دولت متمر کز به مثابه اثرا گزار ترین مولفه باعث چاق شدن دشواریهای مو جود بوده است.

اکنون با وجود آنکه سازمان داعش در کوبانی و بخش های از عراق در حال از دست دادن مواضع نظامی خود است ،اما نگرانیهای وجود دارد که اگر فرایند رویداد ها مدیریت نشوند احتمال سرباز گیری داعش در افغانستان وشاید اعلام موجودیت آن ، تهدید احتمالی برای آینده باشد .

کشته شدن مولوی عبدالرووف خادم در هلمند ،دستگیری مشاور ولایت عزنی به ظن همکاری با داعش و حضور دها خانواده مسلح در ولایت قلات و عزنی تازه ترین مراتب است که باعث نگرانی افکار عامه در افغانستان شده است .

مبتنی بر چنین پندار ویا واقعیت هاست که آقای داکتر اشرف غنی در کنفرانس امنیتی  مونیخ گفت:

"تهدید داعش جهانی‌است ولی افغانستان نقطه تلاقی این شبکه‌هاست. فراموش کردن این واقعیت پیامد‌های سنگینی خواهد داشت."

مکث کوتاه بر فرایند فعالیت داعش

 در شش ماه  گذشته تهدید ی بزرگی خا ورمیانه را با گرفتاریها تازه رو در رو کرده است ، و بر خلاف تصور گذشته اکنون با اتکا به مصادیق روشن و آشکار به این واقعیت همه دنیا معترف است که یک جای بهار عرب اشکال فنی جدی داشته اما سناریو سازان هنگام تدوین سناریو آن این اشکال  رانه بیش بین بودند و نه هم فکر چاق شدنش را داشتند.

اما ظهور بوکو حرام در افریقا ، عقب گرد انقلاب مصر و تداوم جنگهای فرسایشی در سوریه ؛عراق و کوبانی و ظهور وحضور بیست وپنج هزار جنگجو در ترکیب دولت اسلامی داعش از کشورهای فرانسه ،امریکا ،جرمنی ،انگلستان و سایر کشورهای غربی روشن ساخت که هدایتگران دنیا ،  گاه ،گاهی در تدوین و برنامه ریزی اهداف شان اشتباه جدی میکنند.

زیرا مدیریت بحران در خاور میانه تا هنوز نا موفق بوده ،وشکلگیری شاخه های تازه داعش در کشمیر ،افغانستان و برخی کشور های های عربی گسترده شدن این بحران را درآسیا

 نشا ن میدهد.

هرچند تلاشهای سیاسی در میان رهبران کشورهای آسیا در شرف تکوین وبیشرفت است ، اما آنچه که روشن است، نبود هما هنگی در جریان تلاشها و گزینش یک راهبرد با هدف معین در میا ن کشور های اسیائ است.

موقف غرب و امریکا :

مفکوره فعالیت غرب وامریکا مبنی بر اتخاذ مبازره جدی با سازمانهای تند رو در جنوب آسیا و آسیای مرکزی تا حدی مرموز و بدون تعریف است ،اما آخرین موقف اوباما مبنی بر ادامه مبازره با سازمانهای تند رو در اففا نستان و پاکستان پایان یافته تعبیر میشود .

از فحوای واکنش آقای  اوباما در کنگره چنین استباط میشود که اوباما به صورت نسبی با چین در مورد مبارزه با سازمانهای تندرو به تفاهم رسیده و قرار است با ایجاد تفاهم تازه میان پاکستان و چین پای چین را به سوی معرکه مصاف آزمائی با سازمانهای تند رو بکشاند.

مبرهن است که چین هیچگاه بصورت رو دررو با سازمانهای تند رو علاقه در گیری را نداشته ، اما با توجه به مناسبات و منافع نزدیک که با پاکستان دارد ،میتواند از آن طریق سهم جدی برای سرکوب سازمانهی  تند رو بگیرد.

پالیسی تازه پاکستان در برابر سازمانهای تند رو در داخل آن کشور حکایت از  رو در روی جدی با این سازمانها را دارد ،و کشور های منطقه هم میدانند که اگر دربرابر این تهدید با راههکار و راهبرد جدی واقعبینانه متوصل نشوند ، مانند گذشته با اتخاذ موقف های سطحی شاهد یافتن ابعاد تازه بحران در قلمرو خود باشند.

تکتیک های تازه داعش :

داعش در قلمرو دولت خود خواند ه اسلامی تحت فشار جدی نظامی غرب و بر خی کشور های خاور میانه است ،در برخی منا طق مانند کوبانی و ... به همان سرعت که تثبیت موقعیت نظامی کرده بود ،به همان سرعت مواضع خود را از دست داد ، و با شکست داعش در کوبانی این تابو در ماهیت افشا شد که داعش دیگر سد نا شکستنی نیست ، اگر در برابر این دیوار فشار جدی عاید گردد ،به دلیل نداشتن استحکام زیر بنائی به سادگی فرو میریزد.

لهذا داعش جهت تقسیم فشارهای نظامی غرب جبهات خود را باید از خاورمیانه به سوی به اصطلاح خراسان که از دید داعش شامل ایران بخشی از کشمیر وپاکستان و حتا کشورهای آسیا میا نه مسلمان است بلغزاند.

هر چند این کشورها مانند کشور های خاورمیانه ، منابع مهم مالی را در درون خود ندارند ، اما از نگاه منابع بشری بیشترینه منابع انسانی در این کشورها بوده ، اگر مدیرت توسعه بحران دراین کشورها درست تنظیم و هماهنگ گردد ،از حجم فشار های کنونی در خاورمیانه بالای داعش کاسته میشود.

عوامل قرابت وحمایت مردم از داعش :

حضور نیرومند فقر بیکاری ،بیسوادی جوانان در کشور های اسلامی

استبداد شدید برخی دولتها که گرایش اوتو کراتیک برای رهبری کشورهای شان دارند.

حضور نیرومند حافظه تاریخی در میان اهداف داعش و سنتهای تاریخی کشورها ی اسلامی

دخالت سازمان های استخباراتی کشورهای همسایه در امور داخلی همدیگر

نبود رابطه صادقانه تاریخی میان دولت های اسلامی

نبود یک منفعت که برای دراز مدت انیگزه پیوند سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی این کشورها باشد.

وجود نیرو مند اختلافات مذهبی میان کشورهای اسلامی

استفاده ابزاری برخی کشورهای اسلامی وغربی  از عواطف و احساسات پاک جوانان  مسلمان.

برخورد کینه توزانه برخی دولت های غربی با اقلیت های مسلمان در کشور های شان.

به بن بست رسیدن  ارزشهای دموکراسی در دنیائی توسعه یافته .

حمایت مادی غرب از این جریان در اوایل تاسیس  وشکلگیری اش.

 خطرحضور داعش در افغانستان

خطر این است که گروه مَوسوم به دولت اسلامی (داعش)، برای جلوگیری از فشار فزاینده غرب در عراق و سوریه، جبهات تازه ای را در دیگر کشورهای اسلامی‌ باز کند و دامنه جنگ را گسترش دهد.

در این صورت یکی از گزینه‌ها می تواند افغانستان باشد، جایی که سالها است تنور نبرد علیه ائتلافی از کشورهای غربی به رهبری آمریکا در آن گرم بوده است.و برای گرم نگهداشتن تنور آن در جریان سه دهه هیزم فراوانی در این تنوراز جانب کشورها ،اشخاص و سازمانهای امنیتی انداخته شده  ،و اگر با دید منصفانه پس زمینه این جنگ فرسایشی تأمل گردد ،آنهای که امروز با این جریانها مقابله دارند ،دیروز متحد تاکتیکی این جریان بودند.

تا دیروز اکثر کار شناسان به این باور بودند که به دلیل همدلی جریان طالبان که منبع فقاهت و اجتهاد شان منبعث از مکتب دیدبند بود ،دشوار است با جریان داعش که نحوه گرایش وهمبستگی آن به وضاحت به جریان سلفی هاست پیوند محکم تامین شود .

اما برافراشتن لوا داعش توسط مولوی عبد الرووف که در جریان طالبان شخصیت محوری شمرده می شد و با جریان سلفی ها هم باور بود این جزم اندیشی هارا فروریخت.

مولووی عبدالرووف نخستین کسی است که در افغانستان لوا داعش را بلند نموده و در زمان حکومت طالبان قوماندان قوای هرات بود.

بر مبنای گزارشها چندی پیش مولوی عبدالرووف از طریق ایران وبغداد به مناطق تحت قیمو میت دولت اسلامی سفر کرده وبر مبنای هم باوری مشترکی که از گذشته با داعش داشت به حیث فرمانده خراسان از جانب رهبری داعش گزینش شده بود.

بدون شک در میان رهبری طالبان تنها مولوی عبدالرووف به گرایشهای سلفی همباور نبود ،بلکه در صفوف و سطح رهبری طالبان هستند افراد و اشخاص که گرایش همباوری با مذهب سلفی داشته و ممکنست رابطه نزدیک میان آنها و دولت اسلامی داعش تامین شده باشد.

نشانه های نفوذ داعش

بر مبنای گزارشها حدود دوماه پیش بود که شماری از مقام های محلی در ولایت های غزنی، زابل و هلمند گفتند، خانواده هایی در مناطقی از این ولایات مستقر شده اند که زن و مرد،شان مسلح اند و عضو گروه طالبان هم نیستند.

کمی بعدتر از آن نوار ویدیویی منتشر شد که ملا رووف خادم از فرماندهان پیشین طالبان، را در حال بیعت با ابوبکرالبغدادی رهبر گروه دولت اسلامی نشان می‌داد.

شک نیست که مستند به همین گزارشها استخبارات امریکا در جستجوی مولووی عبد الرووف برآمده و چند روز پیش اورا باشش نفر محافظانش شکار هواپیما های بدون سر نشین امریکایها شد.

و نیز اطلاعات دیگری که در دست است ، نشان می‌دهد که او در گذشته از دوستان ابو مصعب زرقاوی رهبر شبکه القاعده در عراق بوده است.

با توجه به امکانات مالی که این سازمان در دست دارد شک نیست که سایر فرماندهان طالبان راهی تحت قلمرو داعش شده وبرای زمینه سازی حرکات های نظامی در افغانستان به گرفتن منابع مالی موفق شوند.

زیرا جریان طالبان نسبت به هر زمان دیگر در افغانستان وپاکستان تحت فشار مالی و نظامی بوده ،و شیوخ متمول ... هم اکنون علاقه چندانی به اعطای کمک های مالی به جریانهای رادیکال پاکستان و طالبان افغانستان نیستند.

با توجه به این حقیقت نهای ترین تدبیر سازمانهای رادیکال که از آسیامیانه در پاکستان و افغانستان هستند ،تابعیت از حرکت مولوی رووف بوده زیرا منابع همکاری در پاکستان رو به خشکیدن است.

در بحبوحه ایجاد تنازع و کشمکش میان طالبان و داعش دولت چین با توجه به خطراتی احتمالی که در بخش اویغور نشین کشورش پیش بین است ترجیح میدهد ،با پاکستان فرایند همکاری خودرا توسعه بخشیده و با یک تیر دو هدف چاق را شکار کند.

هدف نخست تضعیف سازمانهای رادیکال پاکستان که تهدید احتمالی برای چین بود ه و هدف دوم همکاری غیر مستقیم اما هدفمند و موثر با جامعه جهانی میباشد.

مبتنی بر همین باور اوباما با صراحت اعلام کرد که در سال 2015اکثر نیروهای نظامی خود را ، از افغانستان خارج میکند ،زیرا با این اقدام از یکسو زمینه اعتماد میان امریکا و چین تقویت یافته و از جانبی فتوای جهاد در افغانستان دیگر به مثابه یک تکلیف شرعی مجوز جدی نخواهد داشت.

شک نیست که با این اقدام ازمصرف  سر سام آور هزینه جنگ در افغانستان  جلو گیر ی شده و بیشتر محور تمرکز .همکاری به سوی خاورمیانه معطوف گردد.

اخیرا کتابی از رابرت گری، مامور پیشین سیا در افغانستان و پاکستان منتشر شده است. در محتوائی کتاب هشدار او نسبت  مشکلات آینده افغانستان است .

آقای گری معتقد است که فشار روز افزونی که گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه با آن مواجه است، بخشی از آنها را به افغانستان متواری خواهد کرد .

 اگر چنین اتفاقی بیافتد و آنها پایگاهی در افغانستان بیابند، خطری که آمریکا و غرب را تهدید خواهد کرد، بزرگ تر از آن چیزی است که در یازدهم سپتامر ۲۰۰۱ اتفاق افتاد.

اما روشن است که رهبری طالبان برای مشروعیت یافتن دولت اسلامی با تمام قوا مخالف بوده و هرگز این جَریان آمادگی اتحاد با این جریان را در پاکستان وافعانستان ندارد.

لهذا اگر در بحبوحه این هیاهو پاکستان در تبانی باچین بتواند در برابر طالبان ایستادگی کند ،فرصتی است که غرب ظاهرن با دنبال آن است،اما مهم ترین چالش آنست که این رویکرد ها همه از ظواهر قضایا بوده و دشواراست  اهداف پنهانی که همه پاسدار رسیدن به یک هدف بزرگ اند برای دنیا روشن باشد .

زیرا همانطوریکه در استراتیژی ایجاد و شکلگیری داعش اهداف مرموز وجود داشت در تنبیه وحاشیه کشانیدنش اهداف پوشیده و مبهمی که برای سناریوسازان عقب پرده مبرم و مهم میباشد، قابل عطف است.



تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 22:50 | نویسنده : سیرو س احمد |

خطرحضور داعش در افغانستان

"خطر این است که گروه مَوسوم به دولت اسلامی (داعش)، برای جلوگیری از فشار فزاینده غرب در عراق و سوریه، جبهات تازه ای را در دیگر کشورهای اسلامی‌ باز کند و دامنه جنگ را گسترش دهد."

در این صورت یکی از گزینه‌ها می تواند افغانستان باشد، جایی که سالها است تنور نبرد علیه ائتلافی از کشورهای غربی به رهبری آمریکا در آن گرم بوده است.و برای گرم نگهداشتن تنور آن غرب در جریان دودهه هیزم فراوانی در این تنور انداخته ، اگر با دید منصفانه پس زمینه این جنگ فرسایشی تأمل گردد ،آنهای که امروز با این جریانها مقابله دارند ،دیروز متحد تاکتیکی این جریان بودند.

تا دیروز اکثر کار شناسان به این باور بودند که به دلیل همدلی جریان طالبان که منبع فقاهت و اجتهاد شان منبعث از مکتب دیدبند بود ،دشوار است با جریان داعش که نحوه گرایش وهمبستگی آن به وضاحت به جریان سلفی هاست پیوند محکم تامین شود .

اما برافراشتن لوا داعش توسط مولوی عبد الرووف که در جریان طالبان شخصیت محوری شمرده می شد و با جریان سلفی ها هم باور بود این جزم اندیشی هارا فروریخت.

مولووی عبدالرووف نخستین کسی است که در افغانستان لوا داعش را بلند نموده و در زمان حکومت طالبان قوماندان قوای هرات بود،بر مبنای گزارشها چندی پیش مولوی عبدالرووف از طریق ایران وبغداد به مناطق تحت قیمو میت دولت اسلامی سفر کرده وبر مبنای هم باوری مشترکی که از گذشته با داعش داشت به حیث فرمانده خراسان از جانب رهبری داعش گزینش شده بود.

بدون شک در میان رهبری طالبان تنها مولوی عبدالرووف به گرایشهای سلفی همباور نبود ،بلکه در صفوف و سطح رهبری طالبان هستند افراد و اشخاص که گرایش همباوری با مذهب سلفی داشته و ممکنست رابطه نزدیک میان آنها و دولت اسلامی داعش تامین شده باشد.

نشانه های نفوذ داعش

بر مبنای گزارشها حدود دوماه پیش بود که شماری از مقام های محلی در ولایت های غزنی، زابل و هلمند گفتند، خانواده هایی در مناطقی از این ولایات مستقر شده اند که زن و مرد،شان مسلح اند و عضو گروه طالبان هم نیستند.

کمی بعدتر از آن نوار ویدیویی منتشر شد که ملا رووف خادم از فرماندهان پیشین طالبان، را در حال بیعت با ابوبکرالبغدادی رهبر گروه دولت اسلامی نشان می‌داد.

شک نیست که مستند به همین گزارشها استخبارات امریکا در جستجوی مولووی عبد الرووف برآمده و چند روز پیش اورا باشش نفر محافظانش شکار هواپیما های بدون سر نشین امریکاها شد.

و نیز اطلاعات دیگری که در دست است ، نشان می‌دهد که او در گذشته از دوستان ابو مصعب زرقاوی رهبر شبکه القاعده در عراق بوده است.

با توجه به امکانات مالی که این سازمان در دست دارد شک نیست که سایر فرماندهان طالبان راهی تحت قلمرو داعش شده وبرای زمینه سازی حرکات های نظامی در افغانستان به گرفتن منابع مالی موفق شوند.

زیرا جریان طالبان نسبت به هر زمان دیگر در افغانستان وپاکستان تحت فشار مالی و نظامی بوده ،و شیوخ متمول عرب هم اکنون علاقه چندانی به اعطای کمک های مالی به جریانهای رادیکال پاکستان و طالبان افغانستان نیستند.

با توجه به این حقیقت نهای ترین تدبیر سازمانهای رادیکال که از آسیامیانه در پاکستان و افغانستان هستند ،تابعیت از حرکت مولوی رووف بوده زیرا منابع همکاری در پاکستان رو به خشکیدن است.

در بحبوحه ایجاد تنازع و کشمکش میان طالبان و داعش دولت چین با توجه به خطراتی احتمالی که در بخش اویغور نشین کشورش پیش بین است ترجیح میدهد ،با پاکستان فرایند همکاری خودرا توسعه بخشیده و با یک تیر دو هدف چاق را شکار کند.

هدف نخست تضعیف سازمانهای رادیکال پاکستان که تهدید احتمالی برای چین بود ه و هدف دوم همکاری غیر مستقیم اما هدفمند و موثر با جامعه جهانی میباشد.

مبتنی بر همین باور اوباما با صراحت اعلام کرد که در سال 2015اکثر نیروهای نظامی خود را از آن از افغانستان خارج میکند ،زیرا با این اقدام از یکسو زمینه اعتماد میان امریکا و چین تقویت یافته و از جانبی فتوای جهاد در افغانستان دیگر به مثابه یک تکلیف شرعی مجوز نخواهد داشت.

شک نیست که با این اقدام از هزینه سر سام آور جنگ جلو گیر ی شده و بیشتر محور تمرکز .همکاری به سوی خاورمیانه معطوف گردد.

اخیرا کتابی از رابرت گری، مامور پیشین سیا در افغانستان و پاکستان منتشر شده است. در محتوائی کتاب هشدار او نسبت  مشکلات آینده افغانستان است .

آقای گری معتقد است که فشار روز افزونی که گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه با آن مواجه است، بخشی از آنها را به افغانستان متواری خواهد کرد و اگر چنین اتفاقی بیافتد و آنها پایگاهی در افغانستان بیابند، خطری که آمریکا و غرب را تهدید خواهد کرد، بزرگ تر از آن چیزی است که در یازدهم سپتامر ۲۰۰۱ اتفاق افتاد.

اما روشن است که رهبری طالبان برای مشروعیت یافتن دولت اسلامی با تمام قوا مخالف بوده و هرگز این جَریان آمادگی اتحاد با این جریان را در پاکستان وافعانستان ندارد.

لهذا اگر در بحبوحه این هیاهو پاکستان در تبانی باچین بتواند در برابر طالبان ایستادگی کند ،فرصتی است که غرب ظاهرن با دنبال آن است،اما مهم ترین چالش آنست که این رویکرد ها همه از ظواهر قضایا بوده و دشواراست  اهداف پنهانی که همه پاسدار رسیدن به یک هدف بزرگ اند برای دنیا روشن باشد .

زیرا همانطوریکه در استراتیژی ایجاد و شکلگیری داعش اهداف مرموز وجود داشت در تنبیه وحاشیه کشانیدنش اهداف پوشیده و مبهمی که برای سناریوسازان عقب پرده مبرم و مهم است قابل عطف است.



تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 11:20 | نویسنده : سیرو س احمد |

نوشتن چه در سوژه خبر ،گزارش ،مصاحبه ،تفسیر ،تحلیل، داستان ، شعر ،فلیتان و طنز فرصتی طلائی را در اختیار ما قرار میدهد ، تا با مخاطب رابطه عاطفی و جادوی بر قرار کنیم .
و با خلق اثری بنام سوژه های بالا ما در واقع به یک رب النوع مبدل شده ،وبرای مخاطب مان دید نو ،عواطف تازه و شناخت بکر در باره یک رویداد می دهیم .
شاید این سوژه، خبر خوب ،گزارش جامع ،مصاحبه نغز و یاشعر مملو از لطف وطراوت باشد ،که همه این کار های بزرگ به استمداد چند ورق کاغذ ،قلم توش یا خود کار از گنجور ذهن ما چکیده اند .
اما هر چه که هستند ،اگر بر مبنای تیوری اکادمیک تنظیم شده باشند ،بدون شک بر طرز قضاوت ،دید و نحوه گرایش مخاطب ما تاثیر ویژه خود را دارند .و ممکن است حدود وثغور حوزه دید مخاطب ما با شناخت رویداد های که راوی آن نویسنده است ،بکلی دگر گون گردد.
یکی از ما موریت و التزام مهم برای نویسنده آن است،که منحیث یک راوی و خالق اثر ادبی چه از نوع داستان ،شعر ،طنز و یا سوژه های خبری برای مخاطب آگاهی بدهد،اورا بخنداند ،بگریاند ،آگاه بسازد و حتا نحوه نگرش اورا در مورد رویداد ها دگر گون سازد.
حتا امروز اکثر اسا تید خالق طنز ،شعر ،داستان و سوژه های خبری به این باور اند که اگر راوی و رب النوع سوژه های ادبی و خبری نتواند به هدایت و روشنگری مخاطبش نایل گردد ،نتوانسته التزام و ماموریت خود را در برابر تعهد و مسلک خود انجام بدهد.
مبتنی بر این تیوری با درد و تأسف هنر مند ،شاعر و نویسنده متعهد دشوار است در زمان خود پا به پا ی زمان زندگی کند ،همان طوری که تا هنوز هنر مندان وشاعران گذشته در زما ن خود تنها ،منزوی و لی امروز من و ما مخاطب شا ن هستیم . به ماهیت این حقیقت زمانی وقوف یافتم که هژده پرسش ابوریحان و هژده پاسخ ابن سینا را تصحیح ،تدقیق و ترتیب میکردم. به روشنی دریافتم که آنها انسانهای عصر خود نبوده و طرح و تولید افکار شان در عصر خود شان غریب و اما شش صد سال برای اروپا این پیامها حامل بار معنائی مهم ومثبت بوده اند.اما با دریغ در محیط که ما محکوم بزندگی هستیم تاهنوز مخاطب اصلی خود را نیافته اند.



تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ | 6:0 | نویسنده : سیرو س احمد |

شفگت انگیز دنیائی که بودم         به مدح  ذم آن خیلی سرودم

گهی سرد وگهی گرم وگهی بد    در آن بزم که من چندروز بودم

گهی تلخ وگهی شرین دنیا        من اینجا درمیان  مانند   عودم

عزیزم در دلم مهر تو دارم        رهی الفت مجدد من گشودم

بیا بگذشته را تابوت سازیم      ازاین خود بینها آخر چی سودم

اگر فردا سر گورم بیائی         تسلی کی دهد عطری زدودم

هنوزم دیده دل خوب بیناست    پر ازغوغا خروشان همچو رودم

بزن یک زخمه بر بالای سینه    سراسر الفت است کل وجودم



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 6:22 | نویسنده : سیرو س احمد |

جنگجوی هدفمند کسی است از جنگ ,موانع و  سپاه  

 مقابل انزجار ندارد . 

 اما حجم نفرتش منبعث ازشناخت  است که از نحوه  

ایده ، طرز تفکر ،عوامل ،انگیزه

 وبانی  جنگ طرف مقابلش مایه وشکل میکیرد.



تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 13:49 | نویسنده : سیرو س احمد |

شمشیر کا غذی شار لی ابدو مسلمانان میانه روهم شکار میکند

تبصره : محتا ج

رویداد فرانسه از نگاه عناصر در بر گیر ی و قرابت جغرافیائی با ما پیوند قابل توجه نداشت ، اما از نگاه قرابت معنوی با نحوی از انحإ با سر نوشت همه مسلمان پیوند آشکار داشت.

مقا مات امنیتی فرانسه اتفا ق چنین رویداد ی را از قبل پیش بین بودند، اما حمله به دفتر شارلی ابدو محتمل ترین رویداد بود که ،میبایست پیرا مون آن توجه بیشتر صورت میگرفت.

زیرا، این مجله با نگاه استهزا وسبک در گذشته هم به نشر مضامین کرده بود که با اعتقادا ت و باور های مسلمانان تعارض آشکار داشت.

هر چند سازمانها ی که با نحوه پالیسی نشرا تی شارلی ابدو خصومت آشکا ر داشتند ، همان سازما نها ی رادیکا لی بود ند که به استمداد غرب سه دهه پیش برای گرم نگهداشتن تنور جنگ گرم منحیث هیزم آنها را غر ب تشحیذ ،تمویل و تقویت کرده بود .

اما بعد از رویداد تها جم بر دفتر شارلی ابدو غرب به ویژه رسا نها ی پر مخاطبی مانند... این رویداد را به مثابه چاق ترین رویداد خبر ی شکار نموده و جایگاه مهمی برایش در تیتر و لید خبر  در رسانه ها دادند .

از جا نبی ده ها رویدا د دیگر که از نگاه عنا صر در بر گیر ی و قرابت جغرافیا ئی برای مردم افغانستان اهمیت خاص خبر ی داشت یکسو گذاشته شده ، و شارلی ابدو به مثابه شمشیر کاغذی در تقلائی شکار ، و ایجاد افتراق در میان مسلمانا ن و غر ب شد.

اکثر کا رشناسان ان به این باور اند که غرب در سی سال اخیر با دو رویکرد به مسلما نا ن نگاه داشته است . نگاه اول باز ی از عوا طف و احسا سات برخی سا زما نهای تند رو ما نند القاعده و.... که  برای تحقق اهدافش از انرژی آنها استفاده به موقع نموده و در واقع دیوار برلین و تندیس لنین را از میدان سرخ با تقلائی آنها پایا ن کرد.

 و نگاه دوم نوعی نگاه بی باورانه نسبت به مسلما نا نیکه  با وجود که قرنها  زند گی مشترک  با مردم  غرب دارند ،با تأسف تا هنوز بستر وفاق و همدلی با هم  نیافته اند .

و آشکار تر از همه اینکه تفا وت های طبقاتی در غرب با نحو ی از انحإ تاثیر گزار در روا بط مسلما نا ن با غرب بوده است.

علی ای حال از فحوا ی برخی کنش ها و واکنشها چنین استنباط میگردد که این بار غرب با موقف روشنتر و فعالتر نسبت به مسلمانها میخواهد رو در رو گردد.

بد نبینی آشکار در جوا مع غربی نسبت به مسلما نها ،سوختا ندن برخی مسا جد در کشور فرانسه ،سختگیر ی های بی سابقه دولت آلمان و موقف تند و عصبی گونه صدر اعظم انگلیس همه بیانگر ایجاد بستر افتراق در میان مسلمانهای عادی و غر ب است.

اگر برمبنای هما ن ارزشهای که غرب بانی و مولف آنست مکث کنیم ، آزادی در همه جا تابع برخی مناسبات دینی ، فرهنگی سیاسی و مصلحتی است .

تبین آزادی با رویکرد ی که توهین ،تحقیر و اجحاف در مورد عزت معنوی و باورهای دیگران به هر بها نه که  باشد به معنای هتک و شکستن عزت معنوی دیگران شمرده خواهد شد .

آزادی که فرهنگ و باور پدر و اجداد من در آن  صیانت ،نشود در واقع این نوع آزادی به معنائی تخریش و تخریب حقوق معنوی منست .

و آزادی که پیامش برای محا طب بار معنائی منفی ،رخوت و ذلت بدهد این آزادی بد ترین استبداد بوده که هر وجدا ن بیدار مجبور است در برابر آن  خط قرمز نشا ن بدهد.

اما حقیقت این است که این مسلمانا ن عادی که تابع خط بنیاد گرائی نیستند در واقع خود هر روز آما ج حملات این بنیاد گراها در گینه ،افریقا ،افغانستان ،پاکستان ،هند و اکثر کشور های اسلامی بوده و بد ترین زجر و شکنجه را از نحو کنشهای این سازما نهای تند رو راتجربه کرده اند .

لهذا دید مشترک و قضاوت مشترک از جا نب غرب در مورد اسلام از یک" لینز" بد ترین قضاوت و خشن ترین عملکردی است که غرب به آن متوصل میگردد.

اگر غرب با نگاه شفاف، بیطرفانه مبتنی بر یک قضاوت سالم رویداد ها را به تبین و تعریف نو حلا جی نکند ، با این نوع کنش نه تنها بحرا ن غرب ستیز ی کم رنگ میشود ، بلکه شعله ها این بحرا ن برای غرب و مسلمانها پیا مد بد را پیام می آورد.



تاريخ : شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ | 9:18 | نویسنده : سیرو س احمد |

فرهنگ
این روز ها به جا نب ساقی شهر ما
شاه و گدا به اتفاق ببین سنگ میزنند
برخی به عزم راست گرفتند معرکه
اما گروه ثانی به نیرنگ میزنند
واماند ه گا ن بی سبب و بی تبار وقوم
بر دامن هر آنکه رسند چنگ میزنند
یوسف شهامتی و بیا اعتراض کن!
بر دامنت گروه غبی رنگ میزنند
دیروزدر حضیره شهرم شنیده ام
تندیس های مرده همه بنگ میزنند
جبرئیل خد متی وبیاور پیام راست
این خیل خدعه ورز همگی هنگ میزنند
مشاطه ها به چهره پیران بذله گو
سیر وپیاز مرچ به آژنگ می زنند
بااین صنایع که شمه آن را بگفتیم
لاف وغا و شطح زفرهنگ میزنند
برخی که بر اریکه قدرت نشسته اند
لاف وگزاف وفتنه و نیرنگ میزنند
جادوگران سا حر وساحل نشین شب
بر کاخ ها نشسته وارژنگ میزنند



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ | 12:25 | نویسنده : سیرو س احمد |

یاداشت چکیده در باره وجه تسمیه و فرهنگ کوف

نویسنده : فیض الله محتاج

فراینددرد که ازضمیردل ودیده من به سوی گریبان من غریبانه جاری است، درد شخصی من نیست؛این درد درواقع درد محرومیت، بدبختی وصدا ازبی صدای فلان مردی مجبور است که مفهوم زندگی رادررنج کشیدن ومردن میداند.

مسلماً اشک که ازدیده من به سوی گریبان من راه بخیه کشوده است وشیرازه نظام زندگی رابانگرانی گره زده است، اشک من نیست:

این اشک بصورت سمبولیک اشک غریبانه ایی ازدختران سیاهپوش وسیاه بخت وجوانان زجرکشیده است که معنی زندگی درانحصارمشقت وشدت میدانند.

این اشک من سمبول رنج و محرومیت انسانی است که در فرایند نیم قرن اخیر

مفهمو م زند گی را به معنی آزادی ، رفا مردم ، آگا هی و تشریک مساعی با انسان محکو م دانسته ، اما ّبه جرم دانستن قلا ده ستبر سیاه را استعما ر چپ و راست بر گردنش انداخته و موفق به اسا ر تش شده است .

با وجود همه تلخ کا می های امروز خطو ط سیاه را که استعمار چپ و راست وضع کرده بود همه خوشبختا نه رنگ باخت .زمان با نهیب رسا مردم را دعوت به تفاهم و آشتی کرد .

مضاف بر ان ایمان وقدرت شناخت برای من امکان شک رامیدهد که، به فردایی بهتربرای نمونه های بدبختی {یعنی جوانا ن کوف }صبح روشن رابشارت وپیام بدهیم.

مشروط براینکه نسل جدیدبرمحورایمان واعتقادراستین درتقلا تعریف مشکلات خودوپدرش گردد.

مشروط براینکه باواژه های یأس، شکست، تسلیم، انقیاد واطاعت پدرودبگوید.

ومشروط براینکه درس استواری وایستایی رادرضمیرخودتلقین ومعنی پیروزی رادراتحاد وتشریک مساعی بادیگران بداند.

مشرو ط بر اینکه معتقد به این باور شود که تحصیل علم و رفتن به درب مدرسه  به

حلال درد گذشته وآینده اوست .

مانسل بوديم که نسبت به هرپدیده دیگر به اصل افتراق، استرس، بدبینی، وخودکمتربینی معتاد واین امراض را از روز گار تحویل گرفته بودیم

مانسل بودیم که جنون زده و درحالات مختلف احساسات دگرگونه داشتیم.

وقتیکه سیربودیم دنیارا سیرفکرمیکردیم، وقتیکه ازبدحاد ثه درمصبيتي رودروشدیم، دنیارارتنگ وخود را مصيبت زده فکرکردیم.

ووقتی که به اوج تعیش رسیدیم دریک شب اخلاق ، نگر ش و مواصفات ما مبدل به خصوصیات نوین شد.

و جهت تا مين منا فع ، فردی وخانواده گی خود، پا برسرمنافع جمع گذاشتیم، وباحیل وکیدکه برای همه قابل تعریف بود، مشکلات همه رانادیده گرفتیم.

کا ر برد وجمع کردن خطی ّبه نام چپ و راست در این نبشته به به این انگیزه بو د که مو لفه افترا ق که از جر یا ن نیم قرن به این سودر میا ن دو نسل ریشه بی پیشینه دارد انگیزه اش فقر ،بیسوا دی و کا ر مستمر پا کستان ، اتحا د شو روی متو فا و تا ثیرا ت محیط پیرا مو نی بو د

من به به این باور م که جرگه گر سنگان در همه رو ی کره ز مین ایستگاه و منافع واحد دارد .

وابستگي ها ي اجبا ر ي به اين ایز م و آ ن ایدیو لوژ ی ما حصل مو لفه بی تعر یفی از حضور مشرو ع انسان  درجوامع عقب ماند ه است.

ضرورت میدانم دیواراختلاف وافتراق را درشرایط کنونی چپه نموده وبجایش پل تفاهم میان عشیره چپ راست که درواقع وابسته به دهکده فقراندایجادکنیم.

درجامعه مانند افغانستان که خط شناخت برای روشنفکرموازای به تهی بودن .پر بودن خط روی معده است ، پس از این نسل چی توقع ئی رامیتوان تمع داشت.

فلهذا به این وسیله خواستیم خوان وفاق وتفاهم رادرمیان اهل دهکده فقرکه باهم شوربختی، شرین بختی وتسلسل تباری دارند، ازنوبه این بهانه اساس افگنم.

وباخلوص وباور راستین ازهمه اشخاص که به قدسیت وقضاوت بیطرفانه قلم ایمان دارند، سوکندبدهم که بیاید درگردخوان بنشینم که توانایی هضم طعام انرا معده های ضعیف مادارند.

بیاید ازاین خوان مشترک سهم مساوی گرفته وحق انسانی دگران رابه بهانۀ سیاه وسفید چپ وراست نفی نکنیم.

وبیایدبه فکرفردایی باشیم، که یک نسل بعدترتوانایی قضاوت درمورد عملکردمارا دارد.

و بیاید اصلی آدمی و شایستگی را در انحصار تقوا ، صدا قت  ,معرفت، وعمخوار ی صادقانه به انسان های بدانیم که محتاج مداوا و یاری اند .

تقسيما ت محلي



تقسيما ت محلي :

كو ف تا پيش از رويداد ثور به سه بخش كو چك در ميان خوانين تقسيم و سه ارباب سهامدار این دره کوچک بو دند .

پيتاو :

معنا ي كه حا مل بار معني برا ي وا ژه پيتاو با شد در فر هنگ ها نيافتم اما در لهجه ها ي گو يشي كا بليان و بدخشانيان پيتاو به جا ي گفته ميشود كه بستر منا سب برا ي تابش آفتا ب باشد .

لهذا پيش وند حرف ها ي الف و واو مكن است در گو يش ها ي محلي پدران ما به معنی

ظر ف بو ده است .

زيرا، وا ژه پيت در زبان پهلو ي به معنا ي ظر ف فلز ي است كه برا ي رو شن كردن نفت يا رو غن ازاز آن استفاده ميكنند . در لهجه ها ي گويشي مردم درواز، شكي و كوف پيت به معني هموار كار برد دارد .

لهذا يكي از دلا يل وجه نام گذار ي پيتاو گر ديده ظرف بودنش برا ي تا بش آفتا ب است .

قر يه ها ي آغرم ، شپون ، قلعه ، نوكشهر، في ، پا  یشهر، پديو تا كر نيو مر بو ط پيتاو بودند .

گفتنست كه مردمان منا طق ياد شده به صو رت سنتي تحت قيمو ميت قوم ميري عزيز بو دند.

پا ي نشر :

نشر معمولن به مکا ن و جا ی گفته میشود ؛ که پایگاه آفتا ب همیشه نبوده ودر زمستان منا طق که از تابش آفتا ب از بامداد تا عصر متواتر نباشد نشر گفته میشود.

قرا ي پا ي نشر شامل پس رز ، پس فيتك ، خورش .آبګرد پس راغ، نشر پديو مربوط پای نشرود .

ا ين ًقرا معمو لا تحت قيمو ميت مر حوم وكيل عبد الرحمن كو في بود .

به دليل انكه در منا طق پا ي نشر از طرف زمستان آفتا ب كمتر مي تا بد اين نوا حي را به

نا م پا ي نشر يا د ميكنند .

با خرو با لا :

قرا ي باخرو ، چتنيو ، لو لو آب ، شخرو ، راج، درا ج توابع ا يل واخ [ ديل واخ] [مان ديس ،

پاي مزار ، چشمدره ، پركم ، غضيون ، ستخمب، جراوج و رستر منا طق مشتر ك المنافع بودند كه تو سط خوانین اداره محلی ميشد ند .

اما با آمدن ر و يدا د هفت ثور معا دل ها دګرګو ن و ابتكار عمل به كساني تكيه كر د كه در مو رد شان در جا ي ديګر به تفصيل سخن خواهم ګفت .

ویژ ه گی ها ی بو می

مردمان کوف راستی امانت داری و مهمان نوا زی بز رگترین ممیزه مردی میدانند .تا پیش از رویداد ثور در تما م این نا حیه حتی یک دزد نبود . در تا بستا ن هزاران راس مواشی اعم از

کو چی ها و مر دم محل در ییلا قها بود باش داشتند . بسیار به ندرت اتفا ق می افتید تا

موا شی کسی گم کردد.

اکثر مردم کو ف کم روئی  افراطی داشته و این افراط در بر خی مواقع باعث پنهان ما ندن اصل مشکلات میشود .

به دلیل مو جودیت رود خانه پر سر و صدا معمو لا بلند صحبت میکنند و در اثنا ی صحبت یکنوع حجب مرموز در صحبت شان مشهود است .

زنان در بر خی مسا عی با مردان همکا ر ی مکنند تا سی سال پیش زنان حجا ب

مخصو صی نداشتند پو شیدن چادر ی معمول نبود ز نا ن در زمان رو در روی با مردا ن نا

محر م رو خو د را با چا در که به سر داشتند میپو شیدند.

زبان ولهجه های گویشی:

باوجودآنکه مردم این منطقه بسیار باهم نزدیک اند، اما بدلیل تفاوت های که درآب وهوای قراوجوددارد با بیشتراز چها ر لهجه های گو يشي صحبت میکنند.

عموم این مردم بازبان دری گفتگونموده، وصدها واژه که درزبان دری نوشتاری مرده اند درگویش های  این مرد م زنده اند .  

واژه های گدگدک، نغز، غرم، پروز، وسیل، کلاتک، موری ، پروزسار، گنجور، مه مه، پيت ، پيتا و، پي زار پستی راغ ، ستخمب چتنیو ، کر نیو ، خه وصدها وازه دیگریاد گا ر ها ی درخشا ن اند وابستگی این زبان را بزبان  سا نسکریت پیوند می دهد.



جشن های عنعنوی:

مضاف براعیادمذهبِی، جشن های عنعنوی مانند جشن سال نو، جشن مهرگان , جشن گل گردانی وجشن چله که همانا جشن شب یلدا,است مروج بود.

جشن سال نو:

جشن نوروزیادهقان بصورت عنعنوی درکوف سه روز است دراین مراسم که به اشتراک مسوولین واحدهای اداری برگزارمیگردید، در یک جای ویژه مردم جمع شده به پهلوانی میپرداختند. سران برگزیده بصورت سنتی محلات راکه تحت نفوذ خودداشتند، تقسیم وبنام (پیتاو) وپای نشر، نموده وباگزینش برجسته ترین ها به مصاف هم میرفتند.

به آنهای که دراین مسابقه پیروز می شدند ازجانب طرفداران شان هدایا داده می شد. برگذاری این جشن شباهت زیاد به یک مسابقه مثبت وهدفمند دوتیم داشت.

بز كشي ها ي خزاني [جشن مهرگان:]

درماه خزان زمانیکه محصولات زراعتی جمع آوری می شد، مسابقه بزکشی درمناطق مختلف برپای می شد.

شیوه برگذاری این جشن شباهت های بسیاری باجشن مهرگان که درروز 16 مهرماه توسط پارسیان آغاز می شد وتا21 مهرماه ادامه داشت دارد.

معمولاًًًًًًدراین جشن تیمها مشخص ومجزانمی شد، امابرترین ها با اسپ های نیرومند به شهرت میرسیدند.

تافرجام زمستان به استثنای مراسم عروسی خبری ازجشن وشادی نبود، مردم درمساجدمهمانخانه ها فقط به مثنوی خوانی امیرهمزه خوانی دم غلط میکردند.

جشن گل گردانی:

جشن گل گردانی، معمولاً توسط کودکان قدونیم قد وپسربچه های که به بلوغ نرسیده بودند برگذار میگردید. شیوه برگذاری این جشن آن بودکه این بچه های قدونیم قد ازمیان خودسه چهارنفرراکه لحن وصدای شان آهنگین ودلنشین بودگزینش نموده وخا نه بخانه میرفتند.

بارسیدن به دروازه خانه شعرمعروف"گل گردانی" را ترنم وزمزمه کرده وازصاحب خانه میخواستند هدیه ایی برای گل نوبدهد.

گل نو که درمیان لفافه گنجانیده شده بوده باامانت داری به صاحب خانه نشان داده می شد، واوبعدهدیه راکه شامل آرد، روغن زرد، قروت وچارمغزبودبه گل گردانها اهدامیکرد.

چند مصر ع از سروده گل گردانی .

گل آوردیم گل خا ر است =                        گل زردک به او یار است

بهار نو مبار باد

گل آوردینم آزآن پا یان                                    = بده غله به گل گردان

بهار نو مبارک باد

گل آوردیم گل زردک=                                       = بده تحفه الا مردک

بهار نو مبار ک باد

گل آوردیم گل تازه =                            = تنش بسته سرش بازه

بهار نومبارک باد

گل آوردیم به مهما نی                          = تو قدر گل نمیدانی

بها ر نو مبار باد

گل آوردیم  قشگنست گل                         =  بود مهمان تا چل

بهار نومبارک باد

قابل گفتنست که این بحر در بحور عربی نبوده و بدون شک یکی از بحور روان و ساده است ، که در میان پارسی زبانا ن پیش از اسلام مروج بود ه اما اساتید علم عروض به هر بها نه ئی بود ه از کار برد آن در 19 بحر پارسی و عربی  یادی نکرده اند.





جشن های مذهبی:

اعیاد قربان ورمضان درکوف به شیوه باشکوهی برگذارنمی شد.

روز اول عید به محل معینی که فقط به دوسه موقعیت اختصاص داشت مردم میرفتند وبعدازشنیدن موعظ وخطبه جوانان به تخم جنگی می پرداختند.

البته پرداختن به مسابقه تخم جنگی درواقعیت به فتوای ملای محل قمار شناخته نیمشد، اماباوجود آنهم تخم جنگی یکی از سرگرمی های ویژه بود.

باختم نمازمردم به تهنیت عیدئ به همدیگر پرداخته وبخانه همدیگر رفت وآمدمختصری هم داشتند.

قربانی کردن تاسالهای اخیر معمول ومروج نبود شاید دربعضی قریه ها یک دونفرپیدامیشد که به ذبح گاو وگوسفندمبادرت نماید.

سالیانه ازاین منطقه بیش ازدوالی یکنفربه رفتن حج بدلیل فقرومحرومیت اقتصادی موفق نمی شد.

وتاهنوزهم ادای مراسم حج یک اقدام شگفت واستثنایی تلقی میگردد.

ازدواج:

ازدواج ها دراین خطه تاهنوز هم اجباری است. پسران ودختران کمترموفق به آن میشوند، تاپیش ازشب ذفاف به دیدار ومعاشرت هم موفق شوند.

کسانیکه صاحب رفاه اندک اند، کوشش میکند پسران خودرا درسن ده الی پانزده سالگی متاهل كنند.

شیوه خواستگاری مبتنی براراده پدرسالاری ومادرسالاری بوده وکمتربه فرزندان حق داده میشودتادرباره پیوند زندگی خود فکر کنند.

یکی ازشاخص های فرهنگی ایکه درفرهنگ متاهل شدن مروج است همانا شیوه برگذاری مراسم عروسی است.

دیدباز دید های نخستین مسلماً به وساطت مادران تامين شده وبعداً خواستگاران بخانه دختر دارمیروند.

بعدازمراسم نامزدی پسرحق ندارد بادختربه معاشرت وصحبت مبادرت نماید. هرزمانیکه بخانه خسرمیرود باید پااز محیط احتیاط بیرون ترنگذارد، واقدامی رانجام ندهد که وسیله نگرانی خسررامساعد سازد. درغیرآن خشم یک مرد بومی کمترازخشم یک شیرشکاری نیست.

داروغه:

معنی واژه دارغه یادروگه:

درفرهنگ هاداروگه به معني ابابیل وغچی بوده وبرخی زبان شناسان به این باوراند که ریشسه واژه در زبان سناسکریت است.

امامولف فرهنگ معتبر عمید داروغه را بزرگ، سردسته وریس پاسبانان ونگهبانان شهرترجمه ومعنی کرده اند.

این واژه به استثنایی ناحیه کوف درجای دگرکاربرد به بارمعنایی بالا را ندارد.

اصل واژه ترکی وصفت بوده درزبان های عربی وترکی تاهنوز کاربرد دارد.

معمولاً مراسم ازدواج ازمرحله نامزدی تارسیدن شب زفاف به سه مرحله تقسیم میگردد.

بعدازآن که مراسم نامزدی گذشت، وموعد وصلت اصلی فرارسیدن چندتن ازریش سفیدان قریه جهت تعیین مهراستخدام میشود. واین مهریه راکه پدربچه میپردازد شامل چندرأس مواشی موادارتزاقی وندرتاً پول نقداست.

ازفرجام یابی کاردارغه ها ؛مراسم عروسی برنامه ریزی شده، ومعمولاً عروسی ها شب هنگام صورت میگرد.

بعضی خانواده هاحتی برای چندوقت مانندچاشت شب مهمانان را که جهت برگذاری جشن خواسته اندبرای شان نان تدارک میکنند.

مراسم ریش تراشی:

دردهات بدخشان بوِیژه کوف عروس وداماد توسط مشاط های ویژه آرایش نمیشوند، فقط اولیایی دختر درحد بضاعت وتوانایی دخترخودرا؛ آرایش مختصرنموده اماپیش ازنکاح مراسمی بنام سرتراشی برای داماد آماده میشود.

مراسم طوری است که، هنرمندمحلی موسیقی ویژهایی راباشعرخاص آماده شده باموزیک [دمبوره وغژک یادف] ترنم نموده و سر تراش  قریه باتیغ خود به آرایش سر، گردن وریش داماد آغاز میکند.

باشروع سرتراشی که درعرف شهرنشینان آرایش داماد است، اهل قریه ومهانان به اندازه بضاعت واستطاعت خوددردستمالی که جهت جمع آوری پول آماده شده است می اندازند.

بعضاً این مراسم باحضور دوتن هنرمند محلی اجرامیگردد.

و این مصارع بی وزن قافیه معمولن توسط هنرمندان دو گا نگی اجرا می شد .

سر تراشاناننیشی.

مر تراشا نانشی.

آب گرمش فارمی .

تیغ تیزش فا رمی .

و بعدن یک رباعی به صورت تنهای توسط یک هنر مند اجرا میگردد.

چرخا فلک ستمگر قر قره دم =    مفلس به فراعت و غنی در قلزم

افتیده به تی بید خلق بسیار =    باریده به فرق بید صد سنگ و قرم

سر تراشنا ننشی مر تراشانانشی و........





مراسم عقد:

مراسم عقد مانند سایر مناطق افغانستان باحضور ملای مسجد چندتن ریش سفید اجراشده، وبعداز ان برای انتقال عروس آمادگی گرفته میشود.مراسم ازدواج که درداخل یک قریه صورت میگیرد، معمولاً شاه وعروس بخانه داماد با اتفاق هم که پیرامون عروس را"شانجی" هاگرفته اند صورت میگیرد.

درصورتیکه محل سکونت شاه وعروس فرق کند، وعروس ازقریه دگرباشد، جهت انتقال عروس ازاسپ، مرکب وندرتاً در دوش  برادریامامایش انتقال میشود.

بعضاً عروسه آنقدر درکوچکی شوهرداده میشوند که حتی توانایی رفتن با پای پیاده رابه قرا دورنداشته دختر درصورت سردی هوا برف بسیار یا بارندگی بردوش اقا ربش تاخانه داماد انتقال ميشود.

حبوبات:

همانطوریکه پیشتر اشاره شد، مناطق که دردوسوی رودخانه واقع شده اند، هوای مرطوب داشته ودراراضی آن حبوبات مانند: گندم، جو، جواری، باقلی، ارزن، نخودومشنگ قابل بذراست.

علاوه ازحبوبات درمنطقه مذکورمیوه های چارمغز، ناک، زردآلو، سیب، توت، شفتالو، انگور، آلوچه وبهی قابل زرع وحاصل دهی است.



تأسیس مدارس ومکاتب رسمی:

آنچه که  روشن است، کوف وولسوالی دروازتا سال 1895 مربوط بخارا بوده است.

اسناد وامار که تاهنوز نزد مردم موجود است، بیانگراین واقعیت است که واحدهای اداری کوف، شکی ودروازدراثرمعامله میان ر وسها وانگلیس ها ازپیکربخارامجزاوتابع جغرافیای افغانستان شده است.

لذابصورت سنتی زمانیکه، علوم متداوله مانند مبانی فقه، اصول فقه، نحووحدیث رانزدملاها وداملاها ومولوی ها محل میخوانند جهت تکمیل دوره های بزرگ وختم کتب فتاوا، تفاسیرواحادیث به بخارا وهندوستان میرفتند.

لذاتاسال 1۳۳۰ ه ج مدارس رسمی درکوف نبوده وزمانیکه ملاها مبانی علوم دینی را درمنطقه فرامیگرفتند، جهت آموزش  های عالی به مدارس معتبر بخارا ودیوبندهندمیرفتند.

درمدارس دینی بخارمضاف برکتب معتبرفقه، تفاسیر، احادیث، نحو، صرف، کتابهای منطق، فرایض خوش نویسی آموزش داده می شد.

ودراصول نگارش،  وخوش نویسی، به شیوه خط میرعلی مروج بوده وخوش نویسان نامدار ازسبک نوشتن اواستفاده مینمودند.

ملاهای مطرح:

ملاهای مطرح درکوف تايك قرن پیش مر حوم مو لو ي عبد الرحيم پس رزي ،مو لوي عبد الله پا شهر ي مو لو ي ذكر يا ، مو لو ي امير ریس ملا اسلم بعدازمولوی هاآخندملانجم الدین، ملاحبیب الله، مولوی گل محمد ،ملاعبدالوکیل، ملاویس الدین مولوی صاحب چت نیو مولوی "عبد الله" ملاعالم دراجی ، ملاگدای راجی، ملامحمدهاشم خان، ملافیض، ملاخال محمد، ملامحمدعثمان، ملامیرزاشاه، ملاجمال، ملاعنایت الله، ، ملاخوشوقت پاشهری، ملاصدرالدین، مولوی مير زا شاه، مولوی میرعلی نشری، ملاحامد، ملامیرزا، ملابهرام، مخدوم تاج، مخدوم عبدالله، ملاعلی وملاغفاربوده است.

ازاین ملاها به آن دلیل یادهانی کردم که، هرکدام درقریه خو د زمستان کودکان مردم را بصورت مجانی تدریس و قاعده بغدادی وسایرکتب فارسی مانند چهارکتاب، حافظ، وبیدل راتعلیم میدادند، لذا ارج گذاری ازمقام معنوی آنها را وجیبه اخلاقی دانستم.

فرهنگ کتاب خوانی:

یکی خصوصیات  مردمان کوف این بودکه، درشب های زمستان درمساجد به خواندن کتب مثنوی، گلستان، امیرهمزه، ورقه وگلشا ه عادت داشتند.

درشب های زمستان شخص که متولی امامت بود، بادرنظرداشت سطح وسویه دانش خود به خواندن کتب مثنوی، گلستان، امیرهمزه و...مبادرت میکرد.

وهرجاییکه لازم بود، به تعریف وتحشی رویدادهای پیچیده کتاب مبادرت مینمود.

دراکثرخانه هادیوان حافظ، گلستان سعدی، غزلیات بیدل ودیوان غیاثی موجود بود.

اموزش درمساجد توسط ملاامام پیشبرده می شد، ابتدا قاعده بغدادی، بعدپاره "30 "قرآن، بعداً دیوان حافظ، چهارکتاب ودرصورت امکان غزلیات بیدل آموزش داده می شد.

هرشاگرد که قاعده بغدادی را كه درواقع مبانی آشنایی با زبان عربی وضمیمه آن پاره 30 قرآن بودموفق می شد، الزاماً باید این پیروزی خودراجشن میگرفت، وهمدرسان وملای خودرا مهمانی میداد.

شیوه آموزش آنقدر دقیق وسختگیرانه بودکه باآموزش همین قاعده بغدادی که درواقع ضمیمه آن پاره 30 بود، شاگردبه اصطلاح قرآن خوان شده وتوانایی آنرا داشت تاباقی قرآن را به آسانی قرآئت نماید.



مکاتب رسمی:

بر مبنا ي يا د اشت ها ي آقا ي اما م جا ن عا لمي تا سا ل ۱۳۳۰ در كو ف مكتب رسمي نبو ده و برا ي اولين بار در سال ۱۳۳۰ مكا تيب رسمي  تا سطح" ابتدایئه "در كو ف به استا دي آخند ملا نجم الدين ، مر حو م عبد الو دود آخند ملا عمرا ن نشر ي آغا ز شده است .

اکنون درولسوالی کوف 2مکتب لیسه 16مکتب متوسطه یک دارالعلوم مصروف آموزش وپرورش اند.

گفتنیست این تعدادمدارس در59 قریه تنظیم بوده ومشتاقانه کودکان مصروف آموزش میباشند.

پیش کسوتان فرهنگ وعلوم دینی:

بدلیل نبودمکاتب رسمی درباره شعرا وفرهنگیان این خطه از یکقرن به این سوآماروارقامی درست نیست. آنچه روشن است، موجودیت مدارس متعددسنتی جهت آموزش علوم فقه، تفسیر ، حدیث وخوش نویسی است.

شیخ ملا ا کر م و شیخ ملا اسلم پیش کسو تا نی بو د ه اند که هر کد ا م یکی بعد دیگر

منحیث محتسب در زمانشاه امان الله,نادرشاه و ظا هر شاه مسند پیشوا ی داشتند .

اولین مدرسه دینی در سال 1306 به همت مرحوم  مولوی عبد الرحیم در پس رز بنا شده ونخستین شاگردانش ذواتی آتی بودند .

مر حوم آخند ملا عالم از قلعه

2 – = ملا عبدالوکیل از قلعه

3-  = ملا ویس الدین

4-  =   ملا بهرام

5- =ملا آدینه از پسرز

6-  =  ملا وارث

7- = ملا عبدالغنی

8- = ملا نجم الدین

9- = ملا حبیب الله

-10  = ملا میر زاشاه

11== ملااقبال

12 = ملا عمران

13 = ملا رحمن شاه { مرحوم وکیل عبدا لرحما ن کوفی}

14 = ملا برهان

15 ==ملا عامل

16== وملا علی مرحوم



مولوی عبدالله پاشهری اززمره علمای بوده که علوم متداول همان زمان رادردیوبند آموزش دیده وخودش هم درسالهای 1346 و1348 منصب مدرسی وامامت را داشت.

اما پیک اجل برایش زمینه زیستن را نداده وبعدازچهار پنج سال تدریس داعیه حق رالبیک گفت.

به ادامه آن مولوی مروت شاه، مولوی میرعلی، مولوی امیر، مولوی ذكر يا مولوی گل محمد، مولوی عبدالرحمن سمت پیشوایی وتدریس مردم را بدوش داشتند.

گفتنیست که مولوی گل محمدومولوی عبدالرحمن هرکدام به همکاری مردم به تاسیس مدارس مذهبی برای اولین بار مبادرت کرده ودرفصل زمستان مجموع شاگردان آنها ازشصت تن تجاوز میکرد.

مروحوم مولوی عبدالرحمن که علوم متداوله جدید را آموزش دیده بود، شخص نهایت جسور، انقلابی وتیزهوش بود.

اودرپهلوی تدریس وآموزش مبانی علوم دینی، شاگردان خودرا برعلیه استبداد، اخاذی، رشوه وستم فیودالی سمت وسومیداد.

اما درجوزای سال   1359 توسط عمال رژیم دستگیرودرسنگ مهربدخشان زنده بگورشد.

خصوصیات مردم:

باتوجه به تجربه که انسان ازمحیط وروابط پیرامون میگیرد باطبع اثرات منفی ومثبت آن به خصوصیات ذاتی فردمبدل شده وروابط آینده وشخصیت  اوراهمین تجارب شکل میدهد.

همانطوریکه پیشتر اشاره کردم، مردمان این منطقه نمونه انسان مقاوم زحمت کش وپرتلاش درروی زمین اند.

تا امروز این مردم  استمداد از دعاوتعویذ ملاها اعتمادداشته وگره گشایی همه مشکلات درنهایی ترین   تصمیم توصل به اوراد خوا نی ؛زایم  اوده  بند انداز ی زا میدانند.

افرادهمدراین منطقه وجود داردکه درزمان زندگی موفق به شناخت فشارخون واخذ یک قابلیت مسکن نمیشود.

معمولاً جهت تداوی امراض گوناگون دعای ملا است.

زادگاه من

در ۲۷۰ كيلو متري شهر فيض اباد نا حيه اي مو سو م به كو ف آب مو قعیت جغرا فيا ي دارد،

جغرا فيا ي اين نا حيه در پيرامو ن ودرو ن خود كوها ي ستیغ دار وصخره ئی ، رو د خانه خرو شان ،چراگاه و مراتع سرسبز را جا داد ه است .

ا زهمين سبب نخستين شخص و كسا نيكه بسا ط معا ش و زند گی در جغرا فيا اآن هموار كر ده آنها

نا مش را بر مبنا ي بار معناي همين ويژ ه گی ها ي طبعي كو ف گذ اشته اند .

و ممكن بعد ن اسم "آ ب "پيشوند واژه كوف شده و نا م آن تا ا مروز به كو ف آ ب معرو ف شده باشد .

مو قعيت جغرا فيا ي در ه كو ف آ ب از شما ل منتهي به رود آ مو ،ولسوالي شكي ، از جنو ب به

ولسوا لي را غ از شرق به ولسوا لي در واز واز غر ب منتهي به ولسوالي خوا هان رود خا نه آمو است .

وجه تسميه كوف آ ب :

وا ژه كو ف در فر هنگ ها به معني جغد و بوم آمد است ، جغد پر ند ه ا ست شيبه باز ، با چشمان قشنگ و خرما ي كه مر دم بد خشان انرا[ كپو ك ] ميگو يند .

در عر ف مردمان بومي شنيدن صدا و ديدن آن ّ نحسي و پيا مد شوم دارد،

بر خي ها مد عي اند به دليل مترو ك بودنش ا ز سكنه وجمعیت  ، نام جعد را به اين نا حيه منسو ب سا خته اند .

اما اين روا يت هم شا مل همان اسطو ره ها ي است كه راوي اصلي آ ن مجهو ل بوده و دليل نا م گذار ي كو ف اين با ور ها نميبا شد .

من در خد بضاعت اکثر تواریخ را با نگاه گذرا مرور کردم اما در هیچ تا ریخ به استثنای اما ن التواریخ در مورد کوف اسنادی به نظرم نیا مد ، تنها در جلد اول اما ن التواریخ در معر فی اسما مکا ن به نا می رو در رو شدم که بدون شک این واِژه کوف میباشد اما به دلیل عدم دقت نویسنده و یا شاید نسخه بردار ها این واژ ه تحریف شده است .

در اما التواریخ از محلی به نا م "کینوس" یا کوهستا ن کینوس یاد شده و این نا م با توجه به مواصفات و تعریف منفی که از آن صورت گرفته کوف امروز است که اعتبار از قریه ژارف الی غزیون را در بر میگیرد. و اصل متن اینست.

کینوس

"کوهستانی بزرگ و وسیع بوده در نواحی بدخشان و سکنه و مردمان آنجا بخشونت و غلظت طبع معروف و به بی باکی و سفاکی موصوف زمانی امیر کمال الدین مشهور بکوتاه {کو تا ه}پای که امیری نامور و شاعری مشتهر بود از جانب خواجه ابوبکر فخرالملک موید الدوله ترمذی بحکومت کینوس منتخب گردیده چون بمقرحکمرانی خویش که کوهستان کینوس باشد رسید و چندی با مردم آنجا معاشرت کرد از طبیعت و اخلاق نکوهیده آنها منزجر گردیده و قصیدۀ در مذمت مردم کینوس باسم خواجه ابوبکر فخرالدین الملک موید الدوله برشته نظم در آورد که مطلع واوایلش اینست ".

هیهات ازین بیت العمل وین شغل باچندین محل

زانصاف اگرمن چرخ را ، بستایم آرددین خلل

هر لحظه زانبوهی مرا ، افزاید اند وهی مرا

سودیست برکوهی مراکاندرفلک داردقلل

کوهی کشیده سربمه وهم اندران گم کرده ره

تاریک چون جان ازگنه، مکروه چون شخص از علل

گرمن نه برافسوسمی ، کی عامل وکی نوسمی

یا خاک ره کی بوسمی ، افتان و خیزان برجبل

از ذکر بقیه قصیده به دلیل آنکه در مذمت مردم کوف است , پرهیز نموده اما اصل نسخه نزد خودم در کتابخا نه ئی شخصی ام نگهداری میشود .

اما به  استنا د گفته استاد خانلري در كتا ب تا ريخ زبان فار سي کوف در زبان سا نسکریت  به معني كوه ،بار  معنا ئی دارد .

اگر به سا ختا ر جغرا فياي اين نا حيه دیده شود . مو جو ديت كو ها ي بلند و جا ري بودن رود خانه ها ي كو چك در ميان در ه ها ، نخستين علت بود كه او لين سكنه كوف اين نام را برا يش گزيده است. .

با نگاه عميق به ساختا ر جغرا فيا ي آ ن ملا حظه گردد اعتبا ر از دهکده ژارف آغاز جدا ي كوف از درواز قديم و شكي كنو ني است ، الي چمن [بوود] به ضم [و] وسكون[ د] كه در واقع آخرين منتها

ا ليه كوف است, پو شيده از كوه و در ميان كو ها در ها ي بسيار بود ه و در ميان هر در ه رود خانه كو چك جار ي ميبا شد .

لهذا دليل اشرا ف كو ه ها بر پيرا مون آن شكي نيست كه علت نا مگدا ر ي آنر ا تقو يت كند و جا ري بو دن رود خانه ها کوچک و خشمگین از ميان اين كو ه ها يعني رود خا نه كو ف آب سبب پيوند هم  تر كيبي واژ ه ها ي كو ف و آب شده با شد.

بزر گ تر ين مميزه كه در نخستين نگاه تو جه بيننده را به خود مبذو ل ميكند كوها ي بّلند و جوش عصيان همين ردو خانه قشنگ ، شاعرانه و تما شا يي است كه شب و روز در غم محرو ميت اين مردم با ز بان ضجه  جا ودانه غم نامه ميخواند .

واما شا يد تعر يف صدا ي گرفته و حزن آلو دش تا امرو ز برا ي كسي مفهوم و بار معنا ي خا ص نداده است .

زيرا در آنجا تا هنوز كسي نبو ده است كه تر جمان زبا ن گل وگیاه  و يا هم ضجه اين رود خانه غمگین وصد ا ي افت خيز را بداند و به دیگران  تحشي و تر جمه كند .

 اما انچه که وضاحت دارد ,وا ژه كو ف كلمه سانسكر يت بو ده و در زبا ن در ي معنا ي بو م را نميدهد ، بلكه با رمعنا ي واژه كو ف در زبا ن سا نسكر يت به معني كو ه آمد ه است .

قسمت دوم

آیا زادگاه زردشت کوف است ؟

زردشت پسر پورشاسپ ، پسر پبترسپ ، پسر حجاب سپ پسر سپتیامه پسر ویداشت ، پسر انزوم پسر رزان پسر دورا سدوک پسر منوچهر است .

بر خی دانشمدان تا جک بر این باور اند که زاد گاه و محل آغاز تبلیغ دین زردشتی کوف است ,

گفتنیست که آتش در میان بومیان این ولسوا لي تا هنوز از حرمت ویژه برخور دار بوده حتی سوگند خودرن به آتش تا هنوز رایج است .

بطور نمونه وقتی کسی بخواهدبر واقعیت بو دن یک موضوع تا کید کند ، قسم میخورد ، (( به پیر پخته قسم است )) ویا گذشتن از بالای خاکروبه های خاکستر تاهنوز در میان این مردمان کراهیت دارد وکسی که از بالا خاکستر بگذرد پیامد نحسی وبد دارد .

وحتی در گذشته انتقال آتش را از یک خانه به خانه دگر کار ناجایز میدانستند . این باور ها میرساند که ، اساسات دین زردشت با نفوذ اسلام بکلی مردود نه شده وحتی تا چند قرن پیش به روایت محاسن سفیدان در قریه بنام نوکهشر آتش مقدس دانسته وبه آن احترام داشتند .

گفتنیست در اخر ین تحقیقا ت که نو یسنده به استنا د حدو د العا لم و اما ن اتوا ریخ دا شته ام زاد گا ه زرد شت کو ف نبو ده بلکه اکثر مو رخان آذر با یجا ن میدانند .

نفو س:

با وجو د انكه و لسوا لي كو ف ا ب سا حه وسيعي را حتوا ميكند اما هموا ره نتوا نسته به دليل كو هستا ني بو دن يا سرد بو دن اكثر منا طق سكنه بسيا ري در بطن ومتن خود جا بجا سازد . بر مبنا ي اخرين آ ما ر كه از اين ولسوا لي به دست امده نفو س ان به بيست و سه هزار شش سال پیش بود و ممکن اکنون به  الی 26هزار تن  رسیده باشد.

تقسيم ارا ضي ان :

ارا ضي ا ن با در نظر دا شت خصو صيت طبعي به سه حصه تقسيم ميشود :

او ل: كو ها ي مر تفع و و سكا ر پ مانند كه قا بل بهره برداری نبوده ومعمولا مراتع و محل زند گی بر خي حيوانا ت وحشي مانند آ هو ، خر س ، گرگ ، رو باه ،كفتار و وندك و سغر ميبا شد .

دوم : ارا ضي تپه زار و قسما مر تفع که از ان به حيث مرا تع و چرا گاه موا شي اهلي و بذر گندم و بيشتر جو از ان استفا ده ميشود :

سو م : ارا ضي كمي هموار كه در آن محلا ت مسكوني اعمار شده و مضا ف بر محلا ت مسكو ني در ارا ضي ان در ختان سيب ، چار مغز . نا ك ، كه ييو ، امرود ، شفتا لو ، زرد الو ، انگور ر تو ت ها ي ګو نا ګون بهي ، كوپ سلتون ، الو چه ، خو چ، [بر وزن کوچ  ]، توغ، چلو نگ، دو لانه به صو رت اهلي و حشي بذر و يا فت ميشود

در برخي منا طق در جوار همين رود خا نه كو ف آب حبو بات مانند گندم م ، جوا ري ، نخود ، مشنګ ، با قلي و ارزن بذر ميشود.

بيشتر ينه مواد غداي اين مر دم جو بوده و ارا ضي ان برا ي بذر جو مسا عد ميبا شد ،.

به هر صورت به تا سي از همين فكتور ها نفو س آن كم بو ده و بر مبنا ي امار كه از شش سال پیش از مدیر اداری ولسوالی محترم اعظم خواجه حسینی گر فته ام تا شش سا ل پيش نفو س ان به بيست و سه هزار تن مير سيد.

و اما نګارند ه اضافه ميكنم كه در حدود هفتاد شش خا نواده كوف ابي اكنون در كا بل زند ګي داشته كه جمعا ششصد و هشت تن ميشوند .

مضاف به صورت پرا كنده پنجاه وسه خانواده در فيض اباد ، مزار ، كندز، هرات و هفد ه خانواده و یکصد سی وشش خانواده  در خواهان سی و دو خانواده در ايران سه خا نواده در پاكستان ويك خا نواده در جلا ل اباد زندګي ميكند.

حيوا نا ت وحشي استثنا ي :

هما نطو ريكه پيشتر اشار ه كر دم چندين نو ع حيوا ن وحشي در اين ولسوا لي پيدا ميشو د كه تا هنو ز نمو نه دو م ان در سا ير نقا ط ديده نشده است .  

به طور مثا ل حيو انا وحشي ما نند وند ك ، سغر و سگ ابي استثنا درهمين و لسوا لي پيد ا ميشو د





صوفییز م





جنبش صوفیزم:

درباره جنبش صوفیزم دربدخشان بوِیژه درولسوالهای درواز، خواهان راغ وکوف درمیان عوام تبصره های گوناگونی است.

شیخ عبدالعلیم فر زند با غي بیگ در سا ل ۱۲۶۷ ه ج در قر يه ور سخا كو لا ب تا جكستان به دنيا ا مد ه است .

او بعد از مها جرت به بد خشان در ولسوا لي را غ مسكن ګز ين شده و در سا ل۱۳۶۴ در قر يه با د مان زند ګي را پدرو د ګفت .

مو سس اين جنبش در بد خشان همين شخص بو ده و درسالهای که اجحاف، حق تلفی وجوک صفتی، خصیصه عمال دولت ودرآن محل شده بود این جنبش بادیدگاه های متباین باسایر فرقه ها حضورنمود.

درموردانگیزه های این جنبش موافقان ومخالفان دیدگاه های متباین دارند.

مخالفین به این باور اندکه، این نهضت دورنگرا وعصیان گر، الهام وموجودیت وحضورخودرا، ازمحورهای وابسته به دولت گرفته بود,گرایش هاوحمایت تاج محمدوردک والی بدخشان وبرخی حلقات نه چندان معروف دروزارت داخله، دلبستگی پیروان این جنبش به شخصیت های معروفی چون حاجی قاری عبدالستارسیرت چاق کننده این مفکوره بود.

انگیزه های محلی:

مرحوم شیخ عبدالعلیم مشهور به"پیربادمان"درسالهای 133۰ درلسوالی راغ به ارشاد وهدایت مریدان خودمبادرت کرد.

به استناد آنهاییکه، سالیان دراز متولی وخدمت گار، بارگاه فقیرانه شیخ بوده اند، مرحوم تحصیلات میانه محلی داشته وفقط با مبانی علوم شرعی وتصوف آشنا ي داشت.

اماگرایش وبه اصطلاح جذب شخصیت های علمی که درآنروزگار تاسرحد فقاهت وفتوا مشهوربودند، بیانگرممیزه های جذاب ومهارت بوده است که علمای معروف وپراعتباری مانند مولوی محمد سلیم طغرا، مولوی غیاث الدین ذره، مولوی محمد صالح را به خود شیداوشیفته نموده است.

نگارنده درمورد، درجه اجتهاد وفقاهت شخصی مرحوم مولوی محمدصالح محمدسلیم طغرا آنچه راکه میداند بروایت همروزگاران وآثار باقی مانده آنهاست.

امابامرحوم مولوی غیاث الدین ذره معرفت دا شتم .

مرحوم مولوی غیاث الدین ذره فرزنددا ملاعمران الدین درسال ۱۳۰۲درولسوالی خواهان چشم بجهان گشوده است.

مرحوم مبانی علوم دینی رادرمدارس سنتی دربدخشان آموزش دیده وباتوجه به ذکاولیاقت سرشاری که داشته شامل دارالعلوم عربی كا بل شده وازآنجا سند فرا غ به دست اورد .

دراوایل کاررسمی مدتی رادرولایت کندز بحیث قاضی ایفای خدمت نموده واما بدلایلی وظیفه راترک ودرولسوالی خواهان به تاسیس مدرسه همت گماشت.

درسالها 1340 الی 1352 علاوه ازتدریس باگرفتاری دگررودروشد.

درزمانیکه درمنبر به موعظه وخطابه مبادرت میکرد، زبانش مانند شمشیری بودکه حامیان وطرفدارانش رابه جدیت، ايستایی، اعتماد ومقابله ومخالفانش رابه یأس، استرس ونگرانی رودرومیکرد.

ازهمین سبب درپهلوی آنکه طرفداران بسیاری داشت امابدلیل فصاحت رودروگوی وجسارت اخلاقی صفوفی ازمخالفین را تا ا مرو ز برای خودساخت.

زمانیکه باشیخ عبدالعلیم رودرورشد، علاوه ازانکه یکباره ازوعظ، فقاهت ،قیل وقال مدرسه روگردان شد، خصوصیات اضافی رابه خودجمع کرد، که برای عوام وخواص ده ها پرسش شوروشیرین را مطرح کرد.

مجالس وشیوه زندگی راکه جدیداً گزینش کرده بود، شباهت های فراوانی باشیوه نشست مولوی باشمس داشت.

مرحوم درمجالس خود بعدازتابعیت باشیخ عبدالعلیم دگرداد، ازفتوا، تزیکه وتصفیه ظاهرنمی زد.

باحافظ، مولوی بویژه بیدل محبت وانس جنون آمیزی پیداکرده بود. برخی اوقات حتی دراثنای راه رفتن غزلهای شیواودلنشین حافظ رابا ترنم آهنگین وپرسوز زمزمه میکرد.

درشب نشینی های که، باحلقات همفکر وهمراه خودداشت به خوانش بیدل وغزلیات مثنوی وبیشتربه حافظ مبادرت میکرد. دلبستگی اوبه عرفان وصوفیزم تاپله های رسید که یکباره حتی آنها ي را که بااوروابط خونی داشتند، و درمورد حلقه وگزینش شیوه جدید زندگی اش نگرش نقادانه داشتند، ترک نمود.

درهیاهوی همین "حال" مبادرت به احداث وبازسازی سرک خواهان الی... شد، کسانیکه دراین پروژه مصروف کندن کوه های پرازصخره بودند، معمولاًً آنهای بود که درحلقه اودل ودردمشترک داشتند.

حلقه اورا درآنزمان بنام ملنگان"ملنگ ها" یادمیکردند. آمار دقیق آن حلقه ازآنروزتاامروز بدون احصائیه است ملنگها  همد یگر را برادرمخاطب ميكر دند

برادران بدون درنظرداشت معاش ومزدوباعزم آهنین درشب های یلدازمستان روزهای گرم تابستان به تیشه زدن دردل صخره های که، ازیکسومحاط به دریای آمووازجانبی تاسوی آسمان شيا ر ها ي كوه رګ داشتند سرگرم کاروبرخی اوقات پایکوبی باموسیقی محلی وترنم شعرحافظ ومولوی برای چندسال دلگرمی وسرگرمی  کوه مب کندند  ..



شیوه سربازگیری"مریدیابی"

شیخ اشخاصی راشامل حلقه خودساخت که از نگاه موقف اجتماعی، عزت، طهارت وپاک نفسی درقراوقصبات خودخصیصه وممیزه بر تر داشتند.

تسلیم وانقیادمولوی محمدسلیم طغرا,استاداکبرخان، مرحوم مولوی محمدصالح، حاجی صاحب رحمان علی بیگ، مولوی غیاث الد ين ذره، میرسردارپسرمرحوم عبدالمومین فطرتی شاعر مشهوردرواز، ملاایشان جان شکی، ملاویس الدین کوفی، شهیدملانایاب کوفی، ملاعیدی محمدپطيري، ، کمال الدین غبرا جدی ترین رویداد بودکه افکارعموم رابه خودمعطوف ساخته بود.

ازهمین سبب سالیانه صدهاتن عوام به این صف می پیوستند وباگزینش زندگی به شیوه"رندی" اعتیادمینمودند.

درهمان زمان قاری عبدالستارسیرت درکابل، صوفی امان پغمانی، آقای کابلی، ضابط محمدغوث با راه وفکراین رندان سنت شکن هم باورشده وتاامروزآنهاییکه زنده اندمانند استادبیرنگ شاعروصوفی پاکدل ، جنا ب داکتر لطف الله منظور آقای محمد امین بی بها که واقعاً درمردی، صداق وپاکدلی بهای ثانوی ندارد، اززمره دلباختگان همان طریقت رندمنشانه است.

پیوند دادن جنبش صوفیزم بافرهنگ زادگاه من مولود این واقعیت است که این جنبش صادق ترین ومجذوبترین سربازان راه جنبش صوفیزم را ازکوف گرفته بود.

یکی ازاین مردان پا ک دل ملامظفر است اوعلاوه ازانکه علوم متداوله را,آموزش دیده مبانی اصول وعروض شعررابهترازشاعران مكتبي میداند.

شعراوتعریف شیدایی وشیفتگی اش به شیوه زندگی رندانه است که، آگاهانه مفادآنراباچشم دیده، وغزلیاتش مشحون ازعشق، شهامت وایستایی درراه رندی است.

این غزلیات نزد نگارنده بوده ودرصورت امکان چاپش راحتمی میدانم.

پیشکسوتان اکادمیک کوف آبی:

لا زم به تذ كر ميدا ن كه او لين اشخا ص كه از اين منطقه مو فق به خوا ندن مكتب تا سطح بكلو ري شدند قرا ر اتي اند .

 مرحوم مو لو ي شير خان ،  مرحوم جنرا ل صا حب محمد اسما عيل كو في . اما جا ن عا لمي مخدو م صا حب نعمان استا د نو ر خا ن ، استاد محمد اکرم خان ،آقا ي دو لت جان خا ن ، استا د ګل ا قا خان ، اقا ي معنو ي ، نسيم خان . مر حو م مو لانا نو ر علي ، مرحوم معلم عبد الوا حد ، مر حوم ، دو لت نظر استا د قمر الد ين ، ما مو ر امير شاه خا ن ، امير غلا م خان ، با ز محمد خا ن ، زلمي شا ه خا ن كو في و جما ل شاه خا ن كو في بو دند .

باوجودانکه این منطقه کوهستانی نسبت به سایرمناطق بدخشان محکوم به محرومیت های متعدد است اما دراین چنددهه اخیرجنبش روشنگری به شدت توسعه یافته است.

به تعقب آن مر حو م جمعه خان ، مو لو ي عبد الغزيز , محترم محمد نبي ، مرحوم فيض الد ين ، مرحوم قر با ن علي ، مصطفي خان ، دا ملا فخرالد ين . محترم منصور خان  سيد اقاي مر حوم ، محمد جان ، محمد عيا ن شاه ، شير اقا خا ن ، صبر الد ين خان ، بهر الدين حان ، سيد ګل خان ، منصور خان ، احمد خان ، جنرال مير شكي داد محمدمرحوم  انجینر برق الدين مر حوم ، عبد الشهيد خان ، سر و ر خان محمد ګياه

درا جي ، عو ض خان ، شا اقا ، ا ستا د شير احمد خا ن مر حوم ، اعظم خوا جه ، ملنگ مر حوم تا سو يه بكلو ريا و پو هنتو ن تحصيلا ت خو درا ادا مه دادند .



آاقای داكتر عنایت الله خلیل هدف استادمحمد داود ، استادمولوی عبدالمعز، داکتررفیع، مولوی جما ل ناصر ,مولوی عبدالباسط ,مولوی ذبیح الله راشد داکتر عبد الوارث

مو لو ي سیداصغر، داکترداود، اززمره شخصیت های تحصیل کرده واکادمیک اندکه باتوجه به موقعیت کنونی هرکدام آینده شگوفاوپویایی راپیشرودارند.

ضمناً ده ها نوجوان دگرباجوش وجنبش وشیفتگی درمدارس رسمی مصروف آموزش وپرورش بوده ویقیناً بارویکارآمدن آنهادرد، محرومیت ومشکلات اجتماعی مردمشان به شیوه یی روشن تری تعریف خواهد شد.

مطر ح ترين ها

استادحیفظ الله خان، استادنورخان، داملافخرالدین ، قیام الدین پسرحاجی فخرالدین، ، مير محمد فدای، ، مولوی عبدالرب، ، مولوی عبدالجلیل،  قو ماندان گل احمد ولسوال نادر شاه  ،رئیس ملاعالم، نقش خا صي در سمت دهي رو يداد ها داشته اند

بهرصورت آنهاییکه تاهنوز زنده اندهمه درواقع مطرح اندوباید به نام واعتباراجتماعی تک، تک شان احترام داشت.

امانگارنده درحدود سه دهه است که بازادگاهم رابطه ندا رم ویکی ازعوامل نگارش رساله درواقع تامین تماس مجا زي مجدد بایاد، خاطرات ودوستان دیروز وامروز است، تادرتبانی باایشان فکری برای فرداشود.



پیشکسوتان



درسال های 133۰ برای نخستین بار مدارس رسمی درعهد سلطنت محمدظاهرشاه درقرأ قلعه و بعد تر در نشروتاسیس شده اولین اشخاص که دراین مدارس بصورت رسمی ایفایی خدمت کردند مر حو م اخند ملاعمران، ملایادگارشاه مرحوم عبدالودودمشهوربه تحویلدار اخندملا نجم الدین ، ملاقطب الدین بود این مکاتب تاصنف سوم بوده وشاگردانیکه موفق به اخذنمرات بلند شدند جهت ادامه تحصیلات به مرکزبدخشان  "لیسه پامیر "وکابل اعزام می شدند.

اولین دوره که موفق به شمولیت درمکاتب رسمی مرکزفیض آباد شد محترم مرحوم جنرال محمداسمعیل خان کوفی، امام جان عالمی، امیرشاه خان مشتاق ومحترم نورخان وباز محمدخان میباشد.

اولین اشخاص که سند بکلوریا رابدست آورده اند اشخاص نامبرده اند. دردوره های بعدی عبدالواحدمرحوم، مولانانورعلی، استاداکرم خان، استادگل آقاخان ومعلم دولت جان، استاد قمرالدین، نسیم خان مثنوی خان، ومحمدانورازنشرمیباشد.

دردوره دوم معلم معنوی، استاد گل آقاخان، دولت نظروجمالشاه خان بودند.

گفتنیست که درسالهای 1350 هردومکتب یعنی نشروقلعه باهم یکجاشده ومکتبی بنام مکتب ابتدایی انچ درقریه انچ تاسیس شد.

این مکتب دررویداد هفت ثور، شاگردان بسیاری رابه مکاتب کابل وبدخشان معرفی که ازبدحادثه اکثر شاگردان مستعید وذکی در هیاهو وا بستګي به چپ را ست ازبین رفتند.

در همین دوره وبرای نخستین باربا استاد گل آقاخان، شیراحمدخان، مامورالدین، احمدخان، منصورخان، قربان مرحوم، منصو ر خان نگارنده موفق به ادامه تحصیل درپوهنتون های نظامی هوای وحربی پوهنتون شده وازآنجا فارغ شدند.*****

اولین جنرال ازکوف:

درهیاهوی رویداد هفت ثوراشخاصکه برای نخستین بار موفق به اخذرتبه جنرالی شدند آقایان میر شکی کوفی ومرحوم محمداسمعیل کوفی بود.

.

اولین هایکه درمسلک طب داکترشدند

آقای محمدداود، داکتررفیع ستاری وعبدالرشید پیشکسوتان بودند که ازاین منطقه داکترشدند.

اولین دوکتور:

آقای عنایت الله (خلیل هدف) اولین شخص است که ازاین منطقه سنددوکتورارسمی رادرسطح دروازبدست آورد.

کوف درجریان جهاد:

هرچندبرخی آمارنگاران تلاش کرده اند، تامنطقه سورنه وزیرک رادرولسوالی خدران ویاهم آسماررادرکنرنخستی پایگاه مقاومت قلمدادکنند.

اماچشمدید های شاهدان عینی حاکی ازاین واقعیت است که درولایت بدخشان نخستین مراکزمقاومت ازکوف سرچشمه گرفته است.

جریان رویدادطوری بوده که درماه جو زا سال 1358مردم مناطق دراج پای مزار معلمین مکتب شخرورا دستگیروبعدازدستگیری آنها به طرف مکتب انچ پیش میایند.

نخستین کسان واشخاص که این حرکت را به جنبش میاورند مولوی عبدالرحمن مرحوم ودوتن دگربنام های محمدشاکرفرزند ملاصابروسیدعمر میباشند.

امادرمکتب انچ به اثروساطت ریش سفیدان ازتشدد بامعلمین جلوگیری شده ومردم تصمیم میگردندکه، بطرف خواهان یاولسوالی درواز جهت تصرف ولسوالی حرکت کنند.

بهرصورت مردم بطرف خواهان حرکت نموده اماپیش ازرسیدن تماس بادولت برقرارواین حرکت به شدت کوبیده شد. ونخستین کسیکه به انتحار مبادرت میکند شخصی به نام معلم دولت علی از حوضشاه است .

موقعیت تکتیکی کوف:

همانطوریکه درمقدمه این نبشته بصورت فشرده تصویری ازجغرافیای کوف داده شده اعتبار ازدهن آب الی چمن بوود ، دوطرف کوه های نسبتاً مرتفع بوده ودربرخی مناطق ممکن بلندی کوه هاازسطح بحربه3500 متربرسد.

میان دوکوه رودخانه کوف آب جریان داشته، ودرفصل بهاروتابستان ازخروشان ترین رودخانه های افغانستان شمرده میشود.

دردوسو ي رودخانه قراومحلات مسکونی واراضی زراعتی واقع بوده وبرخی حصص آن پوشیده ازدرخت های ارچه، زرنگ، خبگ، بادام، ایرغی وفرک است.

معمولاً اراضی هموارآن پوشیده ازبرف بوده وبیشترازچهارماه فصل سبزندارد.

باتوجه به تعریف که ازاین اراضی صورت گرفت، درروی کره زمین هیچ کشور و منطقه ئی ن نیست که متناسب باویژه گی کوهی وسکارپ مانند آن قابل مقایسه باشد.

همین ویژه گی موجب آن شد، تاکندک های کوندواتحادشوروی دراین جغرافیا متحمل تلفات بشری شوند.

ضمناً برای اولین بار هواپیماهای جنگی وهلیکوپترهای نوع ام 6 و محاربوی دراین منطقه سقوط داده شود.

.

هرزمانیکه چریک ها علیه دولت درگردنه یک کوه یاکوتل به کمین مبادرت میکردند، بالطبع هرکمین ده ها نفرتلفات، نفرات دولتی رادرپی داشت.

زیراساختار اراضی طوری است که، به هیچ وجه کوماند ها و يا جز و تا مها نميتوا ند به صو رت منظم و هما هنگ فعا ليت هاي رزمي را سا زمان دهي كنند ،

هرجانب که بخواهد جهت درهم شکستن جبهه مقابل برنامه عملی داشته باشد، نظام پیشرفت فقط بصورت یوستوی لیگ ممکن بوده وفقط نفرپیشروازامکان ترصد مستفید است.

اگربرای دلگی هانظام محاربوی قامه یافراخ قامه داده شود بدلیل موجودیت سنگستان ها(قرم) نمیتواند بصورت منظم پیشرفت کنند.

لذابهترین شیوه مقابله دراین اراضی آن است ، تاگروه ها بصورت باصقین درترکیب چهاریاپنج نفر تنظیم شده وجهت رودرروی به سوی هدف تعرض داده شود.

درغیرآن هر اقدام منظم بصورت تاکتیکی تلفات بشری راپیامد داشته ویکی ازعوامل تلفات روسها در(چت نیو) محلی بنام قرم تبربیگ حرکت آنها بصورت جبهو ي بوده است.

ازهمین سبب بایورش ارتش سرخ به بدخشان یگانه نقطه که ارتش شوروی نتوانست پیشرفت درآن داشته باشد کوف بود.

باتوجه به اهمیت سوق الجیشی که این موقعیت دارد، بهترین موضع سرپل به حساب میاید.

زیرا,ازکوف به درواز، خواهان، تاجیکستان وراغ پیاده روي حتمی بوده، مضاف براین اهمیت"موضوع سرپل" مهمترین دژ دفاعي جهت تداوم امنیت درراغ وخواهان است.

ازهمین سبب باوجودانکه راه های منتهی به راغ ازجانب بدخشان که همه مشرف به اراضی تپه زار ونسبتاً کم ارتفاع هستند، دولت بااستفاده ازاین راه بصورت موقت ومقطعی پیشرفتهای را به سوی راغ دربرخی جبهات داشت.

امابدلیل همین موانع طبیعی، قوای شوروی درجریان سالهای حضورنظامی خوددرکوف نتوانست به فاصله ده کیلومتربه سوی راغ بصورت پیاده لشکرکشی وسفربری نماید.

همین موانع طبعی زمینه  مدافع را تضمین و باعث آن شد تاپیروان حزب وجمعیت مضاف برادامه جنگ بادولت، تاپیروزی مجاهدین میان همدیگر گلاویز وتلفات که ازهمدیگر میدیدند، به مراتب قوی تروگسترده ترازتلفات بودکه ازدولت دیده بودند.

دراین باره گفتنی های زیاد است، امابدلایل دوستی واخلاص که باهمه جوانب درگیردارم ازتحشی احتراز ومابقی ناگفته ها رابه فرصت دیگرموکول میکنم.

آنهاییکه درسالهای جهاد ابتکارعمل رادردست داشتند:

درسالهای 1359 مولوی عبدالوهاب منطقه راتحت قیومیت داشت امادراواخرهمین سال مولوی غلام حسن سکندری معلم احمدخان به اوپیوستند.

مولانا جمع الله مشهوربه قاضی سرور وآقای قطره باوجودانکه اهل ولسوالی شکی بودند، ولی بدلیل اهمیت پناهگاهی که کوف داشت سالهای  درکوف دربرابردشمنان خود جنگیده ومنطقه را مطمئین ترین سدبرای دفاع وتعرض میدانستند.

درولسوالی کوف آب ازنخستین روزهای آغاز جهاد آقای محمدنبی وداملافخرالدین، میرمحمدمشهوربه فدایی، داملا  قیام الدین، مخدوم نعمان، راسخ، شمس الدین، قیام الدین محمدشاکر، حیرت الله ، مولوی عبدالواحدهرکدام حضوروفعالیت نظامی داشتند.

امادراین اواخر آقای نادرشاه که سمت رهبری ولسوالی رابدوش دارد، ابتکارعمل رادرست داشته وتاحدی قیم بلامنازعه این جغرافیا است.

ريسك های طبعی:

فقر، تهدستی واعمال کارهای شاق، میراث های اندکه این مردم ازپدران خودبه ارث برده اند.

سالیانه صدها جوان ازاین منطقه جهت کاربه ایران اعزام میشوند، بدلیل نبود اراضی همواروزراعتی وضعیت اقتصادی مردم نهایت ناهنجار بوده ونمونه مردم بدبخت به شمول اوگندادرروی زمین اند، هستندخانواده هاییکه درجریان سال کمتر  ازدوصددالر درآمدندارند.

وکم نیستند خانواده هاییکه درجریان سال بیشتر ازسه بار ګوشت استفاده کنند.

درتمام این ولسوالی فقط یک کلنیک است که بایک داکترجراحی پلاستیکی پاسخگوی مشکلات متعدد، یورولوژی قلب، صدری وامراض انتانی است.

بدلیل فقروبیکاری بساط بدبینی وبحران مخوف درمیان باشندگان آن باشدت استیلادارد وامااستبداد، بی سوادی وفقر اجازه نمیدهد، تاضجه و کوچکترین آهی به جای برسد.

بدلیل تراکم جمعیت ونبود اراضی مسکونی وزراعتی شیرازه نظامند زندگی مردم هرروز درحال فروپاشی است.

درکل ولسوالی حتی یک خانواده وجود ندردکه مالک ده جریب زمین زراعتی آبی باشد.

وضعیت مواشی ودامپروری درحالت بدقراردارد، زیرابدلیل نبودمراتع وچراگاه های موسمی نگهداشت یک الاغ برای یک خانواده مصرف ګزاف را دارد.

باوجودانکه ازگذشته هابه این سویگانه وسیله حمل ونقل مردم درآنجا الاغ وبه ندرت ، یک دورأس الاغ درواقع نعمتی بزرگی برای دارنده آن بوده است.

سالیانه ده ها نفردراثربرف کوچ، افتیدن ازکوه ، سیلاب وحتی سرماخوردگی میمرند.

اما بدلیل محیط پاکیزه که دارد، آب وهوای آن بسیارگورا وساحه کوف منحیث المجموع یک ساحه توریستی بوده درصورت توجه دولت میتوانددرآینده به یک تفریگاه مهم مبدل گردد.

حیوانات وحشی مانند آهو، خرس، گرگ، روباه، کفتار، سگ آبی وپرنده های اسثنایی مانند کبک دری، انواع کبک، بلبل، بودنه، شاهین، بازوانواع عقاب ها30 سال پیش به وفرت پیدامیشد.

اماجنگهای سی ساله باعث شدتانسل های استثنایی مانندکبک دری، سگ آبی، شاهین وبازدرحال انقراض قرارگرفته وحتی شک نیست که تاچندسال آینده بکلی نابودشوند.

امراض توبرکلوز، سرطان ومرگ نابهنگام کودکان دراین اواخرشدت یافته ودرسال 1385 من شاهد مرگ هفت تن دراثرمرض سرطان دراین ولسوالی بودم.

منابع طبیعی:

بدلیل متروک بودن این منطقه ازمدنیت، تاهنوز هیچ پروژه وتیمی نتوانسته پیرامون منابع طبعی این جغرافیا تحقیق عملی نماید.

نگاره بیاددارم که درسال ۱۳۵۰ یک گروپ کارشناسان فرانسوی جهت ریسرج درکوه های آن برای مدت محدودی مصروف کاربودند، امابصورت مشخص هیچ کار ی درانجا صورت نگرفته وتاهنوز منابع آن بکرودست نخورده اند.

ازنگاه داشتن رودخانه طبعی باتوجه به شناخت که ازاراضی مختلف افغانستان دا رم، مدعی میشوم که بزرگترین منابع آب دنیادراین ولسوالی موقعیت دارد.درصورتیکه دولت وموسسات خارجی موفق به احداث برق درآنجاشوند، موقعیت های هم وجوددارد که با ایجاد "سد"   میتوان منابع بزرگ انرژی برق را  مهیا ساخت.

اگروزارت انرژی بخواهددراین منطقه یک بندبزرگاحداث نماید، به نظرکارشناسان پوتانسیال آنرا دارد تاعلاوه ازمناطق شمال برق آن به کشورهای همسایه بصورت تجارتی صادرگردد.

ایجادپروژه های ماهی پروری واندک دامپروری ممکن است نقش موثری درجهت ارتقای اقتصادخانواده هاداشته باشد.

شرایطی دامپروری واحداث پروژه های پرورش ماهی راتدا رک ایده وجوانان بدبخت آنجارا ازشرمشکلات رفتن به ایران جهت مزدوری نجات میدادم.

ضمناً بامطالعه اراضی سردسیرآن جهت بذرحبوبات که توانایی وقدرت سازگاری بامحیط رامیداشتند، بذرحبوباتی راتوصیه میدارم که بتواندلااقل تامین کننده کفاف اندک مردم شود.

روی همین نگرش بهترین راه آنست که باتاسیس پروژه های دامپروری، مرغداری واحداث برکه های جهت پرورش ونسل گیري ازماهیان برای جوانان اشتغال ساخت.

ضمناً منابع بکروزیرزمینی آن مورد ریسرچ قرارداده نه شد، ودرباره ماهیت توریستی آن لااقل فکرشود.

درصورتیکه منابع آن تثبیت ویا ازآبهای فراوان آن استفاده معقول صورت گیرد، این مامول میتواندبهترین زمینه برای آفرینش شغل برای جوانان باشد.

منابع ورویکرد ها :

یاداشتهای شخصی آقای اما م جا ن عالمی

یاداشتهای داملا فخر الدین

یاداشتهای پدرم "ملا عبدالغنی" محتاج

یاداشتهای داکتر عبدالجبار غفوری

یاداشتهای شخصی خود م

یداشتهای آقای حاتم خان

چشمدیدهای حفیظ الله خان از کر نیو

چشم دید های آخند ملا علی مظفر

چشمدید های کا کا شمس الدین

چشمدید های مرحوم جنرال صاحب اسماعیل خان

چشمدید های مر حوم مولا نا شیر خان

چشمدید های عمران الدین ذره










تاريخ : سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ | 14:39 | نویسنده : سیرو س احمد |

صد روز  حکومت وحدت ملی ،تغییرات،تهدیدها و فرصتها

مشکلات و ریسکهای مدیر یتی ما نند کوه یخ اند ، بصورت طبعی ما قسمتی از کوه یخ را قدرت شنا خت داریم که بخشی از آن در بالای آب شکل یافته، اما نتدیس اصلی آن در میا ن بحر فرو افتا ده است.

به صورت نمونه شاید کوه یخی که در میا ن بحر قرار دارد 300 متر ارتفاع آن در با لای آب آشکار با شد ، اما 1800 متر که در دل آب فرو افتاده و با عث شکل گیر ی وظهور کوه یخ در با لای آب است در نگاه نخست شنا خته نشود .

نیا ز است  برای شنا خت آن  به دل دریا سر  بزنیم . با آموزش  فن شنا در دل بحر رفته از چار جهت قطر و ضخا مت آن را شنا سائی و تعریف کنیم.

منظورم از نوشتن این پیش نویس مکث اندک در باره ریسکها ی احتما لی ا ست که حکومت وحدت ملی با  آن آرو در رو است

صد روز از سوگند حکومت وحد ت ملی سپری شد ، صد روز که توام با دلهره ، التها ب و نگرانی افکار عا مه را با خود داشت.

فرهنگ قضا وت و حلاجی رویداد ها  درمیا ن افغانها در  که  کل  فرهنگ شتا بزدگی ،پیشداوری و کلی گوی در مورد رویداد ها است .

 و شاید این تعا مل در همه کشور ها ی جها ن سوم مصداق داشته، اما با این تفاوت که ما بیشتر عاشق تغییر هستیم و درمورد تغییر نقاط مثبت را می بینیم .

نا گفته پیدا ست که در روند هر تغییر برخی موا نع آشکار و برخی تهدیدها مر موز اند ،ما در فرایند تغییر بیشتر به فر صتها و قدرت دید خود را معطوف میکنیم ، اما توا نای شنا خت تهدید هارا با دید کار شنا سی کمتر مورد مداقه قرار می د هیم .

اقدامات مهم صد روز گذشته

۱_ امضای توافقنامه امنیتی با آمریکا؛

۲_ سرپرستی والی‌ها و وزرا؛ رئیس جمهور  در نخستین هفته کاری خود، تمامی والی‌ها و به دنبال آن تمامی وزرا را از مقام‌شان خلع کرد و سپس آنها را در ادارات خودشان به عنوان سرپرست گماشت.

۳_ بازگشایی دوسیه کابلبانک؛ رئیس جمهور غنی حدود یک هفته پس از تحلیف،

۴_ رئیس جمهور  در نخستین هفته‌های کاری خود، شبی به زندان مرکزی کابل در پلچرخی رفت با زندانیان دیدار کرد

رئیس جمهور  همچنین به محلات دیگر از جمله شفا خا نه سردار داوود که متعلق به اردو است، سر زد و رئیس آن را نیز برکنار کرد.

۵_ هفته پیش به هرات رفت و حدود سی مقام محلی هرات را برکنار کرد.

مشکلات پیشرو ،شگردمقا بله با تهدیدها

در فرآیند تطبیق هر پروِژه مدیران  پیش از هر امکا نی به دو پدیده نها یت نیاز دارند، و توجه به این  دو پدیده  درواقع  راه رسیدن به هدف بوده و باید این مسیر با دقت و جزیئات شناسی برنامه ریزی شود و آن دو پدیده  زمان و منا بع  است.

بسیاری از پروژه‌ها که فرض می‌شود تحت کنترل هستند، با ریسک به عنوان رخدادی جدی شناخته‌نشده و مدیران فکر میکنند  توا نا ی آن را  دارند تا درکنترول شان موفق باشند..

اکثر پروژه‌ها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد می‌کنند ولی با یک تلاش جامع مدیریت ریسک، رویدادهای ریسک قبل از وقوع، شناسایی و کنترول می‌گردند و یا برنامه‌ای تهیه می‌شود که در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله کند.

 اما د رکشور ما فرهنگ مدیر یت ریسک یک مفهوم تازه مدیر یتی بوده و اکثر مدیرا ن ارشد گذشته ما یا به دلیل نداشتن قدرت تخصصی شخصی و یا مشاورین شان موفقیت چشمگیر در مسیر مبارزه با ریسکها نداشته اند.

با درنظر گرفتن این مفاهیم پایه‌ای، امکان مقابله با ریسک به وجود می‌آید . لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسک‌های محتمل پروژه اقدام کرد.

متآسفأ نه در گذشته به این امر توجه دقیق نه شده و چا لشها ی کنونی نتیجه همان اقدامات شتابزده است که پیا مد  ریسکها ی کنونی را دارد.

شاید یکی از عوا مل کندی در معرفی کا بینه مطالعه ریسکهای احتما لی برای رئیس جمهور باشد ، اگر در این مرحله چا لش ها ی احتما لی بررسی ،تعریف و شنا خته شود در آینده راه مقابله با این ریسکها در اصول استراتیژی کار رئیس جمهور تدوین و در موقع از میتود  مقابله علمی با ریسک استفاده شود.

در گذشته ما شاهد این واقیعت بوده ایم که به دلیل نا توا نی مدیرا ن ارشد در شنا خت اهدا ف ،در جریا ن کا ر ده ها ریسک جدی اعلا م حضور کرده و به دلیل نداشتن تیو ری مدیر یتی به ریسکها پا سخ روشمند ارائیه نه شده و جا معه با انبوهی گرفتاری رو در رو شده است.

هراس از بحرا ن که سا خته و پرداخته افکار عوا م است ، رویداد جد ی نیست ؛ اما اگر نحوه پاسخ گوی و مقا بله با ریسکها با هما ن سنخ و سبک کلا سیک با شد ؛ شک نیست که بحرا ن مدیریت روشمند نه شده و تهدید های نا شنا خته گونه گون در مسیر رسیدن به هدف در آینده اعلام وجود کند.

شش گام در فرآيند مديريت ريسك

 


مديريت ريسك

 اولين گام تعريف اهدافي است كه دولت از فرآيند مديريت ريسك به دنبال آنها است. مهم‌ترين اهداف عبارتند از:
بقاي دولت و ایجا د یک کا بینه کا رآ

 2) شنا سائی ريسك‌هاي  درون دولت.
3) اولویت دادن به ريسك‌هايي كه نيازمند توجه فوري هستند.
4) پس از شناسايي و ارزيابي ريسك‌ها؛ مدير ريسك بايد بهترين تركيب از ابزارهايي كه در مقابله با مشكلات ناشي از آنها كاربرد دارند را انتخاب نمايد.

5) پس از تعيين راه‌حل مناسب ريسك بايد تصميمات اتخاذ شده را اجرا نمايد.
6) نتايج تصميمات اتخا د شده  اجرا شده در پنج گام اول بايد به منظور ارزيابي معقوليت آنها و تعيين اينكه آيا شرايط متغير راه‌حل‌هاي متفاوتي را ايجاب مي‌كند؛ نظارت شوند.

شناسايي ريسك:
شناسايي ريسك فرآيندي است كه توسط آن يك سازمان یا دولت به‌طور دائم و سيستماتيك به وقوع بپيوندند.

مدير یت ريسك براي شناسايي تمام خسارات بالقوه از حجم خسارات امار و اسناد ارائیه میکند كه مي‌تواند براي هر موردي اتفاق بيفتد.

بر مبنا ی این واقیعت با ید انتظار کشید ، تا دیده شود تقلا و تکا پو در راه رسیدن به هدف است یا جنجا ل های کلاسیک و کهنه ئی که ریشه در فقر فرهنگی ، عقب ماندگی از تمدن دارند .

اگر تلاش ها ی کنون برای رسیدن به اهدا ف مثبت باشد ، بدون شک باید از فرایند  تاخیر استقبال کرد و اگر برای کسب  امتیاز ،انحصار گرائی و تقویت فرهنگ فرا گرائی و خود محوری باشد ، باید تشویش کرد و به التهاب درون جا معه بها داد .



تاريخ : چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ | 13:50 | نویسنده : سیرو س احمد |

دوشینه با خیا م

دوشینه باخیا م بزم و بسا  ط همد لی گشودم؛و خیام  از دنیا ،درد و دلتنگی داشت اما من ما نند همیشه با  بی آزرمی با ب سخن شگودم و گفتم: چرا چنین گفتی؟

 اکنون که گل سعادتت پربار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است

وخیام دوبا ره گفت: دنیا جا ی نیست که خسته با شیم ؛خجا لت بکشیم ،بد گوی کنیم ،تشویش و افسردگی را در ذهن خود متوطن سا زیم ،و یا آزادی دیگرا ن را تا بع اراده خود نما یم .

به فتوا ئی من ثوا بتر آنست ،در حد بضا عت امروز کا ری کنیم ،عشق را ودیعه الهی دانسته عاشق دنیا ،زندگی و زیبا ئی ها با شیم .و افقی و عمودی در پی کسب لذت ها ی مشر وع  و در نها یت برای کا بوس مردن غم و غصه ئی را در ذهن و ضمیر خود مدفن ندهیم .

وفشرده سخن اینکه : بد ترین انسا نها، بیکار ترین انسا نها ،و بیهود ه تر ین ، بی معنا ترین انسا نها آنها ی اند که برای سا عت ، روز ،هفته ،ما ه ،سا ل و پا یا ن زندگی هدف مثبت ندارند . ومن که بیکار بودم خا موش بود م و خیا م میگفت:

آنها که کهن شدند و اینها که نوند

هر کس بمراد خویش یک تک بدوند

این کهنه جهان بکس نماند باقی

رفتند و رویم دیگر آیند و روند



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 9:3 | نویسنده : سیرو س احمد |

سال نو میلا دی مبا رک اما درد و دریغ برگذشتگا ن امروز
سال 2014سال استثنائی در زند گی مرد م دنیا ست ، در دنیا رویداد های مهم مثبت و منفی گونه گون اتفا ق افتا د .
ظهور بو کوحرا م در افریقا ،تسخیر بخشی از خا ور میانه تو سط داعش ،زندا نی شدن مرسی در مصر ،در گذشت مندیلا رهبر افریقا ،انتخا بات ایران ،افغانستا ن وتونس تجزیه جزیره کریمه از اوکراین ،بحرا ن اوکرا ین؛ جنگ هفتاد روز عزه میا ن اسرائیل و فلسطین؛ بهبود روا بط میا ن کیوبا و امریکا سقوط دو فروند هوا پیما ما لیزیا؛ ترور 131 دانش آموز توسط تند روان در پا کستان و تاسیس حکومت وحدت ملی در افغانستان مهم ترین رویدا د های مهم دنیا شمرده می شوند .
اما اگر به رویدا د های داخل کشور فقط در تاریخ 10 =10= 93 مکث کنیم این رویدا د برای من مهترین اند .
کشته شدن یک طا لب در تگا ب شها دت شش سر باز در هلمند وکا پیسا، کشته شدن هفده طا لب در وردک وهلمند ،شانزده طالب در لغمان کنر؛ شها دت سه سرباز در جلال اباد 2 سر باز در کنر 2 طالب در قند هار یک طالب در لغمان ،اسا رت 9 طالب در غزنی اسارت نو طالب در میدا ن کشته شدن پنج طالب در جوز جا ن اسارت یک سر باز در غور ؛کشته شدن پنج فرد ملکی در ارزگان ,کشته شدن پنج طالب در پروا ن ،اسارت پنج طالب در پغمان روا یت از روند یک فا جعه مرموز در کشور ما نیست.؟
کشته شدن شصت تن به تاسی از ارقام رسمی است و در ارائیه این ارقا م شک وجود ندارد ، اما من مشکوکم که گزارش کشته شدن چهل تن دیگر از موا فقین و مخا لفین تا هنوز رسا نه ئی نه شده و شاید گزارش دهند گا ن در کا رشا ن اهما ل کرده با شند .
در چنین وضعیتی نیمتوا نم خوش بینی خود را در مورد سال آینده اظها رکنم .زیرا رویداد ها در متن و بطن خود روایت از درد پنها ن دارند .



تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | 20:26 | نویسنده : سیرو س احمد |

عشق و ایما ن

سالها فکر میکرد م عشق و ایمان دو پدیده همزاد و همنفس اند ، اما بعد از تعمق بسیار اکنون به این باورم که ایمان و عشق با وجود آنکه از سنخ واحد اند اما در معا نی واثر گزاری بر روح و شخصیت ما متباین و متفاوت اند.

فکر میکنم عشق ما یه قدرت  اصلی خود را از اشراق و حی دل الها م میگیرد ،اما ایما ن از تلقین ، تا کید وتعبد .

عشق شمس الهام از وحی" دل" دارد ،اما مو لوی بیش از رو دررو شدن با شمس فقط ایما ن داشت ، اما از ثمره فیض ملا قات که بر ضمیرش از صحبت شمس بر تا فت ، ایما ن مو لا نا به عشق مبدل شد و این عشق سبب سر گشتگی وشوریده گی او در دنیا شد و دنیا را با طول و عرضش طلاق داد و با جدا شدن از دنیا در وا قع با دنیا منهمک شد و به ابدیت پیوست.



تاريخ : سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ | 0:32 | نویسنده : سیرو س احمد |

 منطق عشق مشترک

هر کا ردر زندگی بر مبنای منطق قبول شده شکل میگیرد ،عشق مشترک در خا نوا د ه ،محیط پیرا مونی ،و جا معه سبب پیشرفت ، ارتقا و سا زند گی میگردد.

اما نبود این عشق مشتر ک سبب سستی در روا بط خا نوا ده ،محیط پیرا مونی و جا معه میگردد ، ما در کا نون خا نوا ده با همسرا ن خویش عشق داریم و مبنا این عشق غریزی است اما زما نیکه پا ی تر بیت پسرا ن مطر ح میشود ،ما بهمدیگر احسا س وا بستگی و تعلقی فشرده تر میکنیم .

هنگا می که در محیط پیرا مونی در روا بط با همسا یه ،مسجد و سایر اصنا ف این عشق مشترک مطرح میشود ، هر را بطه به تأ سی از انگیزه ویژه ،شکل گرفته و در واقع با تدا خل عشق مشترک بر مبنای ضمانت ، حما یت و صیا نت محیط پیرا مونی اعلام مو جودیت میکند.

روش شکلگیر ی عشق در جا معه هم بر مبنای همین منطق، اما در حوزه گسترده تر شکل گرفته آنهای که دارای عقل سلیم ،درک درست و قرائت روشن از زندگی با دید گاه منطقی اند ، در تقلائی عطف ،حما یت و صیانت اجتماع شده و بر همین شگرد عشق مشترک در میا ن انسانها نسبت به تا مین روابط صادقانه بر مبنای منافع روشن شکل میگیرد.

 



تاريخ : شنبه ششم دی ۱۳۹۳ | 18:1 | نویسنده : سیرو س احمد |

بساط بی سخن 

دربسا ط که منم نیست مرا همسخنی  

سوخته چار طرف باغ وگل ویا سمنی



با که همراز شوم عقده دل بگشا یم



بسته اند چشم و دهن را وندارم دهنی



شحنه امروز ببر بر سر دارم بسپار



که به تن کرده مرا دهر چی زیبا کفنی



نیست شوق لب جوی گل گلزار دیگر



یا که همراز شوم با لب میگون صنمی



در همه دهرچومن خسته  وافسرده کجاست



از من افسوس به آن که بود همچومنی



تاريخ : چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ | 9:51 | نویسنده : سیرو س احمد |

بد ترین حکومت  

بد ترین حکومت،حکومتی است که از مردم بترسد ،ویا مردم از حکومت متوهم وهراس ناک باشند.
بد ترین حکومت ،حکومتی است که صدای اکثریت را نشنود.
بد ترین حکومت ؛حکومتی است که بدون هدف مثبت بوده وسرنوشت مردم را به عمال تنبل بسپارد
بد ترین حکومت ،حکو متی است که ،شایستگی ،لیاقت وصداقت کار گزاران و مدیران خود را نداند.
بد ترین حکومت ؛حکومتی است که تقدیر مردم را به دستور استبداد جهت بدهد.
بد ترین حکومت ؛حکومتی است که از مقدرات وآینده مردم تعریف درست نداشته باشد.
بد ترین حکومت ؛حکومتی است که از گذشته و تاریخ مردم قرائت روشن و راست نداشته باشد.
بد ترین حکومت ؛ حکومتی است که در برابر بی عدالتی ،فقر،بیکاری و بیسوادی مردم بی تفاوت باشد.
بد ترین حکومت ؛حکومتی است که به مردم وعده رفا بدهد ،اما درعمل درجهت تغییر مثبت موفق نباشد.
بد ترین حکومت ,حکومتی است ،روابط را متقدم بر ضوابط واهلیت بداند.
وبد ترین مردم ،مردمی است که این کاستی هارا ور وجود حکومت نشناسد ،ودر برابر این نا هنجاریها ساکت باشد.



تاريخ : یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ | 9:25 | نویسنده : سیرو س احمد |

رباعی

این باغچه ها ببین حکایت دارند

از دست زمانه صد شکا یت دارند

دربطن همه نفیرو نفرت وپنهان

از ظاهر زندگی رضایت دارند

محتا ج 17قوس

ما موریت سیاه

ما نسل محا فظه کا ر، جبون و ترس پرست بودیم ، با هرچه بی عدالتی و خبث بود خو کردیم و به خاطر حفظ منا فع کوتاه مدت با کی نبود که سازش نکردیم . در ظاهر اکشن روشنفکر ی داشتیم اما در باطن کوچکترین تعریفی از ما هیت و ویژگی روشنفکر نداشتیم .

درب کوفتن چپ وراست را به نیکی بلدیم و برای حفظ اقتدار با سبز وسرخ و سیاه نیکو ترین میانه را داشتیم ، خطا کا ری و جفا کاریهای گونه گونی را دیدیم، اما از باب بی حیا ئی  برای حفظ روابط ما با فلان کا هن بیداد گر خا موشی را گزینه نخست دانستیم . از همین سبب مردم بر قول قرار روشنفکر همروز گا رمن بایکا ت با ور نموده اند ، و اگر بگویید زمین بیضو یست مردم میگویند نه ما بر ذو ذنقه بودنش هم باور داریم .

اما نسل نو که در برابر وجدا ن ،تا ریخ و مردم مسوولیت سنگین دارد از اشتباهات ما باید انتباه روشن بگیرد . برای حفظ آبروی روشنفکر وبه منصه قرار داد ن گفتار حق ،پندار حق و داوری حق از هیچ کس نهراسد ، و ما موریت خود را در برابر خدا ،تا ریخ و مردم درک کند و متقین به این باورباشد که شب  با همه شدتش گذشتن دارد.



تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ | 9:27 | نویسنده : سیرو س احمد |
درد روشنفکر ی  

روشنفکر در عصر خود محروم ترین ،منزوی ترین و حتا تنها ترین انسا ن زما ن خود است ،زیرا روشنفکر واقعی در زمان خود زندگی نمیکند ،  ستب و حوزه شنا خت او وابسته به ستب و حوزه شناخت چند صد سال پیش از اوست ، قرا ئت او از دنیا حوزه
منا سبات زندگی بی مخا طب است، آنچه را که به استمداد کنکاش و پژوهش کشف کرده از مناسبات آینده انسانهای نو با دیدگاه نو است.
حافظ در عصر ی که زندگی میکرد کمتر کسانی و اشخا صی به دید و سخنش وقعی میگذاشتند ، اگر تلاش و تقلای کسی به نام محمد گل اندام نمیبود ، حا فظ برای همیش در تاریخ ناشناخته میماند ، زیرا غذوبت و شیوای شعر حافظ در زمان خود ش به دلیل درک پایان همروز گارانش از زندگی بی مخا طب بود .
امروز با گذشت زمان سخن حافظ به نیکوی صیقل شده و لطف و لذت آن برای عجم و عرب و ترک و تازی گوارا و با نمک است .خیام با چنین سر نوشتی رو در رو بود ،با فکر و فهم فضیلتی که در نجو م و فلسفه داشت ،شور بختانه جامعه روز گارش هیچگاهی به درک و دید او موفق نه شد ،و قرنها بعد غرب به نیکوی در یافت که انسا نی با جهان شناسی عقلانی هزارسال پیشتر ،پیش روی خود را دیده و در لفظ اند ک و معنا ی بسیار ،معنا ی زندگی را تبین و تعریف کرده است.



تاريخ : شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ | 11:44 | نویسنده : سیرو س احمد |
فرانسیس فوکویاما نام آشنایی در فرهنگ نظریات سیاسی است. نظریه مشهور او موسوم به «پایان تاریخ» که موافقان و مخالفان جدی داشته می‌گوید که لیبرال دموکراسی و سرمایه‌داری بازار آزاد سرنوشت نهایی جوامع بشری است که با آن نزدیک شده اند.  

به تازگی کتابی از فوکویاما به چاپ رسیده که «نظم سیاسی و زوال سیاسی» نام دارد و عنوان فرعی کتاب «از انقلاب صنعتی تا جهانی‌سازی دموکراسی» است. در این کتاب، اگرچه فوکویاما به اندازه گذشته از «پایان تاریخ» حرف نمی‌زند و به موضوع زوال سیاسی در دموکراسی‌ها می پردازد اما همچنان از نظریه پیشین خود مبنی بر«پایان تاریخ» دفاع می‌کند.

به گفته فوکویاما، کتاب حاضر، بازنویسی و به روزشده کتاب «نظم سیاسی در جوامع در حال تغییر» نوشته ساموئل هانتینگتون است. هانتینگتون، نظریه‌پرداز سیاسی به دلیل طرح نظریه «جنگ تمدن‌ها» شهرتی جهانی یافت. فوکویاما عنوان کتاب اخیرش را از فصل اول کتاب هانتینگتون اخذ کرده است.

«نهاد» کلیدواژه این کتاب است و طی آن بحران جهانی اقتصاد، اعتراضات خاورمیانه و تحولات کشورهای عربی، و وضعیت دولت آمریکا از منظر «نهادها» بررسی شده است.

نهاد از نظر فوکویاما چیست؟


اشاره ای به  ....

فوکویاما در کنار توصیف وضعیت ترکیه، برزیل و کشورهای خاورمیانه، به اختصار به ایران هم اشاره می‌کند. به نظر او، طبقات اجتماعی در خاورمیانه معاصر با «روکش سیاست مذهبی» مهم و قابل توجه هستند.

او این جوامع را به دو قطب تقسیم‌بندی می‌کند: یکی حامیان لیبرال دموکراسی مدل غربی که از طبقه متوسط شهری و تحصیلکرده برمی‌آیند و دیگری قطب اسلامی مانند اخوان‌المسلین که از اقشار روستایی یا حاشیه‌نشین و فقیر در شهرها عضوگیری می‌کنند.

در رژیم‌های تمامیت‌خواه بخش هایی که به لحاظ سیاسی با مانع رو به رو شده به ارائه خدمات اجتماعی برای فقرا رو می‌آورند. بنابراین وقتی کمی فضای سیاسی باز می‌شود، می‌توانند به خوبی نیروهای تحت پوششان را بسیج کنند. این مسئله در مصر به روشنی دیده شد.

به گفته فوکویاما، در مورد ایران نیز محافظه‌کاران اسلامی ابتدا از میان اقشار فقیر و کمتر تحصیلکرده عضوگیری کردند. ایران همچنین کشوری است که خود را بدیل لیبرال دموکراسی در جهان می‌داند. نویسنده می‌افزاید اما در ایران امروز یک طبقه متوسط بزرگ است که به مشروعیت رژیم اعتراض دارد و به طور جدی مدتی هم آن را تنش و بحران مواجه کرد.

به نظر فوکویاما، سه مولفه سازنده نظم سیاسی در دموکراسی لیبرال، «دولت، حاکمیت قانون و پاسخگویی مسئولان» است. قبلا نویسنده اشاره کرده بود که آخرین نوع حکومت، دموکراسی‌های لیبرال است، اما حالا در این کتاب از زوال و رکود این دموکراسی‌ها حرف می‌زند که مرتبط با نهادها هستند.

بنا به تعریف فوکویاما، «نهادها، الگوهای ثابت، ارزشمند و ادواری رفتار هستند که ورای دوره تصدی رهبران سیاسی بنا می‌شوند. همچنین نهادها، دارای قوانین ثابتی هستند که رفتارهای بشری را شکل می‌دهند، محدود می‌کنند و جهت‌ می‌دهند... نهادها، الگوهایی پایدار رفتار هستند که در واکنش به نیازهای یک حرکت خاص تاریخی به وجود می‌آیند.»

به این ترتیب، نهادها، همان الگوهایی هستند که با عوض شدن رهبران جامعه همچنان معتبر می مانند مگر اینکه افراد جامعه به دلیل شرایط تازه‌ اجتماعی، نهادهای جدید پایه‌گذاری کنند یا نهادهای قدیمی را اصلاح کنند و تغییر دهند.

نهادها و شورش‌ها

فوکویاما ابتدا با توصیف وضعیت برخی کشورهای عربی بعد از بهار عربی می‌نویسد این کشورها با وجود منابع ثروت در اثر نداشتن نهادهای قوی دچار آشفتگی شده‌اند. او همچنین در کنار بررسی بحران کشورهای خاورمیانه، بحران مالی کشورهای غربی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

نمونه‌های مورد بحث فوکویاما مصر، تونس، ترکیه و برزیل هستند که هر کدام با اعتراضات مردمی رویاروی شدند. «چیزی که همه این قیام‌ها را به هم مربوط می‌کند، طبقه متوسط است.» اما هر کدام از این کشورها تفاوت‌هایی با هم دارند.

به عنوان مثال، به نظر نویسنده، ترکیه و برزیل با آنکه انتخابات دموکراتیک داشتند نتوانستند معترضان را راضی کنند. چون «در نتیجه توسعه اقتصادی که در نسل پیشین این کشورها رخ داد، باعث شد نسل جدیدی ظهور کند که انتظاراتشان خیلی بیشتر از نسل والدینشان بود. تونس و مصر نرخ رشد کمتری از ترکیه و برزیل داشتند اما تعداد کثیری فارغ‌التحصیل داشتند که از رژیم های خود توقع ایجاد شغل داشتند.»
کتاب «نظم سیاسی و زوال سیاسی» توسط انتشارات «پروفایلز بوکز» در ۶۵۸ صفحه در سپتامبر ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است
به نظر فوکویاما بقای نظام سیاسی کاملا به میزان انطباق‌پذیری آنها با دورنمای جدید اجتماعی ربط دارد که از رشد اقتصادی برآمده است. او می‌افزاید: «اما یک رشته مشترک همه این کشورها را به هم وصل می‌کند که پس‌زمینه زندگی سیاسی است، یعنی نهادها.»

نهادها و بحران مالی ایالات متحده

فوکویاما، بحران مالی ایالات متحده را بررسی می‌کند که دارای نهاد و دولتی قوی است، دولتی که «بسیار نهادینه شده و با ثبات» است. «آمریکا دولتی است که بیش از ۲۰۰ سال سابقه دارد و مقبولیت دموکراسی آن ریشه‌دار شده است. اما این دولت خوب کار نمی‌کند و مشکلاتش شاید به این واقعیت برمی‌گردد که خیلی نهادینه شده است.»

فوکویاما درصدد توضیح زوال در نظم سیاسی است: «قبل از بحران اقتصادی ۲۰۰۸، مقررات چند جانبه بر نهادهای مالی حاکم بودند. اما با وجود این مقررات دولت آمریکا از بحران وام مسکن آگاه نبود و به بانک‌ها اجازه داد تا از اهرم‌های اضافی استفاده کنند و به یک سیستم بانکی سایه مجال ظهور داد.»

نویسنده کتاب می‌افزاید بانک‌های بزرگ می‌دانستند که اگر به مشکل برخورند، کمک دولتی را در پشت سر دارند. در سپتامبر ۲۰۰۸ بانک «برادران لمان» ورشکست شد و به دنبال آن، سیستم پرداختی جهانی فروپاشید و بزرگترین رکود اقتصادی آمریکا صورت گرفت.

فوکویاما در اینجا نقد خود را به سیستم بانکی و دولت آمریکا وارد می‌کند: به رغم خطری که از طرف بانک‌های عمده محسوس بود، بانک‌ها متمرکزتر از سال ۲۰۰۸ شدند.

او دو دلیل برای این مقطع بیان می‌کند: ۱) بانک‌ها مدعی بودند که مقررات جدید بر قدرت وام‌دهی جدید تاثیر منفی می‌گذارد و رشد اقتصادی را ضعیف می‌کند. به نظر نویسنده چنین دلایلی برای نهادهای غیرمالی قابل کاربرد است. ۲) بانک‌ها خیلی ثروتمند و با نفوذ هستند و می‌توانند گروهی از لابی‌گری‌ها را استخدام کنند تا در جهت منافعشان کار کنند. این لابی‌گری‌ها، مقرراتی که درست به قلب نهادهای مالی بزرگ می‌زنند، را محدود و مسدود می‌کنند.


چند کتاب‌ از فرانسیس فوکویاما به فارسی
■پایان نظم، سرمایه اجتماعی و حفظ آن؛: ترجمه غلامعباس توسلی، جامعه ایرانیان، ۱۳۷۹
■آینده فراانسانی ما، پیامدهای انقلاب بیوتکنولوژی: ترجمه ترانه قطب، طرح نو، ۱۳۹۰
■پایان تاریخ و انسان واپسین: ترجمه عباس عربی و زهره عربی، سخنکده، ۱۳۹۲
■آینده پساانسانی ما: ترجمه حبیب‌لله فقیهی‌نژاد، مقدمه حسین سلیمی، روزنامه ایران، ۱۳۸۴
■آمریکا بر سرتقاطع، دموکراسی، قدرت و میراث جریان نومحافظه‌کاری در آمریکا: ترجمه مجتبی امیری وحیدی، نشر نی، ۱۳۸۶

به این ترتیب، فوکویاما ناکارمدی دولتی نهادینه شده را بر اساس عدم تطابق با نهادها یا شکل‌گیری نهادهای جدید توصیف می‌کند. به طور مثال می پرسد چرا کشوری مثل ایالات متحده که نهادهایی قوی و قدیمی دارد، می تواند دچار زوال سیاسی شود؟ فوکویاما در پاسخ می‌گوید: «نهادهای دولتی که قرار است در خدمت اهداف عمومی باشند به تسخیر منافع خصوصی قدرتمند درآمده‌اند و آرام آرام عرف و قوانین را هم متصلب می کنند.»

سه مولفه نظم سیاسی

فوکویاما معتقد است «رشد سیاسی از برخی وجوه شبیه تکامل بیولوژیکی است». به نظر او همانطور که در تکامل بیولوژیکی دو اصل وجود دارد، یعنی تنوع و گزینش، در نظم سیاسی هم به همین ترتیب وجود دارد.

نهادها، در نتیجه رقابت و تعامل با محیط پیرامونی، یا بقا پیدا می کنند و یا از ادامه حرکت باز می‌مانند. مانند آنچه در طبیعت رخ می‌دهد، نهادها وقتی ناکارآمد و ناتوان از انطباق‌پذیری با محیط می‌شوند، زوال زده می شوند.

همانطور که گفته شد فوکویاما معتقد است که سه جز سازنده نظم سیاسی، دولت، حاکمیت قانون و پاسخگو بودن است. این سه جز در عین حال که مکمل هستند، در تناقض با هم نیز قرار دارند.

دولت‌ها برای اینکه کارآمد باشند باید از طریق قانون عمل کنند. دولت‌ها قدرت را انباشت و از آن استفاده می‌کنند اما همین دولت‌ها زمانی موثر و کارآمد هستند که قدرت را به طور مشروع و مقبول اعمال کنند. وقتی دولتی به مسئولیت‌پذیری یا پاسخگویی تن نمی‌دهد، زمینه خشونت، اعتراض و در نهایت انقلاب مهیا می‌شود.

به این ترتیب، فوکویاما تلاش دارد شان دهد که این سه جز باید همسو باشند و در نهایت نتیجه می‌گیرد «یک دموکراسی خوب آن است که بین این مولفه‌ها توازن برقرار کند.»

کتاب «نظم سیاسی و زوال سیاسی» توسط انتشارات «پروفایلز بوکز» در ۶۵۸ صفحه در سپتامبر ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ | 9:43 | نویسنده : سیرو س احمد |

مستبید کیست؟

بر خیهاآدمکها تمام مفا هیم وارزشهای زند گی را در حدودو ثغور ، جغرافیای منا فع خود فکر میکنند، اگر احترا م به این حدود ثغور حفظ گردد دنیا برای شان معنا بخش و لذت زندگی به کا م شان گورا است ، اما اگر این حدود و ثغور منا فع آنها شکسته شود دنیا برای شان برزخ و مفهوم زند گی برای شا ن پر از بار معنای کج است.

زندگی و کسب لذت از آن ،حق طبعی همه است، همه انسا نها لذت ،سعا د ت ،شجا عت ، شهرت و کرا مت را دوست دارند.

اما آنهای که فرایند زندگی را دهلیز یکسویه میدانند ، گرایش دارند در این دهلیز خود شان با افکار اتو کراتیک و استبدادی خود بگردند و حق گشتن و لذت بردن دیگرا ن حرام و قطغن کنند.

اگر در جهت شکست منافع آنها کسی کوچکترین اقدا می کرد با استفاده از بر چسپ های هموچون کافر ، سنت شکن و گمراه وام گرفته و برای حفظ قلاده ستبر خود بر گردن دیگرا ن تقلا کنند .

اما  موریت انسا نی من آن است با پشتوانه خرد بر روی این کثافت کاریها بخندم و حدود وثغور ایمان ،واقعبینی وشها مت خود را آشکار سازم و سکوت به معنا تسلیم ،ترس ومعا مله پنهان با اجحاف و حق تلفی میباشد.

 



تاريخ : شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ | 15:54 | نویسنده : سیرو س احمد |

شناخت انسان

هر پدید ه به تأ سی از ما هیت ذا تی خود شناخته میشود ،آب پدیدئی است بدون رنگ بو و ذایقه , نبود رنگ بو و ذایقه در ما هیت آب با عث شنا خت ما هیت طبیعی او میگردد . اما اگر انسا ن با ما هیت ذاتی  و عر ضی اش شنا خته  شود ,باید این تعاریف را برای شناخت بکار برد.

 انسا ن مو جود ی است که درگوهر ما هیتش ضاحک بودن و نا طق وعقلانیت بود ن  نهفته باشد ومولفه شها مت ، اخلا ق ،تدیبر ،رأفت ،تقوا ،راستی ،تلاش وهمنوع دوستی اعراض اند که در شخصیت او شا مل شده و سبب تکمیل شخصیت او میشود.

لهذا اگر ما در تلاش شناخت شخصیت انسان هستیم باید به ما هیت گو هر ذاتی و عرضی او نقب زده و به استمداد شناخت تجربی در پی تجزیه مواصفات گوهری و عرضی او شویم , تا در یافته شود که نحوه تکمیل شخیصت انسان بر مبنای کدا م گوهر و عرض صورت گرفته است.



تاريخ : سه شنبه ششم آبان ۱۳۹۳ | 9:20 | نویسنده : سیرو س احمد |

رهبری، هورمون و فساد               

جان امریک ادوارد دالبرگ اکتون، فیلسوف و مورخ انگلیسی در نامه ای به اسقف مندل کرایتون در پنجم آوریل ۱۸۸۷ جمله‌ای نوشت که هنوز یکی از معروفترین نقل قول‌ها چه بین مردم چه در محافل دانشگاهی است:

"قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق. مردان بزرگ همیشه مردان بدی هستند، حتی وقتی که بجای اقتدار از نفوذ خود استفاده می‌کنند."

پژوهش‌هایی که اخیرا در زمینه روانشناسی و علوم اعصاب (نوروساینس) انجام شده تا حد زیادی جمله لرد اکتون را تایید می‌کنند.

تاثیر قدرت بر رهبر

محققان قدرت رهبران را ناشی از دو مولفه می‌دانند، تعداد پیروان آنها و اینکه دست آنها برای اینکه بر مبنای "مصلحت" خود تصمیم بگیرند چقدر باز است.

تحقیقات مختلف نشان داده که "قدرت به صاحب آن احساس حق بیشتر، انفصال عاطفی و منفعت‌طلبی شخصی می‌دهد. به عبارت دیگر فرد قدرتمند، کسانی را که از قدرت بی‌بهره هستند کم ارزش تر می‌بیند و در دیدگاه‌های خود متعصب‌تر است."

افراد قدرتمند معمولا به نصایح دیگران بی‌توجه هستند، تاثیر تصمیم‌های خود را بر زندگی دیگران نمی بینند، بیش از حد اعتماد به نفس دارند و تمایل دارند دیگران را وسیله‌ای برای رضایتمندی خود ببینند.

صاحب قدرت دیگران را وسیله‌ای برای رضایتمندی خود می‌بیند

فرد قدرتمند معمولا نسبت به درد و رنج دیگران بی‌تفاوت‌تر است و احتمال اینکه کمتر بر پایه اخلاقیات رفتار کند بیشتر از افراد فاقد قدرت است.

محققان معتقدند در مجموع، قدرت صاحبش را نسبت به هنجارهای اجتماعی کور و رفتارهایش را نامناسب می‌کند، به آنها احساس برتری به دیگران می‌دهد و توانایی آنها را در تشخیص خوب و بد زایل می‌کند.

به بیان دیگر قدرت برای صاحب آن به مثابه "ضربه‌گیر" عمل می‌کند، به نسبت به دیگران، تصمیم های ضد اجتماعی صاحب قدرت هزینه کمتری برایش دارد و البته این به میزان قدرت رهبر هم بستگی دارد.

تاثیر قدرت بر مغز

انسان موجودی جمعی و گروهی است و جمع برای بقا به رهبران خوب نیاز دارد.

از این رو برخی معتقدند حتی بقای انسان به تاثیر شناختی و عاطفی قدرت بر مغز ارتباط داشته است.

اما تغییراتی هم که قدرت در صاحب قدرت ایجاد می‌کند، و در بسیاری از موارد بسیار آشکار است، این نظر را مطرح کرده که قدرت، رفتار، عواطف و شناخت فرد را تغییر می‌دهد.

این موضوع را تحقیقات بسیاری در حوزه روانشناسی و علوم اعصاب نشان داده‌اند.

برخی پژوهشگران حتی معتقدند قدرت ساختار مغز را تغییر می دهد و بنابراین رفتارهای متفاوت، عجیب و حتی غیرقابل باور خودکامگان محصول ترشح سیل آسای دوپامین در مغز است که در طول زمان ساختار مغز را تغییر می دهد.

پروفسور ایان ریچاردسون، استاد و بنیانگذار موسسه علوم اعصاب در ترینیتی کالج دوبلین، در کتاب خود "امتیاز برنده بودن" می نویسد قدرت نه تنها رفتار و کردار فرد را تغییر می‌دهد بلکه در خود مغز نیز تغییر ایجاد می‌کند، تغییری که فقط نرم افزاری نیست بلکه سخت افزاری هم هست.

به عقیده پروفسور رابرتسون حتی اندک قدرتی، سبب انتزاعی‌تر شدن تفکر می‌شود و نبود قدرت، دست کم بطور موقت، تیزی ذهن را کم می‌کند.

پس قدرت بر ذهن تاثیر می‌گذارد، به ویژه با تغییر دادن ترشح هورمون‌ها. قدرت سبب ترشح تستوسترون می‌شود و ترشح تستوسترون موجب افزایش ترشح دوپامین.

دوپامین برای فعالیت‌های مهم مغز ضروری است، به خصوص برای فعالیت‌های بخش قدامی مغز، برنامه‌ریزی، هدف گذاری، رسیدن به هدف و تفکر استراتژیک.

دوپامین همچنین سیستم پاداش را که در عمق میانی مغز قرار دارد تحریک می‌کند، شبکه‌ای که مسئول احساسات خوشایند ماست، سیستمی که باعث می‌شود افزایش حقوق، تعریف و تمجید و سکس برای ما لذت‌بخش باشد.

قدرت، داروی بسیار قوی ضد اضطراب و افسردگی است، اما اکسیر جوانی نیست.

ریاست یک شرکت یا اداره بزرگ یا رهبری یک کشور بسیار اضطراب‌آور است، قدرت به این افراد در غلبه بر اضطراب کمک می‌کند.

رهبران یا مدیران بسیاری در دوران ریاست خود بسرعت پیر شده‌اند، در دوران اخیر بهترین مثال آن تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا است یا دیوید مویز، سرمربی سابق منچستر یونایتد که در طول ده ماه حضور در الدترافورد بقول بسیاری از مفسران جلوی چشم فوتبال‌دوستان پیر می شد.

رهبران باید بتوانند این اضطراب فلج کننده را تاب بیاورند.

چون استرس و اضطراب تاثیری عکس تاثیر قدرت دارد، قوای شناختی مغز را کم می‌کند و باعث نگرانی و بدبینی می‌شود؛ صفاتی که به درد رهبری نمی‌خورد.

قدرت اما افراد را جسور و معطوف به هدف می‌کند، آنها جنگل را می‌بینند نه درختان را، آنها خوش‌بین هستند و با وجود تمام تردیدها، امیدوارند که به هدف خود برسند.

در نهایت محققان مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که اجتماع بشری نیاز به رهبر دارد اما رهبر مصون از فساد نیست.

راه حل این محققان، محدود کردن قدرت رهبر و نظارت جدی بر عملکرد او و گردش دائم قدرت است.

تحدید قدرت مهمترین راه دور نگهداشتن تهدید قدرت است که وقتی مطلق و ماندگار شود فساد می‌آورد.

بهای این فساد را مردمان عادی خواهند پرداخت.



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۳ | 9:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

برای دوستم  عمران الدین ذره

این آه من به جانب یزدان کی میبرد

این درد من به کوه بیابان کی میبرد

سر شار م از سرشک گلویم عقیم شد

این اشک من به درب گریبان کی میبرد

تندیس من که مد فن درد و مصیبت است

تا بطن قبرتند یس گریان کی میبرد

این شیخ شهر شطح مرا کی شنیده است

بر سوی دوست حرف پریشان کی میبرد

ما حریف هر دو دغل بازو فاسد یم

تا سوی حشر کوله ئی ایمان کی میبرد

اما امید توشه ئی ما بر  دو،دوش شد

این دوش خسته جا نب جانان کی میبرد

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۳ | 14:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
معرفي كتاب :

خاطره هاي درد انگيز

محتاج

خاطره هاي درد انگيز نام كتابي است كه ، در محتوأ آن قصه ها و خاطره هاي زمان اسارت آقای عبدالخالق فراهي سابق جنرال قونسل افغانستان درپشاور جمع بندي شده است . خاطره هاي كه ياد آور دو نيم سال اسارت آقاي فراهي در سياه چال هاي مخوف القاعده و سازمان هاي راديكا ل پاكستاني ميباشد .

اين خاطره ها كه اكنون، جز يادوصدا ئي تلخ ومردة بيش نيستند ، تعريف تصوير ريالستيك از مجموعه رويداد هاي است ، در سرنوشت گذشته آقاي فراهي تلفيق شده ، و آقاي فراهي طعم تلخ آن را با ژرفأ خون چشيده است . شايد بصورت استثناي آنچه بر آقاي فراهي گذشته نباشد، اما آقاي فراهي استثناً شخصي است كه بعد از سپري كردن دونيم سال تحمل شكنجه موفق به رهاي شده و شمه ئي از عملكرد سازمان هاي راديكال را بصورت عینی، واقعبينانه ، بيطرفانه و صادقانه به تصوير كشيده است .

ازجانبي بانوعي حذاقت و تيز هوشي باوجود آنكه هر روز تحت شكنجه وفشار بوده ، بخشي از رهبرد های سازمان القاعده را منحيث يك راوي عيني بما انتقال داده است . آقاي فراهي در تعريف ماجراهاي كه برسرش گذشته ، شايد موفق به تعريف ابعاد همه جانبه آن نه شده ، اما آنچه را كه در اين كتاب نبشته ماجرا هاي جذاب ، تلخ ، نادر و ناگفته و ناشنيده اند كه ، تا هنوز کمتراسيري موفق به تبين و تشريح آن نه شده است .

زيرا اكثر كسانيكه تجربه اسارت در سلول هاي مخوف را داشته اند ، يازنده بيرون نيامده و اگر زنده هم بيرون آمده اند جرائت و جسارت تبين تعريف آن را نداشته اند .

آقاي فراهي ماجرا را از جريان صحبت پيش از اسارتش شروع كرده و مقدمه تلخ كامي خود را از تصادم موترش با موتر گروگان گيرها و بيرون شدن گروگان گيرها را در يونيفورم نظامي كه مخصوص ارتش پاكستان است آغاز ميكند .

مطلع روايت آقاي فراهي از اراده اش براي دست بردن به سلاح سبك دستي به سوي گروگان گيرها و خاموشي افرادي است كه در متن جاده اند ، باچشم سر شاهد تعرض براو اند ، اما كوچك ترين واكنشي در برابر گروگان گيرها ندارند ، حتا زمانيكه خالد دريورش در پيش روي عابرين و تماشاچيان به رگبار مسلسل بسته ميشود ، و دريك چشم برهم زدن جان به جان آفرين ميسپارد . انتقال آقاي فراهي توسط موتر پرادوگروگان گيرها از پيش روي ده هاعابر وده ها موتر و در مسير راه عبور، از ده ها پوسته پوليس همه حكايتگرنوعي انارشيزم در محيط است كه مدعي عدم جانبداري از تروريزم و مداخله نظامي در امور افغانستان ميباشد .

شرح جزئيات انتقال و نحوه برخورد گروگانگيرها كه به گفته ئي آقاي فراهي که پشتون اند ، داستان دلچسپ خواندني و بيادگار ماندني در حافظه مخاطب است ، مخاطب كه معمولا خبرگروگان گيري را مكرر از طريق سوژه خبرشنيده اما ابعاد عملكرد و جزئیات کنش های گروگان ها هميشه براي او بعد مجهول و ناشناخته دارد .

برمبناي همين خصوصيت كتاب خاطر ه هاي دردانگيز افزون برآن كه يك گزارش خبري مطول با رويداد هاي سرخ ، زرد و بنفش است ، در برخي مواقع داستان رياليستك جذاب خواندني و مشحون از ماجرا هاي شگفت انگيز است . ماجرا هاي خبري شگفت انگيز بدليل آنكه ، نحوه اتفاق رويداد، استثنايي خاص ، و محتوأ آن مشحون از جزئيات خبري براي مخاطب عام ميباشد .

آقاي فراهي در فرآيند دو سال كه گروگان جبري القاعده است چشمديدها شخصي دارد ، اما از بازي هاي پنهان عقب پرده چيزي نميداند، اما همينقدر ميداند كه آزادي و همه حقوق انساني اش با جبر از او گرفته شده ، و مانند پرنده مظلوم در دهن افعي بصورت عمودي قرار دارد .

 آنچه را كه مي بينيد ، باطن پر از زهر ومتعفن افعي گرسنه و خشمگين است . خاطرات تنهاي ،حمل زنجيرهاي ستبر وسهمگين و پوشش چشم و سرگوش او با خريطه مخصوص به اين معناست كه آقاي فراهي ديگر با زندگي وپيرامون خود ارتباط زنده ندارد ، ارتباط او با زندگي در محوط سياه چال هاي سهمگين وبي روزن و تسبيح گم شده ودوباره يافته اش است كه او را بعد از مدتي از باب تصادف از سيت عقبي موتر يافته وخاطرات آزادي ، ايام شاد و روز هاي شادش با فرزندان و دوستان او در مهره اين تسبيح مدفون اند .

  او در تمام اوقات بيداري با اين تسبيح د لمشغولي راز و نياز دارد و شايد هر دانه تسبيح براي آقاي فراهي حامل بارمعناي از روز هاي آزادي و شادش باشد .

پيام هاي چند لحظ ئي :

آقاي فراهي همان طوري كه گفتم در كام يك افعي خشمگين و گرسنه بصورت عمودي افتاده و آنچه كه در زوايه ديد او قرار دارد ، كابوس ، تعفن وفضائی آلوده با زهراست . اما گاهي افعي او را وارونه ميكند ، تا فراهي محيط بازتري ببيند و اين وارونه كردن بعد از تكرار و تلقين واژه هاي ويژه برايش ميسر ميگردد ، و در امتداد اين مدت وارونه قرار گرفتن از باب تضرع و التماس با استمداد پيام هاي ويدوئي كوتاه ، حداقل فرصتي مساعد ميشود ، تا بامحيط بزرگتر تماس برقرار كند ، و بگويد هاي مردم ! من اسيرم و در كابوس مخوف رنج ، سياهي و استبداد اغذيه ام شكنجه ، فضايي زندگي ام مشحون از تعفن و باروت و محيط نگاهم در محيط خريط هاي سياهي بخيه شده است . آيا كسي هست درد مرا درك كند ؟!.

اين پيام هاي كوتاه بدون شك براي رسانه ها اغذيه چرب و چاق اند و مصرف چنين رويدادها براي رسانه ها جذاب و شگفت انگير است ، اما براي دوستان ، فاميل و شخص آقاي فراهي پر از تعب ، درد و درمانده گيست .

اما با همه تلخي و پلشتي كه دارند همه مخاطبان شيفته شنيدن اين پيام ها اند .

دلمشغوي هاي گذرا :

در برخي مواقعي فضاي زندگي براي آقاي فراهي بازتر ميشود ، وزمينه تعاطي و تبادل افكار با برخي گروگانگيرها فراهم شده و فراهي از آنها تقضأ قرآن ، ديكشنري انگلیسی و برخي كتب ديگر را ميكند .

گروگان گيرها براي آقاي فراهي قرآن ترجمه انگيسي ، ديكشنري و برخي كتب ديگر كه بازتاب دهندة افكار ايديولوژيك سازمانهاي راديكال است برايش فراهم ميكنند ، تا اگر بتواند به گفته آقاي فراهي او را ذهناً آماده پذيرش افكار تند راديكال سازند .

ناگفته روشن است كه معنايي زندگي ارتباط است ، انساني كه در محيط ماحول خود موفق به تامين ارتباط مثبت با پيرامون خود ميشود انسان موفق ، شاد ، پرنشاط وزندگيش پر از معنا بخشي و مفهوم است . اما از بد حادثه شرايط و زمينه ئي ارتباطا تيكه براي فراهي فراهم ميشود زود گذر و مقطعي اند ، زيرا سبك نگهداري گروگان ها براين سياق وفق يافته است كه ، بايد شخص گروگان در يك مكان مدت كوتاهي را سپري كند ، تا مبادا ردپايش توسط سازمان هاي اطلاعاتي كشف و گروگانيگرها به هدف نرسند . لذا فراهي در دل افعي خشمگين معمولاً در حالت خزيدن است ، گاهي در چاهي ، گاهي در كوهي و گاهي طويله ئي و گاهي در مكان ديگري بساط معاش و معشيت دارد .

روايت يكجا بودنش با ايراني :

داستان يكجا بودن فراهي با يك گروگان كه تبعهء جمهوري اسلامي ايران است جذاب خواندني و مشحون از اشارات زيباست ، داستان كه دو مرد همدل و همزبان و هم سرنوشت در كلبه ي با هم بساط معاش دارند اما اجازه ديدن همديگر را ندارند ، اما درد و شكنجه واحد آنها را با هم نزديك ساخته و از دل و درد هم خبرند .

از بد حادثه روزي باهم موفق به گفتگو مي شوند ، اماپاسبانان با آگاهي از رابطه آنها هر او را چندان توبيخ وتهديد و جزا ميدهند كه ، اين رويداد به سختي هردو را مدتها اذيت ميكند .

وهردو متفق به گروگانيگرها تعهد ميدهند كه هيچ گاهي با هم ارتباط برقرار نكرده و هميشه خاموش وبي صدا باشند از جانبي با هم حلف و فاداري مي بندند كه كسي كه اول رها شد احوال ديگر را به فاميل و دوستان ديگرش برساند .اما ديري نمي گذرد كه ، محل نگهدار آنها تعويض و گروگان ايراني از او جدا ميشود . وزمانيكه آقاي فراهي رها ميشود ، جويا احوال شخص ايراني رفيق هم سلوش ميشود او شش ماه پيشتر از زندان رها شده و به فاميل و بستگان آقاي فراهي ارتباط برقرار نكرده است .

پايان سبز:

مژ‍ده رها شدن از زندان گروگان گيرها ، بدون شك در زندگي آقاي فراهي از نخستين بامداد كه دنيا را ديده تا آخرين شامگاه كه دنيا را بدرود ميگويد ، شاد ترين ، پرمعنا ترين و لذت بخش ترين پيام زندگي برايش باشد . فراهي بعد از گذشت دونيم سال سپري كردن زندگي در نگراني و تهديد به وزيرستان شمالي انتقال داده ميشود ، و درآنجا در حالت اختفا و پنهاني از خانه ئي به مسجدي و از مسجدي به دكاني و از دكاني به جنگلي در چند روزمتواتر در حال انتقال است .

و در همين جا موفق مي شود ، بابستگانش در كابل و رئيس جمهور اسبق حامدكرزي با تلفن همراه صحبت كند ، اما جذاب ترين رويداد براي آقاي فراهي نگاه نخست او بر اهتزاز بيرق افغانستان در غلام خان است ،زيرا او هنگاميكه اهتراز بيرق كشور را مي بيند ، مفهوم و معنايي آزادي و زندگي را با ديد نو به تبين و تفسيرمي نشيند . و حتا زمانيكه در دكان كوچكي در غلام خان منتظر انتقالش به خوست هست به جزئيات زندگي يك افغان فقير نگاه خود را بخيه ميكند ، افغان كه با اخلاص و خوشروي و بي خبر از سرنوشت آقاي فراهي او را به خوردن ميوه ها آماسيده و پراز گرد خود دعوت ميكند .

و در فرجام نفر موظف و مسوول انتقال اوميرسد و آقاي فراهي را به منزل حاجي علي محمد درخوست ميرساند و كابوس مخوف افعي سايه اش را از سر فراهي به سوي ديگر معطوف ميكند .

ادبيات نوشتاري كتاب :

كتاب با ادبيات ساده ، فصيح و مبرا از تعقيد لفظي و معنوي نوشته شده است، سبك نگارش كتاب شباهت فراوان با يك گزارش سفري ساده با ارائيه تصاوير خاكستري ، سرخ ، زرد و بنفش دارد ، دربرخي مواقع در مصرف واژه ها دقت لازم صورت نگرفته ، وبرخي واژه حامل بارمعنايي جذاب ، ادبي و بياد ماندني نيستند .

باتوجه به اهميت كه محتواي كتاب براي نسل امروز و فردا دارد حتا تيترها و عناوين ، هدايتگر خوب به متن كتاب نيستند . اما برخي تصاوير كه آقاي فراهي از مكان، شخصيت ها و شگرد زندگي افراد قسي القلب ميدهد ، مخاطب را مجبور ميكند تا به پيگيري بقيه رويداد او مبادرت كند ، كه اين كار ستود نيست . متن كتاب که ايديت وتصحيح شده در برخی جا ها تصحیح با، روحیه امانت داري و دقت صورت نگرفته است، .باوجود اين كاستي ها ، كتاب خاطره های درد انگیز از ديدمن به مثابه يك روزنامه نگار ، كار شائيسته است ، و اين كار در واقع خدمتي است كه نويسنده واديتور نه تنها برگي براي تاريخ فردا نوشته اند ، از جانبي از عمق يك فاجعه و رويداد سهمگين كه هزاران انسان را تااكنون قرباني گرفته ، با جسارت اخلاقي و روحيه افشاگري از ژرفناي يك فاجعه كور پرده برداشته اند .

مطالعه اين كتاب براي همه اقشار جامعه كاري است مهم و دست يابي به اطلاعات كتاب درحكم نقب زدن به ژرفأ يك رويداد با چند بعد متلون ميباشد . ابعاد كه در سرنوشت ده ها انسان گروگان تلفيق شده اما از بد حادثه موفق به پرداخت و تبين در حول و حوش آن نه شده اند . زيرا برخي قرباني شده و برخي هم از باب ترس و يأس موفق به شرح وتعريف آن به صورت مدون نه شده اند .



تاريخ : شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۳ | 13:29 | نویسنده : سیرو س احمد |

ده توصیه: چگونه می‌توان نویسنده آثار پرفروش شد

سوفی کینسلا نویسنده کتابهای پرفروشی است مثل مجموعه ای با عنوان "معتاد به خرید"، "می توانی رازی را نگه داری؟"، "شب عروسی" و "الهه ای که خانه دار نیست".

کتابهای او به بیش از چهل زبان مختلف ترجمه شده و بر اساس یکی از کتابهایش به نام "اعتراف یک معتاد به خرید" یک فیلم سینمایی ساخته شده است.

سوفی کینسلا برای کسانی که می خواهند نویسنده آثار پرفروش شوند، ده توصیه دارد.

۱- همیشه یک دفتر یادداشت همراه خود داشته باشید

همیشه و هر کجا که می روید یک دفتر یادداشت همراه خود ببرید و هر چیزی را که به ذهنتان می رسد بنویسید، حتی اگر در آن لحظه نکته نامربوطی به نظر بیاید. از نکات پراکنده و گذرایی که به ذهن می رسد و یا مطالبی که ممکن است در مکالمات دیگران بشنویم می توان استفاده های فراوانی کرد.

عادت کنید که به عنوان یک نویسنده به زندگی نگاه کنید و همه چیز را بنویسید. فعلا نگران این نباشید که نتیجه همه اینها چه خواهد شد، به عنوان یک عادت یا سرگرمی بنویسید. چون وقتی که یک فکر بزرگی به ذهنتان برسد و بخواهید کتابی بنویسید به نوشتن عادت کرده اید و در عین حال مواد خام زیادی خواهید داشت که می توانید از آن استفاده کنید.

۲- فکر کنید اگر می شد چه می شد و مطالعه کنید

شروع کنید به نگاه کردن به دنیا با این نگاه و سئوال که اگر می شد چه می شد. سرنخ ها و ایده های محتمل برای نوشتن یک داستان را جمع آوری کنید.

خودتان را به نوشتن عادت دهید، می توانید یک موضوع یا یک مفهوم کوچک را انتخاب کرده و با نوشتن آن را به چیز دیگری تبدیل کنید. سعی کنید از این تمرین های نگارشی لذت ببرید و در ضمن ببینید چه ظرفیت هایی می توانند داشته باشند.

ممکن است خیلی ناچیز و بی اهمیت به نظر برسد ولی اگر احساس می کنید که حتی یک ذره قابلیت تبدیل شدن به یک داستان را دارد ذهن خود را به روی حالت های محتمل برای پرورش داستان بازنگه دارید و بعد خواهید دید که مرتب ایده های جدیدی به ذهنتان خواهد رسید.

اگر می خواهید نویسنده شوید مطالعه واقعا حیاتی است. من از دوران کودکی خوره کتاب و مطالعه بوده ام. من از آن بچه هایی بودم که سر میز صبحانه به جای حرف زدن با دیگران نوشته های روی جعبه بیسکوئیت و یا پاکت شیر را بارها و بارها می خواندم.

۳- کتابی را بنویسید که خودتان دوست دارید آن را بخوانید

خیلی ها فکر می کنند که برای رضایت دیگران باید بنویسند، برای جلب توجه خواننده ها و یا منتقدان و افکار عمومی. غریزه من همیشه به من گفته که نمی توان تمایل و نظر دیگران را حدس زد.

کاری که می توانید بکنید این است که خودتان را جای یک خواننده بگذارید و ببینید که خود شما دوست دارید چه چیزی بخوانید. یکی از راههای تجسم کردن این حالت این است که به یک کتابفروشی بروید و تصور کنید که چه کتابی را دوست دارید از قفسه ها بردارید.

به احتمال زیاد اگر خود شما بخواهید یک کتابی را از قفسه های کتابفروشی بردارید سایرین هم دوست دارند آن را بخوانند. بنابراین همیشه از خودتان شروع کنید و چیزی بنویسید که خود شما را خوشحال و راضی می کند.

۴- در مورد چیزهایی که دارید می نویسید صحبت نکنید

من موقع نوشتن یک کتاب جدید خیلی پنهان کار هستم. به نظر من نویسنده ها افراد آسیب پذیر و شکننده ای هستند و مثل پروانه ها به راحتی مچاله می شوند.

اگر شما مثل من فرد حساسی هستید، یک اظهار تردید و یا یک اظهار نظر منفی و تصادفی از سوی دیگران ممکن است اعتماد به نفس شما در مورد نوشتن داستان را خرد کند.

به نظر من بهتر است همه این تمرین ها و نوشتن ها را به شکل خصوصی انجام دهید چون در آن حالت با آزادی کامل و بدون نگرانی از قضاوت دیگران و اینکه نتیجه کارتان چه خواهد شد، می توانید هر کاری که می خواهید بکنید.

به محض اینکه شما داستان خود را علنی کرده و آن را در معرض قضاوت و اظهار نظر دیگران بگذارید به مانعی بر سر راه خلاقیت شما بدل خواهد شد.

تنها کسی که من نوشته هایم را به او می دهم تا بخواند همسرم است و او از مدتها قبل براساس یک توافق دو طرفه بین ما دقیقا می داند که چه چیزهایی را نمی تواند بگوید.

به نظر من داستانی که در حال نوشته شدن است یک چیزب بسیار با ارزش و در عین حال نامشخصی است که به سادگی می تواند آسیب ببیند و یا از بین برود. بنابراین باید به خوبی از آن محافظت کنید.

۵- ژانر را فراموش کنید، صدای خود را بیابید

به نظر من یکی از دشوارترین کارها برای یک نویسنده پیدا کردن صدای منحصر به فرد او است. باید دقیقا متوجه شوید از نوشتن چه چیزهایی و به چه شیوه ای لذت می برید.

حقیقت این است که اگر کار نویسندگی را شروع کنید اوقات زیادی از زندگی خود را صرف این کار خواهید کرد پس بهتر است چیزی بنویسید که از آن لذت می برید و واقعا می توانید آن را بنویسید.

از آزمایش ها و شروع هایی که ممکن است به نتیجه نرسند نهراسید. یک بار سعی کردم یک داستان تریلر بنویسم و یادم هست که ناشرم به من گفت زمینه داستان جالب است ولی همه شخصیت ها خیلی معصوم و درستکارند. حق با او بود من داستانی خلق کرده بودم که در آن آدم های بسیار معمولی و معصوم راه می افتادند و همدیگر را می کشتند.

زیاد به این فکر نکنید که در چه ژانری باید بنویسید، شاید شما توانستید ژانری کاملا جدید را ابداع کنید. به جای فکر کردن به ژانر با خودتان بگویید که می خواهم یک داستان بنویسم و منتظر می شوم تا دیگران برای آن ژانری مناسب پیدا کنند. موضوع مهم این است که شما داستان و صدای ویژه خودتان را پیدا کنید.

۶- تا آخر کار پیش بروید

این دشوارترین و مهم ترین چیز است چون خیلی ها برای نوشتن یک داستان ایده هایی دارند. اولین مرحله این است که به جای حرف زدن در مورد آن واقعا آن را بنویسیم و مرحله بعدی این است که تا رسیدن به پایان داستان به نوشتن ادامه دهیم.

همه وقتی که به وسط داستانی می رسند احساس تردید می کنند و یا خسته می شوند. ممکن است داستان و تک تک شخصیت های آن شما را کلافه و کسل کند و حتی از آنها متنفر شوید. از خودتان خواهید پرسید که چرا از اساس نوشتن این داستان اسفبار را شروع کردم.

حقیقت این است که نوشتن هر کتابی کار سختی است و همه در مرحله ای سرشان به دیوار می خورد. ممکن است در طرح کلی داستان خلائی به وجود بیاید و یا نتوانید صحنه ای را به خوبی تمام کنید. ولی نکته مهم این است که باید به هر شکلی که شده به پایان کار برسید.

حتی اگر بهترین نسخه اولیه نباشد و به تصحیح و بازنویسی نیاز داشته باشد، حداقل شما نوشتن کتابی را تمام کرده اید تا بعدا آن را بازنویسی کنید.

۷- پیاده روی کنید و کوکتل بنوشید

همه در نوشتن زمانی گیر می کنند. نوشیدن کوکتل خیلی به من کمک می کند و این حقیقت دارد. هر موقع که در نوشتن داستان گیر می کنم با همسرم می رویم بیرون و کوکتل می نوشیم و همراه با نوشیدن صحبت می کنیم و در پایان شب همیشه گره هایی را که بر سر راه ادامه داستان وجود دارند باز می کنیم.

به تجربه من بیرون رفتن و صحبت کردن هم تفریح است و هم می تواند شما را از حالت کلافگی خارج کند. هیچ چیزی بدتر از نشستن پشت میز و خیره شدن به صفحه کامپیوتر و آن حالت استیصال نیست. باید نوشتن را در آن لحظات رها کنید و بیرون بروید.

کار دیگری که می تواند کمک بکند پیاده روی است. به نظرم هیچ چیزی مثل پیاده روی گره هایی را که در مغز ایجاد شده اند از هم باز نمی کند. گاهی اوقات ممکن است ساعت ها پشت میزتان بنشینید و هیچ راه حلی به ذهنتان نرسد . ولی به محض اینکه می روید بیرون و کمی پیاده روی می کنید همه چیزهایی که منتظرش بوده اید به ذهنتان می آید.

۸- برای کتابهایتان طرح و نقشه بریزید

بخش طرح ریزی برای من بسیار مهم است و حداقل ماهها و شاید گاهی سالها طول می کشد. من نوشتن کتابها را در محل کارم انجام می دهم ولی موقع تهیه طرح کلی کتابها معمولا به چایخانه و کافه می روم. من محیط پر جنب و جوش و بودن در جمع تعداد زیادی از مردم ولی کماکان گمنام ماندن را دوست دارم.

نکات اصلی طرح کتاب را روی کارت های مقوایی مخصوص بایگانی می نویسم و آنها را به دیوار می چسبانم. بعد کمی از دیوار فاصله می گیرم و به آنها نگاه می کنم تا ببینم آیا از ساخت کلی داستان خوشم می آید و یا نه. اگر راضی نباشم می توانم محل این کارت ها را و در نتیجه روال کلی داستان را جابجا کنم. این قسمت از کار بسیار ارضا کننده است، درست مثل حل کردن جدول کلمات.

حقیقت این است که می توان در طراحی کلی داستان وقت زیادی صرف کرد و بارها آن را تصحیح و تکمیل کرد ولی به هنگام نوشتن داستان معمولا این طرح ریزی ها تغییر می کنند و چاره ای جز این نیست. اما بدنه میانی و پایان خوب داستان دقیقا به همان اندازه ساختن طرحی کلی و شروعی خوب مهم است.

۹. کارگزار خوبی پیدا کنید و استم مستعاری انتخاب کنید

فکر می کنم تاکنون در مجموع ۲۰ کتاب نوشته ام در تمام این مدت فقط یک کارگزار داشتم.

انتخاب این کارگزار شاید بهترین کاری است که انجام داده ام چون او مرا راهنمایی می کند، در عین حال برای من مثل یک دوست بسیار خوب بوده و تمام مسایل مالی و اقتصادی مربوط چاپ و توزیع کتاب را انجام می دهد. بدون کمک های او من واقعا نمی دانستم حتی از کجا شروع کنم.

استفاده از اسم مستعار فواید زیادی دارد. به حفظ حریم خصوصی شما کمک می کند. در این حالت می توانید اسم حرفه ای و اسم خصوصی داشته باشید. به نظرم در کمتر رشته کاری مثل نویسندگی می توان به این سادگی یک هویت دیگر برای خود خلق کرد. واقعا عالی است.

۱۰- خود بعدی تان را بنویسید

هر کسی داستانی برای گفتن دارد و هر کسی می تواند نگارش خود را بهتر کند. برخی از تکنیک های نویسندگی را می توان آموخت و شما هم باید سعی کنید که یاد بگیرید و کارتان را بهتر کنید. من هنوز هم با نوشتن هر کتاب نکات جدیدی را یاد می گیرم.

به نظر من دلیلی وجود ندارد که همه مردم حداقل یک کتاب ننویسند. به نظرم همه مردم جهان به حد کافی جالب هستند و بنابراین چرا نباید داستان خود را بنویسند؟

شما چیزی را می نویسید که می شود و می توانید بنویسید. به نظرم نمی توان تصمیم گرفت که من می خواهم این یا آن کتاب مشخص را بنویسم.

به اعتقاد من این نوشتن است که شما را پیدا می کند. بنابراین با خودتان فکر نکنید که می خواهم داستانی مثل رمز داوینچی و یا چیزی شبیه آثار اسیتون کینگ بنویسم. خود بعدی تان را بنویسید، شما پدیده بزرگ بعدی خواهید بود.



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳ | 14:34 | نویسنده : سیرو س احمد |
من  امروز تا جکستان هستم

تاريخ : جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۳ | 19:41 | نویسنده : سیرو س احمد |
تمام گزارشهای رسمی سازمان ملل ملل متحد در مورد جهان اسلام و عرب نشان می دهد که بیست و دو کشور عرب از جمله ثروتمندترین و در عین حال عقب افتاده ترین جوامع جهان هستند. این گزارشها توسط صهیونیست ها تهیه نشده؛ بیشتر پژوهندگان و نویسندگان این گزارشها عرب تبارند که از طریق مجمع سازمان ملل که این گزارش ها را ارائیه کرده اند. کل درآمد ناخاص سالانه این بیست و دو کشور که در میان آنها بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان هستند تنها معادل درآمد ناخالص سالانه اسپانیا است که نه نفت چندان دارند و نه گاز: ( حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در آستانه قرن حاضر). جمع تمام نشر کتاب در این بیست و دو کشور معادل است با نشر کتاب در یونان. رقم بیسوادی در این کشور ها بسیار بالا بوده و نیز تبعیض جنسیتی زبانزد خاص وعام بوده واگر دامنه این تحقیقات را به تمام خاورمیانه و نیز حتی به جهان اسلام گسترش دهیم، وضعیت تقربیآ همان است بدون تغییر جوهری ، از بالی تا مالی با حدود یک میلیارد و نیم جمعیت در وضعیت مشابه قرار دارند.. معیار زندگی و پویندگی هر جامعه یا مجموعه ای از جوامع که خود را متعلق به تمدن خاصی می دانند، با میزان و نوع و کیفیت آنچه آنها به جامعه بشری ارائه و عرضه می کند رابطه مستقیم دارد. آنچه عرضه می شود می تواند از نوع مادی باشد یا معنوی. می تواند فلسفه و هنر و ادبیات و فکر نو باشد و می تواند انواع و اقسام کالاهای صنعتی و فراصنعتی. مثلآ آلمان مرغوب ترین موتر ها را تولید می کند و نیز انگلیس . آمریکا بزرگ ترین و پیشرفته ترین ساز و کارهای اینترنتی تولید می کند در کنار پیچده ترین سلاح ها، همین رشته را بگیریم و گسترش دهیم به حوزه ادب و هنر و موسیقی و اندیشه پردازی های نو، چون بنای این نوشته بر ایجاز است، وارد این مبحث نمی شویم. خواننده خود بخوبی می داند که در این حوزه، جهان اسلام آنقدر گرفتار مشکلات است که، نه زمینه برای تبارز هنر تازه ای که جهان شمول باشد مساعد است و نه تکنالوژی معاصر و مورد نیاز دنیا. و اگر هم باشد در این زمینه ها بسیار اندک است.. اما با وجود این همه منابع جهان اسلام در زمینه صدور سه چیز مولفه پیشگام میباشد. اما در زمینه صدور نفت و گاز ، تروریزم و مهاجرت در دنیا مقام نخست را بر مبنای عوامل زیر دارد. استبداد شرقی: ویژگی استبداد شرقی در آن است که منبع اصلی ثروت در دست دولت است و مالک اصلی کسی است که در راس قدرت نشسته است: خان، خلیفه، سلطان یا شاه. تا وقتی زمین زراعتی منبع اصلی درآمد بود، کلیه اراضی زراعتی عملاً در مالکیت مستبد شرقی بود و اصل ” اقطاع ” حاکم بر تقسیم اراضی. مستبد شرقی قطعاتی از اراضی را به فرماندهان سپاه و دیگر قدرتمندان زمان واگذار می کرد و سالانه از آنان مبالغ مشخصی دریافت می کرد. اراضی واگذار شده به مالکیت آنان در نمی آمد بلکه ودیعه بود، این امر نتیجه سیاسی مهمی در بر داشت. یعنی عدم پیدایش فئودالیزم. از نظام عشیرئی و ملوک الطوایفی متمایز است.. در استبداد (بگوئیم )غربی، به لحاظ وجود مالکیت ارضی، فئودالیزم به وجود آمد. فئودال ها مالک ارضی خود بودند. از این جهت مستحکم ترین دژ و سرسخت ترین ضامن نظام سیاسی هم بودند. ماکیاول در کتاب ” شهریار” در دو جا به تفاوت میان استبدادشرقی و استبداد غربی اشاره می کند و سئوال: چرا پس از سقوط داریوش در برابر یورش اسکندر مقدونی کسی از نجبای ایرانی به حمایت از داریوش بر نخاست؟ ماکیاول به این سئوال در مقایسه سلطان عثمانی و پادشاه فرانسه جواب می دهد و می گوید چون نظم عثمانی بر وجود سلطان بنا شده، کافی است شخص سلطان را بگیرند یا بکشند، تمام کشور از هم می پاشد. اما اگر همین کار سر پادشاه فرانسه بیاید، ده ها فئودال قدرتمند سر بر می دارند و در برابر قدرت خارجی می ایستند. در زمان ما ، نفت و گاز و بطور کلی منابع طبیعی جای اراضی کشاورزی را گرفته اند. اما در اصل قضیه تغییر ماهوی پدیدار نشده. این منابع در اختیار دولت هستند و دولت استبدادی است و آن شخصی که در راس دولت است، بطور اقطاعی بین فرماندهان سپاه که پایه اصلی قدرت او هستند تقسیم می کند. درست همین کاری که زور مندان در افغانستان می کند و منابع کشور را به طور ودیعه به فر ماندهان ،زورمندان وسهام داران در قدرت تقسیم کرده اند. سئوال اصلی اینجاست، چنانچه زور مندان در تنگنای تاریخ قرار بگیرد، آیا این فرماندهان اقطاعی مثل سرداران داریوش سوم سلطان عثمانی عمل خواهند کرد یا فئودال های فرانسه؟ دولت قدرت مدار: اقتصاد رانتی، یا قدرت اقتصادی حکومتی اقتصادی است که حداقل چهل درصد درآمد کلی کشور از طریق منابع غیرتولیدی تامین شود. خلیفه نیز از اینکه چنین اندیشمندانی در خدمت دارد، احساس غرور می کرده و حالت “مدرنیت” به او دست می داده. همین حالتی که هم اکنون در کشور ما و نیز در سایر بلاد اسلامی رایج است. دخالت خارجی : دخالت خارجی از آشکارترین عوامل عقب ماندگی جهان اسلام است و آشکاربودن آن ما را از زیادگویی معاف می کند. منابع بکر و موقعیت استراتژیک این مناطق علل اصلی این دخالت ها بوده و هستند. در عین حال، این درست نیست که مسئولیت نگون بختی این مناطق را تنها به استعمار نسبت داد. هند هم تا سال ۱۹۴۷ مستعمره بوده و امروز به صورت یکی از بزرگترین قدرت های اقتصادی جهان در آمده و نیز بزرگترین دموکراسی دنیا. چین هم تحت سلطه قدرت های غربی بوده و امروز به آن قدرت رسیده که می دانیم. بهرحال در خاورمیانه حس غرب ستیزی بسیار بالایی وجود دارد و به این انجامیده که مردم این منطقه با هر گونه دخالت خارجی سر ستیز پیدا کنند. با رویداد “بهار عربی” تحول کیفی بزرگی در این زمینه بوجود آمد. برای اولین بار، مردم خاورمیانه جداً خواستار دخالت دولت های غربی شدند. دول غربی به این خواسته ها پاسخ مثبت دادند. این بار نه برای پشتیبانی از استبداد، هدف اعلام شده، پشتیبانی از جنبش دموکراسی خواهی بود،ما هنوز نمی دانیم نتایج این تحولات به کجا می انجامد. آنچه مهم است نفس دگرگونی تاریخی است، تغییر در دید کلی مردم خاورمیانه نسبت به غرب و تغییر در سیاست کلی غرب از حمایت از دیکتاتوری به حمایت از دموکراسی خواهی. هیچ چیز کامل نیست و نمی تواند باشد. در این طور موارد، جهت حرکت به همان اندازه مهم است که نتایج حاصله از حرکت. نکته بسیار مهم آن است که “خارجی” دیگر به دولت های خارجی منحصر نمی شود. گوگل، توئیتر و فیس بوک هم دخالت خارجی است. که اینها هم از غرب می آید. و چه بسا در آینده قدرت و نفوذ گوگل از قدرت و نفوذ رئیس جمهور آمریکا بیشتر شود. بهرحال روند کلی جهان، چنین دگرگونی هایی را بشارت می دهد. بدیهی است گسل های سترگ بدون زمینه داخلی به وجود نمی آیند. در جوامع خاورمیانه، زمینه داخلی برای حرکت به سوی دموکراسی و مدرنیته وجود دارد. منتهی به صورت گذرا، لرزان و ضعیف. از این جهت، دگردیسی در موضع کلی غرب در این منطقه از یک سو و همزمان با آن دگردیسی در بینش کلی مردم خاورمیانه نسبت به غرب از سوی دیگر، هم آئی و هم زمانی این دو عامل می تواند به پایان گرفتن دور تسلسل رکود جوامع خاورمیانه کمک کند. اما پیدایش داعش و حمایت امر یکا و انگلیس در گذشته از شکلگیر ی این نهضتها و اکنون اعلام معرکه و مصاف آزمائی با این سازمانهای رادیکال به این معنا ست که عمق استراتیژ ی غرب تا هنوز به کسی روشن نیست و غرب میخواهد به بهانه سرکوب داعش پایگاه های خودرا برای دراز مدت بر سر منابع نفت مستحکم ساخته و برای آینده این منابع مهم و بکردر ید استفاده آنها باشد. زیرا در گذشته مفکرین به این اندیشه بودند که غرب در شرق دو ایده دارد ،ایده ئی ویرانگر ساختار های کهنه و بعد ساختن مجدد آنها بر مبنای نیاز های زمان ،مکان و مردم بود . اما اگر به وضعیت افغانستان توجه شود در زمینه ویرانگری دوستان غربی موفق بودند اما متأ سفانه در زمینه آباد ساز ی مجدد تا هنوز کار های بسیار ی باقی مانده وپروژه های درهم ش شکستن ازمانهای رادیکال موفقانه نبوده است.

تاريخ : یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۳ | 12:42 | نویسنده : سیرو س احمد |

مزیت دین ،علم وقانون

500سال ا ز تولد تمدن غرب می گذرد علت ارتقا و پیشرفت غر ب را اکثر دانشمندان در انحصار مولفه های آتی میدانند.

کار

مذهب

اخلاق  کار مذهبی

تلاش

اعتیاد بکار مثبت

حمایت از  افکار خلاق

صرفه جوی  وثروت اندوزی

در نص اسلام تاکید و توصیه فراوانی به ارتباط اهمیت کار صورت گرفته است  ، مسلمانا ن به  تلقین اهمیت کار نه شدند .خلافت عثمانی در اوجنای تجمل گرا ی ساقط شد , ورهبران کمباور به ارزشهای دین اسلام به فتوا اتاترک اهمیت جدی به اهمیت کار از دید اسلام قایل نه شدند.

اما غرب با تمسک و توصل به مصرف گرائی ،خوش گذرانی زندگی خود را به نوعی پوچیزم مبدل کرد .وبا شکستن ارزشهای مسحیت و رو گردانی از کلیسا زندگی را به یکباره بی معنا ساخت. از دید  دانمشدان غرب مهمترین مولفه  در پوچ سا ختن زندگی در غرب  آشکار نقش داشت ترویج تجمل گرای و اهمیت به ارزش های مادی بود.

کمونیزم و لیبرالیزم در تقلائی آن شدند تا هردو از دین تعاریف منفی داده و گرایش به دین را نوع توهم  و ساخته  پرداخته فکر بشر تعریف کنند. بر خی دانشمندان غربی از دین چنین برداشت  داشتند. دین توهم وساخت بشر برای نجات از ترس است .

اما در متن دین اسلام  با وجود آنکه  توهمش غرب تلقی کرد ارزشهای آتی آشکارا تبلور داشت.  دین اسلام پیشروی غریزه ها ی درنده خوی  را سد کرد. دین علیه خشونت ایستاد و حکم مقابله داد ، وحشی ترین تمایلات انسانی را سر کوب کرد. وانسان تنها را با خدا توأم کرد اگر دین برای دنیا نباشد دنیا ضیافت پوچ میشد.  لهذا  اکنون در اکثر گشور های متمدن دین در حال زنده شدن است.

چین در تلاش یافتن دین است ،درغرب گرایش به دین نسبت هر زمان دیگر فراگیر شده است ،آ سیا با دین الفت دیرین دارد ، اما دریغ تعریف که فرقه های رادیکالی از اسلام ارائیه میکنند با نص اسلام تعارض دارد و در متن ونص اسلام تا هنوز مزیت های فروانی برای تعریف است،و تمسک به اسلام برای زندگی معنا و لذت می دهد ،توهم، ترس از مرگ،وتعرض به حقوق دیگران از بین میرود وفضائی زندگی را معنا بخش وفرآیند زندگی را لذیذ میسازد. امروز کلیسا در غرب از متن به حاشیه زندگی رفته است .به گفته

مکس وبر" در غرب برای هر هزار نفر یک کلیسا ست. اما در کشور های اسلامی برای هر صد نفر یک مسجد است , و انسان  بی خدا  تنها شده و ضیافت زندگی را پوچ یافته است اما  انسان با خدا تهنا نیست وبا خدا زندگی دارد .

اما راز پیشرفت مرهون کدام مولفه هاست؟

"آیا زندگی برای کار است یا کار برای زندگی" این دید ما کس وبر  . مزیت دین را به صر احت روشن میکند زیرا کار معنای زندگیست. پس راز خوشبخی در زندگی چیست؟ اگر همه مولفه های زندگی جمع شوند ارزیابی گردند و فشرده همه دید گاه آتی است.

و زندگی با کاربرد و ایمان به این مفاهیم معنا بخش وشرین میشود.

دین

علم

 قانون

 مالکیت

صحت

آزادی

حمایت از خلاقیت انسانهای خلاق  

کار  مثبت وفعالیت مستمرمعنای زندگیست

اگر نسل آینده به این ارزشها وابسته شود از رنج تنهای بد اخلاقی ،تعدی در حق دیگرا ن  نجا ت خوا هد یافت , پس دین نیاز دنیا ئی امروز وفردای ماست .



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ | 11:43 | نویسنده : سیرو س احمد |

انسان شناسی
غربا به فقر که در ظاهر دارند ،تندیس دردمند و پلاسیده آنها حکایت و شکایت از تلخ کامی آنها دارد.
اما روح شکا ک و شکست خورده هنر مند وشاعر شیفته ،شکایتگر درد درون اوست ، در نگاهش میشود دنیائی درد ،تعب و تباهی را خواند و از تفسیر نگاهش هزاران راز نا گفته اش را به تبین و تفسیر گرفت.
اما اهل ریا را میتوان با شنیدن گفته های شان ، نقبی به درون دید گاهشان زد و در میان مفاهیم که مصرف کرده اند فشرده تفکر آنها را دانست.
خود بین ها و متکبران را هم با مصادر ی کنشی شان ممکنست تعریف کرد و احساس غرور و خود بینی آنها را به نیکوی در یافت .
اما در یغ ! منافق دیر شناخته میشود ، و پیش از آنکه ما نقب به درون دید و دلش بزنیم ، با جسارت به ویرانگری مبادرت میکند و دیوار های کین و فتنه را میا ن ما و دیگران ایجاد میکند



تاريخ : دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۳ | 7:25 | نویسنده : سیرو س احمد |

در تطبیق حکم اعدام بالا جنایت کاران شتاب نکنید!

 قرار است چارتن  متهمان تجا وز به عنف و حیثیت رویداد قرغه در روز های نزدیک در محضر شهروندان کابل به جزای اعدا م محکوم شوند .

این کنش هر چند در کوتاه مدت نه تنها سبب نوعی آرامش روحی برای شهروندا ن کا بل است بلکه به معنا ی حا کمیت قانون در کشورشمرده میشود .

اما جدی ترین چالش که در پس زمینه این رویداد توجه مردم ، اشخا ص حکمی و حقوقوی را به خود معطوف میکند ، نوعی شتابزدگی در باره تطبیق حکم اعدا م بالا ی این جنا یتکاران است.

بر مبنای بر خی شواهد و اطلاعات جنایت را که آنها مر تکب شدند ، اقدام نخستین آنها نبوده ، بلکه این مجر مان در گذشته هم به تکرار جنایات گونه گون مبادر ت کرده اند .

در حمایت این جنا یت کاران برخی مصادر قدرت و اشخاص پر نفوذ قرار داشته و چند تن از جنایتکاران به وساطت آنها در گذشته از زندان رها شده اند.

لهذا نیاز است تا بگروند و پس زمینه تما م جنایات آنها ارزیابی دقیق شده و  حتا هویت آنهای که این جنایتکا ران در کنف و حمایت آنها  موفق به انجا م جنا یت میشدند برای رسانها افشا گردد.

در اکثر کشور های که مردم از نعمت ثبات و امنیت واقعی بهر مند اند ، این نوع متهمان ،محاکم و داد ستانهای ویژه داشته تا با استمداد اطلاع یابی از این متهمان سر نخ های از جنایات گونه گون برداشته شود.

امید میرود مقامات قضائی با شهامت اخلاقی ، حکم وجدان و تقدس مسلک در مورد به کنش های مبادر ت کنند که درسی عبرتی برای سایر جنایت کا ران و حا میا ن آنها باشد.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ | 15:17 | نویسنده : سیرو س احمد |

 نویسنده: پوهنمل دگروال احمد فهیم نوری

 بشر بعد از آنکه موفق به کشف تمدن و شهر نشینی شد , جهت ایجاد ثبات نخستین مولفه ئی که توجه او را به خو د معطوف کرد , حراست و حفظ ارزشها ی مد نی بود , و این ارزشها ی مد نی در سا یه حما یت ارتش و نظام میتوا نست محقق شود .

به با ور مورخا ن اردو شناسی ؛ اردو قبل از تاریخ در تندیس مد نیت ها اعلا م موجود یت کرده , و در جنگهای قبل از میلاد { جنگ لفتکراخ و گا و گا میل } ارد و ها ما موریت پیشبرد جنگهای مهم را به دو ش داشتند.

اردو چیست:

 در بسیاری از کشورها به طور کلیاردو یا ارتش به سازمانی گفته می‌شود غالبن که توسط ملت انتخاب و به قدرت می‌رسد و معمولاً برای دفاع از کشور (یا حمله به دیگر کشورها) با تهدیدات بالفعل یا بالقوه به وسیله سلاح می‌جنگد. نظام، اصطلاحی مشتق از واژه نظم در زبان عربی است. نیروهای نظامی غالباً به عنوان جوامعی درون جوامع دیگر عمل می‌کنند. این نیروها دارای جوامع نظامی ویژه، سیستم مالی، آموزشی، صحیه و دیگر جنبه‌های یک جامعه فعال مدنی هستند.
مسوولیت سر بازان:
شغل سربازی به عنوان جزئی از یک گروه نظامی، کهن‌تر از تاریخ مکتوب است. برخی از تصاویر باقی‌مانده از روزگار باستان کلاسیک، قدرت و فتوحات رهبران نظامی را به نمایش می‌گذارند. نبرد کادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد یکی از نقاط تعیین‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روی مقبره وی جشن گرفته می‌شود. هزار سال بعد نخستین امپراتور چین متحد به نام کین شی هوانگ به قدری مصمم بود تا خدایان را با قدرت نظامی خود تحت تأثیر قرار دهد که به همراه ارتشی از سربازان سفالین دفن شد رومی‌ها نیز به امور نظامی توجه زیادی داشتند تا حدی که عهدنامه‌ها و نوشته‌های زیادی را در کنار مقادیر انبوهی از کتیبه‌های گران‌قیمت حاکی از پیروزی برای آیندگان به جا گذاشتند.
در عصر حاضر، جنگ‌های جهانی و درگیری‌های بزرگ و بی‌شمار تغییرات زیادی در شغل سربازی نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوری‌های زیادی آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد یافته و انحطاط یافته‌اند؛ تغییرات اجتماعی هنگفتی رخ داده‌اند و نیروهای نظامی همچنان بر روابط بین‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنیای کنونی مانند دیگر دوره‌های تاریخی، نقشی مرکزی داشته اند.

 

ما موریت اردو:

{هر کشور- ملتی برای دفاع از حاکميت ملی وتماميت ارضی خود به نيروی مسلح ضرورت دارد. اردوها بدون آنکه شکل نظامهای سياسی را درنظر بگيريم در دفاع از سرزمين خود نقش قاطع داشته اند. چه اردوی ناپليون درفرانسه، چه ارتش امپراطوری انگليس، چه اردوی روسيهء تزاری وچه ارتش روسيهء شوروی ويا هم اردوی آلمان هتلری. حتی در تاريخ بسيار ديده شده است که ارتشهای کشورهای بسيار کوچک جانبازانه در مقابل قدرتهای بزرگ تجاوزگر جنگيده اند وتا آنجا که توانسته اند، از هويت ملی خود و سرزمين خويش دفاع نموده اند.

به گفته جنرال شیر محمد کریمی لوی درستیز افغانستان اولین ارتش منظم افغانستان با قطعات توپچی سواره و پیاده‌نظام در سالهای ۱۷۴۷ تا ۱۷۷۲ در زمان سلطنت احمد شاه درانی تشکیل شده است. احمد شاه سپه سالار و نظامی جسور در طول سال‌های حکمرانی نادر افشار مهارت جنگی را کسب نمود.

 اساس دولت با ثبات و متمرکز را با یک ارتش قوی در افغانستان گذاشت. سردار زای سپهه سالار، آن را اداره می‌کرد.

 اردوی مستحکم احمد شاه درانی بعد از مرگ وی به پارچه‌های متعددی تقسیم شد و از طرف پسرانش در مقابل همدیگر در خانه جنگیها (جنگ‌های داخلی) کار گرفته شد.

ارتش زمان «احمد شاه بابا» متشکل از یک ارتش دایمی و لشکری قومی بود که چندین بار بر هندوستان تاخت و پانی‌پات را فتح نمود. همین ارتش در زمان تیمورشاه درانی تا دوران شاه زمان پابرجا بود. در زمانیکه احمدشاه بابا به هندوستان چندین بار حمله نمود، انگلیسی‌ها در هندوستان مصروف تجارت بودند. پس از قرن ۱۶ که کشورهای اروپایی مصروف جهان گشایی بودند، انگلیسی‌ها در زمره ابرقدرت در اروپا بودند. آنها متوجه شدند که مسلمانان اداره هندوستان را در دست دارند و مسلمانان افغانستانی یگانه مرجع بودند که می‌توانست به سرعت مسلمانان هند را کمک نمایند. و این یک واقیعتی است که هندوستان همیشه از راه افغانستان مورد تهاجم قرار گرفته است. هندوها که در هندوستان اکثریت بودند علاقه داشتند تا بر کرسی قدرت بنشینند. این دو نکته برای هندوها و انگلیسی‌ها مورد توجه قرار گرفت.

و اما نقش اردوی افغانستان در دفاع از "حاکميت ملی" و تماميت ارضی کشور جای بحث بسيار دارد.

بحث را بسيار فشرده و مختصر بر مبادی زيرين بنا ميکنيم:

- نقش اردوی افغانستان در استقلال سياسی و تماميت ارضی کشور.

- نقش اردوی افغانستان در تغيير رژيمها و کودتاها.

- وضعيت جغرافيايی و اقتصادی افغانستان وضرورت داشتن يک ارتش نيرومند ويا عکس آن.}

بحث پیرامون این مباحث خارج از ظرفیت نوشته موجود بوده , تلاش میکنیم در این باب در موقعش دیدگاه خود را ابراز کنیم.

فشرده تشکیلات منظم اردو در افغانستان:

اولين هسته های اردوی منظم افغانستان در زمان اميرشيرعیليخان شکل گرفت و در صد سال اخير اردوی افغانستان (الی پيروزی مجاهدين) به يک اردوی منظم وتا (250) هزار نفری تبديل شد. اين اردو باپيروزی مجاهدين و اسقاط رژيم چپی ها به متلاشی گرديد.

  اردو افغانستان درسه جنگ  با انگليس، بيش از يکدهه جهاد و مقاومت را بارژیم چپی هاو(شوروی)، و برخی بقایای آن در تشکیل جبه شمال با طالبان ما مو ریت جنگی غیر منظم را بد وش داشتند.

در سه جنگ افغان و انگليس ما دارای اردوی منظمی نبوديم و مردم افغانستان تحت رهبری شخصيتهای ملی کشور که هيچ يکی از آنها تعليمات حرفه يی نظامی نداشتند( اگر اين شخصيتهای ملی با رتب و القاب نظامی يادشده اند يا ميشوند، اين رتب بيشتر القاب اعزازی بوده اند تا مسلکی ) در گروه های داوطلب مردمی از وطن و حيثيت تاريخی آن دفاع نمودند و بالاخره استقلال سياسی کشور را کسب کردند. شايد يگانه حماسهء که اردوی منظم افغانستان آفريد، دفاع قطعهء کوچک اردوی کشور در پنجده باشد که تا آخرين نفر اين قطعهء کوچک نظامی در مقابل ارتش مهاجم و قدرتمند روس ايستادگی کردند. همه جان دادند ولی تسليم دشمن نشدند وحماسهء وطن دوستی را در تاريخ کشور از خود بيادگار گذاشتند.

پیش از حضور قوا ی ناتو  در افغانستان  ما بمفهوم واقعی اردو نداشتيم ولی قطعات ويا گروپهايی پراکنده هم در ترکیب نیرو های طالبان و هم در تشکیل نیروهای مقا ومت موجود بود که با حضور قوای نا تو این قوتهای پرا کنده در هدایت جنگ سهم کوچک داشتند.

 اما بعد از فرو پا شی نیروهای طالبان از بخشی افغانستان, جا معه جها نی متعهد به ایجاد ساختا ر یک اردوی که بتواند از منا فع ملی مدا فع با شد دست بکار شد .استرا تیژی جا معه جها نی در راستای ساختار اردو مبنی بر این هدف بود که افغانستان یک کشور فقیر بود ه و ساختار اردوی که هزینه تامین مصارفات لوژستیکی و تا مینات محار بوی آنرا بتواند برای دراز مدت پا سخگو باشد  باید ایجاد گردد.

به باور آگا ن نظامی امریکا یها علاقمند بودند تشکیل این ارود متجا وز از هفتاد و پنجهزار سر باز و افسر متجا وز نباشد. اما با شکلگیر ی شورشها در برخی منا طق کشور , ناتو مصمم شد تا درتوسعه تشکیل اردو دید گاه و استراتیژی خود را تعویض کند.

زیرا افزون بر تشدید شورشها پالیسی مداخله کشور های همسایه ما نند  پاکستان و... تغییر نکرده بلکه گروه های تروریستی در آنسوی مرز به صور ت دوامدار تحت تربیت و آموزش قرار گرفته و جهت اخلال امنیت به افغانستان اعزام میشد.

بر مبنای شواهد و مدارک مراکز تعلیمی در وزیرستان , بلوچستان و دره صوات نه تنها افغانها را تحت آموز ش قرار می دادند , بلکه افراد و گروه های مختلیف ر ا مانند حزب التحیر , جیش محمد ,سپاه صحابه و حتا اتباع  کشورهای عرب,چیچین و کشور چین را در قرار گاه های مشخص تر بیت و به افغانستان برای اقدامات تروریستی داخل نبرد میکردند.

ما موریت اردوی ما در شرایط کنونی:

در شرا یط کنونی اردوی ما با تو جه به تهدید های که متوجه کشور ماست مهم ترین ما موریت را بعد از خروج قوای نا تو در افغانستان دارد, این اردو بایست در کنار پولیس ملی هدایت جنگ را بدوش گرفته و با مجموع آسیب های موجود و احتما لی توا نای رو در رو شدن و پاسخگوی به مشکلات را در ظرفیت خود ایجاد کند .از جا نبی دفاع از سرحدات و پاسخگوی در برابر تعرض های احتمالی بیگا نه ها ما موریت ثا نی اردو بود ه که در هردو بخش به توسعه ظرفیت , ارتقای مورال و تجهزات اشد نیاز دارد.

تا پیش از ساقط شدن حکومت چپی ها در اردوی زمان داکتر نجیب الله فقید هفتاد و دو نوع سلاح تاکتیکی با برد کوتاه و متوسط شامل خد مت بود . درترکیب قوتهای دیسانت هجومی  و پیاده سلاح های مختلیف النوع مانند کلاشینکوف , تفنگچه دستی , پیکا ,دهشکه راکت های آر پی جی هفت , توپ های بیست و سه ملی متری ,زرهپوشهای بیردیم ,شصت پی, پی ,هفتاد پی,پی وماشین محاربوی{بی ,ایم, پی} مجهز با توپ هفتاد ملی متری و سلاح پیکا ,دهشکه  هاوان هشتاد

 دو ملی میتری و چند نوع سلاح دیگر فعالیت داشتند.

افزون بر آن  صنوف توپچی , تانک ,قوتهای راکتی و هوای با مدرنترین امکا نات جنگی روز مسلح بودند , که متأ سفانه امروز از آن سلاح ها مشت نمونه خروار باقی ماند , بقیه همه حراج شدند.

شک نیست که از نگاه کیفیت این سلاح ها قابل مقایسه با تجهزات غرب نیستند , اما افزوده شود که از نگاه کمیت  و داشتن سلاح مدرن ما از هیچ کشور همسایه عقب نبودیم , ا کنون در جنگ های خاورمیا نه مانند سوریه و عراق این سلاح ها نقش تعیین کننده در هدایت جنگ داشته و هشتاد فیصد تجهزات جنگی داعش از نوع همان تسلیحات است.

ارتش جمهوری اسلامی افغانستان

 به گفته جنرال شیر محمد کریمی لوی درستیز اردوی ملی افغانستان در سال ۱۳۸۲ ه. ش با همکاری دولت امریکا تأسیس و هر سال به کمک کشورهای کمک کننده توسعه یافته است.

 بر مبنای آمار در ترکیب قوای زمینی افغانستان فعلاً  ۱۶۲ هزار شامل خدمت میباشد در سال ۲۰۱۲ توقع برده می‌شد که تا ۲۷۵۰۰۰ نفر برسد. در ۲۸ جنوری سال ۲۰۱۳ شمار اردوی افغانستان به ۳۵۲۰۰۰ هزار رسیده است. که مساوی با اردو پاکستان می‌باشد.

تشکیلات ارتش ملی در سال ۱۳۹۱ انکشاف نموده قوماندانیت‌های اساسی شامل ۶ قول اردو که ۵ آن زمینی، یک ارتش هوایی، دو فرقه شامل فرقه مرکزی کابل و فرقه عملیات‌های خاص می‌باشد که متشکل از ۳۰ لوا، ۱۸۰ کندک (پیاده، کماندوه، میکانیزه، کشف، حمایه محاربوی، تأمیانت محاربوی) و قوماندانیت‌های متوسط حمایوی (تعلیم وتربیه، جلب وجذب، لوژیستیک، خریداری، کشف واستخبارات، صحیه ومخابره) می‌باشد.

نحوه سربازی گیری  "داوطلب" می‌باشد و جوانان بین ۲۲ تا ۳۵ سال به صورت داو طلبانه در ارتش ثبت نام می‌کنند.

بالابردن ظرفیت‌ها و حفظ احضارات محاربوی ارتش ملی آموزش و پرورش است. در حال حاضر علاوه برآموزش و پرورش داخلی افسران کشورهای بیشرفته در آموزش و پرورش افغانستان کوشش دارند اردوی این کشور بپا استاد شود تا بتواند از تمامیت ارضی کشورخود دفاع نماید.

مشکلات و نتیجه گیری:

از نگاه ترکیب  و ساختار اردوی امروز افغانستان در مقایسه با کشور های همسایه یک اردو با ترکیب متوسط ومناسب با سطح مشکلات داخلی کشور ماست . اما از نگاه کیفیت و داشتن تجهزات جنگی مشکلات خا ص خود راداشته ضرورت است تا به نیاز های فوری اردو رسیدگی شود.

در ترکیب اردوی افغانستان تجهیزات جنگی مانند و تخنیکی مانند تانک ,قوای هوای جنگی و لوژستیکی حضور کمرنک داشته یکی از مولفه های که سبب آسیب پذیری اردو در زمان سفر است عدم فعالیت این دو صنف در تشریک مساعی با نیروهای کماندو و پیاده است.

مورال و معنویات اردو در حد که ایجا ب مینماید توسعه نیافته یکی از عوامل رد یابی و رخنه کردن دشمن در صفوف اردو همین دشواری است.

کار سیاسی در میان صفوف اردو کمرنگ بوده , و به این مامول در جریان 13 سال اخیر توجه مطابق نیاز صورت نگرفته است.

به مشکلات معیشتی سر بازان و افسران اردو مانند اردو های دیگر توجه معطوف نه شده , و نیاز است به این مامول مهم به صورت شتابناک  توجه اساسی معطوف گردد.

برای دراز مدت تمویل و تجهیز این اردو برای کشور فقیر و نا توسعه یافته ئی مانند افغانستان یک چالش مهم اقتصادی بوده , نیاز زمان آنسست تا یجای توسعه کمیت به ظرفیت ,کارائی و عنصر کیفیت رسیدگی گردد.

در مراکز آموزشی به ارتقای سواد و سویه آموزشی سر با زان توجه اعظمی صورت گرفته و اهداف میهن پرستانه وجایب و مکلفیت های حراست از خاک و دفاع از وطن از نگاه ارزشهای دین داوری برای سربازان تفهیم و تلقین گردد.

رویکرد ها :

تاریخ اردو علی احمد جلالی

اردو وسیاست نبی عطیمی

مورال و قوماندانیت

ایمان الجیش سایت حریت

سایت ویکپیدیا

اسطوره تولد داعش :وبلاگ شطحیات محتاج

 

 

 



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۳ | 13:24 | نویسنده : سیرو س احمد |

اسطوره ئی تولد و شهر گشائی داعش , دیروز, امروز و فردا
محتاج
داعش امروز تنها تهدید علیه عرا ق ,سوریه و کردستان نیست نشست روز یک شنبه مورخ 2میزان میان مصر ، عربستان ، قطر و امارات به این معنا ست که کشور های مذکور در موقف خود به تغییر و اتخا ذ پا لیسی تازه مبادر ت کرده اند ، و کشور سعودی بجا ی همکاری با داعش و سقوط حاکیمت بشار الا سد ، پیمان تازه ئی را برای مبارزه علیه داعش در تبانی با کشور های غر ب و عربی شکل دهد و در حد بضا عت و استطاعت نظا می و مالی راهکا رمبارزه با داعش را جستجو کند .
روش چنین راهکار ی به معنای تجدید اقتدار و تحکیم پا یه های حکومت سوریه شمرد ه میشود ،زیرا حکومت خلا فت اسلامی عراق وشام بصورت برق آسا یک خط هلال گونه را در سوریه تا درب بغداد به تصرف آورده و این بیشروی داعش مایه نگرا نی کشورهای عرب و غرب را فراهم کرده است .
هر چند در روز های نخست شکل گیر ی این سازمان برداشت برآن بود که این سازمان متشکل از اقلیت ها ی سنی در سوریه و عرا ق بود ه و در آموزش و همکا ری انها بقایای رژیم صدام نقش دارند .
ضمن اختلا فات گسترده ئی که میان داعش و القاعده از گذشته بود ، کسی فکر نمیکرد این جر یان بتواند ابتکار ی رهبر ی را به سا دگی از القاعد ه کسب کند ، اما در بیروز ی ها ی پیا پی که در سوریه و عرا ق داشت القاعده را مجبور به تسلیم شدن و حتا ادغام در تشکیل خود سا خت .
راز بیشرفت و بیروز ی داعش :
حضور انز جار در روحیه افکار عمومی در عراق از ما لکی و در سوریه از بشار اسد یکی از مولفه ها ی بود که با عث حمایت مرد م از این ساز مان در سوریه و عرا ق شد .
این سازمان با تو جه به شنا خت که از نحوه دید و برداشت مرد م نسبت به حکومت ها داشت به سادگی توانست از میا ن جوا نا ن بیکار سوریه و عراق سر باز گیر ی و با انسجام تند روان کشور های خا ور میا نه و حتا جوا نان مسلمان در بیرون از کشور های شان به یک نیرو مانع ،باز دارند و تا ثر گزار تبدیل شود .
داعش نیروی نظامی است یا گروه رادیکال
در بسیاری از کشورها به طور کلی ارتش به سازمانی گفته می‌شود غالبن که توسط ملت انتخاب و به قدرت می‌رسد و معمولاً برای دفاع از کشور (یا حمله به دیگر کشورها) با تهدیدات بالفعل یا بالقوه به وسیله سلاح می‌جنگد. نظام، اصطلاحی مشتق از واژه نظم در زبان عربی است. نیروهای نظامی غالباً به عنوان جوامعی درون جوامع دیگر عمل می‌کنند. این نیروها دارای جوامع نظامی ویژه، سیستم مالی، آموزشی، پزشکی و دیگر جنبه‌های یک جامعه فعال مدنی هستند.
مسوولیت سر بازان
شغل سربازی به عنوان جزئی از یک گروه نظامی، کهن‌تر از تاریخ مکتوب است. برخی از تصاویر باقی‌مانده از روزگار باستان کلاسیک، قدرت و فتوحات رهبران نظامی را به نمایش می‌گذارند. نبرد کادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد یکی از نقاط تعیین‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روی مقبره وی جشن گرفته می‌شود. هزار سال بعد نخستین امپراتور چین متحد به نام کین شی هوانگ به قدری مصمم بود تا خدایان را با قدرت نظامی خود تحت تأثیر قرار دهد که به همراه ارتشی از سربازان سفالین دفن شد رومی‌ها نیز به امور نظامی توجه زیادی داشتند تا حدی که عهدنامه‌ها و نوشته‌های زیادی را در کنار مقادیر انبوهی از کتیبه‌های گران‌قیمت حاکی از پیروزی برای آیندگان به جا گذاشتند.
در عصر حاضر، جنگ‌های جهانی و درگیری‌های بزرگ و بی‌شمار تغییرات زیادی در شغل سربازی نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوری‌های زیادی آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد یافته و انحطاط یافته‌اند؛ تغییرات اجتماعی هنگفتی رخ داده‌اند و نیروهای نظامی همچنان بر روابط بین‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنیای کنونی مانند دیگر دوره‌های تاریخی، نقشی مرکزی.
سازمان داعش با آغاز بحران در سوریه موفق شد گروه کوچک اما فعال و تاثر گزار را در سوریه تا سیس و در جر یان سه سا ل بحرا ن سوریه تثبیت تشکیل و هویت نماید . سر بازان این گروه از اعراب کشور های خا وری میانه بعدن جوا نان تند رو کشور های غربی و در این آواخر از بازمانده های رژیم صدام حسین گزینش شدند. این سازمان در جنگهای سوریه بعد از یکسال به دلیل ظهور اختلافات با القاعده و سازمان های اهل تشییع جبهه مبارزه خود را به عراق لغزانده و باسر باز گیری از بقایای رژیم صدام به مثا به یک ارتش فعال و بازدارند ,به توسعه قلمرو خود ادامه داد. ارتش داعش که تا شش مه پیش دهزار نیرو ی نظامی بیشتر نداشت , بر مبنای تخمینها اکنون بیش از سی و چار هزار سر باز و افسر در تشکیل خود گنجا نیده است. لهذا اگر این سازمان بتواند مناطق تحت حاکیمیت خود را حفظ کند در واقع ارتش تند رو , در منطقه میباشد.
منا طق تحت حاکیمیت داعش :
داعش در سوریه و عراق به پیشرفتهای چشمگیری دست یافته است , این پیشرفتها نه تنها سبب نگرانی سوریه و عرا ق است , بلکه غرب و بویژه امریکا و انگلیس از پیا مد پیروزی های داعش به خوف افتاده اند , هیگل وزیر دفا ع امریکا مبارزه با داعش را یک حرکت راهبردی دانسته و از دید انها با راهکار های کوتاه مدت دشوار است بساط ایستلای این سازمان را از خا ور میا نه بر چید.
همین اکنون 60 فیصد عواید و درآمد ملی در سوریه به دست داعش بوده و داعش یکی از فروشندگان بزرگ نفت از طریق بازار سیاه برای دنیا شمرده میشود. موج مهاجرا ت جوا نان از غر ب به سوی سوریه و عراق به این معنا ست که نیرو های داعش در سوریه و عراق از امکا نات خوب معیشتی نسبت به ارتش سوریه ,پیشمر گان کرد و سر بازان دولت عرا ق بهر ه مند اند.
داعش در عراق می بازد اما در سوریه ابتکار جنگ را بدست دارد.
داعش در چند روز گذشته در عراق توسط هوا پیما های امریکای تلفات نظامی داشته و سد موصل را از دست داده است , بر مبنا ی گزارشها کرد های ایزدی تازه مسلح شده و قرار است در روز های آینده شامل صف مخالفان داعش شوند . تجهزات و سایل ثقیل تخنیکی داعش در عراق هر روز توسط هوا پیما های امریکای بمب بارد و تا حدی این جریان سبب تضعیف روحیه و مورال داعش در ... ,تکریت ,موصل شده است. اما در سوریه معا دله بر عکس است دیروز
پایگاه هوایی 'طبقه' در ۴۵ کیلومتری شهر رقه، پایگاه اصلی داعش در سوریه، تنها پایگاه نظامی منطقه بود که ارتش سوریه هنوز کنترول آن را حفظ کرده بود.
به گزارش آسوشیتدپرس، این پایگاه هوایی با تعداد زیادی جنگنده، هلی‌کوپتر، تانک، توپخانه و مهمات از مهم‌ترین پایگاه‌های حکومت سوریه در منطقه بود.
بعد از چند تلاش ناموفق برای نفوذ به داخل پایگاه در روزهای گذشته، ‌نظامیان دولت اسلامی روز یکشنبه توانستند با وجود حملات هوایی ارتش, این پایگاه را تسخیر کنند.
داعش هر روز حدود 30 هزار بشکه نفت راقاچاق می کند,داعش محموله های نفتی از میادین تحت کنترول خود در عراق و سوریه را به نصف قیمت در بازار سیاه می فروشد و از این طریق روزانه یک میلیون پوند درآمد دارد.
به گزارش آی بی تایمز،کارشناسان می گویند، قیمت فعلی نفت برنت در بازار در حدود 102 دالر (62 پوند) است، اما داعش ها هر بوشکه نفت را بین 15 (25 دالر) تا 36 (60 دالر) پوند به فروش می رسانند.
به گفته کارشناسان، به رغم بازار سیاه ایجاد شده از سوی داعش، قیمت جهانی نفت از این پدیده تاثیر نپذیرفته است، زیرا مقدار نفتی که داعش در بازار سیاه عرضه می کند ناچیز است.
الخطیب، یکی از تحلیلگران مرکز دوحه موسسه بروکینگز گفت، داعش حدود 30 هزار بشکه در روز نفت قاچاق می کند، در حالی که عربستان روزانه 9 میلیون بشکه نفت تولید می نماید.
بر اساس گزارش ها، داعش حدود 60 درصد میادین نفتی در ولایتهای های شرقی سوریه و 7 میدان نفتی و 2 پالایشگاه در عراق را در اختیار دارد.
داعش:برای بمب گذاری به انگلیس می رویم
یک عضو انگلیسی داعش در گفتگوی صوتی با بی بی سی سخنان تکان دهنده ای را بر زبان آورد و انگلیس را هدف بمب گذاری های خود خواند.
این عضو 27 ساله داعش که پاکستانی الاصل و تابعیت انگلیسی دارد و نام خود را به علت شباهتش به یکی از اعضای کشته شده القاعده، به "اولاکی" تغییر داده و در درگیری هفته پیش زخمی شده است.
این عضو داعش خبر سر بریدن چند تروریست در اطراف حلب را تایید کرد و گفت ما سر چند نفر حدود سه یا چهار نفر را بریدیم که شاید بیشتر هم بودند ولی سه ، چهار نفری را که خودم می دانم سرها را مانند همیشه به مرکز شهر بردیم تا میان جاسوسان وحشت بیاندازیم و روحیه آن ها را تضعیف کنیم.

تهدید داعش برای آینده وشگرد های مقابله با آن
از دید آگا هان مقابله با سازمان داعش آنهم تنها به صورت نظامی کار ساز نخواهد بود و توسل صرف به این راه جز عمیق تر و طولانی کردن جنگ نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت.
نه, الزاما به دلیل قدرت نظامی این تشکیلات ، بلکه بیشتر به این علت که سازمان مذکور از پشتوانه ای سیاسی و مذهبی در داخل و خارج عراق برخوردار است که راه مقابله با آن را بسیار مشکل کرده است.

حاكميت سياسي عراق شديدا درگير بحران ، وضعيت نظامي و امنيتي اين كشور و نيز منطقه متاثر از بلاتكليفي سياسي در بغداد روز به روز نگران كننده ترشود ، داعش يا آنچه كه خود مدعي ست "دولت اسلامي شام و عراق" نه تنها مشغول تحكيم مواضع خود، بلكه در تازه ترين تهديد كشور كويت رايك هدف معين و مشروع براي اشغال و سرنگوني دولت آل صباح معرفي كرد.
اگر داعش موفق به حفظ مواضع خود در عراق و سوریه شود اهداف آنها به عراق و منطقه خليج فارس محدود نمي شود.اما در ارتباط با تحركات نظامي سازمان داعش آنچه امروز بيشتراز اهداف آنها جلب توجه ميكند وكمترمورد توجه قرار مي گيرد در پيش گرفتن نوع عمليات ونحوه اقدامات و اهداف ميداني و نظامي ست كه عمدتا توسط ارتش هاي كلاسيك و رسمي مورد استفاده قرار ميگيرد تا نيروهاي شبه نظامي. يعني" تهديد اوليه سياسي ، انجام حمله تمام عيار نظامي ودر نهايت پاكسازي واستقرار جغرافيائي".اين مدلي كاملا كلاسيك براي ارتش هاي مدرن و منظم است.
دلايل آن كاملا روشن است .بديهي ترين عبارتند از:1- عدم وجود نيروي كافي.2-عدم وجود امكانات پايدار و لوجستيكي براي اداره يك شهر يا مكان مشخص وسيع غير نظامي .3- به زير ضرب رفتن نيروي شبه نظامي به عنوان اهدافي در دسترس براي ارتش مقابل.از جنبه نظامي زماني كه يك گروه شبه نظامي يا ميليتسيائئ استاندارد نبرد خود را مطابق با ارتشي مجهز و رسمي تنظيم وبه كار ميگيرد و در موقعيت شهري و غير نظامي استقرارميابد، بايد نتيجه بگيريم حتمن پاره اي از معادلات سياسي و ميداني تغييركرده اند و صد البته با ید معترف بود در ارزيابي اوليه از توان دشمن اشتباهات جدی محاسباتي صورت گرفته است. سازمان داعش اينك از اين منظر بيشتر موجب نگراني ست.
درست يا غلط،اشتباه محاسباتي يا هر چيز ديگر، تجربه تا به امروز نشان داده كوچك انگاشتن یا بي تحرك و خاصيت فرض كردن اين سازمان استقراري در عراق، كمكي به يافتن راه حلي براي برخورد ،مقابله ويا كنترل آن نكرده و اطلاق عبارت "گروه" به سازماني خطرناك اگر با اين تصور صورت گرفته و مي گيرد تا كوچك و با تاريخ مصرف معين نشان داده شود،حداقل از جنبه نظامي تصوري بسيار اشتباه و مخاطره آميز است.
اين سازمان خطرناك (وموارد مشابه)تنها براي نبرد به ميدان نمي آيند بلكه هدف اصلي آنها استقرار سياسي با تكيه بر استندردهاي حاكميتي وتبديل خود به عادت منطقه اي ست كه شروط اوليه آن ايجاد فضاي مناسب سياسي ودوم داشتن ارتشي مجهزوثروتمند است.
به هرحال تصور ميكنم مشكل اصلي در عدم توانائي كنترل سازمان داعش ،به 2 عامل مهم باز ميگردد .اول، محاسبات به شدت اشتباه از ساختار حرفه اي و توانائي نظامي و امكاناتي اين سازمان. دوم به محاسبه پر اشتباه ديگر از توانائي سياسي و مذهبي اين نيرو براي باز سازي خود.
محاسبات اشتباهي كه از همان ابتدا موجب شد نه دولت مركزي عراق و نه همسايگان اين كشور منجمله ايران به اهميت خطر تازه متولد شده پي نبرند يا حداقل خطر را آنگونه كه واقعا بود نديدند. برنامه ريزي ها و اهداف نظامي داعش نشان ميدهد ساختارنظامي و امنيتي آن کاملا متفاوت و از الگوي هاي مرسوم حاکم بر سازمان هاي چريكي تبعيت نميكند.
نيروي چريكي و ميليتسيائي تحت هيچ شرايطي خود را اسير،محدود و گرفتار موقعيت نبرد براي تسخير شهر ويا مراكز غير نظامي نميكند مگرآنكه از قبل محاسبات سياسي و جمعيتي مكان هدف را براي استقرار دائمي انجام داده باشد. استقرار، ويژگي يك ارتش رسمي ست تا يك گروه شبه نظامی .
پس بايد يك جاي تحليل هاي اوليه وقبلي اشتباه بوده باشد كه براي مقابله آينده، لازم است اين محل آسيب را شناسائي و اشتباه رفع شود. شايد چندان خوشايند نباشد اما آنچه مسلم به نظر مي رسد و به آن معتقدم آنستكه مقابله با اين سازمان خطرناك يا دولت خود خوانده اسلامي تنها به صورت نظامي كار ساز نخواهد بود و توسل صرف به اين راه جز عميق تر،طولاني تر و فرسايش كردن جنگ نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت.
مانند 2 ماه گذشته. نه الزاما به دليل قدرت نظامي اين تشكيلات ، بلكه بيشتر به اين علت كه سازمان مذكور از پشتوانه اي سياسي و مذهبي در داخل و خارج عراق برخوردار است كه راه مقابله با آن را بسيار مشكل كرده است.يافتن راه حلي جامع ،فراگير و توافقي منطقه اي و بين المللي براي مقابله با داعش حداقل براي کشور های منطقه امري فوري و ضروريست. پيش از آنكه اين سازمان رسما به عنوان يك نيروي سياسي و استقراري به بخشي از عادت منطقه تبديل شود, حد اقل با دید تازه کمیت ,تشکیل و اهداف فرضی این سازمان حلاجی گردد.
زیرا کرکتر فعالیت و نحوه عملکرد نظامی این سازمان شباهت با اردوی منظم داشته و از جا نبی شباهت ها ی فروانی میان حر کا ت بر ق آسا طالبان در سال 1374از بولدک تا کابل و حرکات همسنخی از پیشرفتهای داعش از سوریه تا موصل مشاهده میشود.



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ | 16:26 | نویسنده : سیرو س احمد |

یک روانشناس گفت: با توجه به پیچیده بودن ابعاد شخصیت و عوامل متعدد تاثیر گذار، بعضا ادعایی در ارتباط با شناخت شخصیت از طریق روش‌های متفاوت مثل دست خط مطرح می‌شود که آنچنان پایه علمی ندارد اما می‌توان از روی دست خط به بعضی ویژگی‌های فرد پی برد.

جام جم سرا: حسین ابراهیمی مقدم گفت: فشار بیش از اندازه فرد به قلم بر روی کاغذ که شاید منجر به پاره شدن کاغذ شود می تواند نشاندهنده استرس و اضطراب فرد باشد.
وی در ادامه بیان کرد: افراد افسرده احتمالا به اندازه کافی قلم را بر روی کاغذ فشار نمی‌دهند به همین خاطر کلمات کم رنگ و به صورت محو و بسیار وا رفته خودش را نشان می دهد و یا افراد با شخصیت وسواسی احتمالا به شدت به بحث حاشیه گذاشتن در کنار کاغذ و یا فواصل یکسان خطوط با یکدیگر اهمیت قائل می شوند در حالی که افراد معمولی به این شکل عمل نمی‌کنند.
این روانشناس تصریح کرد: اگر از نظم افراطی افراد وسواسی در مورد خطوط بگذاریم می توان به محتوای خطوط نیز اشاره کرد افرادی که به هم ریختگی فکری دارند از عبارات و کلمات به گونه‌ای استفاده می کنند که شاید خیلی یک محتوا یا معنای خاصی را به دست نیاوریم.
مقدم عنوان کرد: در مواردی دیگر مثل امضا کردن فرد در وسط صفحه تا حدودی شاید بتوان به خود مداری یا خود مرکز بینی مشکوک شد و یا کسانی که از حروف خیلی کوچک و ریز در نوشتن استفاده می‌کنند می‌توان به مسائلی از قبیل خود کم بینی یا کاهش اعتماد به نفس مشکوک شد.
ابراهیمی در پایان خاطر نشان کرد: هیچ کدام از این مسائلی که گفته شد به عنوان یک نشانه اصلی و قطعی در مورد شخصیت فرد قابل استفاده نیست و کاربرد ندارد

منبع : جا م جم



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ | 6:49 | نویسنده : سیرو س احمد |

‌کارشناسان تغذیه وبهداشت میگویند: لیموترش منبع غنی از ویتامین C است و دیابتی‌ها و مبتلایان به فشار خون نباید مصرف این منبع غنی را فراموش کنند.

 مصرف لیموترش به صورت تازه گفت: در افرادی که مبتلا به فشار خون هستند با مصرف لیموترش به جهت مزه ترش، اسیدسیتریک و املاح سدیم، منیزیم و پتاسیم موجود در آن، فشار خون کاهش می‌یابد و آنتی‌اکسیدان موجود در آن باعث باز شدن جداره رگ‌ها و نهایتاً فعال شدن ماهیچه‌های عروق بدن و کاهش فشار خون می‌شود. بهترین حالت مصرف لیموترش مصرف به شکل تازه است و مصرف آن به جهت این‌که منبع غنی‌ فیبر و آنتی‌اکسیدان است برای هیچ گروه سنی ممنوعیتی ندارد.

استفاده از چاقوی کند در بریدن لیمو منجر به از بین رفتن ویتامین C موجود در این میوه می‌شود
 
 

کارشناسان تغذیه با تأکید بر این‌که در مصرف لیموترش نباید صرفاً به مصرف آب آن اکتفا کرد، افزود: فیبر موجود در آب میوه فیبر محلول است اما، پرزهای این میوه علاوه بر ویتامین C و آنتی‌اکسیدان باعث رسیدن فیبر نامحلول به بدن می‌شوند. لیموترش مبنع مناسبی برای بیماران دیابتی است و از بروز سرطان و هم‌چنین انواع سکته جلوگیری می‌کند. در فصل گرما می‌توان آن را در کنار آب مصرف کرد، چراکه عطش روزانه را کاهش می‌دهد و به افزایش زمان ماندگاری آب در بدن کمک شایانی می‌کند.
یادگاری با اشاره به لزوم بریدن لیموترش با چاقوی تیز عنوان کرد: استفاده از چاقوی کند در بریدن لیمو منجر به از بین رفتن ویتامین C موجود در این میوه می‌شود و هم‌چنین در نگهداری آن باید مواردی همچون نگهداری با نایلون در یخچال مورد نظر قرار گیرد چراکه واکنش آن با هوای درون یخچال، ویتامین C موجود در لیمو را کاهش می‌دهد



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۳ | 17:25 | نویسنده : سیرو س احمد |
شیوه نگارش تحلیل

 

جلب اعتماد

جلب اعتماد مخاطبان برای یک تحلیل‌گر مثل آن است که هنرمندی می‌خواهد با اجرای یک آهنگ زیبا مخاطبانش را به وجد و شور آورد. کسب اعتماد مخاطبان ثروتی گران‌بها برای یک تحلیل‌گر است. در حالی که بی‌بی‌سی با رعایت اصل صحت و دقت درخبرهایش توانسته اعتماد مخاطبانش را نگه دارد، بخش بیش‌تری از این اعتماد را مدیون تحلیل‌هایش است. محک اساسی در تحلیل، بیان ژرف حقایق با  دقت، صداقت و بی‌طرفی است. زیرا تحلیل‌گر مثل هنرمند زمانی احساس رضایت می‌کند که مطمئن شود مخاطبان به آن‌چه می‌گوید اعتماد می‌کنند.

 

اصل اساسی در نگارش یک تحلیل

ستون اساسی در یک تحلیل حقایق و واقعیت‌ها است. بدون دردست داشتن حقایق، نمی‌توان نظریه‌ای را ثابت کرد. یک دادستان زمانی که می‌خواهد جرم متهمی را ثابت کند به اطلاعات و شواهدی نیاز دارد که بتواند به عنوان دست‌آویز در اثبات جرم علیه متهم از آن استفاده  کند. زیرا بدون ارائه شواهد و اسناد معتبر "حقایق و واقعیت‌ها" نمی‌تواند یک فرد متهم به قتل را به پای دار ببرد. وقتی شما اطلاعات لازم از حقایق و واقعیت‌ها نداشته باشید ممکن است با استدلاهایی که در تحلیلتان مطرح می‌کنید مخاطبان را گمراه و اعتماد آن‌ها را نسبت به خود خدشه‌دار کنید.

معمولا یک تحلیل‌گر زمانی استدلال‌ها وفرضیه‌های میان‌تهی را مطرح می‌کند که نه به اطلاعات لازم دسترسی دارد و نه در صحنه حضور دارد. در چنین حالتی استدلاهای مطرح شده از جانب تحلیل‌گر می‌تواند به عنوان نظریات شخصی او پنداشته شود نه نظریات یک تحلیل‌گر حرفه‌ای. خطری که چنین تحلیلی به دنبال دارد این است که می‌تواند مخاطبان را گمراه کند. یکی از معانی "گمراه کردن" به بی‌راهه بردن و دور کردن از واقعیت است. وقتی تحلیل بر مبنای فرضیه‌ای استوار باشد که با حقایق موجود مطابقت ندارد پیامد آن به بی‌راهه کشاندن مخاطبان است. حضور در صحنه و یا تماس با منابع برای دریافت اطلاعات، اصل حتمی در ارائه یک تحلیل خوب است. تازه‌ترین نمونه یک تحلیل خوب، تحلیلی است از "اوئن بنت جونز" خبرنگار بی بی سی در لاهور پاکستان. خبرنگار بی‌بی‌سی در تحلیلش به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا مردم در انتخابات اخیر پاکستان به نواز شریف رای دادند؟ در بخشی از این تحلیل می‌خوانیم:

"آقای شریف توانست از اتهامات مربوط به فساد مالی، زندان، تبعید، کنار گذاشته شدن از قدرت از طریق کودتایی نظامی در صحنه سیاسی پاکستان جان سالم بدر ببرد. نواز شریف، در سال ۱۹۹۰ برای نخستین بار نخست‌وزیر پاکستان شد. اولین دوره نخست‌وزیری آقای شریف تا سال ۱۹۹۳ ادامه یافت اما در ماه آپریل آن سال، رییس جمهور وقت دستور انحلال پارلمان و برکناری دولت را به اتهام فساد مالی صادر کرد. در اکتبر سال ۱۹۹۹، ژنرال پرویز مشرف، رییس ستاد مشترک ارتش، نخست‌وزیر را به توطئه قتل خود متهم و با یک کودتای بدون خونریزی او را برکنار کرد و قدرت را در دست گرفت. بسیاری از مردم پاکستان در زمان برکناری نواز شریف از قدرت در سال ۱۹۹۹، نفس راحتی کشیدند. برای بسیاری از مردم  نواز شریف سیاستمداری تشنه قدرت، فاسد و بی‌لیاقت بود. اما پیروزی اخیر او در انتخابات نشان می‌دهد که هم‌اکنون از نظر مردم، آقای شریف سیاستمداری مسن و عاقل است که فعالیت‌های اقتصادی او می‌تواند به اقتصاد ورشکسته کشور کمک کند. نواز شریف خود می‌داند که این یکی از مهم‌ترین دلایل رای مردم به او است. وقتی پس از پیروزی در انتخابات از آقای شریف درباره اولویت‌هایش سوال شد، او پاسخ داد: اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد. نواز شریف علاوه بر داشتن ایده‌های بزرگ، توانایی ارتباط برقرار کردن با اقشار مذهبی طبقه متوسط و تجار کوچک را هم دارد. از نظر آن‌ها آقای شریف سیاستمداری با قدرت است".

نویسنده در این تحلیل برای پاسخ دادن به این سوال که چرا رای دهندگان، از نواز شریف که ۱۴ سال پیش رانده بودند دوباره پشتیبانی کردند، دو رُخ حال و گذشته شخصیت سیاسی و حرفه‌ای نواز شریف را در برابر مخاطبان قرار می‌دهد. و این‌که او اکنون تنها گزینه رای‌دهندگان محسوب می‌شود. شکی نیست که  تحلیل‌گر برای نوشتن این تحلیل با افراد مختلفی از قشرهای گوناگون رای‌دهندگان و مردم در پاکستان صحبت کرده است و ابتدا از آن‌ها پرسیده است که چرا به نواز شریف رای دادند.

 

زبان تحلیل و واکنش مخاطبان

یک زمانی، نوشته‌های طولانی محکی برای یک تحلیل خوب پنداشته می‌شد. به ویژه پرداختن به پس‌منظر مساله و کش دادن آن. اما حالا با در نظر گرفتن زندگی پرمشغله کنونی، مخاطبان را نمی‌توان مدت زیادی با خود نگه داشت. یکی از چالش‌های امروزی برای یک تحلیل‌گر این است که پیام خود را کوتاه ولی پرمعنا به مخاطبان برساند.

تحلیل‌گر باید در هر پاراگرف، یک ایده منفرد را مطرح کند، ایده‌ای که بخشی از موضوع  اصلی تحلیل به شمار می‌رود و در کل در به کرسی نشاندن استدلال تحلیل‌گر را کمک می‌کند. بیان کلیات در تحلیل چیزی کم‌تر از "گزافه گویی" نیست و موجب گریز مخاطبان می‌شود.

یکی از مقاصد اصلی نگارش و ارائه یک تحلیل  برانگیختن واکنش مخاطبان است. تحلیل‌گر باید اول از خود بپرسد که چه چیزی را می‌خواهد به مخاطبانش عرضه کند و در مقابل از مخاطبان چه انتظاری دارد؟ در تحلیل نیز مثل خبر، تحلیل‌گر باید به پرسش‌هایی که مخاطبان انتظار دارند پاسخ دهد. تحلیل‌گر باید قادر باشد در ارایه فرضیه‌ها و استدلاهایش سعی کند واکنش مخاطبان پیامش را برانگیزد زیرا یکی از اهداف یک تحلیل، دیدن بازتاب آن بر روی مخاطبان است. هر گاه یک تحلیل نتواند واکنش و مباحث بیشتری را در میان مخاطبان برانگیزد به یک شلیک هوایی می‌ماند که بدون آن‌که به هدف اصابت کند، جز یک صدا، پیامدی دیگر از خود به دنبال نخواهد داشت.

 

تحلیل و تبلیغ

در برخی از کشورهایی که دارای نظام‌های تک‌حزبی یا غیرمنتخبند از تحلیل در رسانه‌های حکومتی برداشت متفاوتی وجود دارد. درچنین کشورهایی تحلیل عبارت است از وسیله‌ای برای تبلیغ سیاست‌های درست یا نادرست نظام حاکم. هم‌چنین در این نظام‌ها معمولا از ژانر تحلیل برای محکوم کردن راه و روش مخالفان نظام استفاده می‌شود. در چنین مواقعی تحلیل‌گر تنها یک گزینه دارد که باید از مواضع نظام دفاع کند و یا موضع مخالفان آن را نقد کند. ولی حتی در چنین وضعیتی نیز در قواعدی که تحلیل باید بر مبنای آن استوار باشد تفاوتی به وجود نمی‌آید. تحلیل‌گر باید به هر حال برای اقناع مخاطبانش از حقایق و نیز استدلال‌ها بر مبنای حقایق استفاده کند. اما مشکل اصلی در چنین موارد برانگیختن واکنش مخاطبان است. تجربه ثابت کرده که مخاطبان در چنین کشورهایی از آغاز می‌دانند که تحلیل‌گر چه واکنشی از آن‌ها انتظار دارد، به‌ویژه که در بیش‌تر موارد تحلیل‌گران در چنین نظام‌هایی ناگزیر می‌شوند به جای تکیه بر حقایق و احتمالات مبتنی بر حقایق، دست به لفاظی بزنند. در تحلیل به عنوان یک ژانر مهم خبری، هیچ محلی برای لفاظی وجود ندارد. لفاظی در تحلیل از اعتماد مخاطبان می‌کاهد و آن‌چه را تحلیل‌گر به دنبال آن است بدست نمی‌دهد.

 

نگاه تحلیل‌گر

معمولا مخاطبان به یک تحلیل از روی اسم و شهرت نویسنده آن و یا محل اقامت نویسنده اهمیت می‌دهند. تحلیل‌گر یا این‌که در محل حوادث که تحلیل به آن اختصاص دارد حضور دائم دارد یا این‌که به آن محل در رفت و آمد است. نگاه کسی که از شیشه پنجره خانه‌اش به ریزش قطرات باران می‌نگرد و از آن لذت می‌برد با نگاه کسی که در بیرون است و سعی دارد از قطرات باران فرار کند تفاوت زیادی دارد. برقراری تماس حضوری با منابع خبری، سیاست‌گذاران، اعضای پارلمان و حکومت، فعالان سازمان‌های اجتماعی، نظامیان و اقشار عادی جامعه  تحلیل‌گر را در موقعیتی قرار می‌دهد که همواره دستی پر برای مطرح کردن فرضیه‌ها و احتمالات و نیز استدلال درست داشته باشد.

ولی در برخی موارد آن‌چه را که یک ناظر اوضاع از بیرون می تواند ببیند تحلیل‌گری که در درون جامعه حضور دارد نمی‌تواند ببیند. این موضوع باز هم برمیگردد به حس و توانایی‌های حرفه‌ای تحلیل‌گر. بی‌جهت نیست که بهترین تحلیل‌ها را گاهی از تحلیل‌گرانی می‌خوانیم که بسیار دور از محل حوادث قرار دارند اما تمام حوادث را با زره‌بین زیر نظر دارند و در اکثر موارد پیش‌بینی‌هایی را که در تحلیل‌هایشان مطرح می‌کنند درست از آب درمی‌آید. چنین تحلیل‌گرانی نیز در تماس دائمی با منابع خبری، سیاسیون و کسانی قرار دارند که می‌توانند در تحلیل خود از نظریات آن‌ها استفاده کنند. اما نباید فراموش کرد که منابع باید همواره قابل اعتماد باشند و برای حفظ توازن  دیدگاه‌های مخالف و متضاد در تحلیل مطرح شود.

 

گرفتن نتیجه در تحلیل

مهم‌ترین قسمت کار تحلیل‌گر نتیجه‌ای است که می‌خواهد به مخاطبانش بدهد. نتیجه معمولا جمع‌بندی مشخص است که تحلیل با آن پایان می‌یابد. این نتیجه گیری می‌تواند یک جمله کوتاه و حتی یک کلمه باشد. در نتیجه گیری دیگر جایی برای طرح پرسش دیگری که مستلزم  توضیح باشد، وجود ندارد.

در بسیاری از تحلیل‌ها تحلیل‌گر خودش نمی‌خواهد از بحثی که مطرح کرده نتیجه مشخصی ارائه کند. بلکه با مطرح کردن یک پرسش باز، گرفتن نتیجه را بر عهده مخاطبان می‌گذارد. در واقع  مزیت چنین کاری این است که تحلیل‌گر با باز گذاشتن در بر روی مخاطبان به آن‌ها فرصت می‌دهد وارد بحث شوند و هر که به‌زعم خود نتیجه گیری کند. این یکی از بهترین شیوه‌های تحلیل است که تاثیر ماندگاری بر مخاطب می‌گذارد.

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ | 17:32 | نویسنده : سیرو س احمد |

تعییر از ایده ایجاد میشود و ایده محصول تفکر انسا نهای صایب نگر و خلا ق است. یک تغییر مثبت در تفکر یک شخص در تا ریخ سبب تغییرات بزرگ در جوامع بشر ی شده است , زردشت ، موسی،عیسی ،محمد "ص" تاثیر گزار ترین شخصیتها در تاریخ بشر ی اند ،اما با پشتوانه خلا قیت ُ وضع اهدا ف مثبت سر نوشت من و ما را متغیر ساختند .اگر در دید و تفکر شما نشا نه از خلا قیت و آینده نگری است آغاز از امروز تغیر را از خود بیآ غازید.  



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ | 9:4 | نویسنده : سیرو س احمد |

تعریف آزادی به فکر من

به بهانه یی آزادی کشور

 

 آزادی  زیبا ترین واژه  است که حا مل بار معنا یی قشنگ ،شیوا و شاعرا نه است. در جوهر وجود شاید این ودیعه از طریق وراثت و" ژن "از ملیونها نسل گذشته به ما منتقل شده باشد.

فردامصاد ف است با نود وپنجمین سالگرد استقلا ل افغانستان . و افغانستان در همین روز بعد از متارکه جنگ با انگلیس آزادی خود را بدست گرفت و به گفته مشهور ما لک اراده خود شد.

اما تحصیل آزادی سیاسی  برای افغانستان آزادی اقتصادی نداد، و افغانستان به دلیل فقر مفرط اسیر وابستگی اقتصادی با شرق و غرب شد و سالها متواتر سر دمداران سیاست به هر دو سو با تضرع و التماس دست مساوی و موازی رفاقت دادند ، اما نه دوستی بیطرفانه شرق را کسب کرد و نه حمایت صادقانه غرب را .

من به کنه این مفهوم انتزاعی "آزادی" سالهاست می اندیشم اما راستی نتوانستم بار معنای به اندازه فهم خود م برای تبین واژه آزادی تعین کنم .

زیرا اگر مفهوم آزادی در خود ارادیت باشد ، اکثر دانشمندان ، روشنفکران و نخبگان جهان سوم به ویژه افغانستان هر روزبه اراده خود ، دل بدریا میزنند وشبیه مجنون با تیشه کوبیده به بی ستون ها درراه نقب زدن به درب غرب برای بردگی شیدائی میکنند .

اگر مفهوم آزادی را با برداشتی شبیه آزادی در عربستان مقایسه کنم ده هزار سر باز خاص امریکایی سالهاست پاسبان آزادی در ظهران اند .

و اگر آزادی را در مقایسه با جاپان و جر منی مقایسه کنم کمتر از نیم قرن است نیروهای امریکایی از آزادی این دو کشور حراست می کنند و گاه گاهی شنود های مخفیانه راز های درون پرده" مرکل"توسط دستگاه های شنود پنهانی امریکا یها فیلتر میشود.

و اگر آزادی را به نرخ دمو کراسی پاکستان وزن کنم از همانروز که مردم این کشور در برابر بریتانیا شوریدند وموفق به کسب آزادی شدند ، تا امروز ما شا هد تولد هزار حزب رادیکال و تند رو در منطقه هستیم و از استمداد این جریانهای کشور آزاد ، آزادی در خاور میانه ، آسیا مرکزی ، آسیای جنوبی و حتا افریقا تحت شکنجه است .

و اگر به کشورهمسا یه همدین و همزبان غربی "آیران" نگاه کنم سالهاست به جرم... تحت تحریم و در تلاش قرابت با غرب است .

 آنچه که عقل کوچکم می داند معنای آزادی ، و رهای از زیر ساتور استبداد ، آزادی اقتصادیست ، و تا زمانیکه ما موفق به کسب روز ی از زور بازوی خود نشویم ،آزاد نیستیم ، واگر آزادی با شعور کسب نشود ،با شعار و شعر کسب نمی شود.

 

   



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۳ | 14:11 | نویسنده : سیرو س احمد |

ایزدی‌ها چه کسانی هستند؟

ایزدی‌ها دارای آیین پر رمز و رازی هستند

بین قربانیان گوناگون پیشروی‌های 'دولت اسلامی' در خاورمیانه یک گروه ۵۰ هزار نفری ایزدی یا ایزدی‌ها هم هستند که در کوه‌های شمال غرب عراق بدون آب و آذوقه گرفتار شده‌اند. این گروه پر رمز و راز عمیقا باورمند به دین خود کیستند؟

توجه ناگهانی به آنها به خاطر مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده‌اند، بسیار بیشتر شده است. ایزدی‌ها نمی‌خواهند زیر نورافکن توجه بین‌المللی باشند. به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را بی‌انصافانه "شیطان‌پرست" نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.

 

تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین ۷۰ هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. جمعیت ایزدی‌هایی که ارعاب شده‌اند، به آنها بهتان‌ زده شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، در سده گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.

معبد ایزدی‌ها در لالش

مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل

آزار و اذیت ایزدی ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل "دولت اسلامی" باور دارند که این از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.

ولی پژوهش‌های تازه ثابت کرده‌اند که این نام هیچ ربطی به یزید و همچنین به شهر ایرانی یزد ندارد ولی می‌گویند از واژه فارسی ایزد مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی "پرستندگان خدا" است.

دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها بر خود می‌گذارند، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است. بسیاری از باورهای ایزدی‌ها از مسیحیت مشتق شده است. آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند.

در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.

پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند و آنها عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.

در ماه دسامبر، ایزدی‌‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.

معبد یزیدی

تصاویر ملک طاووس همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد

نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد بدمنشی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.

همکاران

ایزیدی‌ها

دایانا دارک نویسنده کتاب 'ترکیه شرقی'، 'خانه من در دمشق' و 'نگاهی درونی به انقلاب سوریه' است. او از دهه‌ها پیش به مناطق ایزیدی‌نشین شرق ترکیه و سوریه سفر کرده است.

روبرت لویتویزر یک عکاس مستقل است که از چهارده سال پیش مرتب به مناطق کردنشین سفر کرده است. او از هفت سال پیش زمان زیادی را با ایزیدی‌ها در هشت کشور جهان گذرانده است.

ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه "شیطان‌پرست" زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.

بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.

در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.

علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه "دولت اسلامی" (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.

زن ایزدی

زنان ایزدی در مناطق دورافتاده سنجر لباس‌های سنتی سفید می‌پوشند

دختران یک مدرسه ایزدی

دختران یک مدرسه دینی ایزدی  مصروف نیایش



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۳ | 12:6 | نویسنده : سیرو س احمد |
غزل

شهد شیرین بود , مستی مگر در عنب است

چشم مفتون کند , شهد مگر در دو لب است

عشق در فصل جوانی نبود, عمر چی سود

فصل پیری اگر این کار شود , مستحب است

شور مستی همه در فصل جوانی واجب

در خزان مست شوی, اصل شکست ادب است

دو نگه فصل جوانی ,اگرم بخیه شود

لذتش بیشتر از شهد ,شراب و رطب است

محتسب بر سخنم خرد ه مگیری هر گز !

عشق باز نکنم جور به اصل و نسب است



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ | 13:57 | نویسنده : سیرو س احمد |

کم‌شمارند افرادی که از دغدغه رابطه بدور یا فارغ باشند. داشتن یک رابطه عاشقانه مطلوب در کنار پول و شغل مهمترین دغدغه زندگی است.

 

با یک رابطه باکیفیت می‌شود تا حدی غم نان و شغل کم‌پاداش را تاب آورد، اما حتی جیب پر پول و کار مطلوب نمی‌تواند کیفیت زندگی کسی را که در رابطه‌ای بی‌کیفیت گرفتار شده بهتر کنند.

اما گاهی آنقدر که خود برقراری رابطه ذهن افراد را اشغال می‌کند به کیفیت رابطه توجه کافی نمی‌شود: اینکه یک زوج چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند، در مواقع اختلاف چه رفتاری نشان می‌دهند و رضایت و شادی خود را از زندگی، چگونه در ارتباط با رابطه‌شان تعریف می‌کنند.

پیش از این گفته می‌شد نفس ازدواج باعث سلامت و سعادت فرد می‌شود، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صرف رابطه کافی نیست، بلکه رابطه باکیفیت است که بر سلامت و سعادت فرد تاثیر مثبت می‌گذارد.

با این حال سوالی که برای همه مطرح می‌شود این است که آیا رابطه خوبی دارند یا نه، با تمام بالا و پایین‌ها و خوب و بدها، معیار کیفیت رابطه چیست؟

رابطه سالم بر چهار 'الف' استوار است: ارتباط، احترام، اشتراک، اعتماد

اخیرا یک موسسه غیرانتفاعی در بریتانیا که بطور تخصصی در مورد رابطه زوج‌ها کار می‌کند، تحقیقاتی را که در سالهای اخیر در این زمینه انجام شده بررسی و سعی کرده شواهد موجود را در زمینه "کیفیت رابطه" کلیک گردآوری کند.

نویسندگان این گزارش می‌نویسند: "کیفیت رابطه جزء اصطلاحات متداول در زندگی روزمره نیست و حتی ممکن است با این اصطلاح چندان آشنا نباشیم، اما کیفیت رابطه اساس زندگی روزمره ماست."

با این حال به نظر می‌رسد که "آگاهی از اهمیت یک رابطه خوب رو به افزایش است" و کیفیت رابطه "معیار خوبی است برای سلامت جامعه."

کیفیت رابطه و زمان

بررسی‌ها نشان می‌دهدکه وقتی رابطه‌ای با کیفیت بالا شروع شود شانس دوام بیشتری دارد و احتمال اینکه در درازمدت رضایت‌بخش باشد بیشتر است؛ اما رابطه‌ای که با کیفیت پایین شروع شود، ممکن است بسرعت رو به فروپاشی برود.

بنابراین کیفیت رابطه با دوام و ثبات آن رابطه مستقیم دارد.

تحقیقات نشان می‌دهند که بطور کلی کیفیت رابطه به مرور زمان افت می‌کند، اما نکته مهم سرعت و شدت این افت کیفی است.

بعضی تحقیقات نشان می‌دهدکه زوال رابطه امری تدریجی است، اما برخی مطالعات دیگر حاکی از این است که بعد از ده سال، رابطه بسرعت کیفیت خود را از دست می‌دهد.

تاثیر کیفیت رابطه بر کودکان

کیفیت رابطه زوج ها تاثیر مستقیم بر رفتار کودکان دارد، فارغ از اینکه تحصیلات و قومیت والدین چیست یا خود فرزند طلاق هستند یا نه.

مشکلات رفتاری کودکان از جمله بیش فعالی و کم تمرکزی به کیفیت رابطه والدین ارتباط دارد.

از این رو اهمیت اینکه رابطه در شروع کیفیت بالایی داشته بیشتر مشخص می‌شود، رابطه کم‌کیفیت خیلی سریع‌تر فاقد کیفیت می‌شود.

تحقیقات نشان‌ می‌دهندکه زوج‌هایی که در چند سال اول رابطه‌ای بسیار با کیفیت دارند یا دچار افت کیفی نمی‌شوند یا این افت شدید نیست.

زوج‌هایی که رابطه را با کیفیت بالا شروع می‌کنند شانس بیشتری دارند که کیفیت رابطه را بالا نگه دارند اما در مورد آنها که وارد رابطه بی‌کیفیت می‌شوند، وضع بر عکس است.

زوجهای خوشحال زوجهایی هستند که موارد توافقشان بیش از موارد اختلافشان است (بیش از نیمی از موارد)

از مهمترین عواملی که در تعیین کیفیت رابطه در شروع آن نقش دارند می‌توان به سازگاری (قابلیت توافق)، روان‌رنجوری (Neuroticism)، منفی‌گرایی، زودخشمی و تندخویی و عزت نفس پایین اشاره کرد.

کیفیت رابطه به سن و پیری هم ارتباط دارد. برخی معتقدند افزایش سن باعث افت مستمر و نسبی کیفیت رابطه می‌شود.

بدیهی است که هر چه عمر رابطه بیشتر شود طبیعتا سن طرفین رابطه هم بیشتر می‌شود اما باید عمر رابطه را از روند پیری جدا در نظر گرفت.

معیارهای رابطه باکیفیت

  • تعهد: نگاه درازمدت به رابطه، استقامت در برابر مشکلات، تعادل بین نیازهای فردی و مشترک، احساس ما بودن، دوستی، ارزشهای مشترک
  • ارتباط سازنده: مثبت و محترمانه، به همراه شوخی و سازگاری
  • حل اختلاف: درک اینکه بعضی تضادها اجتناب ناپذیرند، عادلانه دعوا کردن، پرهیز از دعوا بر سر موضوعات کم‌اهمیت، پرهیز مطلق از خشونت (کلامی و رفتاری)
  • تعامل و وقت‌گذراندن با یکدیگر: لذت بردن از همراهی با یکدیگر، کیفیت و کمیت هر دو بسیار مهمند.
  • صمیمت و حمایت عاطفی: صمیمیت جسمانی و بویژه صمیمیت روانی محور اصلی رابطه سالم است. با غلبه بر مشکلات و به مرور زمان این صمیمیت می‌تواند تقویت شود. دوستی، احترام متقابل و شناخت آنچه دیگری دوست دارد یا ندارد. زوج‌های خوشبخت عواطف خود را هر روز و به روش‌های مختلف به هم نشان می‌دهند.

برای مثال با افزایش سن پختگی و توان کنترل عواطف بیشتر می شود بنابراین بگو و مگو و جر و بحث کم می‌شود.

اما از طرف دیگر ممکن است آنها که سالیان سال با هم زندگی کرده‌اند احساس خلاء ارتباطی کنند و علائق مشترکی برایشان باقی نمانده باشد.

عوامل موثر در کیفیت رابطه

مشارکت، حق برابر و نگاه غیر جنسیتی در تصمیم‌گیری، کیفیت رابطه را بهتر می‌کند؛ استثنای آن امور خانه و زندگی است. به نظر می‌رسد افزایش سهم شوهران از کارِ خانه کیفیت رابطه را برای آنها کاهش می‌دهد در عوض کیفیت رابطه همسرانشان افزایش پیدا می‎کند.

بطور کلی امور خانه و زندگی یکی از رایج‌ترین دلایل بگو مگو و اختلاف بین زوج‌هاست. اختلاف و جر و بحث در مورد کارهای خانه ممکن است نشان‌دهنده این باشد که یک طرف احساس می‌کند به حال خود گذاشته شده و حمایت و توجه کافی به او نمی‌شود.

برخی عوامل بر کیفیت رابطه تاثیر فراوان دارند، از جمله شخصیت افراد، تجربیات گذشته، اتفاقات اضطراب آور زندگی و نحوه ارتباط و تطبیق زوج‌ها بخصوص در دوران سختی و مشقت.

تحقیقات نشان می‌دهند باورهای مذهبی در کیفیت رابطه تاثیر مثبت می‌گذارند بویژه در ارتباط زوج‌های کم درآمد

زمینه خانوادگی هم در کیفیت رابطه نقش مهمی دارد. نحوه ارتباط و تعامل با همسر، در کودکی از والدین آموخته می‌شود، و این تجربه کودکی، به زندگی بزرگسالی آورده می‌شود.

باورها و عقاید نیز بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند، بویژه باورهایی که به حق تصمیم‌گیری و نقش‌های جنسیتی (زنانه و مردانه) ربط دارند.

اتفاقات اضطراب آور زندگی

از جمله دشواری‌هایی که به کیفیت رابطه لطمه می‌زند می‌توان به تولد فرزند، استرس کاری، مشکلات مالی و بیماری شدید همسر یا فرزند اشاره کرد.

نگرش بالنده به رابطه

تحقیقات نشان ‌می‌دهند زوج‌ها را از نظر نگرش، رویکرد و باورها به رابطه به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

نگرش بالنده:

  • این زوج‌ها برای گفتگو حتی در مورد مسائلی که گفتگو درباره آنها ناراحت‌کننده است پیشقدم می‌شوند.
  • از تجربیات دشوار گذشته درس می‌گیرند
  • نارضایتی خود را ابراز می‌کنند
  • دعوایشان با هم سازنده است
  • رابطه خود را با نزدیکی، وقت گذراندن با هم، استقلال، حمایت از یکدیگر و ارتباط موثر محافظت می‌کنند.
  • انگیزه زیادی برای حفظ رابطه دارند.
  • آنها برای بهبود رابطه‌شان از مشاوران حرفه‌ای کمک می‌گیرند.

نگرش غیربالنده:

  • این زوج‌ها برای اینکه مجبور به رو در رویی با هم نشوند نیازهایشان را نادیده گرفته و سرکوب می‌کنند، بنابراین نارضایتی‌شان از رابطه مستمر شده و اختلاف نظر برطرف نمی‌شود.
  • آنها باور دارند که رابطه را نمی‌توان بهترکرد و حتی نمی‌توان یاد گرفت که چگونه آن را بهتر کرد.
  • کمک گرفتن از متخصصان را بی‌فایده و نشانه آن می‌دانند که حفظ رابطه دیگر ارزشی ندارد.

تحقیقی درباره کیفیت رابطه زوج ها در ۴۵ هزار ازدواج نشان داده است اینکه زن و شوهر چه ویژگی‌ها و خصلت‌های شخصی دارند، اینکه در گذر زمان چه حوادثی پیش رویشان قرار می‌گیرد و اینکه ارتباط زن و شوهر در قبال این سختی‌ها و دشواری‌ها چگونه است و چگونه با شرایط کنار می‌آیند، تعیین کننده کیفیت رابطه هستند.

تردیدی نیست که رویدادهای استرس‌زا و ناگوار بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند.

از این رو ممکن است زوج هایی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی چندانی ندارند، چون با موانع بزرگ روبرو نمی شوند، از رابطه‌شان راضی باشند.

از طرف دیگر ممکن است یک سلسله اتفاقات اضطراب آور بر کیفیت رابطه زوجی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی بالایی دارند تاثیر بگذارد و رضایت آنها را از رابطه کاهش دهد.

با این حال، نکته مهم، توان انطباق و ارتباط است، اینکه دو طرف چگونه با تفاوت‌های هم کنار می‌آیند و رفتار یکدیگر را چگونه تفسیر می‌کنند.

عدم مدارا در مورد تفاوت‌ها و نگاه منفی به رفتارهای یکدیگر، به خودی خود می‌تواند مسبب اتفاقات اضطراب‌آور باشد، خشونت بیشتری را وارد زندگی کند و به کیفیت رابطه لطمه بزند.

حمایت از یکدیگر عامل مهم دیگری است که می‌تواند توضیح دهد چرا بعضی روابط موفقند و بعضی نه.

حمایت از همدیگر اعتماد می‌آورد و کمک می‌کند تا زوج‌ها با دیدی مثبت رفتارهای همدیگر را ارزیابی کنند، مثلا می‌توان یک اظهار نظر فکر نشده را به عوامل کوچک مثل خستگی نسبت داد نه به بدخواهی و تعمد طرف مقابل.

محققان معتقدند این مثبت‌گرایی، مثل سپری است که زوج‌ها را از تاثیر منفی رفتارهای غیرحمایتگرانه حفظ می‌کند و باعث می‌شود رضایت آنها از رابطه پردوام‌تر باشد؛ چرا که رفتارهای غیرحمایتگرانه، ممکن است گاهی از زوج‌هایی سربزند که رابطه‌ با کیفیتی دارند.

زوج‌های خوشبخت عواطف خود را هر روز و به روش‌های مختلف به هم نشان می‌دهند

تولد فرزند

در میان اتفاقات اضطراب‌آور زندگی یکی از شایعترین و مهمترین آنها بچه‎‌دار شدن است.

تعامل منفی و مثبت

تعامل منفی زوجها را درگیر سیکل معیوب ارتباطی می کند و احتمال جدایی/طلاق را زیاد. تعامل مثبت زوجها را در کنار یکدیگر نگه می دارد.

تعامل منفی:

  • شکایت
  • انتقاد
  • سرزنش
  • بی‌مسئولیتی

تعامل مثبت:

  • موافقت
  • خنده
  • شوخی
  • لبخند

تحقیقاتی که کیفیت رابطه زوجهای بچه دار را با زوجهای بدون بچه یا کیفیت رابطه زوج‌ها قبل و بعد از بچه دار شدن مقایسه کرده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که بچه‌دار شدن باعث افت کیفیت رابطه می‌شود.

اما اخیرا یک مطالعه فراتحلیلی نشان داد بین رابطه زوج‌های دارای فرزند با آنها که فرزند ندارند فرقی وجود ندارد و حتی بعضی زوج‌ها پس از بچه‌دار شدن احساس رضایت بیشتری در رابطه‌شان می کنند.

با این یافته‌های متناقض می توان گفت که تجربه زوج ها از بچه دار شدن یکسان نیست در مورد بعضی می تواند کیفیت رابطه را بهتر کند و در مورد برخی دیگر به کیفیت رابطه لطمه می زند.

با این حال می توان به این نتیجه رسید که بر خلاف باور رایج، تولد بچه الزاما به کیفیت رابطه کمک نمی‌کند و تجربه زوج‌ها از بچه دار شدن ارتباط بسیار با کیفیت رابطه‌شان دارد. بنابراین پیش از در نظر گرفتن امکانات مادی و رفاهی، مهمترین نکته برای بچه دار شدن این است که زوج ها کیفیت رابطه شان را ارزیابی کنند.

پاسخی که به سوالهای زیر می‌دهید می‌تواند به شما کمک کند تا حدی کیفیت رابطه‌تان را ارزیابی کنید:

  • با در نظر گرفتن تمام جوانب، چقدر از رابطه‌تان احساس رضایت می کنید؟
  • آیا شریک زندگی شما به نیازهایتان اهمیت می دهد و از آنها آگاه است؟
  • آیا همسر یا دوست پسر/دخترتان به حرف‌ها و نگرانی های شما گوش می‌کند و به آنها اهمیت می‌دهد؟
  • آیا حتی وقتی شریک زندگی تان با شما است احساس تنهایی می‌کنید؟
  • ایا رابطه شما پر از خوشی و لذت است؟
  • آیا آرزو می‌کنید در رابطه شما گرما و عاطفه بیشتری بود؟
  • آیا نگرانید که شاید در آستانه جدایی/طلاق باشید؟
  • اگر دوباره می‌توانستیدبه گذشته بگردید آیا:
  1. دوباره با همین فرد وارد رابطه می‌شدید؟
  2. با فرد دیگری وارد رابطه می شدید؟
  3. اصلا از رابطه صرف نظر می کردید؟
  • در موارد زیر میزان توافق یا اختلاف نظر/ رضایت یا عدم رضایت شما در رابطه با همسر یا دوست پسر/دخترتان چقدر است؟ (کم، متوسط، زیاد)
  1. دخل و خرج و تامین نیازهای مالی
  2. تفریح
  3. ابراز علاقه به یکدیگر
  4. انتخاب دوستان و نحوه رابطه با آنها
  5. رابطه جنسی
  6. پیروی از عرف و سنت (خوب و بد چیست؟ رفتار مناسب کدام است؟)
  7. فلسفه زندگی
  8. ارتباط با خانواده طرف مقابل
  9. منبع: سایت فرسی بی بی سی


تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۳ | 13:7 | نویسنده : سیرو س احمد |

 

سه ماه بود مرتکب جرمی به نام سرایش شعر نه شده بودم ؛اما دیدم دوستم جناب شبروز هر روز عزل   ناب و نیکو می سراید .و حسدم آمد. از باب حسد اینک مرتکب جرم مکرر شدم .

محتاج

عزل

تا زنده ام زندگی هر برهه عزت است  + شکر خدا که یار ورفیقم  منا عت است

هرلحظه ئی که رنج جهان آشکار شد =  آغاز انقلاب و نمادی قیامت است

کام دلم  زدهرگرفتم به زور خویش  = این راهکار تابعی نوعی حذاقت است

من از فراز ء درد جهان شکوه کی کنم =  در ذره ذره قطره خونم شجا عت است

تقدیر من اسیر به تدبیر من شده  = در قید آن نیم که یقینن  حما قت است

بزم جهان بکام همه ساز گار نیست = بد روز نیست آنکه به ذهنش فراست است

دیروز ما که زندگی رنگ بهار داشت =فردای ما بهار مکررضیافت است   

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۳ | 10:36 | نویسنده : سیرو س احمد |
ما به گزینش یک راهکار مجبوریم
تفسیر : محتا ج
یکی از آسیب های جد ی جنگ آنست که توا نا ی تمکین به عقلا نیت و قا نون مدار ی را از شهروندان سلب میکند و در
معا وضه آن عنصر تند رو ی , اتکا به احسا س گرا ی ,قضا وت وبینش ها ی عا طفی را در نحوه شخصیت و شگرد ,دید شهروندا ن تلقین میکند .در اکثر کشور ها ی که    جنگ
بر ای چند سا ل متوا تر تسلط دا شته دو لت ها ی پسا از جنگ
 برا ی حل این دشوار ی بر نا مه ها ی ویژه برای کاهش و رفع مشکلا ت فزیو لو ژیکی مرد م وضع و تطبیق کرد ه اند .
دو مین انتخا با ت در افغانستا  ن زما نی صورت گرفت که از یک سو قوتهای جا معه جها نی در حا ل رجعت به کشور ها ی خود بوده و از جا نبی با حضور این نیرو ها افغانستا ن موفق به تا مین امنیت در جریا ن 13 سال اخیر نه شد.
دور اول انتخا با ت با همه فراز ها و فرود ها ی که داشت با مشا رکت مردم پا یا ن یا فته و مرد م با این اقدا م مهم در واقع به جریا ن های تند رو "نه" گفتند . اما به دلیل تعدد نامزدان متأ سفا نه دور او ل بی برند ه با قی ما ند.
دور دوم هم با دنیا ی گرفتار ی مظا هر نا امنی بر گزار گردیده و بعد از ختم آن مشکلا ت فروا نی میا ن دو کا ندید "آقای اشرف غنی احمدز ی و آقای داکتر عبدالله ظهور کرد .
یکی از مشکلا ت قا بل تو جه  به بن‌بست رسیدن، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرد و جنا ح های برنده با واکنش های شتای زده به موقف های نسبتن از هم گسیخته مبادر ت کردند .این تفا وت دید گاه  زمینه را برای آن هموار کرد تا مقا مات سازما ن ملل و امریکاه در این مورد به وا کنش های مشا به
مبا در ت کنند.
روز گذشته یان کوبیش فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان در جلسه‌ای با حضور مقامات دولتی، قضایی و کمیسیون انتخابات افغانستان در کابل شرکت کرد و پیشنهاد داد که برای حل اختلاف کنونی، هشت هزار صندوق رای مورد بازرسی قرار گیرد. در صورت قبول این پیشنهاد، حدود ۴۳ درصد کل آرا در انتخابات دور دوم بار دیگر بازرسی و شمارش می‌شود,بدین ترتیب در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد بخش مهمی از نتایج آرای دور دوم (حدود سه میلیون و پجنصد هزار رای، معادل ۴۳ درصد از آرای کل ماخوذه) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
همزمان ایمل فیضی سخنگوی حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان گفته است نشست امروز از سوی سازمان ملل متحد پیشنهاد شده بود و آقای کرزی نیز با برگزاری چنین نشستی در ارگ توافق کرد.ناظران اتحادیه اروپا در خبرنامه خود همچنین گفته‌اند آمار منتشر شده از سوی کمیسیون انتخابات نشان می‌دهد که ۲ تا ۴ میلیون رای باید بررسی شود.
 جان کری که دو شب پیشتر وارد کابل شد، گفته است که این بن‌بست، انتقال قدرت و ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان را با خطر مواجه کرده و از مقام‌های این کشور خواسته تا با تمرکز بیشتر بر روی بررسی روند شمارش آرا، مشروعیت انتخابات را تضمین کنند.
تا هنوز جزییات دیدار آقای کری با عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی دو نامزد دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان منتشر نشده اما سخنگویان هر دو تیم انتخاباتی در گفت‌وگو با رسا نه ها این دیدارها را مثبت ارزیابی کرده‌اند.
با تو جه به مشکلا ت که فشرده آن گفته شد , ما در یک جا معه پسا از بحرا ن قرار داریم , و یکی از نیا ز ها ی مهم ما مکث در حول و حوش طرزتفکر و دید گاه جا معه جنگ زده است , و نیاز آنست تا اقدا مات ما در جهت ایجا د اعتما د به مرد م معطوف گردد, و حتا دنیا نسبت به تبعأت سو این دشوار توجه فر ما ید.
هم اکنون توجه مرد م و جها ن به این رویداد   متمر کزبوده  و حل ا ین رویدا د یکی از او لویتها ی مهم  دنیا و مردم افغانستان بود ه , با تو جه به منا فع که کشور های ذید خل و دولتمردا ن و اهل بصیرت و سیا ست دارند برای برون رفت از این وضع تلا ش و تمر کز جد ی نما یند .
زیرا در شرایط کنونی نها ی تدبیر و راهکار که برا ی مرد م و دست اند کا ران سیا ست باقی ما ند , گزینش سیا ست مدارا ,تعا مل و تفاهم میبا شد .
بدو ن شک ما در وضعیت کنون با توصل به هیچ راهکار ی به هد ف نخوا هیم رسید و نها ی ترین راهکا ر گزینش سیا ستی بر مبنای سیا ست حفظ دیالوگ سیاسی ,انعطاف پذیری و قرائت رویداد با دید تازه و تمرکز بر اصل تعا مل و تفا هم میبا شد.


 



تاريخ : شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۳ | 16:27 | نویسنده : سیرو س احمد |

آیا خود مختار ی به منفعت بدخشا ن است ؟

یکی از دوستان در نمایه سایبر ی خود نوشته است که بد خشا ن باید خود مختار ی خود را کسب کند . کسب خود مختا ری برای بد خشان در شعار و ادله کا ر سخت نیست , اما اگر پیرا مون امکا نات , شرا یط وضعیت جغرافیایی ,عوا ید و تولیدات بدخشا ن مکث اند کی گردد , فکرمیکنم در اوضاع و شرا یط موجود این شعار نوعی نا شناختی از شرایط کشور های منطقه ,بدخشا ن و  سایر نگرشهای است که با منا فع اکثریت بد خشا ن سخت در تعا رض اند. اگر هرا ت , جلا ل آباد ,قندهار و مزار این داعیه را آغاز کنند بی منا سبت نیست . چون این ولایا ت اکثر با کشورهای مرز و همجوار ی دارند که سالیانه به ارزش ملیاردها  افغانی از مدارک محصول گمرکی  به عوا ید ملی کشور  افزوده میشود .

اما بد خشان تنها با تاجکستان مرز ترانزیتی در مسیر رود خا نه آمو داشته , و تا جکستان از نگاه اقتصادی در ردیف کشور های کم بضاعت شمرده میشود. و چین به دلایل حضور جر یانهای رادیکالی از قرابت با بد خشا ن به شده نفرت داشته و به خوبی میداند , در این معا مله کساد فرا وا نی را کسب خوا هد کر د .

 



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۳ | 16:33 | نویسنده : سیرو س احمد |

معرفی کتاب

نوروز جشن جهانی جشن باستا نی حوزه تمدنها نا م کتاب است که اخیر ن محتوا ی آن به همت دانشمند شناخته شده کشور آقای داکتر شمس الحق آریانفر تد وین و پژوهش و بنگاه انتشارات میوند {بام } آنرا به حله ئی چا پ آراسته است . در مورد پیشینه و سر گذشت نوروز تا اکنون نوشته ومقا لا ت گونه گون به زیور چا پ آراسته شده، اما محتوا ی که حا مل آگا هی و اطلا عات گسترده  و جا مع در باره پیشینه ، تا ریخ و سیر تکوین نوروز با شد به آذین چا پ آراسته نه شده بود .

در آغاز سا ل 93که کشور ها ی عضو نوروز به دعوت آقای کرزی به کا بل آمد ند ، علاقه داشتم این کتاب ارجنا ک به آذین چاپ آراسته و برای مهما نا ن هدیه گردد . اما هر بهانه و دشوار ی که در راه رفتنش به سوی ماشین چاپ پیش آمد ، کتا ب بی زبان نتوا نست در موقع معین چا پ گردد .

  قلبن دلهره داشتم که واقعن من در امر چا پ این اثر پژوهشی تلاش   بجا و موثر انجا م ندادم ،‌اما از بخت خوش  چند روز پیش دیدم که کتا ب به آذین چا پ آراسته شد و با قطع خشتی نسبتن زیبا در بازار کتا ب حضوریا فته است .

در نخست ،سیر تاریخی نو روز و انگیزه ء ما ند گا ری آن از زاویه ها ی گونه گون به پژوهش گرفته شده و نویسنده با مراجعه به سر چشمه ها ی گونه گون تعریف و تصویر پژوشگرانه ئی از تکوین و پیدا یش نو روز ارائیه کرده است .

در بخشی از کتا ب به باور های تا ریخی به استناد این اسطوره که کیومرث نخستین انسا ن و فر ما ن روای آریا ئی بود که نو روز را به مثابه روز زایش و زندگی تازه بر سمیت شنا خته ،و یا هم در همین روز جغرافیای تحت قیمومیتش را بین فرزندان خود تقسیم کرد ، اطلا عات تازه ئی را در محتوا ی خود دارد .

افزون بر باور های تاریخی که بیشتر منبعث و متأ ثر از اسطوره اند ، بر باور های دینی مکث محقق داشته و با آوردن نقل قول ها ی مستقیم از البیرونی به شرح این رویداد می پر دازد ." گفتند نا م این روز هر مزد است و هر مزد نا م آفرید گار است . گفتند در این روز تهمورث بر دیوان که برکت را برده بودند پیروز شد آیین ستاره پرستی را زایل کرده و دین قدیم را جا ری ساخت."

این اسطوره به تإ سی از هرروایت و حکا یت که باشد تا هنوز در بر خی روستا های افغانستان ارج گزاری و برگزاری آن معمول و مروج است . یکی از دو ستانم که چندی پیش از بد خشا ن به کا بل آمده بود ، سر گذشت شنیدنی از سفر خویش که مدت یکماه پیا ده آمده بود ، داشت .

دوستم حکا یت کرد که در هنگا م سفر به دلیل بسته بوده راه ها مجبور شدم از راه ولسوالی درواز تا بدخشا ن بیا یم ،در مسیر را ه در دهکده ئی به نام" ماه نو" مهمان یک دوستم در روز سوم سال نو بودم . اتفا قن در چار سوء باغش جشن و بزم زنانه بر پا بود . علت بر گزاری مراسم را از دوستم استسفار کردم گفت: در این روز زنان به ختم و خیرات و بزم مبادرت میکنند و بعد از پا یان بزم برسم نیاکان دعا میکند که دیوان و پریان بلاو نکبتی را بر سر فصل ها نیا رند و از خدا وند میخواهند که سال پر بار و برکت را نصیب شان کند . ارج گزاری و بر گزاری از سال نو با این شگرد و شیوه به هر مناسبت که باشد به معنای پیوند این مراسم با آیین ها ی گذشته شمرده میشود.

 

                                                                                                  



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۳ | 15:39 | نویسنده : سیرو س احمد |

خشم و خوف

آفتاب از کمر آسمان رو به سوی افول نهاده بود ، وتعفن باروت فضای پیرامون ما را در اسارت داشت ، در سیمای سر بازان آثار تعب ، رخوت و ترس به روشنی دید میشد ، گا ه، گا هی صدای انفجار راکت و هوا پیما های میگ و سو 27 در آسمان وزمین ارغنداب پیدا می شد. اما در میان صفوف پیاد ه نظام این سو و آن سوء خط آرامشی به گسترد گی آرامی تلا طم پیش از توفان حا کم بود .

در چنین فضای بدون شک سربازان حق داشتند خوا ب کنند ، مصروف نان ونمازباشند و برخی هم از باغ ها ی پیرامون خود میوه بخورند و گروهی مصروف وظایف گزمه و نگهبا نی باشند .

اما این آرامی کوتا ه بود ، ویکباره از میا ن باغها ، جویها ، درختا ن و اراضی به شدت تگرگ کلا شینکوف ، راکت آر پی جی هفت ، توپ بی پسلگد و راکت ها ی میزایل نوع بی ایم 12 بالای نیرو های ما آغاز شد ، در این فضا آنچه که بیش از هر رخدادی توجه ما را به خود معطوف کرده بود ، یافتن سنگر مستحکم و یا راه رجعت به موقعیت مناسبتر بود .

اراضی ارعندا ب :

ارغنداب یکی از ولسوا لی های سر سبز و جنگلزار است که نهر شا هی اکثر این ولسوالی را سیرآب میکند ، مو جودیت و احداث بند" داله" کمک بزرگی برای سر سبزی و تربیت انوا ع درختا  ن مثمر و غیر مثمر را مسا عد کرد ه است .

اما وجود چنین جنگلزار برای هر مها جمی بزرگترین سد در راستای تسخیر هدف بود ،و در واقع هر جویچه انگور محکمترین موضع بتونی برای کسی شمرده میشود که در عقب آ ن قرار دارد . بر مبنای تیوری تعرض در اراضی جنگلزار فعالیت قوا ی

میکا نیزه به شدت آسیب پذیر بوده و به قول انگلیسها  "هر تانکی ازتعرض در اراضی مسکونی و جنگلزار نفرت دارد" .

با استفاده از چنین فر صتی مخالفان شدید ترین تهدید را برای قوای که در حا ل تعر ض بودند ، می توانستند به بار آورند ، زیرا ضعف مورال ، نا بلدی سر بازان به اراضی وگستر دگی جبهه تهدید های جدی بود که در فر صت کو تا ه  دشوار بود به نقطه قوت تبدیل گردد ، و کوتا ه ترین تاکتیک در این جنگ مصروف سازی ،رجعت به موقیعت منا سبتر و اتخاذ پالیسی تازه برای کشا نیدن مخالفان به اراضی هموار بود ، تا با کشف نقاط آتش آنها را تهدید و موقیعت مناسبتر کسب کرد.

لهذا موج رجعت توأم با ترس و تهدید آغاز شد و من بهترین گزینه برای رجعت داخل شدن به نهر را برای مصوءنیت سر بازانم دانستم ،لهذا تما م قوتهای خود را در شش تیم تنظیم ، و هر تیم موظف بود تا رجعت تیم همجواررا که با  تهدید نزدیک رو در رو است  مصروف ساخته و زما نیکه تیم رجعت کننده موقیعت مناسب اتخاذ کرد ،تیم اولی دیگر را حمایه و به این وسیله داخل نهر شده و تا دامنه کوهی که مشرف بر زیارت با با ی ولی است   رجعت ادامه یابد .

و این تا کتیک در آنروز بسیار موثر بود ، وسر بازا ن من بدون تلفات به موقعیت مناسب که من در ذهن داشتم رجعت نمودند و

سا عت دو نیم بجه    جر یا ن رجعت پایان یافت .

 من موضو ع را با اجرأ ت که صورت گرفته بود به ِژنرال اسک گزارش کردم ،  جنرال اسک از وضعیت قوتها ی همجوار از من  استسفار کرد ، من که از وضعیت قوت همجوار آگا هی نداشتم ، وقت خواستم و شتابناک در جستجوی فرمانده کندک 53 شدم .

در نزدیک نهر موتر کراز روسی توقف بود ، یکی از نگهبا نان گفت : در سیت موتر فر مانده مصروف خوردن غذا است ، نزدیک شدم دیدم مردی که دریشی بها ری کوماندوی بر تن دارد در سیت موتر در دستش کنسرو لوبیا سپید است و با حرص آنرا میخورد ،  احوا ل پرسی کردم و گفتم فرما نده قول اردو از وضعیت شما از من پر سا ن کرد . در سیما و چشما نش که آثار خشم و خوف یکجا شده بود ،گفت :" نباشد خیر است  هفت نفر شهید و چار زخمی داریم "

و من از آنروز به این سو معنای خیرت را با بار معنای کا ربر دیش در جبهه جنگ دانستم .

منبع : یاد داشتهای شخصی ام

بقیه دارد



تاريخ : سه شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۳ | 11:56 | نویسنده : سیرو س احمد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.