قرابت روسیه با طالبان بر مبنائی کدا م منافع استوار است.

بهروز پایدار

آقای ضمیر کابلوف سفیر روسیه در کابل چندی پیش گفته‌است که برای مبارزه با(داعش به عنوان "دشمن مشترک"، با طالبان در افغانستان تماس برقرار کرده‌است.

 آقای ضمیر کابلوف، نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور افغانستان به خبرگزاری انترفاکس گفته‌است که روسیه در این مورد با طالبان منافع مشترک دارد و مشغول تبادله معلومات با این گروه است.

همزمان با این ابراز نظر برخی رسانه ها مدعی شدند که میان آقای پوتین و نماینده طالبان در مورد مبارزه مشترک با داعش گفتگو صورت گرفته اذعان که مقامات رسمی روسیه هیچ گاهی آنرا تاید نکردند.

در گذشته دولت روسیه به تکرار وعده کرده بود که آماده است برای تقویت نیرو های امنیتی افغانستان به ویژه نیرو های هوای تدارک نظامی را تامین نماید.

همین آقای کا بلوف تاکیده کرده بود    که روسیه حاضر است به دولت افغانستان تجهیزات نظامی بدهد، اما این کار را "با احتیاط و به صورت تجارتی" انجام خواهد داد.

آقای کابلوف گفت: "طالبان افغانستان و طالبان پاکستان هر دو گفته‌اند که ابوبکر البغدادی (رهبر داعش) را به عنوان خلیفه به رسمیت نمی‌شناسند و این خیلی مهم است.".

پایگاه نظامی روسیه در تاجکستان که به نام فرقهء 201 یاد می شود حدود 6000 تن پرسونل نظامی دارد که بزرگترین استقرار قوت های روسیه در خارج از آن کشور محسوب می شود، و این پایگاه بیشتر برای دفاع از مرزهای تاجکستان و دفاع از نا امنی های داخلی آن کشور ما موریت نظامی داشت.

هدف از ایجاد این پایگاه دفاع از مرز های بود که میان جغرافیا افغانستان و کشور های تاجکستان ،ترکمنستان و اوزبیکستان قرار دارند ، وبدن شک وشبه این تهمیدات دفاعی در برابر تندروان گروه های بود که به نام گروه طالبان در افغانستان مصروف فعالیت نظامی اند.

دیمتری مدویدف و امام علی رحمان همچنان در مورد امضای یک سند تشریک مساعی که جزییات آن افشا نشده، در زمینهء حفاظت از سرحدات تاجکستان با افغانستان غور کردند.

سرحداتی که از ناحیهء قاچاق مواد مخدر و نفوذ بنیادگرایی به مثابهء یک منبع نگرانی برای مسکو به شمار می رفت..

با ترک نیرو های سرحدی روسیه در سال 2005 از تاجکستان، یک دوران دیگر از استقرار قوت های نظامی دوران شوروی ختم و کنترول سرحدات تاجکستان به مقامات محلی سپرده شده بود..

با خروج نیرو های ناتو در سال 2014 از افغانستان و سپردن مسوولیت های امنیتی به نیرو های افغان، کشور های منطقه در زمینه به وجود آمدن یک خلای قدرت در آن کشور و یا پخش نا آرامی ها درما ورای سرحدات افغانستان، نگرانی داشتند..

روسیه همچنان با پاکستان که دشمن سابق دوران اتحاد شوروی روسیه می باشد، دارای نقش کلیدی در ثبات افغانستان است، خواستار داشتن روابط نیک می باشد.

در آستانه خروج نیروهای ناتو روسیه با راه اندازی رزمآیش بزرگ که بر مبنائی بر ارقام  شصت و پنج هراز نیرو نظامی مشارکت داشت ،آغاز کرد و در مورد تقویت نیر و های خویش در تاجکستان و قرقیزستان بازنگری را آغاز نمود.

اما تامین رابطه با طالبان در شرایط کنونی میتواند بر مبنا ئی انگیزه های زیر صورت گرفته باشد.

پا درمیانی وساطت پاکستان برای کشانیدن روسیه در بازی های بزرگ منطقه

درگیری روسیه در سوریه وایجاد مشکلات تازه و رو دررو با داعش

استفاده ابزاری از انرژی طالبان برای تضعیف توانائی داعش در افغانستان

عقب مانی روسها در برخی ایتلافهای جهانی

و دها فرضیه دیگر را میتوان علت قرابت و نزدیکی روسیه با طالبان در شرایط کنونی شمرد، اما این فرضیه به هر عنوان وانگیزه که مورد حلاجی قرار داده شوند برای دراز مدت هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که مناسبات طالبان با روسیه بر مبنائی اعتماد و منافع دو سویه پیشرفت کند.

زیرا این طالبان بودند که برای نخستین بار تشکیلاتی را به نام حزب التحریر در داخل افغانستان وپاکستان مجوز فعالیت داد ه و هدف این حزب ساختار و ایجاد یک دولت بزرگ اسلامی در کشور های اسلامی بدون درنظرداشت مزر میباشد.

تا هنوز منابع امنیتی مجموع وابستگان و هواخواهان داعش را درکل جمهوریتهای آسیامیانه به صورت تخمینی چهارهزار تن میدانند ، اما نا گفته روشنست که تشکیلات حز ب التحریر به مراتب گسترده تر ،واز نگاه ایدیولوژی فعالتر از داعش است.

برمبنائی این باور روسیه نمی دانم بر مبنا ئی کدام برداشت و چشمداشت بر پس منظر رویداد های تمرکز دارد ، ایا روسیه با ایجاد ائتلاف با طالبان در تلاش هم تبانی با حزب التحریر و سایر سازمانهای است که در گذشته آنها را دشمن منافع دراز مدت خود میدانست .؟ایا با اتخاذ موقف تازه میخواهد با یک تیر دو هدف را نشانه بگیرد، آیا استراتیژی روسیه در مورد مبارزه با سازمانهای تند رو، تغییر کرده است.؟!

یا به  این وسیله میخواهد ؛توانائی وانعطاف پذیری خود را در برابر سازمانهای رادیکال از نو تجربه کند. و دها فرضیه و اگر دیگر که برای پاسخ یابی به همه آنها ما به زمان بیشتر نیاز داریم .

اما دقیقترین برداشت و گمان اینست که روسیه برای دراز مدت در تلاش تبانی و تفاهم با سازمانهای رادیکال نسیت ،روسیه میداند که از کاشغر تا ماوراءقفقاز کشور آسیامیانه سالهاست تحت انظباط شدید اداره میشوند، واگر فرصت آزادی به این کشورها داده شود،وزمینه حضور وفعالیت آزاد سازمانهای تند رو در این کشور های مساعد شود ، کشور ها ی تاجکستان ، ازبکستان ،ارمنستان و سایر جمهوریتها به موقعیتی شبیه وزیر ستان مبدل خواهند شد .

لهذا روسسیه در این اواخر با طرح و تابعیت از سیاست های جالب در تلاش یافتن موقعیت مناسب در بازار سیا ست است ، بازار که متاع اصلی آن ترفند ،تطمیع ترویج اعتماد شتابزده ومقطعی برای کسب منفعت بزرگست.

اما هم تبانی شدن و ایجاد هر نوع قرابت با طالبان به هر عنوان که باشد ،متعارض با میثاقها و تعهداتی است که روسیه در برابر سازمانهای تند رو ورادیکال دارد، روسیه در گذشته جریان طالبان را به مثابه یک جریان تند رو وتروریستی تعریف کرده بود، اما با اتخاذ موقف جدید پرسشهای فروانی را در میان افکار بیطرف زنده ساخته که مسیر سیاست در این کشور قدرتمند دنیا بر مبنائی چه اهدافی شکل میگیرد.؟

درغیر آن ناگفته روشنست که میان سیاستهای گذشته وسیاست های کنونی روسیه برای تقارب باسازمانهای رادیکال دره عمیقی واقعی است، ویا شاید  روسها فکر میکند ، مانند پاکستان از انرژه سازمانهای رادیکال برای تامین  منافع راهبردی خویش  سود جسته و با استمداد اینگونه سیاستها مقطعی منافع بلند مدتی و بزرگی را شکار وکسب کنند.