بن بست جنگ

چرا وضعیت نظامی در کندز پیچیده شد .

تهاجم طالبان بالای کندز بیش از یک هفته شد ، وتقریبن نیروهای نظامی با وجود آنکه در هنگام رجعت بصورت برق آسا مواضع خود را رها کردند ، اما در هنگام تعرض با نوعی ضعف مورال و رخوت با مخالفان در گیر شده و فرایند جنگ را به بن بست کشانیدند.

عوامل بن بست :

پایان بودن مورال رزمندگان وابسته به دولت

نداشتن مفکوره فعالیت مخالفان

عدم آشنای با اراضی

موجودیت محلات مسکون

کند بودن فعالیت وسایط میکانیزه

آشنای مخالفان با اراضی

حمایت برخی مردم از پیشرفت مخالفان

نبود سوق اداره منظم در سطح رهبران تصمیم گیرنده

ونداشتن پلان شاپلونی و تنظیم اوپراسیون درست در جهت فعالیت قوتها

راه برون رفت از بن بست:

تشدید فعالیتهای تهاجمی در عمق دشمن

استخدام نیروهای تازه نفس از عقب جبهه

تعریف فعالیت مخالفان برای منسوبان متعرض

ایجاد حملات غافیلگرانه در نقاط ضعیف

استخدام نیروهای فرود آورده شده در جناحین ونقاط ضعیف

تنظیم تعرض گروهی در ترکیب گروپمانهای کوچک و انعطاف پذیر در عمق ،جناحین وعقب جبهه

تغییر رهبری درسطح اوپراسیون جنگ

لغزاندن قوتهای میکانیزه به استقامتهای که زمینه برای پیشرفت وسایط زرهی مساعد است.

اگر عملن من در جریان فعالیتهای جنگی قرار میداشتم بدون شک ده نقطه کور وضعیف دیگرا تحلیل وضعیت نموده و مبتنی بر آن قرار قاطع وفیصله کن استخراج میکردم.

نخستین روز سکان داری طالبان در کابل

نخستین روز سکان داری طالبان بر اریکه قدرت

روز 5شنبه 5میزان از دفترساعت یک بجه طرف خانه اراده رفتن داشتم در چهار راهی مکروریان ،اکنون" چهار راهی عبدالحق" نیروهای وابسته به فرمانده مسعود سوار در تانک تی 62 از طرف پل چرخی به سرعت به استقامت شهر روان بودند ، واین حرکت به روشنی حکایت از عقب نشینی نیرو های دولت فقید ربانی داشت.هنگامیکه در دردارالامان رسیدم ، وضعیت آرام بود اما خبر عقب نشنیی نیرو ها وابسته به ربانی فقید دهن به دهن میگشت، شب را با دلهر ه ونگرانی آعاز کردیم ومن در بالای بام وضعیت پیرامون کاخ تاریخی دار الامان را ترصد میکردم .

ساعت 11ونیم شب نیروهای طالبان از گردنه خیر آباد داخل چهلستون شده و بدون اندک مقاومتی به سوی گذر گاه پیشرفت کردند و کاخ دار الامان ساعت نوونیم شب تخلیه شده بود.

شب با همه سیاهی اش گذشت و بامداد مادرم برایم هدایت داد برای رد یابی برادرم بروم ، اودر ارگ سر باز بود ، هنگامیکه از خانه بیرون شدم در اکناف حوزه هفتم نه نیروهای وابسته به طالبان بود ونه هم از دولت فقید ربانی .

تکسی رانی را میشناختم ، به سوی خانه او آهسته آهسته حرکت کرده و بعد از تقلائی زیاد راضی اش کردم که تا شهر مرا برساند ، در مسیر راه دارالامان هشت عراده وسایط جنگی از نیرو های دولت ربانی فقید باز ماند بود ، در پل باغ عمومی دو دستگاه ریکتیف بی ایم بیست ویک بدون مرتبات در متن جاده جا مانده بود و این وضعیت بیانگر آشفتگی و هراسی بود که نیروهای دولت ربانی فقید حتا به انتقال وسایط خود ، موفق نه شده بوند .

تکسی مرا در پل باغ عمومی پایان و به استقامت ارگ حرکت کردم در شهر اندکی مردم در حال گشت و رفت و آمد بود ،میان خود زمزمه میکرندکه طالبان دونفر را در چهار راهی آریانا حلق آویز کرده اند.

هنگامی که در چاراهی آیانا رسید م دیدم در برج دید بان ترافیک دو تن با جسد خون آلود توسط کیبل های زخیم و ستبر آویزان هستند در دهن یکی سگرت و در سوراخ بینی دیگری نوت صد افغانیگی جا بجا شده بودو یک طالب با ریش بلند پیوسته اجساد خون آلود را این سووآن سو حرکت میداد .

تعمق کردم دیدم یکی شا هپور احمد زی ودیکری داکتر نجیب الله است ، داکتر نجیب الله را میشناختم و هنگامیکه  رئیس جمهور بود چند بار از نزدیک او را دیده بودم ، چاق و تنومند بود ، اما فهمیده میشد که در هنگام پنا هندگیشدر دفتر سازمان ملل وزن باخته و لاغر بود ، شقیقه هایش پرخون وپیراهن تنیان جگری به تن و نیم ساق های سیاه پوشیده بود  ،

اما احمد زی مرتب وملبس با پطلون کوبای ،جمپر جگری و کرمیچ ادی داس بود ، درظاهر تندیسش علایم زخم ،خون وجرح دید ه نمی شد وتوسط فیر سلاح ناریه به قتل رسیده بود.

تندیس داکتر نجیب الله آغشته با خون بود وعلایم جرح در شقیقه چپش هویدا  و چشم راستش هم متورم و پوشیده با خون بود .