فشرده شرح فرهیتخه ئی که تنها رفت

محتاج

سر گذشت فر هیختگان این مر زبوم با درد، تعب،در ماندگی و آوارگی همزاد و همروز گار بوده است ، در مورد

آدم الشعرا رودکی تاریخ اطلاعات سرخ و روشن بما کمتر داد ه است ، اما سر گذشت سنائی ،جامی ومولوی شگفت انگیز ودرد آلود است .

در مجموع اگر نگرش ژرف در مقیاس دنیا داشته باشیم ، آغاز از دیوگنیس" دیوژن"افلاتون ،نیچه و هایدگر همه در کابوس فراز و فرود زندگی سخت شکنجه شده اند و شاید علت العلل  ایقاظ و بیداری  آنها چشیدن طعم تلخ زندگی بوده ، تا به این وسیله به ترجمان بیطرف درد ها مکتوم و پنهان مردم مبدل شده اند .  

در یک قرن اخیر تر جمانهای بسیاری از میان توده ها سر کشیده و با تلخ کامی در کابوس رنجها متوالی این جامعه درد زا با تعب و درماندگی در دل خاک خسبیدند .

زند ه یاد جلا ل نورانی از میان انشگت شمار نویسندگانی بود که در ژانر هزل و طنز در د های مردم خود را باز تاب داد و در عنفوان جوانی جامعه با الفت بی پایان مخاطب نوشته های او شد.

هر چند صنعت مطایبه و هزل گوی در تاریخ هنر ما پیشنه دراز و سنگین دارد ، اما فورم که نورانی به ارائیه نوشته هایش به آن پرداخت ، بکر ، تازه و نوعی تقلید مستحسن از ژانر غربیها بود ، که نورانی آنرا در کسوت رنگین و منقش به مخاطب خود ارائیه کرد و از برکت این ارائیه زنده یاد جلال نورانی جایگاه شامخ خود را کسب کرد.

در روزگاری که رسانه های نوشتاری کمتر به آذین چاپ آراسته میشدند ، رادیو به مثابه تأثر گذار ترین رسا نه در دور ترین دهکده های این کشور مخاطب داشت ، هرچند در برخی روستا ها تنها یک پایه رادیوی ترانزیستوری دست یافت میشد اما شب هنگام اهل روستا به درب کسی که رادیو داشت دق الباب میکردند و با حرص و اشتها زمزمه های شب هنگام و داستانهای دنباله دار را به اشتیاق می شنیدند.

جلال نورانی قلم بدستی بود که در تهیه و نگارش این محتوا های نقش تأثر گذار و قابل توجه داشت، در آفرینش داستانها ، طنز های شرین و گزینش سایر  محتوا های که تر تیب و آماده باز تاب از طریق امواج میشد با شکیبائی و ذوق هنری در ارائیه آ ن میکوشید.

نورانی و دوران آوارگی و آفرینش نو به نو  :

جنگهای داخلی سبب آن شد تا نورانی بساط هنرش را جمع و مانند سایر هنرمندان به آوارگی مبادرت کند ،اما در دوران آواره گی  مهم ترین آفرینش های طنزی خود را ارئیه کرد ، زنده یاد نورانی با قرائت تازه از پیشنه هزل و مطایبه در ادبیات دری پرداخته و تاریخ هزل نویسی و مطایبه نویسی را با شکیبائی خلق کرد.

شک نیست که یکی از انگیزه های دو باره باز آمدنش به کشور چاپ آفرینش های تازه اش بود که با همت انشارات میوند ، سعید و بیهقی چاپ شدند .

مجموع آفرینش های نورانی :

ای همو بیچاره گک اس

وغیره نویسی

تیاتر کودک

گفتاری در باره ادبیات درماتیک

هنر نمایش نامه نویسی

نزدیک بی  آب شوم

مادر کلان {داستان های کودکان}

گرو تسک {نوعی از طنز}

پرودی و پردی سازان" تحقیقی"

زبان گریه و خنده

هنر طنز نویسی

طنز های منتخب

چاقک و لاغرک

بخمل

از پنجره طنز ،شناخت و تاریخ ...

طنز های از چار گوشه جهان

خلیفه رهنورد و کاکه هایش

ستیزه گر ظرافت گستر

تر جمان از دیگ کچری قروت برآمد

زرین کلک و زرین قلم

افزون براین آفرینش های طنزی چهارده عنوان کتاب ترجمه نورانی در هنگام زند بودنش تهیه ،حروف چینی و چاپ شدند.

نورانی و روزهای رخوت پیری :

نورانی پیش از رفتنش به دیار دایمی باز نشسته شده بود ، اما شهر وخیابانهای که نورانی در آن زیسته بود ، او را نگاه گرم نمیکردند از همین سبب گاهی هتل سلطان غزنه گاهی اینجا و فر دایش در جای نا معلوم می گذشت خوشبختانه عیار مردی از سنخ مردان{ حاجی نصیر احمد } پاک باز او را به بنگاه میوند برد و دفتر کارش را در اختیار او گذاشت .

نورانی از این دفتر به مثابه اطاق کار و استراحت استفاده میکرد و هفته ئی دو بار پیش من می آمد ، پیش از آمدن از شهر تلفن میکرد : کجاستی؟ میگفتم دفتر م،میگفت من از خداامروز نان چاشت را خیر خواستم ،و خدا ج پدیرفت وگفت : نورانی روزی امروز شما مانند گذشته در بیهقی حواله شده است .

بعد از پایان غذا بساط شطرنج پهن میشد وروز که دوسه بار پیاپی  میباخت با لحن تند میگفت: "هیچ کار را یاد نداری اما شطرنج را هیچ بلد نیستی"و من میگفتم: درد باخت در شطرنج سلطان در د هاست.

و با دریغ در همین اطاق روز گار تنهای آنقدر شکنجه اش کرد که یکباره روی از این خاکدان بتافت و راهی جاودان شد. روحش شاد.