آگا هی

عنا صر مدیر یت زند گی

آگا هی ، اراد ه و نظا رت سه مولفه ء اند که سمت دید و زا ویه نگر ش ما را از زند گی شکل مید هند .

اگر آگا هی از فرا یند زند گی تکمیل با شد و اگر ارا ده برا ی تطبیق نیا ز ها که منبعث از آگا هی اند جز می با شد و اگر از کنش و کرد ها ی خو د بتوا نیم نظا رت کنیم ، زند گی در مسیر پو یا ی ، معنا بخشی و نشا ط وا قعی سمت و سو می یا بد .

بر هه ها ی از زند گی که در بیکا ر ی سپر ی میشو ند ، سخت ، دیر گذر و مقد مه دق البا ب مر گ اند ، برا ی آنکه زند گی سخت نگذرد و پیک مر گ هر رو ز در ب خا نه ما را دق البا ب نکند با ید بر نا مه ریزی کنیم و بر مبنا ی در ک و تعر یف اهدا ف مثبت

رو ند زند گی را سمت و سو بدهیم . تا زند گی پر لذ ت با شد و  فرا یند زند گی به مااحسا س شو م

ند هد.

تا را ج

دیرو ز را با درد و حسرت به تا را ج دادم ، با دریغ که  بر حقا نیت کنشها ی سیاه دیرو ز تا کنون

 با و ر دارم ، و این فرا یند کج اند یشی ادا مه دارد ، ومن در جستجو ی با مد اد ، رو زن و زند گی معنا بخشم . اما با درد که جا ده را که من مسیر گرفته ام رو به ترکستا ن است .

شیفته چشید ن طعم تلخ مشکلا ت هستم ، زیرا با چشید ن طعم تلخ مشکلا ت لذ ت روز ها ی شر ین تعر یف  معنا بخش برا یم میدهند.

سبک ،سبک

 

سبک ،سبک

انگیزه بروز و شا یع شد ن درد ها در تند یس مان ، ماخود هستیم ، گاهی

توا نا ی مد یریت فکر خود را ندا ریم؛ گا هی در اثر فشا ر، استر س و هیجا ن  به عقا ید و با و ر ها ی دگرا ن احترا م قا یل نیستیم و گا هی از شد ت هیجان  هم خو د را شکنجه میکنیم و هم  مخا طب را ، مخا طب را در زما ن گفتن تحت شکنجه قرا ر مید هیم .و خود را هنگا میکه رو ح ما ن آرا مش یا فت مو فق به شنا خت مشکل خود  شد یم ، آهسته، آهسته شکنجه رو حی ما را تحت فشا ر قرار میدهد و خطا ها ی را که مر تکب شد ه ا یم یک ،یک پیش چشم ما ن زند ه شد ه و لعنت وما ن میکنند

 به این وسیله بر شخصیت خود دا غ سبک سر ی ، یا وه گوی ومصا ب بو دن خود به داشتن دپرشین را آشکا ر میکنیم و با این سبک ،سبک  تیشه بر ریشه عقل وارد میکنیم.

دو ستی دارم که در دانشگا ه متصد ی سمت استا دی است ، جسا رت و جرأت دو ست من در بر خی مواقع  بسیار موجه وضرو ری است ، اما شا هد بو ده ام که در بر خی مواقع از شد ت هیجا ن نتوا نسته  فرایند صحبت خود را مد یر یت کند ، از با ب ستیزه گر ی شگرد برخوردش با مخا طب به دیوا نگا ن نزدیک

بو ده و، و در فر جا م دید ه ام که از شگرد گفتن خود نا دم و پشیما ن است . 

اما پشیما نی وقتی بو ده که کا ر از کا  رگذشته و دو ست من با شمشیر  دو لبه متفق علیه موا فق و مخا لف را زیر شکنجه گرفته است .

با ید به این پند سعد ی به دلبستگی گو ش داد و فن سخن گفتن را از این پیا مبر سخن آمو خت .

سخنی که دا نی دلی بیا زارد ،تو خا مو ش با ش تا دگر ی بیا رد

را ه اثبات واقیعت

بر خی کشو ر ها ی همسا یه که با ما رابطه پر تنش دارند ، با عنوا ن کر دن مسا یلی چون کشور اشغا ل شد ه ،حا فظ منا فع استرا تیژیک کشور ها ی بزرگ ، کشور عقب ما ند ه و پرو رشگا ه جریا نها ی رادیکا ل ما را متهم میکنند . این تو طیه ها از یکسو با عث مشرو عیت جنگ در افغانستا ن شده واز جا نبی هویت و آزا دی ما را میخوا هند در هاله ابهام نگا ه کنند . اگر افغا نستا ن موفق به تثبیت جایگا ه خود در عرصه ها ی فر هنگ ، اقتصا د ،ورزش و تکنالوژ ی معا صر شود ، این امر از یک سو به معنا ی حضور نیرو مند ارزشها ی فر هنگی ، هو یتی و تا ریخی ما در ساختا ر مد نیت شرق بو ده و از جا نبی با این ابزار ما میتوا نیم دو با ره ما یه عزت شرق در تا ریخ با شیم .

اشاره

کشو ر ی که سه دهه پیا پی استعداد ، خلا قیت و توا نا ی ایجا د گر ی اش سر کو ب شد ه اما با مسا عد شد ن جوء جد ید بر خی از توا نا ی و استعداد خود را به رخ مرد م دنیا می کشد و این رویداد میتوا ند به مثا به نقطه عطف در تا ریخ شمر ده شود. هر چند پیرو ز ی تیم فتبال افغا  نستا ن به معنا ی آن است که در اینجا نیا ز فرا وا ن وجود دارد ، و جا ییکه نیا ز با شد ، تلا ش ؛تقلا وتحر ک خصیصه ذا تی مرد م است و تا این نیا ز اشبا ع نشود ؛ مرد م در وسوسه و استرس زند گی میکنند.

مشرو ط بر اینکه ذعا مت سیا سی با عقلا نیت این نیا ز را درک کند و به کوه بالا نشود.

اما اگر ذعا مت سیا سی فا قد دید عقلا یی با شد ومحورتمر کز دید گا هش به سوی  اشبا ع عرا یز ما دی با شد، روحیه ابتکا ر ،خلاقیت و نو جو ی مرد م میمرد  .

یا دا شت ضر و ری :

بر خی دو ستا ن از با ب حب و بغض پیش از آنکه به کنه یک رویداد  با استمداد اند یشه نقب  بزنند ، ازباب بردا شت ها ی عاطفی از مو ه کو ه میسا زند و  گا هی بزرگی کوهی را به ارز ش کا ه برا بر میکنند .

بد ون شک اتخا ذ چنین وا کنشها به معنا آن است که ما با نو عی ذیا ن زدهگی رو در رو هستیم و این کنش افزو ن بر آ نکه به معنا ی نا بخرد ی و خرد ستیز ی شمرد ه میشود ،  به معنا ی قشر ی نگر ی و حضور نو عی استر س و و سو سه تبا ه کن در  از ذهن اطلا ع دهند ه دارد  .

بر مبنا ی چنین واقیعتی در دنیا امرو ز مرد م پیرا مون محتوا ، مضمون و رویدادی اعتما د میکنند که بر مبنا ی عنا صر دقت ، صحت و بیطر فی گزارش شد ه با شد.

 

آرامش و آسایش

اگر ا نسا نها به دو اصل " آرا مش و آسا یش" نیا ز داشته با  شند ، مولفه ء آسا یش با تو صل به تلاش ،تقلا و تدبیر ممکن است حا صل شود ، اتا اصل آرامش که پیوند نا گسستنی به تفکر ،تعلم وتأمل دارد ، با اتکا به نیرو ی عقل است .

لهذا انسا نها ی که از داشتن مو هبت عقل محرو م اند ، هیچگاه با و جود داشتن  اسا یش به آرامش نخوا هند رسید.

راه فعا ل سا ز ی فکر و انسداد احسا سا ت

 

احسا س ،یک نیر و ی مر مو ز و نیمه بیدار در ذهن ما ست ، با کو چکتر ین درد ی ، تعبی و تعا مل شاد آ فر ین پیش از عقل زمینه وا کنش منفی و مثبت را برا  ی ما دستور میدهد .

داشتن احسا  س بیدار در بسا موارد به معنا ی زند ه بو دن ذهن ما  شمرد ه میشوود اما در بر خی موا رد دگر اگر ما بتا سی از هدا یت احسا س روا  ل

زند گی خود را سمت و سو دهیم مر تکب اشتبا ها ت فرا وا ن میشو یم .

زیرا ،نیرو احسا س ما نند عقل با تو جه به  این حقیقت که ظر فیت تا مل را ندارد و شتا بنا ک حو ل و حوش رویداد را به شنا خت میگیرد ، نا گزیر به خطا میرو د و اشتبا ه فراوا ن میکند.

اما عقل مجا ل آن را دارد تا در کنه رویداد نقب بزند ، عوا مل ، انگیزه ،چرا ی صو رت اتفا ق رویداد را به در ستی بشنا سسد .

لهذا خوبست که احسا س زند ه و فعا ل دارید ، برا ی آ نکه در دا م اشتباه هر

رو ز ، زمینگر نشو ید به عقل اجا زه و فر صت بدهید ،تا احساسا ت شما را هدایت ،حما یت و سمت دهی کند .

نو دو ست

با- نو دو ست در زند گی بسا ط ارفا ق دا شتم

ما در ، پدر ،برادر ،معلم ،  همسرُ فرزندا ن ،نوا سه ، زما ن و مکا ن . اما را ست تر ین و فدا کا ر تر ین دو ست ما درم بود.

به منا سبت مهما نی ما در بلخ

شهر یکه هست سلسله جنبا ن خط نور
در تا رک سپید تمد ن مقا م او
بلخ غز یز مهد " جلا ل "و ابو علی
امرو ز در بسا ط تو داریم ما جضور

به منا سبت مهما نی ما در بلخ

شهر یکه هست سلسله جنبا ن خط نور
در تا رک سپید تمد ن مقا م او
بلخ غز یز مهد " جلا ل "و ابو علی
امرو ز در بسا ط تو داریم ما جضور

قطعه

 

یک دو ره زند گی که بو د سهم جملگی

با ید برا ی درک و دید ن لذ ت شها متی

ورنه دو دست زیر الا شه برا ه عیش

حقا که هست اید ه پر حما قتی

قطعه

شیپو ر ها ی زنگزد ه و زرد درد مند

امشب به سا ز صا عقه در رقص و در نوا

شهر که بو د سلسه جنبا ن عشق و جو ش

امشب اسیر خدعه و تزویر  دیو ها

 

دو ربا عی

امرو ز  فلک  طر ح رفا قت دارد

فردا دو هزا  ر درد و تهمت دارد

بیجا غم دو ش بر دو دوشم با  راست

یک ذره و خو شی و صد جنا یت  دارد

محتا ج
در گو ش دلم گفت فلک بنها نی
در غمکد ه تا رو ز دگر مهما نی
این دم که فرا غتت بو د از غم درد ...
شک دا رم اگر تا دم دگر ما نی

یا د ی از یک خا طره سر نو شت سا ز

صنف یک مد رسه بو د م بر مبنا ی غریزه ، شو خ ، آدم آزار، و نا را م بو دم , یک رو ز پیش از همه شا گردا ن  با پسر کا کا یم {داراب}از مد رسه گر یختم ومنظو رم از گریز رفتن برا ی شنا ورزی بود . متاسفانه تا هنوز فن شنا ورز ی را نیا موخته بو دم، اما شیفته شنا ورز ی بو دم ، در سیصد متر مد رسه رو د خا نه قشنگ ،سر شا ر از خشم و شد ت جر یا ن دا شت و گذشتگان ما، کوف آبش نا م گذا شته بو دند . کو ف با وجود زیبا ی ، مستی ، همیشه  سرو د هستی را با لحن دلنشین تر نم میکرد . اکثر شبها ی تا بستا ن در پهلو ی این رود خا نه میخوا بید یم و تا با مداد برا ی ما سرود زیر و بم تر نم میکرد. تا اکنون سرو د ها ی که کو ف آب برا یم زمزمه کر ده است در گو شم گورا ، دلنیش و دارا ی مفا هیم شا عرا نه اند ، میتر سم اگر به تر جمه و تحشی آنها مبا درت کنم، ما نند سرو د ها ی تا گو ر که به در ی تر جمه شد ه اند بی معنا نشوند ، بگزا ر برا ی همیش صدا ی تر نم در رود خا نه مست کو ف آب بی تر جمه جر یا ن دا شته با شد. و بر میگرد م  بر سر اصل مو ضو ع : همینکه در نزد یک رو د خا نه رسیده پیرا هنم را از سر کشیده و دا خل آ ب شد م و آب با حر ص بی سا بقه مرا به درو ن خو د کشید ، با شد ت دست پا زدم بیرو نم کرد ، و مو ج رود خا نه دو با ره پا یم را به شد ت پایا ن  کشید و مرا تا بستر ریگها که در دل در یا بو دند پایا نتر کشید ، دو با ره با شد ت بیشتر تقلا کرد م و قتی که بیرو ن شد م در لب رو د خا نه بود م و دید م زند گی جریا ن دارد . فردا دو با ره به تنها ی به رو د خا نه رفتم ، اما ورزش شنا ورزی را بلد شد ه بو دم ، البته بعد از دو با ر  بعد از اسا رت و شکنجه مو ج. بلی به شها دت همه همبا زی ها یم من در آن رو ز گار در ورزش شنا از بهتر ینها بودم .

نهنگی بچه خود را چو خو ش گفت

به  دین  ما حرا م آمد کرا نه

به مو ج آو یز از سا حل بپر هیز

همه در یا ست ما را آشیا نه  

شکلگیر ی اتحا د ها و موا نع فر ضی

 

 

فیض ا لله محتا ج: رو ز نا مه نگار

شکلگیر ی اتحا د  ی مو سو م  به اتحا د انتخا با تی افغا نستا ن  در شرا یط کنونی به مثا به نقطه عطف،تو جه مجا مع سیا سی را به خو د معطو ف خوا هد کرد .

حضو رچهر ه ها ی از سنخ احمد ضیاء مسعود رئیس جبهه ملی افغانستان، محمد محقق رئیس حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، عبدالرشید دوستم رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، عبدالله عبدالله رهبر ائتلاف ملی، یونس قانونی رهبر حزب افغانستان نوین و عضو مجلس نمایندگان، عطامحمد نور والی بلخ، صلاح الدین ربانی رئیس موقت حزب جمعیت اسلامی، و امرالله صالح رئیس روند سبز، به معنا ی قرا بت دید گا ه ،حفظ منا فع آیند ه و هم سنخی میا ن تا جکها ، هزا رها و ازبک ها شمرده میشو د .

اما جد ی تر ین پر سش آ ن است که شکلگیر ی این جر یا ن و نبو د نما یند گا ن از جر یا نها ی وا بسته به کا خ ریا ست جمهو ری ما نندآقا ی اشر ف غنی احمد زی ،قیو م کرزی برادر ریس جمهور ،حنیف اتمر عضو هیات رهبری حزب حق و عدالت، انوار الحق احدی  در آ یند ه چه تبعا تی میتوا ند  بر رو ند سیا سی آ یند ه بجا گزارد .

رسم سیا ست در افغا نستا ن بر این نهج هموا ر است که شخص او ل سیا  سی و تصمیم گیر ند ه درافغا نستا ن از میا ن برا درا ن پشتون به انگیزه اکثر یت بو د ن شا ن گز ینش شو د .

 زیر ا در تصمیم گیر یها ی سه قر ن اخیر در افغا نستا ن این برا درا ن معمو لا بر سکو ی قد رت چمبا ته زده و امر نهی سیا سی به فتوا و فقا هت آنها صا در شد ه است .

هر چنددو لت ها ی مستعجلی تا جک تبار  بعد از سقو ط شا ه امان الله و حضرت صغبت الله مجددی مجا ل  اتکا بر ار یکه قد رت را در کا خ  ریا ست جمهو ر ی داشتند ،بهر بها نه ء که بود در راستای تا مین امنیت و ایجا د سیستم کا را نقش ضعیف داشتند .

و امرو ز هم با و جو د نشست و تفا هم که مکرر میا ن رهبرا ن پشتون تبار صو رت گر فت این تشکل تا زه اثبا ت کرد که تا تعا مل وا قعی میا ن رهبرا ن وا بسته به قو میت های گو نه گون  را ه دشوا ر در پیشرو است .

فلهذا در آ یند ه این احتما ل بعید از امکا ن نیست که اتحا د ها ی گو ن گو نی شکل گیرد و دو با ره در هم شکند.

زیرا در جا معه نا تو سعه یا فته ما نند افغا نستان که دید و درا یت رو شنفکر گستر ده تر از منا فع تبا ر یش تعر یف ندارد ، دشوار است یک شبه استعداد تعا مل و تفا هم را  رهبرا نش تجربه کنند.

به هر صو رت اگر رهبرا ن کنو نی به اصلی به نا م منا فع ملی با ور مند با شند نیا ز ها ی کنو نی جا معه را قرآءت نمو ده و بتاء سی از آ ن به ایجا د ساختا ر سیا سی مبا در ت خوا هند کرد.

لهذا بسیا ر دو ر از امکا ن  است که این تشکیلا ت   رو ز برو ز قوا م گیرد و در جهت برآورد ن هد فی ویژه مسا عی مشتر ک انجا م دهد. زیرا تا هنوز سیا ست سا زا ن ما نند ما رشال فهیم و محمد کر یم خلیلی در بسا ط قد رت آشیا نه دارند و برا ی فردا ی خویش در فکر نا ن و نام اند.

 

 

گپ ها ی گفتنی

تاثیر گزاری یک جر یا ن ، یک نسل و یک سا زما ن سیا  سی یک دو ره ویژه تا ریخ را احتوا میکند ، اما عمر یک ملت یک ایدیو لو ژی ممکن با در نظر دا شت عنا صر سازند ه در ادوا ر تا ریخ ما ند گا ر با شد و برا  ی نسل ها ی متعدد اید ه ،انگیزه و قد رت اراده بدهد.

تا ثیر محمد {ص} مو سا ،عیسا ، زرد شت و بو دا منبعث از همین تیو ری است، امرو ز تما م نسل بشر را ه و شگرد زند گی معنو ی خود را با استنبا ط از نص همین ا دیا ن سمت و سو میدهند .

اگر پیرا منو ی زند گی اشخا ص که نا مبرد ه شد مکث شو د همه در زند گی ، ارزشها ی زند گی را برا ی بشر یت میخوا ستند و خوا ست ها ی شخصی خود را فدا ی دید ، نیا ز و تمنیا ت پیروا ن خود میکردند .

اما رهبرا ن امرو ز به و یژه در جها ن نا تو سعه یا فته همه ارزشها ی زند گی را در انحصا  رخو د قرار داد ه و حو زه دید و معرفت شا ن در زیر نا فشان گر ه خورده است .

این تما  میت خوا هی برا ی درا زمدت نه تنها نگهبان منا فع ا

آنها در حو زه قد رت ، اقتصا د و سیا ست است ، بل که پیروا ن و پسرا ن شا ن به انگیزه دا شتن

 امتیا زات ما دی زند کی در جوا نی پیر و در جهت هدا یت گر ی به بن بست میرسند.

عیا شی ، استرا حت طلبی و تجا وز بر حقو  ق دگرا ن را حق مسلم خود دا نسته ودر منا سبا ت زند گی سخت خود خوا ه از خود را ضی و متکبر اند .  

معا مله گر ی ،فرصت طلبی و و تظا هر ویژگی است که در شخصیت آنها  تخمیر بو ده و برا ی سازند گی و هدا یت گر ی کوچکتر ین بر نامه ندارند .

نسل جوا ن ما مو ریت دارد این چا لشها را به در ست حلا جی کرده و در راستا ی تعین سر نو شت خود گا م بر دارد در غیر آن   ،

  اگر این مکتب است این ملا

حا ل طفلا ن خرا ب می بینم

محتا ج

صدای ناجور

ربا عی

 نو ر وچرا غ و پنجره هر سه اسیر شد

شا عر غر یب و دیده او هم ضریر شد

تنها صدا ست مونس او در گداز روز

او را بسا ط زند گی شبه کویر شد

عزل

به پا سخ  آقای پرتو مرد درد و درک

{امشب صدا ی قا فله ء نور میر سد}

بر درب با غ لشکر زنبور میرسد

ای باغبان خسته و افسرده و مریض

فصل فر یب و غارت مزدور میر سد

بر خیز همتی که به تاراج میرویم

آ فت بباغ شاخهء  انگو ر میرسد

از دو ر میرسد به دو گو شم نهیب خا ص

هر چه که هست ضجه نا جو ر میرسد

تا درک ما به معنی این سا ز میرسد

تند یس ما به پر تگه  گور میرسد

پیش از وقوع حا دثه تا ایستلا ی شب

همت کنیم جا ده ء پر نو ر میر سد

 

 

در وصف دروا  ز

 

اگر ملک خدا رو م است یا چین      ویا خوارزم گرجستان ما چین

فلا ت سبز ی ایرا ن و بخا را            ویا کا ریز میر شهر آرا

ویا بخد ی و بغلا ن  سمر  قند          پشاور یا بساط گرم خجند

ویا کشمیر وپنجا ب نشا پور          ویا ملتا ن چشت وا دی غور  

همه فلا ت گرم وجا ی بزم اند         و یا میدا ن نرم از بهر رزم اند

ولی درواز سر شار از گداز است       تما م خلق او اندر نیاز است

نیازش زیر نافش گشته پنها ن         ندارد چا رهء جز صبر و کتما ن  

جوا نا نش همه شد انقلا بی             وکیلانش حریف ما و سا قی

زهشیا ری؟ همه خلقش مسکر !         همه درما ند ه مجبو ر و ابتر

همه سر باز در ادوار تا ریخ            نگهبانا ن ارغنداب و مر یخ

سر انجا م با همه گردن فرا  زی        نبا شد جا ی عیش مرد تا زی

دلم از کوهسا رش گشته خسته          بود دربش برویم سخت بسته

   

      

مشکلا ت  ما

 

در جوا مع  پسا مدرن و نا تو سعه یا فته شگرد کا ر دو لت مردا ن بر مبنا ی طر ح یک دید گا ه از جا نب یک قرأت ازیک  دو ره از تا ریخ و زما ن است .

هنگا میکه یک تیو ر ی و دید گا ه برا ی پا سخ را هکا ری به مشکلا ت جا معه و ضع شد ، قوا ی اجراییه ما مو ریت تطبیق انر ا به شگر د ها ی اتو کرا تیک آعا ز کرد ه ، و بدو ن شنا خت از شرا یط تطیبق آن بصو رت را دیکا لی انجا م می یا بد .

اما در جوا مع مرد م سا لا ر هدا یت و مدیریت سیا سی جا معه بر مبنا ی نیا زسنجی از شرا یط ، فر صت ها ، تهد ید ها و ضعف نقا ط و قو ت سمت و سو می یا بد.

این فرا یند از یکسو پا سخگو مشکلا ت جا معه است و از جا نبی هیچ کس ما مو ر انتقا ل دید گا ه ی کج و اتو کرا تیک یک تیم و گروه خا ص نیست .

اما در جوا مع پسا مرد ن و نا تو سعه یا فته مردم مجبو ر میشو ند تا یک گا ه طر ز تفکر و طر ح ها ی سیا ه و خبیث یک تیم را بصورت ذهنی انتقا ل دا ده و برا ی جا معه مصا یب فرا وان تحمیل کنند .